خانه » تاریخ، جامعه و فرهنگ » نوروزه هلا هوتگ

نوروزه هلا هوتگ

مطلبی که پیش روی شماست پیش از این در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ با عنوان “به بهانهٔ نوروز” در  سایت برگجهان منتشر شده است.

علی اکبر لبافی، ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

درباره نوروز، قدمت و ریشه‌های آن، دقت آن از نظر نجومی، جشن‌ها ومناسبتهای زیبا و مختلفش و فراگیر بودن و محور قرار گرفتن طبیعت و مسایلی از این دست بسیار گفته‌اند وشنیده‌ایم.حتی گفته‌اند به قدری این آیین ریشه دار، پرنفوذ و قدرتمند بوده است که توانسته است در گذر پرشیب وفراز تاریخ خود را حفظ کرده وحتی حمایت دیگر فرهنگ‌ها را نیز به خود جلب کند.


دراینجا نه قصد پرداختن به این موارد را دارم ونه خواسته‌ام نوروز و وقایع وسوابق آن را در برگجهان بررسی کنم. فقط نوروز را بهانه کرده‌ام تا ضمن تبریک این فرخنده روز‌ها که سرسبزی را و زندگی را و خدا را می‌شود بو کرد و تنفس کرد و به نظاره نشست، به خوانندگان تبریک گفته باشم و در لابلای این سطور اندیشه‌های پراکنده‌ای را که در ذهن دارم ارایه دهم.

هرکسی از بهار ونوروز خاطره‌ای وتصویری دارد. افرادی نوروز وسال نو را با خانه تکانی وخرید و لباس نو و سبزه و هفت سین و دید وبازدید در ذهن خود سپرده‌اند. خاطرهٔ من هم از سال نو ونوروز همین موارد هست ولی بسیار کم رنگ‌تر. خاطرات پررنگ من از نوروز وسال نو مربوط به برگجهان است. خاطراتی تلخ وشیرین مثل سردی و گرمی نوروز در برگجهان.

 نوروز در برگجهان مصادف با ایامی است که جنگ بین سرما وگرما، مرگ و زندگی، سبزی و سفیدی به حد اعلای خودش رسیده است. در حالی که هنوز برف هست و سرما سوزدارد و نشانه‌های مرگ بر شاخسار درختان هویداست، ولی زمین و هوا خبر از تغییری بزرگ را می‌دهند. همه این تغییر را حس می‌کنند. می‌فهمند که سکوت طاقت فرسا و سرما و زمستان رفتنی است و آواز بلبلان و نغمهٔ رود‌ها و جوانه‌های درختان و نور گرمابخش خورشید جهان را و فضا را پر می‌کنند وگلهای رنگ رنگ با عطر دل انگیز خود محیط را معطر کرده و زمین را از یکرنگی ملال آور تحمیلی از سوی آسمان بر زمین به در خواهند برد.

خاطرهٔ نوروز در برگجهان خاطرهٔ شکستن یخهای سنگ شدهٔ راه‌ها و خاک و کاه ریختن بر برفهاست. گویی مردم به یاری طبیعت آمده‌اند تا آخرین آثار فصل سخت زمستان را از میان بردارند. در نوروز برگجهان، گربه‌ها زیبا و پشمالو، سگ‌ها شاداب و پرخاشگر، خر‌ها خسته از استراحتی طولانی و خشکیده از تکرار خوراک خشکند.nouruz1

در نوروز برگجهان، رود‌ها می‌خروشند ودره‌ها پرآبند. زمین نفس می‌کشد. نرم می‌شود و زندگی بخش و آفریننده وسخاوتمند. زمین خود را برای رویاندن گیاهانی از هر رنگ آماده می‌کند. پیش از همه، این گلهای بنفشه‌اند که خود را هویدا می‌کنند. گلهای زرد هم بزودی از انواع مختلف می‌رویند. گلهای دیگر پی در پی می‌آیند. درختان هم مهیا می‌گردند تا بی‌هیچ ترس و واهمه‌ای یگانه رنگ نمادین طبیعت و زندگی وحیاط را در دستان خود گرفته به نوازش باد بسپرند. پیشروان آن‌ها دو درخت قدیمی بید وتبریزی‌اند. بعضی از آن‌ها قبل از برگ با شاخه‌هایی از گل به استقبال سال جدید می‌آیند. نگاه می‌کنی بیدمشک را می‌بینی که گل می‌دهد. درختان بادام و قیسی وزردالو و آلوچه یک به یک می‌آیند با شاخه‌هایی از گل. آن‌ها برای استقبال از بهار منتظر درختان کرختی چون کندس و به و توت نمی‌مانند. جالب است این درخت توت. اگرچه دیر‌تر از همه به استقبال بهار می‌آید و حتی از هدیه دادن گل هم دریغ می‌کند ولی زود‌تر ازهمه به بار نشسته میوه می‌دهد.

اما من در این میان محو گووک‌ام. گووک گیاهی است با برگهای کشیده‌ای از سبز براق. رنگی متالیک!. هر گووک سه چهار برگ دارد که حول محوری نسبتا قطور از خاک بیرون می‌آیند. گووک در پایان عمر خود تخم می‌کند. تخمدانهای گووک بیضی شکل و چندین عدد است که بچه‌ها آن را کنده و با نام گذاری روی آن‌ها مثل فینگیلی و جینگیلی و.. با آن‌ها بازی می‌کنند. گووک به علت اینکه جزو نخستین گیاهان سبز و بادوامی است که در بهار می‌روید مشخصهٔ نوروز در برگجهان است. هیچگاه نمی‌توان ازسنتهای دیرین نوروز وبهار در برگجهان سخن گفت ولی به گووک نپرداخت.

گووگ نماد نوروز برگجونی
گووگ نماد نوروز برگجونی

من گووک را نماد عیدنوروز در برگجهان می‌دانم. سال نو و سفرهٔ هفت سین و حضور عید در خانه‌های برگجهان بدون حضور گووک رسمیت نمی‌یافت. طاقچهٔ خانه‌های روستا در طول روزهای سال نو مزین به گووکهایی بود که در لیوان‌ها و پارچهای کوچک وبزرگ و رنگارنگ نهاده شده بودند.

موضوع گووک به همین جا ختم نمی‌شود. من این گیاه را معجزهٔ طبیعت می‌دانم. این گیاه نه تنها نماد بهار و نوروز است، در عین حال هشدار دهنده هم هست! این گیاه به زعم من نماد زمان و تقویم است. این گیاه نماد تاریخ و هویت وپرچم ایران است!

گووک گیاهی است که از یک پیاز قلبی شکل سرخگون یا جگری رنگ (سرخی تیره، مانند رنگ خونی دَلمه بسته) می‌روید. درست وقتی که طول روز و شب برابر شد و پیروزی نور وگرما بر سردی و تاریکی قطعی شد و روزهای پایانی زمستان سپری شد وروزهای نخستین بهاری سررسید، این گیاه با رنگ سبز از یک پهلوی پیاز روییده و سر از خاک بیرون می‌آورد و فرارسیدن بهار را رسما اعلام می‌کند. وقتی شور و حال بهار رخت بربست و تابستان فرا رسید، خشکیده ومحو می‌شود. در این زمان به قدری سبزی و زندگی گسترده مردم راسرگرم کرده است که همه گووک را از یاد می‌برند. ذره ذره روز‌ها کوتاه شده ونور خورشید بی‌فروغ‌تر گشته تا اینکه دوباره طول روز و شب برابر می‌شود. اما این بار همه چیز گواه بر پیروزی سرما بر گرما وتاریکی بر نور است. این بار سنبله با گلبرگهای سفید خود درست در روزهای پایانی تابستان وابتدای پاییز سر از خاک بیرون می‌آورد به نشانه تسلیم. اما معجزهٔ طبیعت این است که سنبله‌‌ همان گووک است که از پهلوی دیگر پیاز گووک روییده است!

گووک یا سنبله گیاهان یا (بهتر بگوییم) گیاهی است که از یک پیاز می‌رویند. اما برخلاف گووک که مردم احترامش نهاده با آن خانه‌ها مزین کرده و برطاقچه‌ها می‌نهند اما توجهی به سنبله ندارند. سنبله تنها بازیچهٔ دستان کودکانی می‌شود که ساعتی آن را چیده و دور می‌ریزند. سنبله زمانی هشدار فرارسیدن مجدد فصل سرما وزمستان و سختی‌ها را می‌دهد که همه سرگرم جمع آوری میوه‌ها هستند. یکی جعبه‌های سیب را جابجا می‌کند و دیگری سرگرم گردوزنی است و آن یکی میوه‌های به و ازگیل را برآورد می‌کند. چه کسی زمستان را باور دارد یا دست کم وقت دارد که به زمستان بیندیشد. فریاد سنبله به سرعت خاموش می‌شود و پژمرده شده ازبین می‌رود. سبزی‌ها به زردی گراییده و زمستان فرا می‌رسد.

میوه یا تخمدان گووگ که شبیه پستان گاو است
میوه یا تخمدان گووگ که شبیه پستان گاو است

گووک گیاه بیداری و هشدار است. او گیاه اعتدال است. دربهار سبز و در پاییز سفید است. دربهار به رنگ زندگی و در پاییز به رنگ زمستان. پیاز سرخگون قلبی شکل گووک خالق رنگهایی است که پرچم ایران را کامل می‌کند. این شهید خفته در خاک نماد اسلام وزردشت را یکجا ارایه می‌دهد. او نماد آیینهای ایرانی و نماد تاریخ ایران و پرچم ایران است. این گیاه با ارایه زمان دقیق بهار و پاییز نماد تقویم و تغییر فصل است.

سال نو ونوروز در برگجهان نمادهای دیگری هم دارد. پیوندزنی از مهم‌ترین نمادهاست. در گوشه و کنار باغهای روستا باریکه‌ای از دود مشاهده می‌کنی. دودی که برای گرم کردن قیراست. قیری که در پیوند مصرف دارد. خاطرهٔ پیوندزنی با همهٔ جاذبه‌هایی که ممکن است برای خوانندگان داشته باشد برای من تلخ است. زیرا غالبا این کار در روزهای پایانی عید وسیزده به در انجام می‌شود. زمانی که همه به بازی و شادی مشغول بودند ما به کار سخت و کثیف قیرداغ کردن مشغول بودیم.

نوروز در برگجهان مقارن است با بازی الک و دولک و بازی بسیار جذاب توپ بالاپایینک. اما پیشتر‌ها نوروز با آیین‌های دیگری نیز همراه بوده است. یکی از آن‌ها نوروزخوانی بوده است.

سابقهٔ رسم وآیین نوروزخوانی به ایران باستان برمی گردد. از۱۵تا۲۰روز قبل از فرارسیدن نوروز نوروزخوانان که دو تا چهار نفر بوده‌اند در کوچه‌ها وخیابان‌ها به راه می‌افتادند. در این کار گروهی یک نفرشعر خوانده و یک نفر ساز می‌زد. نفر سوم نیز که کوله‌ای همراه داشته است به جمع آوری هدایا مشغول می‌گردید.

گل سنبله (نماد پاییز و سرما) که با گووگ (نماد بهار و زایندگی) پیاز مشترک دارد.
گل سنبله (نماد پاییز و سرما) که با گووگ (نماد بهار و زایندگی) پیاز مشترک دارد.

ریشه نوروزخوانی را به دامنه‌های شمالی و جنوبی البرز یعنی گیلان و طبرستان ودیلم و طالقان نسبت داده‌اند. برای نخستین بار فردی روسی به نام الکساندر خوتسکو در حدود ۱۵۰ سال پیش به گردآوری اشعار نوروزی خوانی مبادرت می‌کند. برپایی مراسم نوروزی خوانی قبل از سال نو در کوچه و برزن با توصیف بهار سبب شادی زنان و مردانی می‌شد که خود را برای استقبال از بهار و آغاز سالی دیگرآماده می‌کردند.

از اشعار نخستین این مراسم به طور خالص چیزی در دست نیست. مسلم است این مراسم پس از ورود اسلام با توجه به اشعاری که متناسب با آیین باستانی ایران و همراه جشن وپایکوبی و ساز وآواز بوده است نمی‌توانسته است طبق روند گذشته تداوم یابد. به این ترتیب این مراسم با تغییراتی در اشعار بقای خود را حفظ کرده است. اشعار جدید ضمن توجه به آداب و باورهای طبیعت مدار گذشته از آیین جدید مردم نیز تاثیر پذیرفت. نمونهٔ این تاثیر را در اشعار زیر می‌بینید:

nouruz2بخوانم من امام اولین را

شه کشور امیر المومنین را

وصی جانشین یعنی علی را

به یاسین و الف لام وبه فیروز

دهیدمژده که آمد عیدنوروز

 

هوا سرداست وبگرفته صدایم

که چند تا تخم مرغ باشد دوایم

ایا همشیرهٔ فرخ لقایم

بکش زحمت بیار عیدی برایم

اشعار یا ترانه‌های محلی و بعضا بداهه خوانی‌ها به صورت ترجیع بند بیان می‌شدند. همانطور که در متن شعر آمده است، نوروزی خوانان از مردم هدایایی شامل شیرینی، گردو، گندم، برنج، نخود، کشمش، تخم مرغ ویا پول دریافت می‌کردند. دکتر کریمان در کتاب قصران بیان می‌کند که یکی از دانشجویانش ۵۰ قطعه از این اشعار را گردآوری کرده‌اند. درسالیان گذشته در برگجهان نیز این آیین برپا می‌شد ولی نوروزی خوانان بومی روستا نبودند. در زیر یکی ازقطعه‌هایی که در برگجهان خوانده می‌شد و افرادی آن را از بر هستند ارایه شده است.

نوروز سلطون اومده

گل در گلستون اومده

مژده دهید بر دوستون

این سال نو بازاومده

 


nouruz3ای مَش خانوم با ایمُن

دستِ ببر جیبِ می‌یون

بیرون بیار یک تگ تومن

نوروز سلطون اومده

گل در گلستون اومده

 

خرما نیار هَستگ داره

کشمش نیار که دُم داره

نخود نیار که پُوس داره

ازاون مَویز شهری‌یار

کاسه ره پرکن و بیار

 

ای حاجی خانوم با ایمن

غرغر نزن بر بچه‌تون

بیار برا نوروزی‌خون

نوروز سلطون اومده

گل در گلستون اومده

مژده دهید بر دوستون

این سال نو باز اومده

nouruz7

بجز اشعار نوروزی خوانان اشعار دیگری نیز توسط خود اهالی در میهمانی‌ها خوانده می‌شد:

نوروزه هلا فش فش

دوری ره بَریز کشمش

به طا‌ها و به یاسین و تبارک

شما ره سال نو باشد مَبارک

نوروزه هلا هوتَگ

دوری ره بَریز توتگ

به طا‌ها و به یاسین و تبارک

شما ره سال نو باشد مَبارک

 

نوروزه هلا هُدهد

دوری ره بَریز نخود

به طا‌ها و به یاسین و تبارک

شما ره سال نو باشد مبارک

با امید آنکه در سال هشتاد ونه هیچ هشتی گرو نه نباشد، پیشاپیش این سال را به همه تبریک می‌گویم.

یک بغل گلهای رنگارنگ برگجونی هدیه به شما خواننده محترم سایت برگجون
یک بغل گلهای رنگارنگ برگجونی هدیه به شما خواننده محترم سایت برگجون
با تشکر از خانم مرضیه لبافی در بازخوانی برخی از اشعار

 

۲ دیدگاه

  1. سلام،بسیار بسیار عالی بود ایشالا سال خوبی پیش رو داشته باشید

  2. با سلام.عالی بود.سال نو به همشهری عزیز مبارک.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *