خانه » کار و پیشه » مشاغل برگجون – نجّاری (ابزار، مصالح و اصطلاحات)

مشاغل برگجون – نجّاری (ابزار، مصالح و اصطلاحات)

علی‌اکبر لبافی، آبان ماه ۱۳۹۴

نجّاری یکی از مهمترین مشاغل قدیم روستای برگجهان بود. چرا که دامنه کاربرد حرفه‌ی نجاری در زندگی و کار روستاییان بسیار وسیع و روزمره بود. بسیاری از لوازم منزل و ابزار کار کشاورزان و باغداران و ساکنان روستا به طور کامل یا بخشی از آنها چوبی بوده و حرفه نجاری در ساخت و تعمیر آنها کاربرد داشته است.

دسته‌ی انواع بیل و کلنگ و تبر و داس و دهره و پتک و چکش کشاورزان از چوب بوده و تهیه این چوبها از درختان و برش و تراشیدن و کارگذاری آن توسط نجاران انجام می‌شد. اگرچه بعضی از این موارد به قدری ساده بود که اغلب کشاورزان خود از عهده‌ی آن برآمده و کمتر به نجار مراجعه می‌کردند، اما به هر حال افرادی برای این امور نیز از نجاران کمک می‌گرفتند. ضمن آن که دسته کردن برخی از ابزار مانند دسته کردن ارّه و داس به دلیل ظرافت و دقت لازم اغلب توسط نجاران انجام می‌شد.

بجز ابزاری که دسته‌ی آنها چوبی بود، ابزاری وجود داشت که کل یا بخش عمده آنها چوبی بود. غالبا ساخت این ابزار توسط نجاران انجام می‌گرفت. برفَرون، جون، چپر، ماله، جم، جُت و دسته‌ی گاوآهن از جمله این موارد است.najjar1

نجاران در ساخت جازن چوبی، لووگ و سایر ظروف خانه ساخته شده از چوب، قاشق، پریزن و غلبیر، زنبه و تخته‌ماله و چلگ و مانند آنها نیز فعال بودند. آنها وسایل بزرگتری نیز از چوب می‌ساختند که مورد نیاز خانواده‌ها بود. گاهره(گهواره) انواع مجری و صندوق و صندوقک و جعبه و خرک و نردبان و کرسی نمونه‌های این وسایل بود.

نجاران به ساخت وسایل و ابزار خاص نیز اشتغال داشتند. ساخت اسکی کودکان، لتی(تله) کبک، وسایل کاربافی، وسایل آسیاب آبی و غیره از این جمله است. نجاران در بریدن درختان تنومند و بلند به ویژه سرزدن درختان گردو و بید و انداختن درختان تبریزی و به‌کارگیری آن در صنعت نجاری و ساختمان‌سازی حضور داشتند.

اگرچه هریک از موارد بالا می‌تواند بخش مهمی از وقت نجاران را به خود مشغول کند، اما کار عمده و پرحجم نجاران در صنعت ساختمان‌سازی بود. نجاران در واقع مسئولیت طرح و ساخت بخشی از سازه ساختمان را برعهده داشتند. با توجه به اینکه ساختمانهای سنتی عموما از نظر تاسیساتی و معماری تابع مصالح و کیفیت و رفتار این مصالح هستند، خواص چوب و سنگ و گل به عنوان سه مصالح عمده ساخت و ساز روستایی بسیار حائز اهمیت می‌گردد.

نمی‌توان گفت که نیاکان ما ضخامت زیاد دیوارهای سنگی و خشت و گلی را به منظور و با توجه به کاهش تبادل حرارتی فضای داخل و خارج بنا انتخاب کرده‌اند. بلکه موضوع سازه‌ای و استحکام دیوار و دوام آن ضخامت دیوار را تعیین می‌کرد و البته این دیوار ضخیم بوده و خود به خود کار تنظیم تبادل حرارت را نیز کنترل می‌کرد. یعنی در واقع خاصیت مصالح سنگ و گلی ضخامت زیاد را می‌طلبید و این ضخامت کار یا هدف کاهش تبادل حرارت را نیز تامین می‌کرد.

najjar3خاصیت چوب و مصالح چوبی هم از این دست است. مقاومت فشاری خوب و مقاومت خمشی نسبتا خوب چوب در مقایسه با سایر مصالح آن دوران، سبب کاربرد بسیار زیاد آن در بخش سازه‌ای ساختمان‌ها بود. ستون‌ها، نعل‌درگاه‌ها، و سقف بناها همه از چوب بود. علاوه بر آن درها و پنجره‌ها و ناودان و نرده‌ها و لبه‌ی پله‌ها چوبی بود. رفتار مناسب چوب کاربرد آن را در صنعت ساختمان فراوان کرده بود، اما این مصالح نیز محدودیت‌های خود را داشت. مقاومت نسبتا محدود آن در تحمل فشار، تعیین‌کننده فاصله ستون‌های ایوان‌های ساختمان‌ها بود و مقاومت محدود آن در خمش تعیین‌کننده حداکثر عرض اتاق‌ها یا فاصله دیوارها از هم بود. محدود شدن عرض اتاق‌ها به ۳ و حداکثر ۴ متر سلیقه‌ی معماران سنتی ما نبود، بلکه خاصیت چوب به عنوان تنها مصالح سازه‌ای سقف این دهانه‌ها را از سوی نجاران به معماران و صنعت ساختمان‌سازی تحمیل می‌کرد. رفتاری که معماران و نجاران سنتی و روستایی در اثر تجربه و دانش تجربی نسل در نسل به آن دست یافته بودند.

به این ترتیب تصور روستا و روستایی و روستانشینی بدون چوب و نجاری ممکن نبود. روستاییان دایما نیازمند چوب و نجار بودند و چوب و وسایل چوبی در تاروبود زندگی روستایی تنیده بود.

نجاری در خطه لواسانات: بررسی کتاب‌های تاریخی و کتاب‌هایی که به میراث فرهنگی و هنری در زمینه صنایع چوبی پرداخته‌اند نشان می‌دهد که نجاران منطقه لواسانات از قدمت و تبحر ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند. نام آنان در صنایع چوبی نفیس و خاص مانند ضریح امامزاده‌ها و درها و دروازه بناهای مهم و تاریخی ثبت است.

نجاری در برگجهان: نگارنده سابقه طولانی از نجاران برگجهان در دست ندارد. در میان نجاران سنتی روستا دست‌کم در صدسال گذشته بجز نام دو برادر، اسامی دیگری به گوش نمی‌رسد: آقایان حاج حبیب‌الله و حاج حسن لبافی.

حاج حبیب‌الله لبافی:

حبیب‌الله(حیوالله) دومین فرزند پسر مرحوم حاج محمد لبافی بلگیجانی و زهرا خاتون لبافی در سال ۱۲۷۷ هجری شمسی در محله سرده – دلمشا متولد شد. وی چهار برادر و دو خواهر داشت. او فردی بی‌سواد بود ولی قرآن را به زیبایی تلاوت می‌کرد. او ابتدا با سلطان پلویی دختر خلیل ازدواج کرده و از وی صاحب چهار فرزند می‌شود. پس از مرگ همسر نخست، حبیب‌الله در سال ۱۳۱۷ با خانم کوکب علیمردانی از محله شاهان ازدواج می‌کند که به واسطه ناسازگاری با فرزندانش او را طلاق می‌دهد. سپس با زن بیوه‌ای از آشتیان ازدواج می‌کند که او نیز از دنیا می‌رود. حبیب الله در ‌‌نهایت در سال ۱۳۲۶ با خانم رقیه پلویی فرزند عزیزالله ازدواج کرده و از وی صاحب ۹ فرزند می‌شود. حبیب الله سالهای نخست زندگی مشترک را در محله‌سر دلمشا اقامت داشته و سپس به پانارون سرده نقل مکان می‌کند.najjar4

حبیب‌الله لبافی جزو نخستین افرادی از روستا بود که در ابتدای دهه ۴۰ با هواپیما به مکه رفت و به زودی ملقب به حاج حیوالله شد. او در روستا به کارهای کشاورزی و باغداری و نجاری و بنایی مشغول بود و در خانه مانند اغلب روستاییان از گاو و الاغ و مرغ و خروس نیز نگهداری می‌کرد. بجز برداشت محصولات زراعی و باغی و دامی، از درآمد نجاری به ویژه به صورت دوره‌گردی در روستاهای لواسانات، چوب‌بری، ساخت کوره و بهره‌برداری ذغال امرار معاش می‌کرد. وی فردی معتمد برای روستاییان بود و از او برای تفکیک اراضی و تقسیم سهم‌الارث میان وراث و قیمت گذاری اموال در داد و ستد‌ها دعوت می‌شد.

او تا سال ۱۳۴۸ به طور دایم در روستا زندگی می‌کرد. در این سال با خرید خانه‌ای در محله دولاب تهران- آب موتور ۴ تا ۵ ماه زمستان را در تهران سکنی گزید. در مدت اقامت این شهر، به فروش محصولات باغهای خود مانند سیب و گردو و ازگیل و نیز ذغال به همسایه‌ها و اهالی محل وهمچنین ساخت کرسی مشغول بود.

او چندین سال آخر عمر از کار افتاده شد و چند ماه آخر زمین‌گیر بود. یک روز قبل از مرگ ارتباطش با جهان قطع می‌شود و مطابق پیش بینی پزشک قبل از سپری شدن ۲۴ ساعت از این وضعیت در ۲۹ مهر ۱۳۶۸ و در سن ۹۱ سالگی و در حالی که همهٔ بستگانش در کنارش بودند در خانه‌اش از دنیا رفت. پیکر او را به برگجهان منتقل کرده و در شمال قبرستان جدید و در پای درخت کهنسال ته و در جوار مدفن همسر نخستش به خاک سپردند.

حاج حسن لبافی:

محمدحسن لبافی برادر حاج حبیب‌الله، سومین فرزند پسر مرحوم حاج محمدلبافی بلگیجانی و زهرا خاتون لبافی در سال ۱۲۹۱ هجری شمسی در محله سرده – دلمشا متولد شد. او ابتدا با صدیقه‌خاتون طوسی دختر عبداله (احتمالا در سال ۱۳۱۴) ازدواج کرده و از وی صاحب پنج فرزند ( دو پسر و سه دختر) می‌شود. صدیقه خاتون در حالی که فرزندانش جوان ۲۰ تا کودک ۴ ساله بودند، در سال ۱۳۳۵ و در سن ۴۵ سالگی در اثر بیماری از دنیا می‌رود. یک سال و نیم قبل از مرگ او ، محمدحسن ۴۳ ساله با خانم مولود جان‌نثاری دختر ۱۸ ساله مرحوم حاج قربان از محله پاده ازدواج می‌کند. حاصل این ازدواج تولد دو پسر و چهار دختر بود. محمدحسن سالهای نخست زندگی مشترک را در محله‌سر دلمشا اقامت داشته و سپس به جنب مسجد سرده نقل مکان می‌کند.najjar5

حاج حسن فردی با سواد بود و قرآن را به زیبایی تلاوت کرده و یکی از افراد ثابت روستا در قرایت قرآن مجالس ترحیم همولایتی‌ها بود. وی در نوشتن اسناد معاملات، قراردادها و استشهادیه‌ها تبحر داشت و در دوران خود فرد بی‌رقیب در این امور بود. سواد و انجام امور ثبتی املاک و ارتباط محمدحسن با دستگاههای دولتی و انتخاب او به عنوان رییس انجمن ده در تمام دوره‌هایی که این انجمن برقرار بود، سبب شد به حاج حسن ملّی در میان روستا ملقب گردد. او در روستا به کارهای کشاورزی و باغداری و نجاری مشغول بود و در خانه مانند اغلب روستاییان از گاو و الاغ و مرغ و خروس نیز نگهداری می‌کرد. او بجز برداشت محصولات زراعی و باغی و دامی، از درآمد نجاری به صورت دوره‌گردی در روستاهای لواسانات، و چوب‌بری امرار معاش می‌کرد. وی فردی معتمد برای روستاییان بود و از او برای تفکیک اراضی و تقسیم سهم‌الارث میان وراث و قیمت‌گذاری اموال در داد و ستد‌ها دعوت می‌شد.

برخلاف اغلب روستاییان، او تا زمانی که توان کار کردن داشت در برگجهان ساکن بود و تنها در چندین سال پایانی عمر پربرکت خود زمستان‌ها در تهران، میدان باغچه‌بیدی اقامت گزید.

حاج حسن دقیقا ۱۱ سال پس از مرگ حاج حبیب‌اله،  در روز ۲۸ مهر ۱۳۷۹ و در سن ۸۸ سالگی درگذشت. پیکر او را در ایوان جنوبی امامزاده اسماعیل و درون قبر پدرش به خاک سپردند.

نجاری حاج حبیب‌الله:

حاج حبیب‌الله کار دسته کردن وسایل فلزی مانند بیل و کلنگ و تیشه و پتک و داس و مانند آن را برای خود و سایرین انجام می‌داد. بنابراین همواره انواع دسته‌های چوبی را در خانه انبار می‌کرد. او وسایل چوبی مانند جعبه و صندوقگ و لیپا و جون و جت و چپر و خرگ نیز می‌ساخت. اما تبحر او یا بهتر بگوییم بیشترین مشتریان او برای ساخت کرسی و صندوق بود. به نحوی که هنوز و پس از گذشت بیش از ۳۵ سال از آخرین صندوق‌هایی که او ساخته است، آثار او را در گوشه و کنار خانه‌های قدیمی و ایوان‌های مخروبه می‌توان یافت و مردم به صندوق‌های ساخت او در گفتگو با فرزندان او اشاره می‌کنند.najjar7

او قطعات چوبی آسیاب آبی برگجهان را می‌ساخت و تعمیر می‌کرد. یکی از کارهای خاص او ساخت پلی ناوشکل برای عبور آب از یک طرف دره به طرف دیگر به صورت روگذر بود. طول این پل که با شیار دادن تنه‌ی یک درخت تبریزی در شیرون ساخته شده بود حدود ۶ متر بود که در ارتفاع ۳ متری از روی دره رد شده بود.

کارهای حاج حبیب‌الله در مقایسه با کارهای برادرش زمخت‌تر و مقاومتر بود. بنابراین در برخی اجناس مانند نردبان‌هایی که باید مرتب جابجا می‌شدند مشتریان وی کمتر از برادرش بود. او نیز به استحکام دست‌ساخته‌های خود واقف بود و این موضوع البته سبب وقوع یک حادثه جالب می‌شود.

روزی که یک مشتری در چهارراه آب‌موتور تهران به استحکام کرسی او تردید می‌کند، به وی می‌گوید من پسربچه در خانه دارم و روی کرسی می‌پرد و می‌ترسم بشکند. حاج حبیب‌الله به تعصب حرفه‌ایش بر خورده و می‌گوید الان نشانت می‌دهم که کار من چقدر قرص است. او خیز برداشته و جفت پا روی کرسی ساخته شده ‌پرید و در این هنگام خرک کرسی شکسته و نجار نقش بر زمین می‌شود!

najjar6پرکارترین کار نجاران از جمله حاج حبیب‌الله ساخت ستون و مَجَر (معجر=نرده) خانه‌ها و پوشش سقف آنها بود. پوشش چوبی سقف بناها علاوه بر زمان ساخت، گاهی در اثر پوسیدگی در زمان تعمیرات نیز باید تعویض می‌شد. یکی از کارهای حاج حبیب‌الله که احتمالا با مشارکت برادرش انجام داده و هم اکنون به زیبایی از آن نگهداری می‌شود، پوشش سقف خانه‌ی معروف شازده در محله شاهان است.

درهای چوبی و پنجره‌های چوبی ساخته شده توسط او در گوشه و کنار روستای برگجهان و روستاهای دیگر لواسانات هنور هم موجود است.

نجاری حاج حسن:

حاج حسن نیز مانند برادرش دسته‌ی انواع وسایل فلزی را تهیه و نصب می‌کرد و علاوه بر آن برخی وسایل چوبی را نیز می‌ساخت. همانطور که گفته شد وی دقت و ظرافت بیشتری در ساخت وسایل جوبی داشت و این ظرافت سبب سبکی وسیله شده و برای وسایلی مانند نردبان و برفرون(برف‌ران) که نیازمند حمل و جابجایی بود، یک مزیت به حساب می‌آمد و مورد رضایت مشتریان بود.najjar8

حاج حسن در بخش‌هایی از بنای مشهور باشی نقش داشته و اگرچه حضور ایشان در ساخت بنا و سرستون‌های آن اثبات شده نیست، ولی معجر چوبی بنا توسط او ساخته شده است. شایان ذکر است نگارنده تنها در دو بنا شاهد نصب سرستون منقش در روستا بوده است که یکی از آنها بنای مشهور باشی است و دیگری بنایی است که حاج حسن برای خود ساخته است.

حاج حسن نیز همچون برادرش در ساخت بناها و پوشش سقف بناها و درها و پنجره‌های چوبی و نجاری برای روستاهای اطراف در لواسانات فعال بود. اما سابقه او در ساخت صندوق و کرسی کمتر از برادرش بود.

حاج حسن علاوه بر این خدمات تجربه خوبی در تیز کردن ارّه داشت و افرادی کار تیز کردن ارّه‌شان را به وی می‌سپردند. وی اره های بسیار مرغوب و تیزی داشت که مشهور بودند.

وسایل نجاری:

نجاران وسایل مختلفی داشتند که وسایل کوچکتر را در دو بخش نگهداری می‌کردند: توبره اره‌تیشه و مجری.

الف- توبره اَرَه‌تیشه: که دوخته شده از فرش‌های کهنه بود و دسته‌ای داشت که امکان بر دوش گرفتن وسایل را نیز فراهم می‌کرد اغلب برای انجام کارهای نجاری‌ در منازل مشتریان و روستاهای اطراف به کار می‌رفت. درون توبره معمولا دو نوع اره، تیشه، چکوش، گاز، رنده، چوب‌سو، سوهَن، متی‌کمون، اسکنه و گاهی دازگ و کیسه میخ و مهره قرار داشت.

انواع اره: اره‌های معمولی گاهی درشت‌دنده و یا ریزدنده بودند. درشت‌دنده برای برش چوبهای نرم مانند بید و یا چوب‌های تر و ریزدنده برای برش چوب‌های سخت مانند اوجا یا چوب‌های خشک به کار می‌رود. اره‌ها علاوه بر اندازه‌ی دنده‌ها برحسب میزان چپ و راست دنده‌ها نیز به اره‌های تَر‌بُر و خشک‌بُر دسته بندی می‌شوند. لازم به ذکر است لبه‌ی تیز و نوک دنده‌های اره یک در میان به سمت چپ و راست است. این کار برای آن است که عرض شیار محل برش از ضخامت تیغه اره بیشتر شود تا اره در آن گیر نکند یا اصطکاک میان تیغه و چوب سبب کندی سرعت برش نشود. اره‌های خشک‌بر چپ و راست کمتری نسبت به تَربُر دارند. نوع دیگری از اره وجود داشت که در پایین‌تر شرح داده شده است.

تیشه: خوانندگان با تیشه بنایی آشنا هستند. اما تیشه نجاری لبه‌ای بسیار تیزتر و معمولا پهن‌تر دارد.

گاز و چکوش: منظور میخ‌کش و چکش است.

چوب‌سو و سوهنَ: وسا‌یلی مشابه یکدیگر بوده با این تفاوت که از اولی برای ساییدن چوب و دومی ساییدن فلزات و به ویژه تیز کردن اره استفاده می‌شود.

متی‌کمُن: مته و کمانی است که برای سوراخ کردن چوب (مشابه دریل دستی) استفاده می‌شد. بند چرمی کمان را یک دور به کمر مته پیچانده، سر مته را روی چوب قرار داده با یک دست کلگی مته را و با دست دیگر دسته‌ی کمان را گرفته با جلو و عقب بردن کمان، مته به چپ و راست چرخیده و چپ را سوراخ می‌کند.

اسکنه: وسیله‌ای مشابه پیچ‌گوشتی ولی بزرگتر که با کوبیدن تیشه بر دسته چوبی آن، آن را درون چوب فرو برده و سوراخ و شیار بزرگتر از متی‌کمون در چوب ایجاد می کردند. برای کام و زبانه کردن پایه‌های کرسی و نردبان کاربرد فراوان داشت.

دازگ: وسیله‌ای است مشابه ساتور که برای برش چوب با وارد کردن ضربه استفاده می‌شود. این ابزار در مقابل تصطلاح اره تیشه که وسایل نجاران است به صورت اره دازگ معرفی می‌شد که وسایل باغبانان است. با این وجود گاهی مورد استفاده نجاران هم برای تهیه مصالح خود به ویژه تامین پردو و اجار از بید بود.najjar9

ب- مِجِری یا میجری: صندوقچه‌ی چوبی است که معمولا یک ورقه فلزی روکش شده است. نجاران وسایل ریزتر خود را در آن نگهداری می‌کردند. وسایلی مانند دروش، انواع میخ نجاری و میخ پرچ و مهره و سمبه و واشر و برخی از تیغه‌ها مانند تیغه رنده و اسکنه و انواع سوهَن را مازاد بر وسایل توبره اره‌تیشه در آن نگهداری می‌کردند. این وسایل برای انجام نجاری‌های تخصصی‌تر کاربرد داشت که در منزل نجار یا همان کارگاه او مورد استفاده بود. برای نگارنده سرک‌کشیدن به مجری پدر در دوران کودکی یک نوع ماجراجویی بود زیرا وجود انواع وسایل ریزریز در آن برایم بسیار جذاب بود و از طرف دیگر پدرم به این صندوقچه که وسایل درون آن را به زحمت و هزینه زیاد گردآوری کرده بود، حساس بود. گفتنی است وسایل درون مجری اغلب فلزی و وارداتی بود. ساده‌ترین جنس درون مجری میخ بود که آن هم وارداتی و گران بود.

دروش: درفش وسیله‌ای است برای سوراخ کردن چوب و چرم. سبک و سریعتر از متی‌کمون است و برای ایجاد سوراخهایی که با فشار دست ممکن است استفاده می‌شد.

میخ پرچ و واشر فلزی: برای دسته کردن اره و داس و نظایر آن باید وسیله فلزی و دسته جوبی را سوراخ کرد و درون آن میخ پرچ یا مفتول فلزی قرار داد و با چکش آنقدر بر سر میخ کوفت تا لبه آه باز شده یا اصطلاحا پرچ شود. برای کوبیدن یک سر مفتول یا میخ توسط چکش باید زیر سر دیگر میخ جسم سخت قرار داد. سنگ در اثر ضربه می‌شکست و از ورقه ضخیم فلزی استفاده می‌شد. برای آنکه در اثر فشار و افزایش قطر میخ در زمان پرچ شدن، چوب ترک نخورده و اصطلاحا لاش برندارد از واشر فلزی در دو سر میخ استفاده می‌شد.

مهره و سنبه: برای ایجاد سوراخ در اجسام فلزی مانند تیغه داس باید جسمی تیز را روی آن می‌کوبیدند و زیر محل سوراخ  فضا برای وارد کردن فشار ضربه وجود داشت. برای این کار مهره‌ای مناسب را روی ورقه فلزی قرار داده و سپس تیغه را از محلی که باید سوراخ شود روی مهره قرار داده و سپس با قرار دادن سمبه در محل و زدن ضربه با چکش در انتهای سمبه مبادرت به ایجاد سوراخ می‌شد که البته کار سختی بود.najjar10

ج- نجاران وسایل بزرگتری هم مانند اره‌دوسر داشتند که جداگانه نگهداری می‌شد و در تهیه تخته و گاهی برش تنه‌های بسیار قطور درختان کاربرد داشت. تهیه تخته با اره‌دوسر کار سخت و طاقت‌فرسایی بود که نگارنده با آن کاملا آشناست. همین موضوع سبب شده بود که پدرم – حاج حبیب‌الله- قدر و ارزش تخته را بداند. لذا هرگاه تخته‌ای را در معابر شهر می‌یافت آن را به منزل آورده و انبار می‌کرد. این عادت تا سالیانی بعد از دوره‌ای که به ساخت کرسی مشغول بود هم تداوم داشت.najjar11

مصالح نجاری:

انواع چوب مصالح نجاری بود. خواص ظاهری و فیزیکی چوبها  با یکدیگر متفاوت است و نجاران باید حسب مورد از چوب مناسب در کارها استفاده می‌کردند. برخی انواع چوب و خصوصیت آنها را در زیر نقل می‌کنیم:

جودان: نوعی بید و بسیار شبیه بیدمشگ است که رویش آن با شاخه‌های بلند و صاف همراه است. روی تنه و شاخه این درخت و در زیر پوست آن زایده‌هایی مانند جو وجود دارد که وجه تسمیه این درخت است. مقاومت خمشی این چوب زیاد است و با توجه به صاف بودن و هم قطر بودن طول زیادی از تنه یا شاخه این درخت، سبب شده است به عنوان دسته انواع ابزارها مانند: بیل و برفرون و پارو و لیپا و جارو و بل‌لووگ و تیشه و دازگ و… به کار رود. نمونه‌های کوتاه و باریک آن به عنوان تیره‌چوب(وردنه) و بسیار بلند آن به عنوان پردو(وسیله گردوزنی) استفاده می‌شود. از این چوب به دلیل خاصیت خم‌پذیری زیاد زمانی که هنوز تر است، برای ساخت چنبره برفرون و وسایل مشابه مانند ساخت گاهره(گهواره) از این چوب استفاده می‌شد. برای تفزایش خم‌پذیری چوب، نجاران کمی آن را درون تنور(کِلا) گرم می‌کردند.najjar2

اوجا(آزاد): چوب این درخت بسیار محکم و با دوام بیشتر است. بنابراین در جاهایی که نیاز به مقاومت زیاد است استفاده می‌شود. اما طول بلند و مستقیم از این چوب کمیاب‌تر از جودان است. تنه‌های نازک‌تر این چوب در دسته‌های چکش، پتک و قطورتر در دسته کلنگ کاربرد دارد. از طولهای بلند برای پردو استفاده می‌شود. از تنه‌های قطور برای ستونها و تیرهای بناها که نیازمند استحکام بیشتر است(طویله‌ها و طبقات زیرین بنا) استفاده می‌شود.

وِن(زبان‌گنجشک): خواص این چوب در حد وسط جودان و اوجاست و کاربرد آن هم در حد وسط این دو است. به ویژه این چوب برای دسته‌های وسایل بسیار مناسب است اما به دلیل کم بودن تعداد این درخت در برگجهان، شیوع زیادی نداشت.

تبریزی(صنوبر): تبریزی درختی است که با کمترین شاخه و با شاخه‌های نازک به ارتفاع و طول زیاد رشد کرده و قطور می‌گردد. طول زیاد با تغییر قطر اندک در این طول، و استحکام خمشی نسبی و فشاری خوب این چوب، آن را به یک کالای استراتژیک روستا به ویژه در صنعت ساخت و ساز تبدیل کرده به نحوی که یکی از منابع کسب درآمد کشاورزانی بود که در زمینهای خود این درخت را کشت می‌کردند.najjar12

اغلب ستون بناها و قریب به اتفاق همه‌ی نعلین‌ها و تمامی تیرهای پوشش سقف بناها از تبریزی است. این چوب مصالح تمام تخته‌هایی بود که توسط نجاران در روستا تولید می‌شد. دسته‌ی بعضی از ابزار و پایه‌ها و اغلب پله‌های نردبانها از چوب تبریزی بود.

بید: درخت و چوب بید بعد از تبریزی دومین محصول پرمصرف در روستا بود، زیرا پهلو به پهلوی تبریزی در صنعت ساختمان‌سازی به کار می‌رفت. پوشش سقف بناهای روستا که در اصطلاح محلی سیستم تیروپردو نام دارد، شامل نعلین چوبی یا دیوار باربر است که تیرهای تبریزی روی آنها و در فاصله حدود نیم متر از هم قرار می‌گرفت. سپس چوبهای بید که به آن پردو می‌گویند، عمود بر تیرها و چسبیده به هم قرار می‌گرفت. در نهایت روی پردو را با سرشاخه‌های بید که اَجار گفته می‌شد پوشش شده و در نهایت روی آن با خاک مناسب پر می‌شد. اجار برای جلوگیری از ریزش خاک نرم از روی سقف به داخل بنا کاربرد داشت و پردوها برای تحمل بار خاک و انتقال آن به تیرها. تیرها نیز بار سقف را به نعلین و ستون یا دیوار باربر منتقل می‌کردند.

چوب بید بسیار سبک بوده و به دلیل نرمی کار (برش با اره یا تیشه و میخ‌پذیری) با آن راحت است. مقاومت خمشی چوب بید چه وقتی تازه است و چه وقتی که خشک است کمتر از سایر چوب‌های نامبرده در بالاست. هر پردو در سقف معمولا به طول دو دهانه تیر (یک متر) است. برش پردوها برای یک دهانه (نیم متر) کار را زیاد می‌کند و پوشش بیش از دو دهانه هم به دلیل خمهایی که در امتداد چوب بید معمولا وجود دارد؛ سبب فاصله افتادن بین پردوها شده و هر درز و منفذی بین پردوها سبب ریزش بیشتر خاک سقف به داخل بنا در زمان ساخت و طول مدت بهره‌برداری می‌شود.najjar13

توت: چوبی به رنگ زیباتر(متمایل به زرد) و رگه‌های زیادی است که در صورت ساب خوردن و روغن مالیدن طرح و نقش زیبایی خواهد داشت. چوب توت محکم است و اگرچه برش آن و کارپذیری سختی دارد اما کمتر ضمن میخ و پرچ و طول استفاده از آن ترک خورده یا اصطلاحا لاش برمی‌دارد. بنابراین در کارهای چوبی نیازمند زیبایی و شکلهای پیچیده و ظریف همراه میخ و پرچ مانند دسته‌ی اره و داس کاربرد دارد.

پامرغگ:درختی است با شاخه‌ها و تنه‌های پرپیچ و خم که کمتر می‌توان چوب راست و مناسبی از آن جدا کرد و کارپذیری خوبی هم ندارد. با این وجود به دلیل آنکه در مقابل رطوبت بسیار مقاوم بوده و دیر می‌پوسد، در ستون داخل طویله‌ها و نقاط مرطوب استفاده می‌شد.

ته: درختی است مقدس با جوبهای تیره(که به سیاهی می‌زند) و صاف (بدون خلل و فرج و ترک). بنابراین در ساخت وسایل تزیینی و تراشیدن پلاکهای مقدس مانند چشم‌نظرها از آن استفاده می‌شد. با ساییدن و روغن مالی سطح براق و سیاهی می‌یافت و امکان حک کردن و درج متن و ترسیم اشکال مختلف روی آن فراهم است. متاسفانه این درخت به ویژه درختان مقدس موجود در محوطه امامزاده رو به انقراض است.najjar14

 با تشکر از محسن لبافی برای ارسال برخی از عکس ها

۶ دیدگاه

  1. با سلام وعرض ادب
    دست مریزاد ،بسیار لذت بردم از این همه مطالب مبسوطی که در این مقاله ارایه نمودید.مقاله ، بسیار شیوا وروان نگاشته شده وهمه زوایای موجود در حرفه نجاری در آن نهفته است .
    فقط از این حسرت می خورم که ای کاش امتحان کرسی توسط مرحوم پدر بزرگوارتان در ستون طنزهای برگجونی می آمد

  2. با سلام خدمت آقا مجید عزیز
    شما محبت دارید. و از اینکه پا در کفش سلسله مقالات شما در مورد مشاغل برگجونی کردم پوزش می خواهم. درباره موضوع امتحان پدرم توصیه شما را مد نظر داشته ام. این واقعه را بعدا در ذیل عنوان طنزهای برگجونی برای سایت برگجون ارسال خواهم کرد. فقط باید تعداد مطالبی که قرار هست بفرستم به یک میزان قابل انتشار برسد. فعلا چهارمورد طنز آماده کرده ام.

  3. جناب لبافی سلام . بسیار زحمت کشیدید. مطالب جالب و عکسها بسیار گویا بود. خدا رحمت کند پدر و عموی عزیز وگرامیتان را. با تشکر

  4. با عرض ادب و احترام مطالب بسیار جالب و آموزنده و مفید ،خسته نباشید میگم سوالی هم دارم در مورد روغن های سنتی که قبلا برای دوام و ماندگاری به چوب میزدند . محبت کنید نام این روغنها رو به ایمیل بنده ارسال بفرمائید. با سپاس فراوان

  5. سلام
    با تشکر از مطالب بسیار ارزشمند شما و ثبت اطلاعات و اصطلاحات بسیار گرانقدر در زمینه مشاغل و فرهنگ ایرانی
    اطلاعات در زمینه صنعت و تکنولوژی در غرب بخوبی توسط خود ایشان ثبت گردیده است اما متاسفانه اطلاعات در زمینه ابزار کار و مشاغل ایرانی هرگز به ثبت نرسیده است. که این حرکت شما موجب خوشحالی بنده شد و امیدوارم این راه ادامه یابد.
    لطفا در صورتی که از اولین های نجاری همچون اولین اره های برقی و دستگاههای درودگری در ایران اطلاعاتی دارین ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

  6. توضیحاتتون خیلی جالب و جذاب بود ممنونم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *