خانه » تاریخ، جامعه و فرهنگ » شهر زیرزمینی برگجهان، میراثی که دیگر نیست.

شهر زیرزمینی برگجهان، میراثی که دیگر نیست.

بیش از بیست سال پیش وقتی چاه خانه‌ای را کندند باخبر شدم که چاه به تونلی زیر زمینی برخورد کرده است. وقتی موضوع با چند نفر درمیان گذاشته شد، گویی همه از وجود این تونل زیرزمینی با خبرند.

اما گفتگو‌ها به گونه‌ای بود که به نظر می‌رسید نباید راجع به این موضوع تحقیق کرد یا آن را هرجایی بازگو کرد. باید فورا سر چاه بسته می‌شد. چه چیزی از این بهتر که چاه به حفره‌ای رسیده است که دیگر نیازی به کندن بیشتر و صرف هزینه بیشتر نیست. چاهی که هرگز پر نخواهد شد.

در محله شیخ علی هم گویا چند فقره چاه قبلا به تونل رسیده بود. فردی گفت که این تونل طولانی است. او که قبلا از وجود این تونل با خبر بود ماجرای ورودش را چنین تعریف کرد: کمی که جلو رفتم تونل چهار راه شد. راه مستقیم را پیش گرفتم. باز به چهارراه دیگری رسیدم. ترسیدم گم شوم برگشتم. گفتیم بیایید با هم برویم. گفت در چاه مذکور را بسته‌اند و امکان ورود نیست.

در خبر دیگر شنیدیم که فردی مدعی است داخل تونل رفته و می‌گوید سمت و جهت تونل به طرف دشتاهاست. قدم‌هایش را در تونل شمرده و روی زمین هم قدم زده است و مدعی است تونل تا زیر دشتا‌ها می‌رود.

با توجه به این اطلاعات من اطمینان یافتم که تونل مذکور قنات یا حفاری مرتبط با امور عادی روستا نیست و می‌تواند یک شهر زیرزمینی باشد. آنچه به نام شهر زیرزمینی معروف است، در واقع ساختارهای متراکم، پیچیده و گسترده چون دالانهای باریک تودرتو و اتاقهایی با ابعاد کوچک است. وقتی در خصوص شهرهای زیرزمینی مشابه جستجو می‌کردم در سالهای اولیه برای شهرهای باستانی به مسیرهایی به طول ۴۰۰ تا ۵۰۰ متر می‌رسیدم که از این نظر متوجه شدم شهر زیرزمینی برگجهان می‌تواند بی‌نظیر باشد. هر چند در سالهای بعد، از کشف شهرهای بزرگتری مانند شهر سامن با خبر شدم. این بود که نسبت به پی گیری موضوع مصمم‌تر شدم.

برادرم رجب لبافی با پی گیری و کمک گرفتن از حافظه‌اش توانسته است بدون آنکه وارد تونل شود مسیرهایی از آن را حدس بزند. او بعد از مقاله «جغرافیای دفاعی برگجهان» به این فکر افتاده است که بین تونل و سایر نشانه‌هایی که در آن مقاله ذکر کرده است ارتباطی هست. او می‌اندیشید که بین درهای برگجون: لندره در، تادر، لیمادر، سوتادر (=سوته در) و… رابطه‌ای هست. پس از آنکه شنیدیم شهر زیرزمینی تا دشتا‌ها می‌رود او کنجکاو‌تر شد تا اینکه فردی به او گفت از تونل عبور کرده و از سوراخی در تادر بیرون آمده است.

از نظر برادرم این کشف بزرگی محسوب می‌شد. یکی از در‌ها به تونل ربط یافت. شاخه‌ای از تادر تا محله شیخ علی می‌رسد. شاخهٔ دیگری شمالی – جنوبی است و باید به درهای دیگر ربط یابد. او به کارش ادامه داد. تاکنون رد تونل را علاوه بر آشپزخانه تکیه و محله شیخ علی و رجبعلی و پاده در محدوده مسجد سرده نیز پیدا کرده است. او با فرض ارتباط شاخه شمالی و جنوبی به لندره در و روبار یا نزدیکی آن‌ها که راهی را به محله شاهان یا رودخانه باز کند به تحقیق خود ادامه داد.

او شنیده بود که در انتهای کوهیلی واقع در محله پاده که اکنون در اختیار حاج عزیزالله کوشکستانی است، چاهی وجود داشته است که خر‌ها و حیوانات سقط شده را درونش می‌انداختند. این کوهیل می‌توانست انتهای تونل شمالی جنوبی باشد. اما شمال آن تا کجا می‌رفت. روزی برادرم از حاج عنایت الله پورفرد می‌پرسد آیا داخل طویله زیر خانه شما کوهیلی وجود نداشت؟ او می‌پرسد چرا این پرسش را می‌کند. برادرم می‌گوید حدس می‌زنم باید در این نقطه راه زیر زمینی وجود داشته باشد. آقای پورفرد می‌گوید اتفاقا در طویله‌شان کوهیلی وجود داشت که انت‌هایش را بسته بودند چون به راهی باز می‌شد که نمی‌دانستند کجا می‌رود.

موضوع بسیار حساس شده بود. من بسیار علاقمند بودم گزارشی مستند از این شهر زیرزمینی تهیه کنم. موضوع را با یکی از بستگان در میان گذاشتیم. او گفت ما راهی از داخل تنورقدیمی خانه به این تونل داریم. قرار شد با یک تیم چند نفری و تجهیزات برای شناسایی تونل برویم. از امروز و فردا کردن روز قرار متوجه شدم موضوع منتفی شده است و در ‌‌نهایت ایشان گفتند راه مذکور را چند سالی است بسته‌اند.

با یکی از دوستانم که با سازمان میراث فرهنگی ارتباط داشت مشورت کردم. از این موضوع خیلی استقبال نکردند. دوستان دیگرم هم گفتند اگر تونل از زیر خانه‌ها عبور می‌کند شاید مناسب نباشد پای میراث فرهنگی به میان آید. زیرا در صورت حضور میراث فرهنگی اگر اتفاقی برای مالکیت خانه‌ها می‌افتاد یا برای شهر زیرزمینی حریمی چه از نظر مالکیت و چه از نظر ساخت وساز تعیین می‌شد همه دودش به چشم ما می‌رفت.

در بهار یکی از سالهای گذشته فردی خبر آورد که تونل در محله کوشکستانی‌ها در پاده هم راه ورود دارد. قول دادند شرایط بازدید ما را از تونل فراهم کنند. مدتی بعد خبر آمد که ورود از آن راه را به ما اجازه نمی‌دهند، اما راه دیگری هم دراطراف تکیه وجود دارد. صاحب خانه گفته خودش داخل تونل رفته و از راه دیگرش در تادر خارج شده است. او اجازه می‌دهد ولی باید صبر کرد تابستان زیرا در بهار زمین خیس است و ورود به تونل خطرناک است. تابستان فرا رسید و این جمعه گیلاس چینی بود و آن جمعه آلبالو و آن دیگری هم صاحب خانه مریض و بعدی هم بهانه‌ای و بهانه‌ای که در ‌‌نهایت سبب شد پای ما به درون تونل باز نشود.

چند وقت پیش با دوستی که هم در میراث فرهنگی و هم در وزارت اطلاعات آشنایانی دارد مشورت کردم. نتیجه مشورت این بود که از پی گیری در این خصوص منصرف شوم. اکنون که بیش از بیست سال از شنیدن خبر کشف این شهر زیرزمینی می‌گذرد و با توجه به اینکه این شهر خودش می‌توانست ثروتی بزرگ تلقی شود و در صورت قابلیت آن و توجه ویژه به مرمت و بازسازی آن شاید می‌توانست مانند شهرهای زیرزمینی دیگر که در زیر به آن‌ها اشاره می‌شود به عنوان منبع درآمدی برای روستا از ناحیه توریسم فراهم آورد و نیز سرنخی را برای شناخت تاریخ روستا در دسترس قرار دهد، هیچ کوششی برای راه یافتن به داخل آن نمی‌کنم، زیرا نه تنها شناسایی آن خدمتی به روستا و روستاییان نیست بلکه شنیده‌ام کثرت چاههای فاضلابی که به این مسیر متصل شده است آن را کاملا بلا استفاده کرده است و این میراث دست کم دیگر در زیر خانه‌های روستا وجود ندارد و میراثی است که از بین رفته است.

شهر زیرزمینی سامن – ملایر – همدان (۱)

کاوش‌‏های باستان‏‌شناسی در محوطه‏‌ای زیرزمینی در شهر سامن، منجر به کشف شهری پنهان شد که در یک بستر سنگی و به صورت دست کند ساخته شده است. این شهر زیرزمینی احتمالا به دوره پیش از اشکانی تعلق دارد و از برخی فضاهای آن برای تدفین مردگان استفاده شده است. حدود ۲۵ اتاق از این شهر زیرزمینی کاوش شده و در این اتاق‌ها مقادیر زیادی اسکلت متعلق به دوره اشکانی وجود دارد که دست‌نخورده در جای خود باقی مانده‌اند. در کنار اسکلت‏‌ها هدایای قبور گذاشته شده است و اسکلت‏‌ها به صورت چمباتمه‏‌ای تدفین شده‌‏اند. احتمالا تدفین‏‌ها به دوره تاریخی به خصوص دوره اشکانی مربوط است.

براساس مطالعات باستان‌شناسی، شهر پنهان بیش از ۳ هکتار وسعت دارد و بخشی از این شهر باستانی به خاطر وجود رطوبت زیاد هنوز مورد کاوش قرار نگرفته است. احتمالا بخشی از این شهر در زیر خانه مردم قرار گرفته و به همین دلیل تصور می‌شود که در آن بخش‌ها فاضلاب شهری وارد شهر پنهان شده باشد.

شواهد اولیه حاکی از پیدایش این فضا‌ها در دوره پیش از اشکانی بود. بر اساس این یافته‌ها می‌‏‌توان احتمال داد که نخستین بار این فضاهای معماری به منظور انجام مراسم مذهبی خاصی، احتمالا می‌ترائیسم، مورد استفاده بوده است. این شواهد حاکی از آن است که مراسم مذهبی به صورت پنهانی در زیر زمین انجام می‌‏‌گرفته است. بر این اساس احتمال داده می‌‏‌شود که در دوره اشکانی از این فضا‌ها به عنوان محل تدفین مردگان استفاده شده است و از اتاق‏‌ها به عنوان گوردخمه استفاده کرده‌‏اند.

شهر زیر زمینی اویی – نوش آباد- کاشان (۲)

مجموعه اویی در زیر بافت قدیم شهر شکل گرفته و تا سطح کنونی شهر نیز گسترده شده است. وسعت این شهر به دلیل ارتباط میان محلات و حفاظت از جان و مال مردم در مواقع ناامنی بوده و در دو سطح افقی و عمودی گسترش یافته است.

noushغیر از ورودی اصلی ارتفاع تمام قسمتهای اویی به قد طبیعی یک انسان و بین ۱۷۰ تا ۱۸۰ سانتی‌متر است. بر سطح دیوار‌ها و در فواصل اندک، جای «پیه سوز» به چشم می‌خورد. در بعضی قسمت‌ها نیز درون دیوار، سکوهای کوتاهی جهت نشستن ایجاد شده است که در بعضی اتاق‌ها تبدیل به طاقچه جهت قرار دادن اشیا می‌شود. سیستم تهویه شهر زیرزمینی نوش آباد از طریق کانالهایی بوده که در طبقه اول و به سطح زمین ایجاد شده است.

 nush

چاه‌های مرتبط طبقات، علاوه بر عملکرد عبور و مرور، باعث جریان یافتن هوا در طبقات پایین می‌شده است. دسترسی به این فضا‌ها به دلیل قرار گرفتن در زیرزمین ازطریق یک چاه و کانال باریک و کوتاه امکان پذیر است. موضوع تدافعی و پناهگاه بودن این نوع معماری که در دل زمین ایجاد شده، تأثیر فراوانی بر چگونگی ارایه پلان معماری آن گذاشته است، بنابراین درمورد ورودی، دسترسی به این فضا‌ها نمی‌بایست به سهولت صورت گیرد.

روشنایی این فضا‌ها با پیه سوزهای سفالی بوده و روغن آن‌ها احتمالا از دو عصارخانه تاریخی موجود در نوش آباد تهیه می‌شده است. در مواقع ناامنی و پناه گرفتن در زیرزمین آب مصرفی اهالی از پایاب‌ها و قنات‌ها تامین می‌شد و علاوه بر پایاب‌ها مسیر اویی‌ها بگونه‌ای بوده که در بعضی قسمت‌ها به قنات وصل بوده است. تاریخ ایجاد و استفاده از این بنا‌ها به دوران ساسانی و اوایل اسلام می‌رسد و در دورانهای بعد یعنی سلجوقی تا صفویه و حتی قاجار مورد استفاده بوده است.

به گفته نویسنده کتاب نگاهی به تاریخ و فرهنگ نوش آباد، وسعت این اثر تاریخی که از عمق چهار متری از سطح کوچه شروع شده و تا عمق شانزده متری ادامه دارد مشخص نیست، اما با توجه به شواهد موجود و گفته اهالی تا بیرون از حصار تاریخی شهر گسترش داشته است.

آثار معماری به دست آمده تاکنون در سه طبقه شامل راهروهای باریک به همراه اتاق‌های چهار گوش با طاقچه‌های ایجاد شده در دیوارهاست که ارتباط بین طبقات به وسیله چاههای عمودی حفر شده با پنج تا هفت متر عمق می‌باشد. طول راهرو‌ها و خانه‌های این شهر زیر زمینی را حدود چهار کیلومتر ذکر کرده‌اند.

شهردار نوش آباد با اشاره به پیش بینی ۲۰ هزار نفر مسافر برای بازدید از شهر زیر زمین اویی اظهار داشت: علاوه بر اینکه در سطح شهر چادرهای راهنما مستقر می‌شود، برای دسترسی آسان و راهنمایی مسافران یک چادر راهنما هم در باغ فین کاشان دایر خواهد شد. به گفته وی، برای اسکان مسافران با همکاری آموزش و پرورش مدارسی در این شهر در نظر گرفته شده است.

شهرزیرزمینی ارزانفود (۳)

به گزارش بی‌باک، محوطه تاریخی و زیررزمینی ارزانفود یکی از مجموعه معماری‌های دستکند استان همدان است که در سال ۸۹ به صورت اتفاقی در اثر فعالیتهای عمرانی معدن کاران منطقه شناسایی شد.

سه تا پنج متر پایین‌تر از سطح زمین و سنگ‌های بزرگ، اتاقهای متعدد و راهروهای تو در تویی وجود دارد که باستان‌شناسان استان همدان و ارزانفود توانسته‌اند با همکاری یکدیگر تا کنون در سه فصل کار پژوهشی، بیش از۷۰ اتاق آن را در پنج کارگاه پیدا کنند.

در شهرزیرزمینی ارزانفود، مجموعه‌های دستکند کاملا به هم مرتبط است. در این محوطه تاریخی راهرو‌ها به اتاقک‌ها راه دارد و حریمی نیست تا بتوان احتمال داد هر یک از فضا‌ها نقش اتاق مسکونی را داشته‌اند با این وجود برخی از سالن‌ها به حدی بزرگ و باشکوه هستند که هر بازدیدکننده‌ای احتمال می‌دهد از آن برای سالن تجمع استفاده می‌شده است.

 arzan1

در میان تمامی اتاقهای تو در تو سنگی این محوطه باستانی، جداره‌هایی روی دیوار وجود دارد که به حلقه‌های تراشیده از سنگ بستر مشابه هستند و فرسایش داشته‌اند و نشان می‌دهند کاربردی بوده‌اند. به همین علت هر کسی که برای اولین بار آن‌ها را می‌بیند احتمال می‌دهد برای نگهداری احشام استفاده می‌شده ولی در کاوشهایی که باستان‌شناسان انجام داده‌اند، در کف و خاک این محوطه شواهدی از وجود دام پیدا نکرده‌اند بنابراین احتمال دیگر این است که قلاب‌ها برای کارگاههای صنایع دستی استفاده شده باشد چون در همه اتاقک‌ها این قلابهای دیواری وجود دارد.

در فصل سوم (کاوش)، یک کانال آب زیر فضا‌ها شناسایی شد که مثل قنات در زیر زمین و اکثر فضا می‌چرخیده است حتی حوضچه‌هایی وجود دارد که میان آن‌ها شیارهای تراشیده‌ای از سنگ قرار گرفته و آب را به داخل حوضچه‌ها می‌کشاندند. شاید به نوعی نقش تصفیه گر آب را داشته‌اند.

arzan2

همچنین در بیشتر جا‌ها، روی دیوار‌ها حفره‌های کوچکی کنده شده که در آن پیه سوز می‌گذاشتند و دیوار مجاورش دود زده است. در این محوطه زیرزمینی منافذی وجود ندارد که نورگیر بوده باشند و نور فضا‌ها فقط از طریق همین پیه سوز‌ها تامین می‌شده است.

شهر زیرزمینی کاریز- کیش (۴)

قنات کیش که بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد، آب شیرین قابل شرب ساکنان جزیره را تامین می‌کرده است. این قنات از نظر طول رشته قنات و یا عمق چاه‌ها قابل مقایسه با قنات‌هاى دیگر نقاط ایران نیست‌، اما با توجه به شیب بسیار کم جزیره‌، چگونگى هدایت آب‌هاى زیرزمینى به سطح زمین در کیش بسیار مهم بوده و نشان مى‌دهد که در زمان خود از پیشرفته‌ترین روش‌ها براى حفر قنات استفاده مى‌کردند.

امروزه مجموعه قنات با تغییر کاربری به یک شهر زیر‌زمینی شگفت‌انگیز بدل شده که بیش از ۱۰۰۰۰ متر مربع وسعت دارد و اکنون کاریز کیش خوانده می‌شود. کارگزاران با تجربه زحمت تمام طراحی‌ها را کشیده و می‌کوشند تا در پروژه بازسازی قنات کیش (کاریزکیش) ضمن حفظ بافت تاریخی آن کاربری‌های جدیدی از این شهر زیر زمینی بدست آورند.

شهر زیر زمینی کاریز در فاز یک خود به قسمت‌های مختلف از جمله غرفه‌های صنایع دستی ایران و جهان، رستوران سنتی و جدید، موزه سالن آمفی تئا‌تر، سالن کنفرانس، گالری‌های هنری تقسیم و قابل بهره برداری خواهد بود. شهر کاریز در عمق ۱۶ متری زیر زمین قرار دارد. سقف آن هشت متر ارتفاع و بیشتر سقف آن مملو از سنگواره، صدف و مرجان‌هایی است که با نظر کار‌شناسی ۲۷۰ تا ۵۷۰ میلیون سال قدمت دارد و تک تک آن شناسایی و دارای شناسنامه رسمی است.

 

 (۱)    سایت همشهری
 (۲)    http: //nooshabad. blogfa. com
 (۳)    سایت بی‌باک
 (۴)    ویکیپدیا