خانه » تاریخ، جامعه و فرهنگ » ایران پیشرو هنر تعزیه – تعزیه هنر پیشرو برگجون

ایران پیشرو هنر تعزیه – تعزیه هنر پیشرو برگجون

علی اکبر لبافی، ۲۶ شهریور ۱۳۸۹

قصد من ابتدا این بود که مطالبی در خصوص تعزیه در برگجهان گردآوری و ارایه کنم. در مسیر تحقیق مجبور شدم تا از پیشینه این هنر نمایشی در ایران شناخت بیشتری پیدا کنم، زیرا بدون این شناخت قبلی، امکان شناخت مناسب از مراسم تعزیه در برگجهان وجود ندارد. در مسیر تحقیق به کتاب ارزشمندی دست یافتم به نام «تعزیه، هنر بومی پیشرو ایران». این کتاب مجموعه مقالاتی است که در مجمع بین‌المللی تعزیه ارایه شده است که از سوی جشن هنر شیراز در سال۱۳۵۵ برگزار شد.

گردآورنده این کتاب پترچلکووسکی است که توسط آقای داوود حاتمی ترجمه شده و توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در سال ۱۳۶۷ منتشر شده است. پس از خواندن کتاب و خلاصه کردن این کتاب ۴۰۰ صفحه‌ای، پسندیده دیدم نتیجه این کوشش ناچیز خود را در اختیار شما خوانندگان محترم نیز قرار دهم.

بخش نخست مقاله از لابلای سطور کتاب مورد اشاره استخراج گردیده که در عمده موارد عین مطلب و در بعضی موارد به جهت تلخیص با رعایت امانت از فحوای مطلب کتاب استخراج شده است. به منظور تدوین مقاله‌ای قابل فهم از عناوین جدیدی استفاده کرده‌ام و برای مرتبط کردن متن با عناوین گاهی لازم شده است، ترتیب مطالب نسبت به کتاب اصلی جابجا شود.

آنچه در انتهای مقاله و در ذیل عنوان تعزیه و برگجهان می‌آید حاصل تحقیقات اندک میدانی من در برگجهان است که در صورت پیوند خوردن با مطالب تحقیقاتی مورد اشاره در بالا می‌تواند تا حدودی شناسنده‌ی موضوع تعزیه در برگجهان باشد. محور اصلی این تحقیق مصاحبه با افراد مختلف روستا بود. گرچه شایسته بود مصاحبه با افرادی انجام شود که خود در تعزیه ایفای نقش داشتند، ولی از دو نفری که من کوشش کرده با آنان مصاحبه نمایم، مصاحبه با آقای حسن جان‌نثاری به دلیل کهولت و بیماری، و مصاحبه با شیخ عبدالمحمد لبافی به دلیل امتناع از مصاحبه ممکن نگردید. در اینجا جا دارد از همه عزیزانی که یاری‌ام کردند به ویژه آقای محسن لبافی پسر عموی گرامی‌ام که مرا به گنجینه‌ی بی‌نظیری رهنمون گردید، تشکر کنم.

کلیاتی درباره تعزیه

تعزیه از نظر لغوی اظهار همدردی، سوگواری و تسلیت است، ولی به عنوان شکلی از نمایش ریشه در اجتماعات و مراسم یادکرد شهادت امام حسین (ع) دارد. اگر چه تعزیه به مرور و از دل مراسم بزرگداشت عاشورا و شهادت امام و همراهانش در ماه محرم و به شیوه منحصر به فردی بروز و ظهور یافت ولی ریشه‌های کهن‌تر و مراسم مشابهی نیز برای آن می‌توان یافت.

taziyeh1در این میان، مراسم یادکرد مرگ سیاوش و مرگ مسیح(ع)، و آیینهای یادبود دیونیزوس، اوزیریس، یادگار زریا و شخصیت‌های دیگری مربوط به سنن هند و اروپایی و سامی را می‌توان نام برد. مشابهت میان عیسی(ع) و امام حسین(ع) از نظرهای مختلف به ویژه فلسفه مرگ یا شهادت آن‌ها و القابشان که یکی روح خدا و دیگری- به روایتی- خون خدا نامیده می‌شوند، بیش از سایر موارد نامبرده است. با این وجود میان افسانه مرگ سیاوش و وقایع عاشورا و مراسم یادکرد آن‌ها از سوی مردم هم شباهت بسیار است. فدا شدن به خاطر رهایی دیگران، آگاهی از مرگ خویش، و آگاهی از سرنوشت شوم و مصایب و رنجهای پیش‌روی همسر و خانواده در هر دو مورد مشترک است.

میان اجتماعات و مراسم محرم و تئا‌تر قرون وسطای اروپا شباهتهای زیاد هست. تفاوت آن‌ها در این است که در مراسم محرم برعکس تئا‌تر قرون وسطی، تماشاگران ساکن و پرده نمایش در حرکت است. مهم‌ترین اختلاف نمایش تعزیه که از دل مراسم و اجتماعات محرم متولد شد، با تئا‌تر اروپایی یا هر نمایش دیگر نحوه ارتباط با تماشاگران است. گو اینکه بازیگران و صحنه بازی نیز متفاوت است.

خارجیانی که در ایران زیسته‌اند یا از آن گذشته‌اند و نمایش تعزیه را دیده‌اند، مجذوب آن شده‌اند. تا حدی که گفته‌اند اگر موفقیت یک نمایش به میزان تاثیری باشد که بر بازیگران یا تماشاگران خود می‌گذارد، هیچ نمایشی تاکنون موفق‌تر از تعزیه نبوده است. حتی کوششهایی که در خلق تئا‌تر فقیر، به معنای پیراستن تئا‌تر از ظواهر و دستیابی به یک خلوص متقابل میان تماشاگر و بازیگر در مغرب زمین شد، هیچگاه نتوانست به مرتبه تعزیه در این زمینه دست یابد.

تاریخچه تعزیه

در سال ۹۶۳ میلادی و درحدود ۳۰۰ سال پس از واقعه عاشورا، به فرمان معزالدوله مراسم سوگواری دست‌جمعی عاشورا برپا می‌شود. این موضوع از طرف وی عموما با اهداف سیاسی و مخالفت با حاکمیت آغاز شد. در دوران آل‌بویه نیز مراسم سوگواری با اهداف خارجی و مخالفت با حاکمیت و استقرار سنی‌ها برپا می‌شد. کم‌کم دسته‌های عزاداری مشابهی نیز از سوی سنی‌ها به راه افتاد و مراسم محرم با اغتشاشات خونین همراه شد که تا پایان دوران آل‌بویه ادامه داشت. در سده دهم اجتماعات ماه محرم به خوبی متشکل شد و برای اجرای آن خیمه برپا کردند و مرثیه‌خوانی نمودند.

taziyeh2در سده ۱۱ زمخشری، متکلمی ایرانی در کتاب خود توضیح داد که هر کس برای حسین بگرید با او محشور می‌شود و افزود هر کس بگرید یا دیگری را به گریه اندازد مستقیما به بهشت می‌رود و هر کس خود را شبیه دسته‌ای سازد از آنان خواهد بود. او از این دیدگاه ضمن آنکه زمینه نظری تقلید را مهیا ساخت، مقتل خوانی را نیز ارزش و اهمیت بخشید.

در پایان قرن ۱۴ کتاب روضـه‌الشهدا به نگارش درآمد که نخستین مقتل به زبان فارسی بود. هم‌زمان با رشد مراسم محرم، بیان وقایع کربلا نیز مرسوم گردید. این کتاب که در اوایل سده شانزده به طور گسترده انتشار یافته بود، منبع ذکر این وقایع و مراثی گردید و این مراسم به روضه‌خوانی که‌‌ همان خواندن از روی کتاب روضه‌الشهدا بود مشهور گردید.

در ابتدای قرن ۱۵ شاه اسماعیل با بهره‌برداری از تشیع به سمت اهداف ملی و اجتماعی گام‌برداشت و تشیع مذهب رسمی کشور شد و پادشاهان صفوی مراسم محرم را مورد حمایت قرار دادند. در اوایل قرن ۱۶ تضادهایی به دلایل قومی و فرقه‌ای یا چشم ‌و هم‌چشمی میان دسته‌های مختلف عزاداری بوجود آمد که سبب زدوخورد جدی می‌گردید. دسته‌های دو طرف معتقد بودند که اگر کسی در این نزاع‌ها کشته شود به بهشت می‌رود.

حدود ۲۵۰ سال، دسته‌گردانی و روضه‌خوانی در کنار هم بود و پیچیده‌تر و پیراسته‌تر شد. تا اینکه در نیمه قرن ۱۸ شکل نمایشی جدیدی به نام تعزیه‌خوانی به وجود آمد. سال ۱۷۷۰ را می‌توان به عنوان حدود سالهای شروع تعزیه دانست. قدیمی‌ترین مستندی که دال بر احداث ساختمان (تکیه) دایمی مخصوص برپایی مراسم سوگواری است، مربوط به سال ۱۷۸۶ است. ساخت تکایا ظرف صد سال به شدت رشد می‌کند. به طوری که در آن سال‌ها گزارش می‌شود درشهر شاهرود ۴ تکیه هست، در حالی که مجموع مساجد و حمام‌ها و کاروانسراهای شهر۵ باب بیشتر نیست. همچنین گزارش شده است در رشت زمانی که ۲۲مسجد و۳۴ مدرسه وجود داشت تعداد تکایا ۳۶باب بود. در نیمه قرن نوزدهم افتخار هر شهر به تعداد تکایایش بود.

taziyeh3از اوایل سلطنت قاجاریان، وقف نیز به تعزیه‌خوانی سرایت کرد. گواه این مدعا وقف ثلث اموال یکی از علمای قم برای برپایی مراسم سوگواری و تعزیه است.

در زمان آغامحمدخان و فتحعلی‌شاه متکلم ایرانی به نام فاضل قمی بیان کرد که نمایشهای مذهبی نه تنها شرعی است و مانعی ندارد، بلکه از بزرگ‌ترین آثار مذهبی است. از عصر صفویان و بعد در دوره قاجار به دلیل حمایتی که از ناحیه دربار نسبت به مراسم سوگواری می‌شد، برپایی مراسم و تزیین تکایا از سوی توانگران و افراد دیگر با هدف گسترش نفوذ در دربار و در میان جامعه رواج یافت. این موضوع اگرچه در زمان فتحعلی‌شاه به اوج رسید، ولی همچنان تداوم یافت.

امیرکبیر که در آغاز مخالفتی با تعزیه از خود نشان نداد و حتی دستور داد به منظور ارتقای سطح اشعار تعزیه و روضه‌ها اقدام کنند، طولی نکشید (شاید با فشار علما) درصدد برآمد که تعزیه خوانی را به کلی ممنوع کند. ولی این اقدام با خشم عمومی شیعیان همراه بود. حمایت ناصرالدین‌شاه از تعزیه ضد و نقیض به نظر می‌رسد، ولی با ساخت نخستین تکیه دولتی آن هم با ابعاد و اندازه تکیه دولت و برگزاری مراسم تعزیه در آن، عملا در حمایت تعزیه قدم بزرگی برداشت. تا جایی که با انحطاط شعایر دینی در آن دوران، تکیه دولت حتی تا مدتی پس از انقلاب مشروطیت به کارش ادامه داد.

سیر تحول تعزیه

taziyeh4تعزیه از دل مراسم عاشورا برآمد و شروع نمایشهای آن هم از وقایع عاشورا بود. اما در طی یک سده به صد‌ها مجلس واقعی دینی و تاریخی یا افسانه‌ای تبدیل شد. تنوع و تعدد موضوعات تعزیه به نحوی شد که برپاکنندگان آن می‌توانستند در تمام طول سال و در هر روز یک مجلس را نمایش دهند.

تکایا و برپایی آن‌ها برای مراسم سوگواری، فضای لازم را برای اجرای تعزیه فراهم کرد. در وسط تکایا سکویی بدون پرده قرارداشت و نمایش اصلی بر روی آن انجام می‌شد. تعزیه ابتدا ساده و با تک‌خوانی قهوه‌خانه‌ای و مضامین تکراری و طولانی و اشعار ساده مواجه بود.

وسایل تعزیه ساده و درعین‌حال مختصر بود. برخی از این وسایل مانند شمشیر و اسب واقعی و برخی مانند تشت آب و نقاب‌ها نمادین و برخی مانند حجله‌ها و پرچم‌ها تزیینی بود. کم‌کم از ادوات ساده موسیقی مانند طبل و شیپور نیز استفاده شد. به این ترتیب، مضامین پیچیده‌تر و اسباب صحنه برجسته‌تر شد. کار به جایی رسید که حتی برای تعزیه‌ی شیر و فضه از شیر واقعی در صحنه استفاده شد. نواختن دهل و سنج و سرنا و قره‌نی و انواع شیپور معمول گردید. برای هر مقام یا موقعی مانند حضور حرّ یا عباس و غیره اشعار ویژه و موسیقی حماسی خاص تدوین گردید.

متن تعزیه‌ها ابتدا ساده بود. متن هر مجلس جداگانه است، ولی کامل و قطعی نیست. بلکه می‌توان برای خوشایند حال بازیگران یا تماشاگران و بانی یا فضای مجلس، آن‌را تغییر داد، خلاصه‌اش کرد یا شرحش داد و با وقایع و داستانهای مجالس دیگر درهم آمیخت. اشعار نخستین تعزیه نامه‌ها عموما سست و ساده بود. اگرچه در دوره‌هایی به ویژه با سروده محتشم کاشانی که سروده‌ای بی‌نظیر در طول سرایش مرثیه‌هاست، تحولی در اشعار بوجود آمد، ولی با این وجود ماهیت ساده و عامیانه اشعار تعزیه به حدی است که هیچگاه نتوانست توجه ادیبان را جلب کند. به این ترتیب ارزش هنری تعزیه بیشتر متوجه جنبه تئاتری و فرهنگی آن است تا جنبه ادبی آن. این اشعار در سبک مثنوی و گاهی از مضامینی پست برخوردار بود:

مترس‌ای سگ تو از عباس سرور/ مرا خویش است عباس دلاور

گر شوم با پسر سعد برابر امشب/ گویمش صبر بکن‌ای سگ ابتر امشب

در اشعار متاخر‌تر سبکهای جدیدتری وارد شدند و سطح مضامین آن ارتقا یافت:

شمر منم که کرده‌ام ورد زبان ثنای تو/ جور همه جهانیان می‌کشم از برای تو

گه به میان لشکرم ‌گاه میان خیمه‌ها/ این همه نقش می‌زنم در طلب هوای تو

تعزیه خوانهای قدیمی با تقلید اعمال ناشایست عامیانه، احساسات تماشاگران را تهییج می‌کردند. ولی در تعزیه‌های جدید‌تر با ارایه نمایش دلپسند و بازیگری خوب به این نتیجه دست می‌یافتند.

 با توسعه دامنه تعزیه، حاشیه‌خوانی یا گریز و گوشه نیز متداول شد و موضوعات حاشیه‌ای و قصه‌های توراتی و قرآنی و تاریخی نیز مطرح گردید. به این ترتیب برخلاف انتقاد اکثریت اولیای دین که ترسیم و تجسیم قدسیان را توهین به مقدسات می‌دانستند، تعزیه هرچه بیشتر مورد علاقه مردم واقع شد. به نحوی که اجرای آن به دهه نخست محرم محدود نگردید و تا پایان ماه صفر و‌ گاه تا تمام سال تداوم یافت. هر از گاهی به بهانه‌ای مذهبی یا ملی و به شکرانه بازیافت سلامتی یا بازگشت سالم از سفری یا ادای نذری و دستیابی به نیازی فردی یا افرادی بانی برپایی آن می‌شدند و تعزیه به راه می‌افتاد. این توجه به تعزیه سبب شد که کم‌کم از تعزیه برای نیل به اهداف سیاسی استفاده شود و همچنین جنبه تجاری یافته و رقابت میان گروههای مختلف درگیرد و نسبت به اغوا و جذب و انتقال بازیگران و سرقت متون و اشعار اقدام گردد.

تعزیه هنر ایرانیان

taziyeh5تعزیه پدیده فرهنگی ساده یا مشخصی نیست که در مقطع تاریخی خاصی به ظهور رسیده باشد. بلکه موضوع پیچیده‌ای است که موضوعات مختلفی چون مذهب، تاریخ، ادبیات، مردم‌شناسی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، موسیقی، و هنرهای زیبا و درام و تئا‌تر را در بر گرفته و به تدریج پس از سده‌ها شکل گرفته است.

ایرانیان در طول سده‌های متمادی نشان داده‌اند که مردمی روشن‌ضمیر و گشاده‌دل هستند و هیچگاه در امور مذهبی تعصب و سختگیری نابجا را نمی‌پذیرند. از هر مظهر ترقی و بدیع سازگار با فکر، روح و میل خود استفاده می‌کنند. در سرتاسر جهان اسلام، ایران تنها کشوری بود که نمایش (البته از نوع درام) پروراند. ایران قبل از اسلام که در نقاشی و پیکرتراشی مشهور بود، اما در هنر نمایش سابقه بارزی نداشت. با این وجود با توسعه مراسم سوگواری محرم و با الهام از مراسم مرگ سیاوش و وقایع دیگر و گره‌زدن آن‌ها با مذهب تشیع به نوعی از نمایش پس از ظهور اسلام دست یافت که در نوع خود بی‌نظیر است.

در ایران مانند سراسر جهان اسلام صورت‌نگاری و پیکرسازی حیوانات و آدمیان ممنوع و نامشروع بود، ولی با تکیه بر مراسم عاشورا و فتاوایی که در خصوص سوگواری امام حسین(ع) وجود داشت، پرده‌هایی که صحنه‌های آن روز را نشان می‌داد ترسیم و در مراسم استفاده شد. دامنه این تحولات به جایی رسید که عملا نمایش نیز که خود نامشروع بود، در این مراسم تولد و رسمیت یافت و به مدد آن سایر هنر‌ها مانند صورتگری و بازیگری و مجسمه‌سازی و موسیقی نیز خود را آزاد‌تر احساس کرد. این آزادی عمل و استثنا بودن مراسم عاشورا تا جایی پیش‌رفت که در تعزیه‌ها سری مقوایی به منزله سر بریده امام حسین(ع) ساخته می‌شد و در داخل آن ضبط‌صوتی قرار می‌دادند تا قرآن بخواند و تداعی کننده واقعه قرآن خواندن سر بریده امام باشد.

با همه این‌ها، با موضوع کاملا محتاطانه برخورد می‌گردید. تعزیه‌خوان با نقش خود هم‌ذات نمی‌شد. بلکه کاملا مشخص آن‌را بازی می‌کرد. به این ترتیب وی اصل شخصیت خود را حفظ می‌کرد و هر از‌ گاه می‌توانست به عنوان یک غیربازیگر واکنش نشان دهد. این است که بعید نبود بازیگری را دید که روی صحنه چای می‌خورد یا منتظر نوبت بازی‌اش می‌ایستد. این ویژگی در عین حال دست تعزیه‌گردان را در انتخاب بازیگر از میان افراد غیرمستعد برای بازی‌های معمول باز می‌گذاشت. استفاده از متن و به دست گرفتن و روخوانی از روی آن (نوشته‌هایی در برگه‌های به عرض ۵ و طول ۲۰ سانتی‌متر) توسط بازیگران نیز وجه دیگری از این احتیاط‌ها و نیز ساده کردن بازی است، تا نمایشی بودن اتفاقات فراموش نشود (شبیه نقش صورتک در تئا‌تر یونان) و با احکام حرمت اجرای نمایش عناصر زنده و به ویژه اولیا خدا سازگار باشد.

taziyeh6پشتوانه مذهبی، پیشینه‌های تاریخی، مضامین ویژه و وقایع خاص عاشورا، آزادی از قید و بند‌ها، اسباب صحنه مختصر، خلوص نیت بازیکنان و تماشاگران و استقبال از این هنر سبب شد که تعزیه به سرعت گسترش یابد. نمایشی در ظاهر اسلامی ولی قویآ ایرانی.

اگرچه تعزیه به واسطه گسترش مذهب تشیع به نقاط دیگری بجز ایران نیز راه یافت، ولی ریشه و مبدا همه آن‌ها ایرانی است. تعزیه به لحاظ نوع و عمق رابطه میان بازیگر و داستان و نیز بازیگر و تماشاچیان و بالاخره تماشاگران و داستان موفق‌ترین نوع نمایش است. در لحظاتی همه تماشاگران نیز در بازی شرکت داشته و بازیگر قلمداد می‌شوند. با توجه به تاثیر گریه بر حسین(ع)، افراد می‌پندارند که مشارکت در نمایش تعزیه خواه به عنوان بازیگر و خواه تماشاگر، آنان را از شفاعت حسین(ع) در روز قیامت بهره‌مند می‌کند.

اسباب صحنه فاقد طرح قبلی است. اما اغلب با مفاهیم نمادین همراه است. لباس بازیکنان خیلی ویژه نیست ولی سعی می‌شود با لباس تماشاگران متفاوت باشد. با وجود این همواره سعی شده است لباس موافق‌خوان‌ها (امام خوان‌ها) ترکیبی از رنگهای سبز و سفید، و لباس اشقیاء یا مخالف‌خوان‌ها سرخ باشد. علاوه بر لباس، این دو دسته‌ی محبوب و مغضوب تماشاگران از نظر رفتار و گفتار نیز بارز بودند. دسته نخست متین و آرام و مهربان و مبادی آداب شرعی بوده و لحنی موزون داشتند و دسته دیگر عبوس و تندخو و شراب‌خوار بوده رفتار ناشایست داشته و لحنشان تند و بلند و شمرده بود. تغییر لحن صدا حتی در زمان تحول روحی و تغییر نقش افراد نیز رعایت می‌شود. مثلا لحن و رفتار حرّ قبل از توبه‌اش با پس از آن به کلی تغییر می‌یابد.

گفتگو‌ها در نمایش تعزیه سراسر شعر است ولی شعری با ابیاتی ساده و بی‌تکلف. خلوص نیت بازیکنان و تماشاگران تا حدی است که هر نقصی در اجرا به عنوان یک فضیلت جلوه گر می‌شود و خود سبب دلبستگی بیشتر به خاندان پیامبر(ص) شده یا دست‌کم موجب اعتراض تماشاگران واقع نمی‌شود. در این خصوص وقایع مختلفی گزارش شده است.

وقایع عاشورا حاوی مضامین و داستان‌های متنوع و از جهات مختلف سوزناک و غم‌انگیز است. وقایع شادی‌آفرین عاشورا نیز به شدت غمناک است. در عاشورا نوزادن تا پیرمردان حضور دارند. جوانان برومند و زیبا و نوعروس و داماد حضور دارد. افراد بیمار و یتیم و زنان و دختران اسیر. افراد بی‌دین و مفسد تا افراد آزاده و توبه کننده. تجربه زندگی روزانه تماشاگران نیز بر شور و انگیزه آن‌ها می‌افزاید. نمایش تعزیه تنها سبب می‌شود، حاضران آن را بیرون بریزند. در حقیقت تماشاگر ترغیب می‌شود که بر معاصی و مشکلات خود بگرید و تسلی یابد و به یادآورد که مشکلات حسین(ع) و یارانش چقدر عظیم‌تر بوده است.

شاید سرگذشت عروسی قاسم و فاطمه حزن انگیز‌ترین سرگذشت عشق بی‌فرجامی است که تاکنون در بزرگ‌ترین تراژدی‌های جهان بازگو شده است. در این تعزیه فراوان از سنن عروسی ایرانی استفاده شده است. در اشعار تعزیه مکرر از واژه شاه برای امام‌حسین و شاهزاده برای فرزندان وی و فرزندان امام‌حسن استفاده می‌شود. مراسم با پیش‌کش دادن و سوار شدن بر اسب و توزیع شیرینی همراه است. در این مراسم حتی امام‌حسین شیرینی عروسی دخترش با قاسم را به شمر و عمرسعد هم تعارف می‌کند.

تعزیه نمایشی بی‌زمان و مکان است که قواعد واقعی زندگی در آن‌ گاه حذف می‌شود. در تعزیه نعش حضرت قاسم پس از شهادت باز هم در گفتگوی روی صحنه شرکت می‌کند، ذوالجناح و جبرییل و جنیان حضور داشته و سخن می‌گویند، افرادی از زمان‌ها و مکانهای مختلف در صحنه حضور دارند، گذشته و حال و آینده همزمان جریان دارند و تماشاگر می‌تواند در آن واحد هم در گذشته و هم در حال و آینده حضور داشته باشد. در تعزیه دوست و دشمن بر پیکر سالار شهیدان و یاران او و حتی اسبان آنان می‌گریند.

تعزیه و مسیر پرفراز و نشیب

taziyeh7تعزیه با پیوند میان دین و هنر تاثیرات و تاثرات دوسویه یافت. گاهی با تکیه بر حمایت عالمان دینی و عاملان حکومتی جلو رفت و گاهی در اثر فشار آنان متوقف شد. دیدگاههای مختلف راجع به تعزیه فقط ناشی از دیدگاههای مختلف در مورد هنر نمایش و حتی انواع هنر نیست. بلکه تعبیر‌ها و تفسیرهای مختلف درباره موضوع عاشورا و فلسفه وقوع آن و دیدگاههای مختلف نسبت به این حرکت بزرگ امام و حتی نگاههای مختلفی که به مذهب شیعه در میان سایر مذاهب اسلامی می‌شود، همه و همه در ایجاد مسیری پرفراز و نشیب برای تعزیه نقش داشته‌اند.

تعبیر‌ها وتفسیر‌ها و جداسازی‌ها و یکی کردنهایی که در طول سالهای سال گذشته وجود داشته و امروز هم با کنش‌ها و واکنشهایی که به عمد یا به سهو در ایجاد تقابل میان فرهنگ اسلامی و ایرانی بیان می‌شود. این اختلافات نه در میان فرهنگ‌ها بلکه با شدت بیشتری حتی در میان یک فرهنگ یا مذهب هم وجود دارد.

 به طور مثال در میان بعضی علویان محرم موسم شادی است و نه سوگواری. زیرا از نظر آنان در این ماه است که حضرت مهدی(عج) رجعت نموده و دنیای تازه‌ای بنا می‌نهد. آنان در دهه اول محرم بجای سوگواری به عبادت و روزه‌گیری پرداخته و از معاصی دوری می‌کنند و در عصر روز دوازده محرم افطار کرده و لباس نو پوشیده و جشن گرفته و به استقبال امام مهدی می‌روند. آنان روایتی از امام دوازدهم دارند که می‌فرمایند: من در سال ۱۳۰۰ ظهور نخواهم کرد اما تا ۱۴۰۰ نیز غایب نخواهم ماند.

آنچه بیشتر سبب فراز و نشیب در مسیر تعزیه شده است نه تقابل میان فرهنگ اسلامی و ایرانی، بلکه اختلافاتی است که در میان دیدگاههای درون مذهبی ارایه شده است. اختلافاتی که از یک سو نمایش را کفرآمیز و از سوی دیگر بازیگران و تماشاگران نمایش را راهیان بهشت می‌داند.

تعزیه و برگجهان

شناخت پیشینه تعزیه در برگجهان با فرهنگ غیرمستند و شفاهی آن غیرممکن و دست‌کم بسیار مشکل است و نباید انتظار داشت که با کاری اندک و از سوی یک نفر بتوان به آن دست یافت. آنچه می‌توان حدس زد این هنر توسط تعزیه‌خوانهای دوره‌گردی که عموما از طالقان یا تهران می‌آمدند به روستا راه یافته است. ولی به دلیل استعداد و علاقه‌ای که از یک سو برگجهانی‌ها در این زمینه داشته‌اند و از سوی دیگر صعوبت مسیر برگجهان که سبب می‌شد تعزیه‌خوان‌ها نتوانند در سالهایی خود را به برگجهان برسانند، زمینه را برای برپایی نمایش تعزیه توسط خود اهالی فراهم ساخت.

افرادی که از طالقان برای اجرای تعزیه به برگجهان می‌آمدند به قدری شاخص بودند که نام آن‌ها هنوز در ذهن بومیان هست. افرادی مانند میرزا علی‌محمد و میرزا احمد طالقانی. گاهی نیز تعزیه‌خوانهایی از روستاهای مجاور مانند ناران و نیکنامده مراجعه می‌کردند.

گروههای تعزیه‌خوان به مناسبتهای مختلف و در طول سال به برگجهان آمده و تعزیه اجرا می‌کردند. جالب است در ایام محرم، به دلیل مراسم سوگواری معمولا تعزیه خوانده نمی‌شد و در غیر این صورت هم مجالس محدودی برگزار می‌گردید. شاید یک دلیل آن هم فعال بودن گروههای تعزیه‌خوان در جاهای دیگری غیر از روستا و جاهایی با درآمد بیشتر بوده است و زمانی که تعزیه رونق کمتری داشته است به یاد روستاهای دوردست‌تری مثل برگجهان می‌افتادند. اما در سالهایی که خود بومیان تعزیه می‌خواندند، در بعداز ظهر عاشورا تعزیه امام حسین خوانده می‌شد.

گروههای تعزیه‌خوان در بدو ورود به روستا و تصمیم به برپایی تعزیه مدتی طبل و شیپور می‌زدند تا اهالی از حضورشان با خبر شوند. در هر روز هم که قرار بود تعزیه خوانده شود مدتی طبل و شیپور می‌زدند تا علاقمندان فرصت یافته خود را به تکیه برسانند. مراسم تعزیه همواره در غروب اجرا می‌شد. معمولا تعزیه‌ها در تکیه محله شاهان برپا می‌شد. زیرا در زمان خدمت مرحوم حاج صدرالله پلویی در تکیه محله سرده، ایشان نسبت به برپایی تعزیه روی خوشی نشان نمی‌دادند. این موضوع هم متاثر از نظر اکثر علمای دینی در خصوص برپایی تعزیه بود و هم به دلیل افزایش مسوولیتهای ایشان در مراقبت از اموال حسینیه که معمولا در زمان برپایی تعزیه عمدا یا سهوا مفقود شده یا دزدیده می‌شد.

taziyeh10
گروهی از نقش آفرینان تعزیه در برگجون

معمولا گروههای تعزیه‌خوان حدود ۲۰ روز ماندگار شده و مجالس مختلف امام‌حسین(ع) و حرّ و ابوالفضل و رقیه و علی‌اکبر و قاسم را اجرا می‌کردند. برپایی تعزیه اشکال مختلفی داشت. گاهی یک مجلس یک بانی داشت و کل حق‌الزحمه آن مجلس توسط یک بانی پرداخت می‌شد. گاهی بانی مجلس چند نفر بوده و هزینه‌ها بین آنان تقسیم می‌شد. و گاهی نیز مجلس بانی نداشت و تعزیه‌خوان‌ها در ضمن ایفای نقش و در فواصل معین و زمانهای حساس نسبت به جمع‌آوری اعانه اقدام می‌کردند. در این اواخر (حدود سالهای ۴۰ تا ۵۰) برای هر مجلس ۴۰ تا ۶۰ تومان اجرت دریافت می‌گردید. در‌‌ همان زمان تنها مجلس مختار بود که به دلیل استقبال زیادی که از آن شده بود مبلغ ۱۰۰ تومان اخذ می‌گردید.

taziyeh9مجلس مختار که مربوط به داستان انتقام‌گیری مختار از مسببان واقعه کربلاست، برخلاف سایر مجالس که با سوگواری و داستانهای غمناک همراه است، داستانی شادی‌آفرین دارد و گویی انتقام سال‌ها کینه و ناکامی‌های تماشاگران را می‌ستاند. به همین‌روی اجرای آن در روستا از چنان استقبالی برخوردار می‌گردید که چند بار در روزهای متوالی تکرار می‌شد و تکیه از تماشاگران زن و مرد مملو می‌گردید. جذابیتی که سبب می‌شد زنان تماشاگر برخلاف نظر شوهران خود و کودکان و جوانان تماشاگر برخلاف نظر پدران خود تا نیمه‌های شب، بلکه پاسی از صبح، در حسینیه حضور یابند و انواع تنبیهات لفظی و جسمی را به جان بخرند.

در این نمایش، بازیگران در صحنه‌های فرار وگریز با مهارت از چوب‌بستهای زیر شیروانی تکیه بالا رفته و خود را به شیروانی بسیار مرتفع تکیه می‌رساندند و دست آخر به چنگ یاران مختار افتاده و به درک واصل می‌شدند. صحنه‌های خنده‌داری که هنوز در ذهن تماشاگران اثرش موجود است. فردی در فراری دیگر وارد مستراح می‌شود و تعقیب‌کننده در پی اوست. صحنه مستراح با نصب پرده‌ای ایجاد می‌شود که مرد فراری به پشت آن رسیده و شلوارش را پایین کشیده می‌نشیند. البته در این نمایش فرد مذکور دو تا شلوار روی هم می‌پوشد و قاعدتا شلوار رویی را پایین می‌کشد! او از درون مستراح به فرد تعقیب کننده می‌گوید:

سرزده داخل مشو توی خلا آدم است / حرمت ریش سفید برهمه کس لازم است

در این نمایش از پهن گاو به عنوان حلوا و از علف برای سبزی سفره طرفداران یزید استفاده می‌شد.

تعزیه در دوره‌های مختلف که از نقاط دیگر کسی برای اجرای آن نمی‌آمد توسط خود افراد بومی اجرا می‌شد. در هر دوره افراد باسواد و با زمینه‌های مذهبی (که تمایز آن‌ها در قدیم به راحتی امکانپذیر نبود)، این کار مهم را برعهده داشتند. قدیمی‌ترین گروهی که از آنان در میان مصاحبه‌شوندگان نام برده می‌شود، گروهی هستند که هسته اصلی آن‌ها به فرزندان مرحوم کربلایی رمضان‌علی لبافی مربوط می‌گردد. افراد شاخصی چون رحمت‌الله لبافی (یزید خوان و معاویه خوان) و کربلایی حسین‌علی لبافی (شمرخوان) و مشهدی اباذر لبافی (احتمالا امام خوان) و سلمان و علی‌اکبر لبافی (نقش دو طفلان مسلم). در دوره‌های بعدی سلمان همواره شمر خوان بود و این نقش به قدری برای او جا افتاد که اهالی در مراودات عادی زندگی نیز به او شمر می‌گفتند. هنوز کسانی هستند که حاج احمد فرزند او را پسر شمر خطاب می‌کنند.

استفاده از افراد جوانتری مثل مرحوم علی‌اکبر لبافی و سلمان لبافی و محمدحسن لبافی سبب شد که آنان در دوره‌های بعدی خود به ستون اصلی اجرای تعزیه یا تعزیه‌گردان تبدیل شده افراد جوان‌تر را راهبری نمایند. محل تمرین این گروه عموما مجموعه پشت‌بامهای به‌هم پیوسته محله رحمت‌الله و عیسی و کل‌بسین‌علی تا محله خلیل بود. اجرای مراسم درپشت بام بیشتر به دلیل این موضوع بود که تمرینات و اجرای نمایش‌ها در زمستان انجام می‌شد. فصل زمستان که کار کشاورزی و باغداری به حداقل می‌رسید، فرصتی بود برای پرداختن به وجوه دیگر زندگی. اما در زمستان بهترین فضای واجد آفتاب و به دور از برف و یخبندان همین پشت‌بام‌ها بود. در این محدوده‌ها به دلیل اتصال پشت‌بامهای مختلف در یک سطح فضای وسیع و مناسبی فراهم بود.

گروههای جدید‌تر تعزیه با تعزیه‌گردانی (کارگردانی) محمدحسن لبافی و حسن جان‌نثاری و بعضا نورالله لبافی یا علی‌اصغر لبافی برگزار می‌شد. اعضای گروه به قرار زیر بود:

محمدحسن لبافی معمولا امام‌خوان، حسن جان‌نثاری در نقش‌های مختلف مانند زینب و امام و شمر و حرّ و مسلم، علی‌اکبر طوسی در نقش ابوالفضل یا زینب یا ‌ام‌لیلا، علی‌اصغر لبافی به تبع از پدر در نقش شمر، احمد لبافی زید یا ابن‌سعد، احمد مقدس در نقش حضرت عباس، عبدالمحمد و ولی‌محمد لبافی در نقش دوطفلان مسلم، گاهی عبدالمحمد لبافی در نقش فرزندان امام‌حسن و ولی‌محمد در نقش سکینه، حسین جان‌نثاری در نقش یزید، ابوطالب لبافی در نقش حارث، عباس اثباتی جزو لشکریان ابن‌سعد، و صفت‌الله لبافی در نقش زینب یا حارث و افراد دیگری مانند جواد جان‌نثاری و علی‌آقا مقدس و حسن مجاوری و تیمور طوسی در نقشهای دیگر.

تمرین این گروه در ابتدای شکل‌گیری مجموعه پشت‌بامهای محله دلمشا بود که وضعیت نسبتا مناسب و مشابهی مانند محله کررمضان‌علی داشت. بعدا این گروه برای تمرین به داخل تکیه راه یافتند. وسط تکیه قدیم واجد سکویی بود که برای تمرین و اجرای تعزیه از آن استفاده می‌شد. از نکات جالب توجه این گروه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

–         تعزیه‌گردانی محمدحسن لبافی جالب توجه بود. نقش شمر سلمان بی‌نظیر بود تا جایی که یکی از گروههای معروف روستای ناران او را برای ایفای نقش شمر با خود به روستاهای اطراف می‌برد. اما در یکی از اجرا‌ها به دلیل نقشی که داشت مورد نفرت قرار گرفته و در راهی افرادی با اشاره به پالان الاغی می‌گویند این لباس توست و او بدون مکث پاسخ می‌دهد: این ردایی است که جانم، پدرت می‌پوشید. به این ترتیب درگیری رخ می‌دهد و او از ادامه همکاری با گروه تعزیه منصرف شده به برگجهان برمی‌گردد.

–         یکبار در حالی که علی‌اصغر در نقش شمر دوطفلان مسلم را می‌زد آن‌ها به سرعت فرار کرده و به شمر می‌گویند: دیَه به ما نَمرَسی (دیگر به ما نمی‌رسی) و شمر به سرعت رفته در گوشه تکیه آن‌ها را به دام انداخته می‌گوید: بَدی‌یین بَرَسی‌یم (دیدید رسیدم) و شروع به زدنشان می‌کند. واقعه‌ای که البته هم متن و هم شیوه بیانش به زبان بومی در داستان تعزیه وجود نداشت!

–         زمانی که برادران عبدالمحمد و ولی‌محمد دوطفلان مسلم می‌شوند به دلیل شباهت ظاهری به هم و به دلیل آنکه هنگام خواندن مطالب واقعا گریه می‌کردند، تماشاگران را بسیار متاثر می‌کردند تا جایی که گفته می‌شود همه حاضران اعم از بازیگران موافق و مخالف و تماشاگران، بدون استثناء در زمان اجرای نقش آن‌ها می‌گریستند.

–         در یک سالی که آقای تیمور طوسی در نقش شمر ایفای نقش می‌کند شاید به تصور این‌که روخوانی از روی متن نشان از عدم تمرین کافی توسط بازیگران است، متن خود را به طور کامل حفظ کرده و نمایش را از بر اجرا می‌کند. این واقعه برای تماشاگران هم شگفتی‌آور بود و هوش و حافظه وی را ستودند. هیبت و صلابت و فیزیک بدنی او برای این نقش بسیار مناسب می‌نمود ولی ایشان به نظر می‌رسد در سالهای بعدی به کار خود در تعزیه ادامه ندادند.

بخشی از اشعاری که در تعزیه‌های برگجهان خوانده می‌شد، اکنون به صورت مکتوب موجود است. این اشعار روی نسخه‌ای که فرد نامیده می‌شد، نوشته شده است. نمونه اشعار دیگری هم که افرادی هنوز از بر دارند به شرح زیر است. این اشعار گویا مربوط به مواجه شدن امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل در تاریکی با هم است:

taziyeh8 ابوالفضل: که باشی ‌ای پلنگ افکن سیاهی

 امام: جوان از نام نیکویم چه خواهی

 ابوالفضل: بترس از ضرب شمشیرم میا پیش

 امام: نمی‌ترسم مگر از خالق خویش

 ابوالفضل: مگر تو پادشاه عالمینی

 امام: مگر تو نیز علمدار حسینی

 ابوالفضل: ولی من زرخرید شاه دینم

 امام: ولی من هم امیرالمومنینم

یا در رجزخوانی‌های قبل از حمله که مرسوم بود هر کسی خود را معرفی کند، حضرت علی اکبر این‌چنین می‌گوید:

به ابن سعد بگویید که ‌ای ز خر کمتر / طلب نموده تو را نوجوان علی اکبر

کار طبل و شیپور زدن نیز توسط اهالی انجام می‌شد. شیپورزنی همواره کار مرحوم احمد عقیل بود. هنوز نتوانسته‌ام طبل‌زن یا طبل‌زنان را شناسایی کنم. وسایل نمایش از قبیل طبل و شیپور و لباس و شمشیر متعلق به تکیه بود. وسایلی که به مرور گم شد یا توسط گروه‌های تعزیه‌خوان غیربومی یا افراد دیگر به سرقت رفت. سایر وسایل به صورت عاریه بود. به ویژه برای اسب از اسب اهالی مانند اسب مرحوم جهانگیر طوسی استفاده می‌شد.

مهم‌ترین چیز در اجرای تعزیه بعد از وجود افراد باسواد به عنوان بازیگر و یک فرد ماهر به عنوان تعزیه‌گردان، متن یا موضوع مجلس تعزیه بود. تعزیه‌گردان روی برگه‌ای موضوع هر مجلس، بازیگران و وسایل مورد نیاز و شروع متن هر بازیگر را نزد خود داشت. در تصاویر ارایه شده نمونه‌ای از این متن را که مربوط به مجلس شهادت امام موسی بن جعفر (ع) است، می‌بیند.

 به این ترتیب پس از مهیا کردن وسایل و بازیگران، متنی که باید هر فرد در طول مجلس بیان کند به دست می‌گرفت. این متن روی نسخه‌ای که فرد نام داشت نوشته شده بود. لذا هر فرد متعلق به یک نقش و در یک مجلس بود که نام او و مجلس وی معمولا روی فرد نوشته بود. مثلا متن متعلق به نقش زینب در مجلس امام حسین. روی جلد یا در شروع متن فرد نوشته می‌شد: زینب گوید. جالب است در نوشته‌ها غالبا زینب کوید درج شده است. هر قطعه از متن یا دیالوگ نوشته شده در فرد، با خطی مورب از دیالوگ بعدی جدا می‌شد.

این‌که بعد از دیالوگ یک فرد، مثل حضرت زینب، نفر بعدی کیست با اشاره تعزیه‌گردان مشخص می‌شد یا در اثر تمرین زیاد، خود بازیگر آن‌را می‌دانست. علاوه بر درج نام و ترتیب نفرات، تعزیه‌گردان همچنین کلمات کلیدی دیالوگ تمامی بازیگران را در یک مجلس به ترتیب در دست داشت تا روند تعزیه را به درستی هدایت و رهبری کند.

در برگجهان به نظر می‌رسد فرد مربوط به هر نقش را خود بازیگر می‌نوشته تا در روخوانی آن دچار مشکل نشود. با وجود این فردهایی هم هست که توسط افرادی نوشته شده است که بازی نکرده‌اند یا ما سابقه‌ای از بازی آنان نداریم. مانند نورالله لبافی و احمد اثباتی و رجب مقدس. فرد‌ها روی کاغذهایی به عرض حدود ۱۰ سانتی‌متر و طول ۱۵ تا ۲۰ سانتی‌متر (که چند برگ را روی هم نهاده، از وسط با نخ و سوزن و توسط دست دوخته‌اند) در دو ستون نوشته می‌شد، به نحوی که با تا شدن از وسط و در روی درز دوخته شده، کتابچه‌ای به عرض ۵ سانتی متر بوجود می‌آمد. جلد فرد‌ها از کاغذی ضخیم‌تر و معمولا کاهی رنگ درست شده‌اند.

بررسی تاریخ ثبت فرد‌ها نشان می‌دهد که اوج تعزیه‌خوانی یا دست‌کم فردنویسی در برگجهان و توسط خود اهالی روستا مربوط به سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ است.

فرد‌ها هویت گروه تعزیه بود و اعضای گروه در حفظ آن بسیار می‌کوشیدند. زیرا کلیدی‌ترین موضوع در اجرای تعزیه بود و دستیابی به آن به راحتی ممکن نبود. این موضوع ناشی از رقابت میان گروه‌های تعزیه و جلوگیری از تشکیل گروه‌های رقیب بود. آثار چنین روحیه‌ای هم‌اکنون هم وجود دارد و دسترسی به فردهایی که روز به روز بر میزان گردوخاکهای نشسته بر آن‌ها افزوده می‌شود، ساده نیست.

در خلال مقاله حاضر تصویر بعضی از فردهای شناسنامه‌دار و جمعی از نقش آفرینان هنر تعزیه ارایه شد. در روستایی که هیچ سابقه هنری مثل نقاشی و پیکرتراشی و موسیقی (بجز چوپانان معدودی که نی می‌زدند) وجود ندارد، این همه علاقه در خصوص اجرای تعزیه به عنوان یک هنر نمایشی جالب توجه است. به این دلیل من تعزیه را هنر پیشرو برگجهان نامیدم. نکته دیگری که من از این بررسی به آن پی‌بردم درصد بالای میزان افراد باسواد در آن سالهای روستا بود. چیزی که هرگز تصورش را هم نمی‌کردم. جا دارد مقاله جداگانه‌ای نیز در همین ارتباط تدوین گردد.

ماخذ تصویر شاخص: وبسایت برگجهان، گزارش تصویری تاسوعای ۹۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *