خانه » طبیعت و کالبد » خداکند که نیاید!

خداکند که نیاید!

نویسنده: علی اکبر لبافی، مهرماه ۱۳۹۳

روستای برگجهان و اهالی آن تجربه خوبی از زمان جنگ شهر‌ها دارند. زمانی که شهروندان تهرانی نگران آوارشدن سقف خانه‌هایشان بر سرشان بودند، روستاییان با آرامش سر بر بالین نهاده و از آوارشدن سقف نگرانی نداشتند. آیا می‌توان این واقعه را برای وقوع احتمالی زمین لرزه هم شبیه سازی کرد؟

اینکه خانواده‌ها از قبل به فکر روز‌ها و رخدادهای خاص باشند، موضوعی پسندیده است. تهیه نیازمندیهای ضروری و اقدامات پیشگیرانه برای این روز‌ها از این جمله است. به ویژه در آموزشهای لازم برای پیشگیری از کاهش تلفات زلزله نیز به این موضوع توجه شده است. اما تامین این نیازمندیهای ضروری و انبار آن در برگجهان چگونه است. آیا برگجهان اصولا جای امن یا مناسبی برای زیست در زمان وقوع زلزله یا بعد از وقوع زلزله هست؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها ابتدا تعریف خلاصه‌ای از زلزله و دلایل وقوع آن ارایه کرده، سپس وضعیت و استعداد منطقه در وقوع زلزله و در ‌‌نهایت نمونه‌هایی از زلزله تاریخی منطقه و جایگاه روستای برگجهان را بیان می‌کنیم. 

زلزله چیست؟

کره زمین از بخش‌ها و لایه‌های مختلفی تشکیل شده است که بیرونی‌ترین آن‌ها، پوسته است. جنس پوسته زمین جامد است و روی لایه زیرین خود که مواد مذاب است قرار دارد. به عنوان مثال می‌توان نسبت پوسته زمین و لایه زیر آن را مانند لایه یخ بسته شده روی استخر یا دریاچه آب فرض کرد. به دلایل مختلف لایه سخت پوسته تحت نیروهای متفاوتی حاصل از تغییرات در سطح و لایه‌های زیرین خود قرار دارد و در اثر این نیرو‌ها هر زمان ممکن است از محل نقاط ضعیف بشکنند و بخشهای شکسته شده نسبت به هم جابجا شوند. ابتدا در اثر نیروهای وارده لایه سخت پوسته می‌تواند مقاومت کند و نیرو را در خود جمع یا جذب کند. اما به تدریج که نیروهای وارده بیشتر شده و از مقاومت لایه بیشتر شود، به یکباره می‌شکند و انرژی ذخیره شده را آزاد می‌کند. پس از ایجاد تعادل موقت بعد از این شکست، فرایند وارد شدن نیرو و جذب آن ادامه می‌یابد تا در زمانی دیگر شکست مجدد اتفاق افتد. به لرزش ناگهانی پوسته‌های جامد زمین، در اثر نیروهای درونی ناشی از تحولات زمین، زلزله یا زمین لرزه گفته می‌شود و به شرحی که بیان شد این رخداد می‌تواند در بازه‌های زمانی مختلف تکرار شود.

تحولات لایه‌های زیرین و جابجایی پوسته زمین در بخشهایی از کره زمین بیشتر از سایر نقاط است. این نقاط به صورت کمربندی دور کره زمین گسترده شده و به کمربند زلزله خیز معروف است. از آنجا که در این محل‌ها امکان خروج مواد مذاب درون زمین بیشتر است، نوعی قرابت بین کمربند زلزله خیز و کمربند آتشفشان‌های روی کره زمین و چشمه‌های آب گرم به وجود آمده است. در مقیاس کوچک‌تر، زلزله‌ها اغلب در نقاطی اتفاق می‌افتد که قبلا پوسته زمین دچار شکستگی (گسل) شده است. رشته کوه‌های اصلی در هر منطقه می‌توانند مؤید وجود شکستگی در بخش زیرین آن‌ها باشند. بنابراین اگرچه در همه جای کره زمین امکان وقوع زلزله وجود دارد، اما این امکان در محل شکستگی‌ها و گسل‌های موجود بیشتر است.

اندازه گیری و توصیف زلزله

به نسبت اندازه انرژی آزاد شده در زمان ومحل وقوع زلزله، در بخشهای دور و نزدیک زمین محل وقوع و هر آنچه که بر آن بنا شده باشد، اثرات و ویرانی مختلفی روی خواهد داد. بنابراین برای اندازه گیری و توصیف دقیق یک زلزله می‌توان به میزان انرژی آزاد شده در محل وقوع (کانون زلزله)، یا میزان خرابی و تلفات و شدت تکان‌ها در هر نقطه از زمینهای اطراف اشاره کرد. کمیت نخست بزرگی یا بزرگای زلزله و کمیت دیگر شدت زلزله نامیده می‌شوند. بزرگای زلزله موضوعی مطلق و مرتبط با زمین‌شناسی است و برای تعیین آن از واحدی به نام ریشتر استفاده می‌شود. چارلز ریشتر آمریکایی رابطه‌ای لگاریتمی بین واحدی به نام خود و انرژی آزاد شده تعریف کرده است. بنابراین با افزایش هر واحد ریشتر، انرژی آزاد شده حدود ۳۲ برابر می‌شود. به عبارت دیگر مثلا انرژی آزادشده از یک زلزله ۷ ریشتری ۳۲ برابر زلزله ۶ ریشتری است. زلزله‌های با ابعاد کمتر از ۴ ریشتر، بار‌ها در طول سال اتفاق می‌افتند، اما توسط انسان حس نمی‌شوند و خطری نیز به همراه ندارند. در مقابل، زلزله‌های با ابعاد بالای ۷ ریشتر چندان شایع نیستند و گفته می‌شود با ویژگیهای جنس پوسته زمین وقوع زلزله با بزرگی ۹ ریشتر و بیشتر ممکن نیست، زیرا پوسته تاب تحمل ذخیره انرژی بیشتر از ۹ ریشتر را ندارد.

قدرت تخریبی یک زلزله علاوه بر بزرگای آن به ساختار زمین منطقه مورد نظر، فاصله محل توصیف زلزله تا کانون آن، و نوع سازه‌های ساخت بشر بستگی دارد. به عبارت دیگر توصیف زمین لرزه بر حسب شدت آن با میزان ویرانی‌های به بار آمده و احساس آن توسط بشر بیان می‌ شود. بنابراین شدت زمین لرزه موضوعی نسبی و توصیفی است و با مقیاس مشهور مرکالی و اعداد بین ۱ تا ۱۲ معرفی می‌شود. این شدت درواقع بیانگر میزان احساس افراد و موجودات زنده از زلزله و تاثیر بر سازه‌ها می‌باشد. اگر کسی زلزله را احساس نکند مرکالی ۱ و احساس متوسط مرکالی ۶ و احساس خیلی شدید مرکالی ۱۲ است. برحسب احساس‌های بینابین و خرابیهای مختلف ارقام ۱ تا ۱۲ تدقیق می‌شوند.

بزرگای زمین لرزه برحسب ریشتر و محل وقوع آن بلافاصله پس از وقوع از روی دستگاههای لرزه نگاری نصب شده در هر نقطه از کشور تعیین می‌شود. اما شدت آن برحسب درجه مرکالی را نمی‌توان به این سرعت مشخص کرد و لازم است که محققان زمانی کافی برای بازدید از محل و بررسی اتفاقاتی که حین زمین لرزه روی داده است، در اختیار داشته باشند. هنگامی که تصور دقیقی از میزان خسارت‌های وارده به عمل آمد، می‌توان درجه مرکالی مناسب را تخمین زد.

واضح است که هر قدر بزرگای زلزله زیاد‌تر باشد، ارتعاشات ناشی از آن و شدت زلزله شدید‌تر می‌شود. اما این رابطه به عوامل مختلف زمین‌شناسی و به ویژه فاصله محل توصیف زلزله تا محل وقوع یا کانون آن و نوع سازه‌های بشرساخت بستگی دارد. یعنی، اگر چه بین بزرگی و شدت رابطه‌ای وجود دارد، اما این رابطه معین و ساده نیست. 

پیش بینی زمین لرزه

بسیار مطلوب است اگر بتوان زمان و مکان وقوع زمین لرزه‌ها را پیش بینی کرد. شایع است که وقوع توفان و رعد و برق شدید و بارش تند و گرفتگی آسمان و تاریک شدن هوا و نظایر آن و حتی رفتار گناه آلود بشر و بدحجابی! می‌تواند با زلزله مرتبط باشد. فارغ از این موضوعات، به دلیل ارتباط زلزله با تحولات زمین‌شناسی، گاهی مشاهده شده است که در حجم و دمای چشمه‌ها قبل از زلزله تغییراتی ایجاد شده است. حتی مشاهده شده است چند لحظه قبل از وقوع زلزله رفتار برخی از حیوانات تغییر می‌کند. به این دلایل دامنه گسترده‌ای از رمالان و پیش گویان تا دانشمندان ترغیب شده‌اند به دنبال کشف روشهای پیش بینی زلزله تلاش کنند و کم و بیش افرادی نیز در این خصوص ادعای یافتن روشهایی را دارند.

پیش بینی زمین‌لرزه هایچنگ در تاریخ ۴ فوریه ۱۹۷۵ میلادی، برابر با ‎۱۵ بهمن ۱۳۵۳، با بزرگای ۷ ریشتر توسط چینی‌ها مهم‌ترین واقعه در این مورد است. با وجود اینکه مقامات چینی ادعا کردند چند ساعت پیش از وقوع زلزله، مردم را تا حد امکان از شهر خارج نمودند، ولی در حدود ۱۴۰۰ نفر در اثر این زلزله جان خود را از دست دادند و حدود ۱۷۰۰۰ نفر زخمی شدند. با وجود اینکه چینیان با پیش بینی این زلزله توانستند توجهات جهانیان را به خود جلب کنند، امّا در حین هیاهوی سیاسی در چین (انقلاب فرهنگی)، این مطلب که چینی‌ها چطور قادر بودند زلزله هایچنگ را پیش بینی نمایند، مخفی باقی ماند. با این حال با توجه به ارائه نکردن اسناد این پیش بینی، و هم چنین وقوع زلزلهٔ ۸/۷ ریشتری در سال بعد از حادثهٔ هایچنگ، موجب شد که کار‌شناسان به ادعای پیش بینی آنان شک نمایند!

هرچند تلاش‌ها برای پیش بینی زلزله همچنان از راه‌های مختلف ادامه پیدا کرده است، اما امروز کاملاً روشن شده است که پیش بینی وقوع زمین لرزه بسیار پیچیده‌تر از آنی است که در ابتدا تصور می‌شد. به این ترتیب، مهندسان به جای تلاش کردن برای پیش بینی اینکه چه هنگامی شهرهای ما ویران خواهند شد، بر اطمینان یافتن از سالم ماندن آن‌ها هنگام بروز زلزله متمرکز شدند.

 zelzele1,2

وضعیت زلزله خیزی منطقه لواسانات

مناطق زلزله خیز (یا بااحتمال وقوع زلزله) را می‌توان به استناد مطالعات زمین‌شناسی و شناسایی گسل‌های فعال و غیر فعال یا تاریخچه وقوع زلزله در این مناطق تعیین کرد. در شکلهای ۱ و ۲ به ترتیب پهنه بندی احتمال وقوع زلزله در منطقه لواسانات براساس نقشه‌های تهیه شده توسط پژوهشگاه زلزله‌شناسی و مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن نشان داده شده است. در هر دو ماخذ، سرزمین ایران به چهار پهنهٔ با خطر کم، متوسط، زیاد و شدید دسته بندی شده است. متاسفانه منطقه لواسانات در هر دو ماخذ به عنوان خطرناک‌ترین پهنه مناطق زلزله خیز (یا بااحتمال وقوع زلزله) دسته بندی شده است (پهنه به رنگ قرمز در نقشه‌ها).

هرچند در برخی اسناد، لواسانات زلزله خیز‌تر از تهران گزارش شده است، ولی نزدیکی بسیار زیاد این دو منطقه شرایط مربوط به بزرگای زلزله را بسیار شبیه هم می‌کند، اما بدیهی است شدت زلزله یا خرابی ناشی از آن و عواقب بعد از زلزله در این دو محل می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

به دلیل اهمیت و حساسیت وقوع زمین لرزه در تهران، مطالعات زیادی در مورد زلزله در تهران شده است که منطقه لواسانات نیز می‌تواند از این مطالعات بهره ببرد. اگرچه به دلیل وخیم بودن وقایع بعد از وقوع زلزله در تهران نتایج مطالعات به روشنی در اختیار جامعه قرار نمی‌گیرد، اما از اطلاعات مختصر ارایه شده در گوشه و کنار گزارش مطالعات، می‌توان به عواقب این زلزله پی برد. یا با توجه به اتفاقهای رخ داده پس از زلزله در مناطق کوچکی مثل بم (برای جمعیت ۱۰۰ هزار نفری آسیب دیده با وجود امکانات و کمک رسانان میلیونی) این وقایع را برای زلزله درابرشهری مثل تهران (با جمعیتی میلیونی و کمک رسانان بسیار محدود) شبیه سازی و به تناسب در ذهن خود تصور کرد!zelzele3

دوره‌ها یا بازه‌های زمانی وقوع زلزله‌های بزرگ در منطقه مورد مطالعه (تهران و لواسانات) ۱۵۰ سال برآورد شده است، در حالی که از وقوع آخرین زلزله ۱۸۰ سال گذشته است. این تاخیر ۳۰ ساله از یک سو بیانگر افزایش روز به روز احتمال وقوع زلزله در آینده است و از سوی دیگر ممکن است به معنای افزایش بزرگای زلزله احتمالی بعدی باشد و هر دو این موضوعات نگران کننده است. گسلهای منطقه در حالت عادی قابلیت وقوع زلزله‌های با بزرگای ۷ ریشتر و بزرگ‌تر را دارد.

دکتر بهروز عکاشه رییس سابق بخش زلزله‌شناسی موسسه ژیوفیزیک دانشگاه تهران درباره گسلهای خطرناک تهران می‌گوید:

 «بر اساس گزارش آژانس بین المللی مطالعات زلزله ژاپن – جایکا – گسل شمال تهران که از کرج تا لواسانات را در برگرفته توانمندی وقوع زلزله تا ۷,۲ ریشتر و گسل جنوب تهران قدرت زلزله بین ۶,۷ تا ۷ ریشتر را دارد. گسل مشا-فشم که از سمت فیروزکوه و دماوند تا محدوده کندوان امتداد یافته و طول آن حداقل ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر است، توانمندی‌اش برای زلزله بیش از ۷ ریشتر است. گسل شمال تهران در لواسانات و لشکرک از همین گسل انشعاب یافته و ثابت شده که در طول تاریخ ۱۰هزار ساله گذشته، این گسل بار‌ها فعال بوده. با این حال سالهاست که انرژی از خود آزاد نکرده است. این گزارش هم چنین به مردم نشان می‌داد که زلزله تهران جدی است و گسل‌هایی که از آن نام می‌بریم درست زیر پایمان هستند، نه در آسمان!»

زمین لرزه‌های بزرگ منطقه لواسانات

روزی که آقا محمد خان قریه تهران را به پایتختی برگزید، هیچ‌گاه نمی‌اندیشید که ممکن است این شهر بر روی گسل‌هایی واقع شده باشد که فعالیت هر از چند‌گاه آن خسارات بسیاری به دنبال داشته باشد، چنان که در دوره فتحعلی شاه رخ داد. اما نکته اینجا است که سابقه زلزله در تهران به سال‌ها پیش از این باز می‌گردد. حدس زده می‌شود نخستین زلزله تهران ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در شهر ری اتفاق افتاده است. حدود ۱۰۰۰ سال پیش، چند زلزله تاریخی در تهران اتفاق افتاد. حدود سال ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلادی نیز چند زلزله تاریخی رخ داد. همچنین با مراجعه به کتاب تاریخ زلزله‌های ایران مشاهده می‌شود که در البرز مرکزی زلزله‌های تاریخی مخرب چندی به وقوع پیوسته که از آن جمله زلزله‌ سال‌های ۷۴۳، ۸۵۵، ۹۵۸، ۱۱۷۷، ۱۲۸۳میلادی با بزرگی‌های تا مرز ۷/۷ درجه ریشتر قابل ذکرهستند. فهرست زلزله‌های دیگری که پس از این سال‌ها در محدوده لواسانات رخداده‌اند، در ادامه خواهد آمد.

zelzele4در بامداد ۲۷ مارس سال ۱۸۳۰ میلادی، مصادف با دوم شوال ۱۲۴۵ هجری قمری و ۷ فروردین ۱۲۰۹ هجری شمسی، زمین لرزه شدیدی به بزرگای ۷,۱ ریشتر و شدت بیش از ۸ درجه مرکالی (۱) پهنه دماوند و شمیرانات را تقریبا به طور کامل ویران ساخت. بر اثر این زمین لرزه در دماوند بیش از ۵۰۰ نفر کشته شدند. ۷۰ روستا در خاور جاجرود و در مسیر دماوند به سمت سمنان ویران شد. تنها کاروانسرای جاجرود و شهر تهران نیز آسیب دیدند و ۳۰ نفر در تهران کشته شدند. اگر چه در این زمان آمار صحیحی از جمعیت شهر تهران وجود ندارد و سرشماری آن زمان جمعیت تهران را ۳۰هزار نفر بیان می‌کند، اما براساس برخی گزارش‌ها در پهنه شمیرانات ۴۵‌هزار نفر کشته شدند. بنابراین، این آمار از تلفات شاید چندان صحیح نباشد (۲)، ولی می‌تواند بیانگر عمق فاجعه در روستاهای شمیرانات و لواسانات باشد. در این زلزله تمامی خانه‌های تهران آسیب دید و بخشی از بازار و قسمتی از ساختمان دربار و خانه‌های پیرامون آن فروریخت. ارک تهران، تالار بزرگ مدعوین چند ساختمان بزرگ و ساختمان سفارت انگلیس به سختی آسیب دید و دیواره‌های آن فروریخت. خسارات وارده به تهران حدود یک میلیون تومان به قیمت آن سال تخمین زده شد. مردم تهران همراه با خانواده‌های سلطنتی مدتی را در چادر‌ها به سربردند. شماری از ساختمان‌های دولتی در آمل، ساری و دامغان آسیب دیدند. همچنین باید افزود به نظر می‌رسد شاه قاجار پس از این زلزله حس سازندگی خود را نیز از دست داد و دیگر نشانی از آن شاهی که دستور تراشیدن تخت مرمر و ساختن قصر قاجار را داد در وجود او دیده نمی‌شد (۳).

گسل مشا را بشناسیم

گسله ى مشا براى اولین بار بوسیله (Dellenbach -۱۹۶۴) بنام گسله ى موشا- فشم نامیده شد که به اختصار گسله یا گسل مشا نیز نامیده می‌شود. گسله ى فشارى مشا گسله اى است دراز، اساسى و لرزه زا که در راستاى شرق، جنوب شرقی- غرب، شمال غربی است. درازاى تقریبى آن پیرامون ۴۰۰ کیلومتر بوده و شاید از شاهرود در شرق، تا آبیک درغرب امتداد داشته باشد (شکل۵). دریاچه ى آب شیرین تار در ۱۵ کیلومترى شرق شهرستان دماوند در راستاى این گسله تشکیل شده و در نتیجه دریاچه ى گسله اى است.

zelzele5

به نظر می‌رسد راندگى در راستاى گسله ى مشا در طول دوره‌های زمین‌شناسی حدود ۴ کیلومتر جابجایى شاغولى در آخرین فاز کوهزایى آلپ ایجاد نموده است (۴).

همچنین در یک مطالعه که توسط فرانسوی‌ها و دانشگاه استراسبورگ با مقایسه برداشتهای انجام شده در ایستگاه آبعلی و چشمه شور (جاده ساوه) انجام شده است، مشخص شده است که در هر سال حدود ۱ سانتی متر ارتفاع این دونقطه نسبت هم افزایش می‌یابد. اگرچه این موضوع مجموع اثر همزمان چند گسل منطقه است، اما بالا آمدن سالانه ۱ سانتی متر ارتفاعات جنوبی البرز را نشان می‌دهد (۵).

ملاحظه می‌شود گسله ى فشارى مشا، گسله‌ای ست جنبا و لرزه زا و داده هاى گردآورى شده تا این زمان (۱۳۶۴ خورشیدى) نشان می‌دهد که علاوه بر زمین لرزه‌های تاریخی مشروح در بالا، زمینلرزه هاى زیر به سبب پرتکاپو شدن گسله ى مشا رویداده و نشانه‌ای ست از لرزه زا بودن این گسله ى اساسی: 

– زمینلرزه ى ۱۰۷۵ هجرى (۱۶۶۵ میلادى) گستره ى دماوند، با بزرگى ۶٫۵ ریشتر و شدت بالای ۸ مرکالی

– زمینلرزه ى ۱۸۰۲ میلادى گستره ى دماوند و مازندرانzelzele6

– زمینلرزه ى خفیف ۲۰ ژوئن ۱۸۱۱ میلادى دماوند

– زمینلرزه ى خفیف ژوئن ۱۸۱۵ میلادى دماوند

-زمینلرزه ى ۲۷ مارس ۱۸۳۰ میلادى دماوند- شمیرانات، با بزرگى تخمین زده ى ۷٫۱ ریشتر و شدت ۸ مرکالی

– پسلرزه ى ۶ آوریل ۱۸۳۰ میلادى دماوند- شمیرانات با شدت ۵٫۲ ریشتر

– زمینلرزه ى ۱۰ مهر ۱۳۰۹ خورشیدى (۲ اکتبر ۱۹۳۰ میلادى) آه- مبارک آباد با بزرگى ۵٫۲ و شدت بالای ۶ مرکالی و پسلرزه هاى آن در ۱۴ مهر ۱۳۰۹ خورشیدى (۶ اکتبر ۱۹۳۰ میلادى) و ۱۵ مهر ۱۳۰۹ خورشیدى (۷ اکتبر ۱۹۳۰ میلادى)

– زمینلرزه ى ۱۳ شهریور ۱۳۲۶ خورشیدى (۵ سپتامبر ۱۹۴۷ میلادى) لواسانات

– زمینلرزه ى ۲ آذرماه ۱۳۳۴ خورشیدى (۲۴ نوامبر ۱۹۵۵ میلادى) مشا با بزرگى ۴ ریشتر و شدت ۶ مرکالی

– کانون روى زمین زمینلرزه ى ۱۰ ژانویه ۱۹۷۴ (با بزرگى ۴٫۳) نیز بر روى گسله ى مشا قرار می‌گیرد.

 zelzele7

شکل ۷ نگاره ى هوایى از گسله ى مشا (۲۰ اوت ۱۹۵۵) است که در آن علاوه بر روستای برگجهان، روستاهای علایین و چهارباغ و کلان و لواسان بزرگ و نیکنامده با حروف A، C، K، L، و N نشان داده شده‌اند (۶).

متاسفانه گسل مشا پس از عبور از روستاهای نامبرده در بالا، از روستاهای افجه و راحت آباد و امامه و فشم و میگون نیز می‌گذرد و تمامی روستاهای لواسانات را مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر خود دارد.

خطر زمینلرزه در برگجهان

مرور زلزله‌های تاریخی بالا- که اغلب ناشی از فعالیت گسل مشا است – نشان می‌دهند که برگجهان به معنای عام این روستا نمی‌تواند از تخریب این زلزله‌ها مصون مانده باشد. اینکه از برگجهان به معنای عام آن نام بردیم به این دلیل است که روستای برگجهان طبق شواهد موجود و خاطرات گذشتگان و سالمندان روستا جایگاه واحدی نداشته است و دست کم در دو یا سه نوبت بافت روستا یا محل بناهای آن جابجا شده است و یا به احتمال دیگر آبادیهای متفرق و موجود در هر یک از این نقاط متفرق در یک دوره زمانی با یکدیگر تجمیع شده‌اند. احتمال وجود روستای اولیه در زیادآباد یا زیاده باد، شیران، پلنگان و در ‌‌نهایت بلگِجُن (محل فعلی روستا) از جمله این موارد است. اینکه چه عاملی سبب جابجا شدن روستا و یا ادغام بخشهای مختلف بوده است به گمان نگارنده چیزی جز وقوع زلزله و تخریب صددرصدی و کامل روستا نبوده است، هرچند نمی‌توان دلایل دیگر (مانند افزایش قدرت دفاع در مقابل هجوم دیگران) را نیز به کلی منکر شد. حتی این عامل‌ها در صورت وجود می‌توانند پس از وقوع زلزله مطرح و جدی و عملی شده باشند. شدت زمینلرزه‌هایی مانند زمین لرزه ۱۲۰۹ شمسی و نزدیکی روستای برگجهان به گسل مسبب آن (گسل مشا چنانکه پیش از این آمد و پس از این نیز تدقیق خواهد شد) و بالاخره مقاومت پایین بناهای روستایی خشت و گلی با سقف و دیوار سنگین مرسوم در منطقه، همگی گواه بر این مدعاست که در اثر چنین زلزله‌ای بناهای روستا تماما تخریب شده است.zelzele8

بررسی شجره نامه طوایف موجود در روستا که به سختی می‌تواند از سال ۱۲۰۹ فرا‌تر رود، مهاجر بودن تمامی این طوایف، وجود بنا‌ها و آثاری که در حافظه روستاییان وجود نداشته است (کشف گورستانهای تاریخی و شهر زیرزمینی) بیانگر آن است که در دوره‌هایی شاید تمامی و یا نزدیک به همه افراد ساکن در روستا در اثر زلزله از بین رفته‌اند و افراد دیگری جای آن‌ها را گرفته‌اند.

مسیر عبوری گسل مشا-فشم از برگجهان در اسناد مختلف یکسان نیست. گرچه این عدم یکسانی را می‌توان به دقت هر یک از این اسناد ارتباط داد، اما به واقع با توجه به رگه‌های مختلفی که یک گسل در مسیر خود می‌تواند داشته باشد، این نایکسانی اسناد را می‌توان به شناسایی رگه‌های مختلف گسل نسبت داد. یکی از مسیرهای عبوری گسل مشا-فشم را در شکل ۸ مشاهده می‌کنید که از روی نقشه زمین‌شناسی منطقه پیاده شده است. در این شکل مشاهده می‌شود که مسیر گسل مشا بعد از لواسان با چرخش ملایم به سمت شمال و عبور از کوه «پش لزیم بره» در امتداد کوههای سوته (پایین و بالا) و نیز دره شیرون از جنوب بافت مسکونی فعلی برگجهان می‌گذرد و سپس در امتداد جاده برگجهان-افجه حرکت کرده و از مرکز بافت مسکونی فعلی روستای افجه به سمت فشم می‌رود.

zelzele9در سند دیگر، مسیر عبوری گسل بعد از عبور از لواسان با چرخش تندتری به سمت شمال رفته و پس از گذشتن از مرکز بافت مسکونی فعلی روستا در حاشیه دره تنگه مرغ به سمت افجه حرکت می‌کند. در هر دو مسیر نشانه‌های عبور گسل دیده می‌شود. در مسیر نخست (دره شیرون)، مشخص‌ترین عارضه تغییر رنگ خاک زمین در دو سوی گسل و وجود لایه سنگی خاص و سیاه رنگی است که به صورت کوه سوته پایین در شرق رودخانه و سوته بالا در غرب رودخانه خود را نشان داده و این رگه تا خاک پاشن ادامه می‌یابد. در مسیر دوم (دره تنگه مرغ)، مشخص‌ترین عارضه وجود آشفتگی در رنگ زمین تحت نامهای محلی بندسفید و سرخه کوهگ و لایه‌های کاملا به هم ریخته و نزدیک به قایم زمین است که در بند سفید خود را نشان داده‌اند (شکل ۹). آثار دیگری نیز در مسیر این گسل‌ها مانند چشمه‌های متعدد و حتی چشمه آب گرم (در جنوب رودخانه ورودی شرقی سد لتیان) مشاهده می‌شود. به نظر نگارنده تنگه خاص در دامنه دشت هویج افجه نیز می‌تواند ناشی از تحولات کوهزایی و اثرات زمینلرزه حاصل از این گسل باشد که ابتدا با ایجاد دریاچه‌ای مانند دریاچه تار و فرونشست املاح منجر به تشکیل دشت هویج شده و متعاقبا این دریاچه با سرریز آب و ایجاد تنگه مورد اشاره از بین رفته است.

باری، اگرچه مسیر دوم گسل مشا (که از مرکز بافت مسکونی روستای برگجهان عبور می‌کند) به نظر خطرساز‌تر از مسیر نخست (که از فاصله یک کیلومتری مرکز بافت روستایی عبور می‌کند)، می‌باشد، اما باید توجه داشت در صورت رخداد زمین لرزه با شدتهایی که در این گسل سابقه دارد، تفاوتی میان این دومسیر از نظر میزان و شدت تخریب بنا‌ها در روستای برگجهان وجود ندارد. زیرا یک کیلومتر فاصله از گسل به ویژه با توجه به اینکه کانون زلزله در اعماق زمین است، عملا با واقع بودن روی گسل فرقی ندارد.

zelzele11آنچه از مطالب بالا مسلم گردید آن است که درصورت وقوع زمینلرزه ناشی از گسل مشا، اثر تخریبی آن در برگجهان به مراتب سخت‌تر و بد‌تر از اثر آن در شهری مانند تهران است. به عبارت دیگر آنچه در مورد پیامدهای هول انگیز و هراسناک زلزله تهران کم و بیش بیان شده است (و این آثار به حدی است که در مواردی از انتشار کامل آن برای جلوگیری از تشویش اذهان شهروندان جلوگیری می‌شود)، برای روستای برگجهان به مراتب بد‌تر است. زیرا:

– برگجهان روی گسل واقع شده است و به مراتب به کانون زلزله نزدیک‌تر بوده و امواج با قدرت بیشتری را متحمل خواهد شد.

– خانه‌های برگجهان بدون رعایت اصول مهندسی و توسط افراد فاقد صلاحیت و بدون نظارت اشخاص و ارگانهای مطلع یا پای بند به رعایت اصول فنی و مهندسی ساخته می‌شود، به مراتب آسیب پذیر‌تر از بناهای شهرتهران هستند.

– مصالح به کار رفته در بناهای برگجهان به مراتب سنگین‌تر بوده و ضمن تشدید خرابی‌های زلزله، آوارهای کشنده‌تر نیز خواهند بود.

– بناهای سنتی روستا هردو بند فوق را همزمان دارا هستند و این موضوع سبب تشدید خطرات مربوط به این بنا‌ها می‌شود.

zelzele10– امدادرسانی توسط سازمانهای مسئول ملی یا بین المللی به روستایی دور افتاده مانند برگجهان در اثر تخریب پل‌ها و جاده‌ها (شکل۱۰) و ریزش کوه‌ها، تا مدت‌ها غیرممکن بوده و در صورت امکان امدادرسانی نیز با توجه به اولویت جمعیت کثیر پایتخت نشین، این امدادرسانی در اولویت امدادرسانان نخواهد بود.

– قطع برق و سایر تاسیسات شهری در روستا پس از زلزله حتمی است و مدت‌ها این قطعی تداوم خواهد یافت.

–  با توجه به سردسیر بودن منطقه، وقوع زلزله در زمستان برای روستا به مراتب فاجعه بار‌تر خواهد بود.

با وجود بندهای نگران کننده بالا، مواردی در روستا سبب تعدیل میزان خطرات بعد از وقوع زلزله می‌شود:

– جمعیت زیادی در روستا به ویژه در زمستان اسکان ندارند و این موضوع سبب کاهش میزان تلفات می‌شود.

– وابستگی روستا به برق و سایر تاسیسات شهری کمتر از شهر است و امکان تامین آب آشامیدنی بعد از قطع شبکه آبرسانی فراهم خواهد بود.

– به دلیل فقدان شبکه‌های بزرگ مقیاس آب و برق و گاز در روستا، احتمال وقوع سیل و آتش سوزی و برق گرفتگی بعد از وقوع زلزله مانند شهر تهران نخواهد بود.

– خطر اتمام یا کمبود غذا و مواد غذایی برای ساکنان دایم روستا کمتر از شهر است (اگرچه برای ساکنان موقت به مراتب بیشتر از شهر است).

درباره زلزله ناشی از فعالیت گسل مشا در انتها باید گفت شاید عواقب جانی و مالی و روحی و اجتماعی و سیاسی زلزله برای روستا و پایتخت و کشور به گونه‌ای باشد که افرادی که در اثر این زمینلرزه جان خود را از دست می‌دهند، جزو افراد خوش شانس تلقی شوند! به چهره راننده نیسانی که جنازه افراد خانواده‌اش را به طور فلّه در پشت ماشین انداخته است نگاه کنید (تصویر ۱۲). این عواقب زمینلرزه گسل مشا در برگجهان است. زلزله‌ای که دیر یا زود خواهد آمد و منتظر آرزوهای ما (یعنی: خداکند که نیاید) نخواهد ماند.

 zelzele12

 (۱)      Ambraseys and Melville ۱۹۸۲
 (۲)     با توجه به تعدد روستاهای شمیرانات و دهستانهای لواسانات و رودبارقصران و رونق کشاورزی در آن‌ها از یک سو می‌توان حدس زد ساکنان این روستا‌ها زیاد و به مراتب بیشتر از دوره‌های اخیر بوده است و از سوی دیگر سستی بناهای روستایی و مقاومت کم آن‌ها در برابر زلزله و احتمال تخریبهای صددرصدی روستا‌ها در اثر زمین لرزه سال ۱۲۰۹ سبب گردیده که برخلاف نظر نویسنده ماخذ مربوطه، آمار تلفات ۴۵هزارنفری شمیرانات برای نگارنده این مقاله صحیح به نظر برسد.
 (۳)     سایتهای سازمان زمین‌شناسی کشور و دنیای اقتصاد
 (۴)     مانوئل بربریان، منوچهر قریشى، بهرام ارژنگ روش و ارسلان مهاجر اشجعى، گسلش در گستره تهران و پیرامون، فروردین ۱۳۷۱.
 (۵)     پایگاه اطلاع رسانی زلزله
 (۶)     مانوئل بربریان، منوچهر قریشى، بهرام ارژنگ روش و ارسلان مهاجر اشجعى، گسلش در گستره تهران و پیرامون، فروردین ۱۳۷۱.
ماخذ شکل ۵: پایگاه ملی داده‌های علوم زمین
تصویر ۱۲: اثر همولایتی عزیزمان آقای عباس کوثری (لبافی) – زلزله ۵ دیماه ۱۳۸۲ شهرستان بم

۲ دیدگاه

  1. با سلام این عکس مربوط به کدام زلزله است؟
    با تشکر

  2. سلام این عکس مربوط به زلزله بم است و راننده ۱۲ نفر از بستگانش را در وانت گذاشته. عکاس آقای عباس کوثری از همولایتی های ما در روستای برگجون است

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *