خانه » تاریخ، جامعه و فرهنگ » ریشه‌ها و پیشینه‌های نام روستای برگ‌جهان(بخش نخست)

ریشه‌ها و پیشینه‌های نام روستای برگ‌جهان(بخش نخست)

نویسنده: علی اکبر لبافی، آبان ۱۳۹۳

روستای برگ‌جهان از توابع بخش لواسانات، در شمال‌شرق شهر تهران و در شهرستان شمیرانات واقع است. این روستا را شیران، پلنگان، پلنگچال، بدکیجان، بلکیجان، بلکجان، بلگیجان، بلگجان، بلگجُن، بلگجون، برگیجان، برگی جهان، برگجن، برگجون، برگه‌جون، و برگ‌جهان خوانده و نوشته‌اند!

نخستین بار در مورد پیشینه و نام این روستا، از زبان مرحوم حاجی حسن لبافی – عموی نگارنده – شنیدم بناهای مسکونی اولیه روستا در جاهای دیگری مانند زیاده باد (یا زیادآباد) واقع بوده است. وجود آثار و بقایای بنا‌ها و تاسیسات روستا مانند بقایای حمام و قنات در آنجا گواه بر این مدعاست. او همچنین بیان می‌کرد که روستا یا آبادی دیگری در محدوده اراضی فعلی شیران (شیرُن) و به هین نام وجود داشت. وجود قبرستان و درختان کهن سال و کشف آثار زیرخاکی مانند انواع کوزه و یا سکّه در زمینهای شیران، این فرضیه را تایید می‌کند. مرحوم لبافی نام قدیمی روستای برگ‌جهان را پلنگان دانسته و بیان می‌کردند دو روستای شیران و پلنگان منشاء تشکیل روستای فعلی هستند. برخی از سالمندان یا اسناد نام قدیمی مذکور را پلنگچال ذکر کرده‌اند.

در سندی که به برکت سایت روستای برگ‌جهان و به مرحمت مرحوم آقای عبدالله پلویی و همت جناب آقای مرتضی لبافی منتشر شد، همین مطالب را مرحوم حاجی حسن لبافی به دستخط خویش نوشته‌اند که بخشی از این سند را اینجا مشاهده می‌فرمایید.

tasmiyeh2

tasmiyeh3

نگارنده در مورد وجه تسمیه برگ‌جهان از مرحوم حاج حسن لبافی (یا دیگران) شنیدم که روزی یکی از سرداران یا پادشاهان (که در ذهنم نام فردی همچون ناصرالدین شاه جای گرفته بود) در ورود به روستا از جانب زیاده‌باد (که راه مالرو و قدیم ارتباط روستا و شهر تهران بود و با احداث سد لتیان مسدود شد)، با منظره برگ مانند روستا مواجه شد و نام روستا را برگ‌جهان نامید. توضیح آنکه زمینهای زراعی روستا با انشعاب نهرهایی در امتداد خطوط تراز دامنه کوه‌ها از رودخانه مرکزی روستا شکل گرفته‌اند و این وضعیت با توجه به پیش‌رفتگی گردهٔ کوه‌ها و تورفتگی بستر دره‌ها به مجموعه اراضی سبز روستا شکلی همچون برگ داده است. شکل برگ‌مانند روستا را هم در عکسهای هوایی و هم در نقاطی واقع در جنوب و شمال روستا می‌توان دید. یکی از نقاط مناسب برای دیدن این شکل برگ‌مانند، محل ورودی روستا از سمت اراضی زیاده‌باد در جنوب غرب روستاست که در بالا به آن اشاره شد. شکل برگ‌مانند روستا را در لوگوی همین وبسایت (سایت برگجون) نیز می‌توان مشاهده کرد.

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

در سند منتشر شده از دستخط مرحوم لبافی به نقل داستانی مشابه این موضوع اشاره شده است ولی فرد وارد شونده به روستا را شاه عباس صفوی به همراه وزیر و همراهانش به قصد شکار اعلام کرده است. وجه تمایز این روایت با روایت قبل آن است که نام برگ‌جهان را نه به واسطه شکل برگ‌مانندش بلکه به دلیل سرسبز بودنش برگزیده‌اند. اگر منظور مرحوم حاج حسن لبافی، شاه عباس کبیر و وزیر وی (الله وردی خان) بوده است، چگونه می‌توان پذیرفت که آن شاه از اصفهان به برگ‌جهان آمده است؟ با وجود آنکه مقر اصلی پادشاهان صفوی در اصفهان بوده است، اما احتمال ورود شاه عباس کبیر به برگ‌جهان وجود داشته است. زیرا شاه عباس طبرستان را از سمت جد مادری جزو املاک و اموال موروثی خود می‌دانست و پس از فتح آن در عمران و آبادی آن کوشید و بار‌ها به قصد تفریح و شکار به آن سامان رفت و در‌‌نهایت نیز – حدود ۴۰۰ سال پیش- در مازندران از دنیا رفت (عالم آرای عباسی). احتمال می‌رود شاه عباس در یکی از سفر‌ها و استراحتهای بین راهی اصفهان-طبرستان گذری نیز به برگ‌جهان داشته است.

با فرض درست بودن موضوع حضور شاه عباس در برگ‌جهان، این فرض نمی‌تواند تغییر نام روستا را توسط او اثبات کند. اگرچه سند قابل قبولی برای رد این موضوع وجود ندارد، اما بعید به نظر می‌رسد که در یک سفر سرراهی، پادشاه نام روستا را تغییر دهد و از فردای آن روز همه از این موضوع تبعیت کنند. تغییر نام یک مکان به ویژه در میان ساکنان و بومیان آن به سرعت فراهم نمی‌شود و با توجه به اینکه نقش برگ‌جهان در حاکمیت کشور در آن روزگار پرتنش و همراه با آرزوهای بزرگ برای پادشاه صفوی، فاقد آن درجه از تاثیر و اهمیت بوده است که پادشاه این تصمیم خود را از طریق مکاتبه و ایجاد ارتباط با حاکمان محلی و صدور حکم ملوکانه پی گیری کند. به گمان نگارنده بعید به نظر می‌رسد که این حکایت صحیح باشد. شایان ذکر است که مشابه چنین روایتهایی در وجه تسمیه مکان‌ها و شهرهای بزرگی چون تبریز هم بیان شده است که بیشتر به داستانهای عامیانه و خیالی شبیه‌اند:

  • در مورد وجه تسمیه شهر تبریز توجیه مصطلح و عامیانه این است: «بنای تبریز از زبیده (زن هارون الرشید) است. وی به ‌بیماری تب نوبه مبتلا شده‌ بود؛ چند روزی در آن حوالی اقامت کرده، در اثر هوای لطیف و دل‌انگیز آن‌جا بیماری وی زایل شده، فرموده شهری در آن‌محل بنا کنند و نام آن‌را تبریز بگذارند. احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان توجیه اخیر را عامیانه و نادرست می‌داند (ویکی پدیا).

در هر حال اگر مستندی برای رد نظریه تغییر نام قدیمی روستای برگ‌جهان توسط شاه عباس وجود ندارد (یا نگارنده به آن دست نیافته است)، اما به طور قاطع و به دلایلی که بیان شد و در ادامه نیز خواهد آمد نه تنها می‌توان انتخاب نام برگ‌جهان را از سوی او رد کرد، بلکه تبدیل یکباره نام باستانی پلنگان به برگجهان اصولا مطرح نیست، بلکه این تغییرات به شرح زیر تدریجی بوده است:

نامهای باستانی روستا

نامهای باستانی یا قدیمی روستا را شیران، پلنگان یا پلنگچال می‌دانند. ریشه نامهای باستانی یا گروه نخست روشن است و این نوع نامگذاری و انتساب به حیوانات و آن هم حیوانات قوی و شجاع قابل پذیرش است. زیرا تا قرن گذشته (که مرحوم حاج حبیب الله لبافی – پدرم- تعریف می‌کردند)، بومیان حضور و وجود پلنگ را در روستا تایید کرده‌اند. وجود شیر نیز اگرچه از سوی سالمندان تایید نشده است، اما با توجه به سابقه طبیعی منطقه مازندران و وجود گونه خاص شیر مازندران، می‌توان وجود شیر را در روستا پذیرفت. نامیدن یک مکان با استفاده از پسوندهای «ان» و «چال» بعد از نام یک حیوان در واژه‌های «شیران» و «اسبه چال» در روستا سابقه دارد و هر دو نام پلنگان و پلنگچال قابل قبول است. اگر به گمان برخی از افراد منظور از اسبه چال، اسباب چال یا اسپی (سفید) چال هم باشد، باز می‌توان واژه پلنگچال را پذیرفت. زیرا استفاده از پسوند «چال» به وفور در منطقه شمیرانات و به ویژه روستای برگجهان کاربرد دارد. مانند: چالیمبیری، چال وهرن، چال سول، چالگور. هرچند به دلیل وجود کوهی به نام پلنگچال در شمال تهران، وجود روستایی به‌‌ همان نام و در نزدیکی آن متعارف نیست.

کشف عتیقه و کوزه و ظروف و گورستان و دیگر آثار بنا‌ها در محدوده شیران، اگرچه می‌تواند سکونت یا نوعی اقامت مردمان را در این منطقه اثبات کند، اما اطلاق نام شیران را به عنوان نام قدیمی روستا اثبات نمی‌کند. علاوه بر شیران، تاکنون هیچ سند مکتوبی دال بر اطلاق نامهای سنتی و باستانی دیگر (پلنگچال یا پلنگان) نیز برای روستای برگجهان به جز نقل قول شفاهی یا سند مکتوب بجا مانده از مرحوم حاج حسن لبافی (مرقوم در حدود سال ۱۳۴۸ خورشیدی) و نقل قولهای مشابه از سالمندان روستا وجود ندارد. امروزه البته چنانچه جستجویی در اینترنت به عمل آید، سایت‌ها و وبلاگهای متعددی از جمله لغت نامه دهخدا و ویکی پدیا یا متون دیگری مانند دانشنامه تهران بزرگ به نام قدیمی پلنگان و پلنگچال برای این روستا اشاره کرده‌اند که تقریبا ریشه همه آن‌ها مستقیم یا غیر مستقیم به نقل قولهای شفاهی سالمندان روستا منتهی می‌شود.

اینکه چگونه نامهای باستانی از میان رفته و نامهای دوره‌های بعدی (قدیمی یا میانی) جای آن‌ها را گرفته است، معلوم نیست. در این مورد نگارنده معتقد است روستای باستانی به دلایل مختلف و از همه مهم‌تر در اثر وقوع زلزله (مقاله «خداکند که نیاید» را ملاحظه فرمایید) از میان رفته است و روستای جدید در محلی که بلگجان یا بلکجان نامیده می‌شد بنا گردید. به این ترتیب اصولا در این بازهٔ زمانی اطلاق تغییر نام برای روستا صحیح نیست، بلکه آنچه اتفاق افتاده تغییر مکان روستا بوده است.

نامهای قدیمی روستا

آنچه مرسوم و متداول است و ذیل عنوان نامهای دوره میانی خواهد آمد، روستاییان نام روستای بلگجان یا بلگیجان را مشتمل بر دو جزء می‌دانند: بلگ+جان. همچنین در برخی اسناد این نام بلکجان یا بلکیجان یا بدکیجان ثبت شده است که می‌توان استدلال کرد ناشی از اشتباه سهوی نویسندگان یا دلایل دیگری است که در آن «ک» بجای «گ» نوشته شده است.

اما در یک فرض محتمل می‌توان ثبت بلکجان، بلکیجان، و بدکیجان را نه از روی اشتباه نویسنده، بلکه ناشی از وجود سابقه‌ای قدیمی‌تر برای نام این روستا تصور کرد. سابقه‌ای که البته با تصور مرسوم روستاییان مبنی بر وجود واژه «بلگ» به معنای «برگ» در نام روستا مغایرت دارد. در این نظریه نام روستا مرکب از سه بخش است: بلکیجان= بل+کی+جان یا بلکجان= بل+ک+جان و یا بدکیجان= بد+کی+جان.

tasmiyeh4

در جستجویی که برای معانی کجان یا کیجان کردم به وبسایتهای نایین پژوه و روستای کجان (واقع در برزاوند اردستان) برخوردم که کجان را به معنای جایی دانسته است که «ک» یا «کی» زیاد است. «ک» یا «کی» را نیز به معنای کهریز یا کاریز (قنات) گرفته‌اند.

اما معنای «بل» یا «بد» در ترکیب بلکجان، بلکیجان یا بدکیجان چیست؟ «بل» در گویش محلی معنای کج و معوج و شکسته و فرسوده است. «بد» هم می‌تواند معنای نادرست و ناقص و غیراصولی بدهد. در این‌صورت نامهای قدیمی روستا در هر سه حالت فوق هم معنا شده و می‌تواند به جایی اطلاق شود که قناتهای متعدد و کج و معوج یا نادرست و غیراصولی و مخروبه وجود دارد.

تا چند سال قبل اگر چنین تعبیری از نام روستا می‌شد، به طور قطع مردود می‌نمود. زیرا اصولا وجود قنات و آن هم به تعداد زیاد در روستا پذیرفتنی نبود. اما با کشفیات اتفاقی در اثر حفر چاه فاضلاب ساختمان‌ها در ۲۰ سال گذشته، آشکار شد که شبکه‌ای از کانالهای زیرزمینی قابل عبور در زیر بافت روستا وجود دارد (به مقاله «شهر زیرزمینی برگجهان، میراثی که دیگر نیست» در همین سایت مراجعه کنید). این کانال‌ها هر چند ممکن است شبیه قنات باشند، اما به دلیل آنکه بر خلاف قنات‌ها تک راستا نبوده یا انشعابهای آن دارای ساختار شبکه شاخه‌ای (مانند شبکه شاخه درختان) نیست، بلکه تقریبا شطرنجی و تقاطعهای چهارراهه دارد، از سوی افرادی که کارکرد (نظامی یا دفاعی) آن‌ها را تشخیص نداده‌اند، به قنات کج و معوج یا قنات بد و غیر اصولی تعبیر شده‌اند.

جالب است بدانیم بجز روستای کجان اردستان (مورد اشاره در بالا)، مناطق و روستاهای دیگری نیز به نام کجان و کیجان یا نامهایی مرکب از این کلمات در سطح کشور وجود دارد که نشان از امکان کاربرد واژه‌های بلکجان و بلکیجان و بدکجان برای نامگذاری یک منطقه یا یک روستاست.

نظریه فوق برای اثبات نیازمند به دو موضوع است: یکی وجود اسناد دیگری که نامهای قدیمی بلکیجان و بلکجان را به عنوان نامهایی مستقل از نامهای متداول بلگیجان و بلگجان به اثبات برساند، به حدی که نتوان این نام‌ها را به درج اشتباه کلمات توسط نویسندگان مربوط ساخت؛ موضوع دیگر یافتن مستندات قابل اطمینانی است که ریشه و معنای «ک» یا «کی» را با کاریز و کهریز (کن+ریز) یا قنات و قنو (کن+او) و نظایر آن‌ها مرتبط کند.

اگر نظریه فوق اثبات شود، نه تنها مشخص می‌شود نوشتن نامهای بلکجان و بلکی جان با حرف «ک» اشتباه نبوده‌اند، بلکه می‌توان برخلاف تصور فعلی، نامهای بلگجان و بلگی جان را طرز نادرست نوشتن نامهای روستا قلمداد کرد. به عبارت دیگر چون روستاییان معنای نامهای قدیمی روستا را نمی‌دانستند یا به این دلیل که اصولا در گویش برگجون اغلب حرف «ک» مانند «گ» ادا می‌شود، نامهای بلکجان و بلکیجان را به دلیل ندانستن معنای آن‌ها یا به واسطه عادت در گویش محلی، معادل بلگجان و بلگیجان گرفته و ازاین ترکیب جدید، واژه «بلگ» یا «برگ» را به اشتباه استخراج کرده‌اند.

در زیر به تعدادی از اسناد مرتبط با نامهای قدیمی روستا اشاره شده است:

  • بدکیجان، سال ۱۵۷ قمری، کتاب کنزالانساب و بحرالمصائب، لوط بن یحیی، ۱۲۶۱ شمسی، بمبئی، صفحه ۸۱٫
  • بلکجان، سال ۱۲۷۷، سجل (شناسنامه) حبیب‌الله لبافی
  • بلکی جان، سال ۱۳۰۹، تقسیم اموال محمد لبافی
  • بلکی جان، سال ۱۳۱۱، سند معامله زمین نورالله فرزند محمد

tasmiyeh6

براساس این نظریه، می‌توان سال احداث شهر زیرزمینی برگجهان را به سال‌ها قبل از سال ۱۵۷ هجری قمری (سال تالیف کتاب کنزالانساب) نسبت داد. چرا که در آن زمان این قنات‌ها وجود داشته‌اند و به دلیل اینکه کشاورزان این کانال‌ها را به اشتباه قناتهای غیراصولی و نامتعارف می‌پنداشتند (و از علل اصلی حفر آن‌ها آگاهی نداشتند) یا آنکه این قنات‌ها در آن زمان مخروبه شده بودند، با تعابیر «بل» یا «بد» از آن‌ها نامبرده‌اند؛ که در هر دو حال نشان دهنده قدمت زیاد زمان حفر کانال‌ها در سال ۱۵۷ قمری است.

نامهای دوره میانی روستا

بجز نامهای باستانی و قدیمی، نامهای: بلگیجان، بلگی جان، بلگِجُن، بلگِجان، بلگِجون، برگی جان، برگِجُن، برگِجون، برگه‌جون را می‌توان به عنوان نامهای میانی روستا معرفی کرد. در این دسته از نام‌ها با تمام تفاوت ظاهری و تنوع، معنای همه نام‌ها یکی است. گفته شد هیچ سند مکتوبی برای نامهای باستانی روستا وجود ندارد؛ و اسناد مربوط به نامهای قدیمی متوا‌تر و قابل اطمینان نیستند، اما اسناد بیشماری برای نامهای دوره میانی روستا موجود است. در بیشتر سندهای روستا که اغلب مربوط به سند معاملات زمین‌ها و خانه‌ها یا عقدنامه‌هاست، نام طرفین معامله یا معاهده و محل سکونت آن‌ها یا محل ملک مورد معامله درج شده است. همین موضوع سبب شده است که نام روستا در این اسناد درج گردد. با مراجعه به این اسناد و تاریخ نوشتن آن‌ها می‌توان به دو موضوع مهم دست یافت: نخست نامهای مختلف این روستا و دوم سیر تدریجی تغییر نام روستا.

گفتیم اگرچه به ظاهر نام روستا و رسم‌الخط نوشتن آن‌ها در این اسناد متنوع است، اما این تنوع ظاهری است و در معنا تفاوتی میان نامهای دوره میانی وجود ندارد. زیرا در همه آن‌ها دو واژه «بلگ» و «جُن» به صوَر مختلف وجود دارند. تعدد نام روستا و به ویژه شیوه بیان یا نوشتن واژه «جُن» از یک سو مربوط به تعدد نویسندگان و تفاوت سلیقه یا تصمیم شخصی آن‌ها در شیوه درج این دو واژه است و از سوی دیگر به تفاوت بیان این واژه‌ها در گویش محلی و کتابت آنهاست. در ادامه به تفصیل درباره معنای واژه «بلگ» و پسوند «جُن» خواهیم گفت. اما در اینجا باید اشاره کرد که پسوند «جُن» در اثر آمد و شد روستاییان به شهر و برعکس آمد وشد شهریان به روستا در مواردی «جان» یا «جون» بیان شده است. اما در اسناد مکتوب اغلب نویسندگان ترجیح داده‌اند این پسوند را به‌‌ همان شیوه درست کتابت یعنی «جان» ثبت کنند.

سیر تحول نامهای دوره میانی روستا را در نمونه‌ای از اسناد مکتوب به شرح زیر ملاحظه می‌کنید (مآخذ: نگارنده و اسناد آقای مرتضی لبافی منتشر شده در سایتهای برگجهان، لواسُن، درآستانه):

  • بلگیجان، سال ۱۲۳۶، سند معامله زمین محمدعلی فرزند استاد مهدی
  • بلگیجان، بهمن ۱۲۴۴، سند معامله زمین محمدابراهیم فرزند اسماعیل
  • بلگیجان، شهریور ۱۲۴۵، عقدنامه کربلایی رمضان‌علی
  • بلگجان، سال ۱۲۷۷، سند معامله
  • بلگجان، آذر ۱۲۸۲، سند معامله خانه زبده‌نسا فرزند اسماعیل
  • بلگجان، دی ۱۲۸۲، عقدنامه رحمت‌الله لبافی
  • بلگجان، سال ۱۲۸۴، مصالحه ارثیه خدیجه‌خاتون لبافی
  • بلگجان، سال ۱۲۹۲، رسید پول رحمت‌الله لبافی
  • بلگی‌جان، بهمن ۱۲۹۲، صلح‌نامه مولودسلطان اثباتی فرزند اسماعیل‌بیک
  • بلگجان، سال ۱۳۰۲، سند معامله زمین
  • بلگیجان، سال ۱۳۰۳، سند اجاره آسیاب
  • بلگیجان، سال ۱۳۰۳، سند معامله زمین رحمت‌الله لبافی
  • برگی جان، مهر ۱۳۰۴، سجل (شناسنامه) خانم‌جان لبافی فرزند ابوالقاسم
  • بلگجان، سال ۱۳۰۷، تقسیم اموال ابوالقاسم
  • بلگجان + بلگیجان، اسفند ۱۳۰۹، مصالحه درخت گردو هاجرخاتون لبافی فرزند محمد
  • بلگجان، سال ۱۳۳۱، سند معامله زمین ابوطالب فرزند صادق
  • بلگیجان، سال ۱۳۳۳، تابلوی کاشیکاری نام دبستان دولتی محمد همایون
  • بلگیجان، بهمن ۱۳۳۳، صلح‌نامه آمنه اثباتی

از بررسی فهرست بالا (و فهرست بلند‌تر آنکه در اینجا ارایه نشده است) برمی آید که نام بلگیجان قدیمی‌تر از سایر نامهای این دوره است و نام بلگِجان بعد از آن رایج شده است و سایر نامهای دوره میانی (بلگِجُن، بلگِجون، برگِجُن، برگِجون، برگه‌جون) تنها در محاوره یا گفتگو‌ها به کار رفته‌اند. اگر چه اسناد قدیمی تری در دست نگارنده به منظور شناخت سال آغاز کاربرد واژه بلگیجان وجود ندارد، اما این فهرست نشان می‌دهد که کاربرد این واژه به مرور زمان کاهش یافته و تقریبا پس از سالهای ۱۳۳۳ منسوخ و واژه بلگِجان جایگزین آن شده است. بجز اسناد فوق، تفاوت جزیی در بیان واژه نام روستا بین کهنسالان و جوانترهای بومی نیز گواه بر این مدعاست. زیرا سالمندان نام روستا را به صورت بلگیجُن (البته با ادای سریع و نامفهوم حرف «ی») بیان می‌کنند. در حالی که جوانتر‌ها به صورت واضح و روشن «بلگِجُن» بیان می‌کنند.

گاهی واژه‌های بلگ و بلگی به صورت بلک و بلکی نیز در اسناد برگجهان درج شده است که (درصورت نادرستی نظریه نامهای قدیمی روستا- مشروح در بالا) می‌تواند ناشی از عدم دقت نویسنده و همچنین عادت آن‌ها در به کارگیری «ک» به جای «گ» باشد. زیرا هیچگاه این واژه‌ها (توسط کسانی که لکنت زبان ندارند و واژه‌ها را درست ادا می‌کنند) به صورت بلکیجُن یا بلکِجُن بیان نشده است. شاید فقدان حرف «گ» در حروف عربی و آموزش مرسوم سواد به کودکان در آن دوران از سوی ملایانی که سواد عربی آموخته بودند، ریشه این اشتباه در نوشته‌ها باشد. کما اینکه در واژه‌های مشابه مانند «دانگ» نیز معدودی از نویسندگان از حرف «ک» استفاده کرده و به صورت «دانک» نوشته‌اند. در فردهای تعزیه نیز نگارنده به وفور شاهد کاربرد «ک» به جای «گ» بوده است. کاربرد حرف «ک» بجای «گ» در اسناد معاملات و معاهدات برگجون نیز مشاهده می‌شود.

یکی از دلایل مهم حذف تدریجی حرف «ی» در نام روستا نامفهوم بودن آن برای بومیان بوده است. زیرا واژه بلگ به معنای «برگ» در گویش روستا واژه‌ای معنادار و اتفاقا پرکاربرد است. پسوند «جان» هم درست یا نادرست می‌توانست معنای مشخصی برای روستاییان داشته باشد که به آن خواهیم پرداخت. اما واژه «بلگی» می‌توانست نامفهوم باشد و احتمالا جزو گویش خالص روستایی قلمداد شده و به مرور توسط جوانترهای شهردیده، از محاوره حذف شد و جای آن را کسره گرفت. این فرایند چنانکه خواهیم دید برای بلگ و جان نیز به طور مشابه در اسناد مکتوب اتفاق می‌افتد.

اینجا باید متذکر شد در نوشته‌های جوانان و به ویژه نوشته‌های اینترنتی از سوی جوانانی که به عنوان گردشگر وارد روستا شده‌اند و خاطره سفر خود را نوشته‌اند، بسیار دیده می‌شود که نام روستا را به صورت برگه‌جون می‌نویسند. آن‌ها از روی ناآگاهی و شاید سختی نوشتن کسره در واژه برگِ‌جون برای راحتی خود این نام را به صورت برگه‌جون می‌نویسند. نام برگِجون به صورت بلگه‌جُن یا برگه‌جون در هیچ سند مکتوبی مشاهده نشده است. علاوه بر آن این نام چنانکه خواهیم دید نه اصالت دارد و نه معنای منطقی و باید از تکرار آن پرهیز کرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *