خانه » طبیعت و کالبد » گُمَه اوشُر یا آبشار ناپیدا

گُمَه اوشُر یا آبشار ناپیدا

علی‌اکبر لبافی، بهمن‌ماه ۹۵

شما خوانندگان را می‌خواهم با آبشاری آشنا کنم که شاید تاکنون ندیده و حتی از وجودش بی‌خبر بوده‌اید. ماجرا از آنجا آغاز شد که در پی‌ِ پرسش درباره‌ی نام برخی از آبشارهای رودخانه‌های برگجهان خدمت حاج جعفر پلویی بودم و آقای رسول پلویی شنونده‌ی سخنان ما بود. حاج جعفر که از نام برخی آبشارها اظهار بی‌اطلاعی کرد، آقا رسول وارد گفتگوی ما شد و نام آنها را کامل کرد و افزود که در مسیر رودخانه‌ی روستا جایی هست که آب گُم می‌شود. وقتی پرسیدم یعنی چه که آب گم می‌شود؟ گفت آبِ جاری در کفِ رودخانه به زیر سنگ و خاک رفته و چندین متر پایین‌تر از نقطه‌ای دیگر بیرون می‌آید! او از من پرسید تاکنون به آنجا رفته‌ای که من گفتم نه، هرچند تا نزدیکی‌اش رفته‌ام اما به آن نقطه نرسیده راهم را عوض کرده‌ام.

ماه بعد وقتی ماجرا را به آقای طوسی – یار جدید و پرانرژی وبگاه – گفتم از وجود چنین عارضه‌ای در بستر رودخانه اظهار بی‌اطلاعی کرد، اما با لبخندی که رازآلود می‌نمود گفت: در آنجا یک آبشار هست ولی مسیر آب رودخانه گُم نمی‌شود!

همین اشاره کافی بود که برنامه‌ای برای دیدار آن آبشار ترتیب دهیم. این چه آبشاری است که نه تنها من از وجودش بی‌خبر بودم، بلکه از چندین نفر هم که پرسیدم اظهار بی‌اطلاعی کردند. و چرا آقا رسول در همان نقطه از رودخانه اشاره به عارضه‌ای دارد که در اثر آن آب بستر رودخانه از دیده پنهان می‌شود. چطور ممکن است این دو نظر را تجمیع کرد؟

 

نشانه‌ی نخست از گم شدن آب رودخانه

گروه مدیران وبگاه برگجون (متشکل از نگارنده، و آقایان مجید جان‌نثاری و داود طوسی) برنامه‌ای کوهنوردی و برگجون‌گردی ترتیب دادیم تا در مسیر خود سری هم به آن نقطه از رودخانه بزنیم. آقا داود که قبلا این مسیر را رفته بود هیچ توضیحی در راه نمی‌داد تا اینکه به نقطه‌ای رسیدیم که مسیر رودخانه با زاویه‌ای حدود ۲۹۰ درجه به سمت چپ تغییر ‌کرد. این درحالی بود که در امتداد مسیر قبلی رودخانه نیز دره‌ای میان کوهها وجود داشت. نکته‌ای که ابتدا گمان کردم علت اشتباه آقا رسول را کشف کرده‌ام. چرا که ممکن است وی مسیر دره را که خشک هم هست با مسیر اصلی رودخانه اشتباه گرفته است. چراکه رودخانه‌ی اصلی به دلیل تغییر جهت ناگهانی و تند، به راحتی از دور قابل شناسایی نیست. شاید آقا رسول تا همین‌جا آمده و تصور کرده است آب رودخانه در این نقطه گُم شده است. و چون ادامه‌ی مسیر صعب‌العبور می‌نمود مسیر خود را کج کرده از کنار رودخانه و با دور زدن صخره‌ی بزرگ واقع در آن مکان دوباره به جایی رسیده که مسیر رودخانه اصلی بوده و در کف آن آبِ جاری وجود داشته است. تا اینجا هیچ دلیل دیگری وجود نداشت که آقا رسول را به این اشتباه سوق داده باشد. زیرا در مسیر رودخانه‌ی مورد نظر نقطه‌ای وجود نداشت که آب جاری ناپیدا باشد.

 gomah1

تنگه غارَگ

در محل انشعاب دره‌ی خشک از رودخانه‌ی اصلی، پیچ تند و عجیب ۲۹۰ درجه‌ای قرار دارد. آن را پشت سرنهادیم. آنگاه گویی سوار بر ماشین زمان و مکان شده در چشم‌ به‌هم زدنی وارد دنیا و زمان دیگری شده‌ایم! جایی که رودخانه به تنگه‌ای (فضایی باریک) با دیواره‌های بلند سر به آسمان کشیده تبدیل می‌شود. جایی بود که از هر سمت بن‌بست به نظر می‌آمد. نه راه طی شده در رودخانه معلوم بود و نه راه پیش رو. فضایی بود به عرض کمتر از ۵ متر و طول حدود ۵۰ متر با دیواره‌های بلند و سربه فلک کشیده از هر چهار سو که امتداد آن عمود بر امتداد جهت اصلی رودخانه است. تنگه‌ای در رودخانه که مشابه آن در هیچ جای دیگر برگجون نیست. جایی پر از راز و زیبایی و شکوه و سکوت و خوف و عجایب دیگر که در این میان وجود غاری در مقابل دیدگان و در کمرکش دیواره‌ی غربی خودنمایی می‌کند.

gomah2gomah3gomah4gomah5

هنوز آبشاری پیدا نبود.  با پیمودن طول مسیر ۵۰ متری تنگه غارَگ در فضای وهم‌انگیز و خوف‌ناک مورد اشاره، کم‌کم متوجه صدای دلنشین آبشاری شدیم. اما تنوع فضاهای پیرامون مانند تاریکی فضا، دیوارهای بلند، صخره‌های زیبا و غار‌های حاشیه‌ی رود و کمرکش دیواره‌ی دره، چنان ما را مجذوب خود کرده بود که رفتن به سوی آبشار ناپیدایی را که تنها صدایش را می‌شنیدیم به تاخیر انداخت.

 gomah6

گُمَه اوشُر یا آبشارِناپیدا

پس از تنگه غارگ،  رودخانه دوباره به پیچ تندی در خلاف جهت پیچ قبلی می‌رسد. گویی پای آبشار هستیم ولی باز هم آبشاری دیده نمی‌شد. تا اینکه در باریکه‌ی شکاف بلند رودخانه، گُمَه اوشور چهره‌ی زیبایش را هویدا کرد. جل‌الخالق! این آبشار اینجا چه می‌کند؟ این همه زیبایی و پنهانی؟ این همه شعف و شکوه و خوف در نقطه‌ای از برگجون است. پس چرا تاکنون بی‌خبر از آن بودیم؟ چرا هیچ‌کس تاکنون داستانی و نشانی و خبری از این گوشه از روستا به ما نگفته است؟ گویی تاکنون در این نقطه از کره‌ی خاکی کسی پاننهاده است. آیا داود طوسی کاشف این نقطه است؟ هر چه باشد این آبشار نامی ندارد؛ هرچند نام خود را فریاد می‌زد: گُمه اوشُر یا آبشار ناپیدا. گروه مدیران وبگاه همین نام را برایش انتخاب کرده است. باشد که مقبول افتد.

gomah7gomah8gomah9

قبل از ورود به دالانی که آبشار قرار دارد، حوضچه‌ای هست که باید از آن گذشت. داود با گرفتن صخره‌ی دیواره‌ها این حوضچه را پشت سر نهاد. من اما به سرعت پاچه‌های شلوار را ور زده و کفش‌هایم را کَنده و از آب گذشتم. اما مجید در هول و بلا بود و قصد داشت با گذاشتن سنگ درون حوضچه و بدون آنکه کفشش را دربیاورد از آب عبور کند. اما در نهایت ناامید شد و پا در آب نهاد. در محوطه‌ی دالان آبشار که بروی خواهی دید همه سویت صخره است و دراین فضای محبوس که به آسمان نگاه کنی، گویی درون شکاف یا سوراخی بزرگ افتاده‌ای. شکوه و عظمت فضا را نمی‌توان با واژه‌ها و تصاویر به خواننده و بیننده منتقل کرد. درک حقیقی آن جز با رفتن به محل ممکن نیست.  برای رفتن به آنجا باید کمی مهارت داشت و راه بلد بود. تنها عرض کنم در مسیر سگی ردمان را گرفت و تا نزدیکی آبشار همراهمان بود. اما در عبور از صخره‌ای بلند حیوان بیچاره واماند و نتوانست از صخره بالا بیاید! راه رسیدن به تنگه غارَگ و گُمَه اوشُر این چنین است!

gomah10gomah11gomah12gomah13gomah14gomah15gomah16gomah17gomah18gomah19gomah20gomah21gomah22gomah23

دیدیم و لذت بردیم. تا اینکه تصمیم گرفتیم دوباره به سفر برگجون‌گردی ادامه دهیم. باید تنگه غارگ را دور زده از بالای صخره‌ای بلند به بالای آبشار می‌رفتیم. هرچه از صخره‌ها بالاتر رفته شکوه و عظمت تنگه و آبشار‌ِ ناپیدا بیشتر نمایان می‌شد. قد و قامت داود در کفِ رود برای منِ بیننده در فراز صخره مورچه‌ای را می‌مانست که در چاه ویل افتاده است. او هم البته مرا پشه‌ای می‌دید که در خال آسمان است!

برآورد من از ارتفاع مجموعه آبشارهای ریز و بزرگ متصل به گمه اوشُر  با استفاده از قد داود حدود۴۲ متر است. صخره‌ی دست راستی رودخانه (که البته کوتاه‌تر از صخره‌ی دست چپی است) حدود ۴۵ متر است. ارتفاع صخره دست چپ که من برفرازش نشستم بیش از ۵۰ متر است. همان صخره را داود بر قله‌اش ایستاد و من از دور عکسی از او گرفتم.

 gomah24gomah25gomah26gomah27gomah28gomah29gomah30gomah31

تنگه غارَگ و گُمَه اوشُر محصول حرکت گسل یا زلزله!

در بدو ورود به تنگه غارگ،  و پس از اینکه توانستم نگاهم را از روی غار واقع در کمرکش دیوار رودخانه بردارم متوجه تَرک بزرگی شدم که سراسر ارتفاع دیواره را درنوردیده و درست از وسط غار عبور کرده بود. تَرکی که به طور قطع خبر از وجود گسلی در این نقطه می‌دهد.

با تصاویری که آنجا گرفتم و تصاویری که از گوگل ارث برداشتم، مطالب مهمی را کشف کردم:

–         تنگه غارگ، درست روی گسلی است که در امتداد عمود بر راستای رودخانه وجود دارد.

–         شرایط خاص و خارق‌العاده‌ی منطقه(بی‌نظمی در ارتفاع و راستای رودخانه و ارتفاع سطوح و صخره‌ها) ناشی از حرکات زمین در راستای این گسل هستند و در زمان وقوع زمین‌لرزه‌ها پدید آمده‌اند.

–         جابجایی مسیر رودخانه و دو پیچ پیاپی و تند نیز در اثر تغییر و تحولات ناشی از همین گسل و ریزگسل‌های اطراف آن بوده‌است.

–         گم شدن آب و موضوعی که آقا رسول بیان کرد ربطی به پیچ‌های تند و اشتباه گرفتن مسیر دره‌ی خشک با رودخانه‌ی اصلی نداشته بلکه خبر از ریزش دیواره‌های بلند رودخانه در شمال آبشار و در چند سال قبل می‌دهد. موضوعی که در تصویر شماره ۴ مجموعه عکس‌های گوگل ارث دیده می‌شود. این عکس‌ها مربوط به سالیان قبل تا سال‌های اخیر است.

–         بجز گسل اصلی واقع در تنگه غارگ، ریزگسل دیگری در شمال آبشار هست که می‌تواند عامل اصلی انحراف آب رودخانه از مسیر اصلی خودش باشد. این ریز گسل ابتدا باعث تغییر جهت مسیر رودخانه در شمال آبشار شده تا رودخانه وارد شیار حاصل از گسل شود. سپس رودخانه که در امتداد گسل راه خود را باز کرده است در پایان مجبور شده است با زوایه‌ای تند به سمت پایین‌دست رودخانه تغییر جهت داده تا در مسیر قبلی خود راهش را ادامه دهد.

 gomah32.
gomah33gomah34gomah35

آبشار چه زمانی پدید آمده است؟

وقتی افراد بومی روستا از وجود این آبشار بی‌خبر هستند و آبشار در محلی واقع است که دیواره‌های آن یا ریزش سنگ و خاک کوه‌ها رودخانه را پر می‌کند، آیا نمی‌توان گفت این آبشار در سالهای اخیر ایجاد شده است و عمر زیادی ندارد؟ پاسخ این پرسش خیر است. چرا که ارتفاع زیاد آبشار و صیقلی بودن سنگهای کف و دیواره آبشار و حوضچه‌های متعدد و متوالی در کف رودخانه حکایت از عمر زیاد آبشار دارند. باید بر همه‌ی این دلایل وجود مسیرهای باریک ناودانی شکل که جریان مداوم آب در درون سنگ‌ها ایجاد کرده را افزود. اگر ببینیم که این مسیرهای ناودانی چندبار هم تغییر مکان و تغییر ارتفاع داده‌اند بر عمر زیاد این آبشار اذعان خواهیم کرد.

با وجود این عمر زیاد آبشار چرا تاکنون شاید افراد اندکی از آن خبر داشته و افراد معدودی آن را دیده‌اند؟ زیرا این آبشار به دلایلی که گفتیم ناپیداست و چنان رسیدن به آن صعب‌العبور بوده است که هیچ‌کس قصد رفتن به آن نقطه را نکرده است.

آیا از میان خوانندگان کسی تاکنون از وجود این آبشار خبر داشته است؟ نام این آبشار چه بوده است؟

آیا کسی از شما تاکنون این آبشار را از نزدیک دیده‌اید؟

آیا از پدران و بزرگان فامیل خود کسی را می‌شناسید که از این آبشار باخبر بوده و آنجا رفته است یا نامش را می‌داند؟

آیا آقای داود طوسی کاشف این آبشار است؟

 gomah36gomah37

برای بزرگ دیدن تصاویر روی آن کلیک کنید.

۵ دیدگاه

  1. سلام و خسته نباشید به همه شما عزیزان.
    واقعا مطلب جالبی بود و من نیز تا کنون چیزی در موردش نشنیده بودم. حتی مرحوم پدرم که من تمام اطلاعات برگجونی ام را از او گرفته ام چیزی در مورد این آبشار نگفته بود.
    اگر امکانش هست اطلاعات بیشتر و آدرس دقیقتری برای رسیدن به این جاذبه جدید ارائه کنید. من متوجه نشدم در مسیر اصلی رودخانه است یا در تنگ اندار و یا میون رود و کنار رود. موفق و موید باشید

  2. سلام
    آقای لبافی عزیز / آقا داود طوسی و مجید خان جان نثاری
    خدا قوت
    خیلی جالب بود
    واقعا خیلی از ما دور و بر خودمون رو هم نمی شناسیم/احسنت به شما

  3. سلام آقا سعید.
    ممنون از لطفتون. باید عرض کنم در متن مقاله از روی عمد نشانی دقیق اعلام نشده هرچند با قراینی که بیان شده می توانید محل آن را حدس بزنید. به هرحال نشانی آن را برای افراد بومی به طور اختصاصی اعلام خواهم کرد. و باید حتما نکاتی را هم اعلام کنم تا بتوانید به مقصد برسید. زیرا اگر بدون این نکات قصد رفتن کنید شاید نتوانید به دلیل سختی راه به آنجا برسید.
    اما چرا نشانی را اعلام نکرده ام. راستش را بخواهید تا ازگیل و گردویی در راه آبشار میانرود خورده می شود یا صدای خنده ی دختری در شوراب می پیچد و روسری ای کنار رفته و مویی برباد می رود افراد متعددی جلوی مرا می گیرند و می گویند شما آدرس آبشار را در سایت گذاشته اید و این دزدی ها و بی دینی ها اثر کار شماست. برای همین نخواستیم نشانی دیگری را به مردم از خدا بی خبر بدهیم!!!!
    سلام آقا مجید جان نثاری
    ممنون. من تاکنون تصور می کردم شما همان آقای مجید جواد مَدر هستید. حالا که دیدم از ایشان هم تشکر کردید متوجه شدم فرد همنام ایشان هستید. در هر حال از محبت شما سپاسگزارم.

  4. سلام به برگجهانیها و دست اندرکاران سایت
    بواسطه دوستی که در برگجهان دارم مدتهاست هر چند وقت یکبار به لواسان و برگجهان می آیم. در ضمن موضوعات و عکس و … از سایت را هم دنبال می کنم. موردی که آقای لبافی گفته اند، قابل بررسی است. بنظر من روستای برگجهان مانند هر جای دیگر این سرزمین بن بست اختصاصی و یا منطقه ای خارج از دسترس دیگران نیست. به یمن ارتباطات دیجیتال و فراهم بودن امکان تردد و حمل و نقل امروز با رشد جمعیت شهری تهدیدات و فرصتهایی بوجود آورده که با بلندنظری و واقع بینی می توان از این فرصتها استفاده کرد. دور روستاها و طبیعت بکر آن را نمی توان مسدود کرد. مخدوش کردن تابلوهای ورودی و یا مانع ایجاد کردن با خار و درخت جلودار گردشگران نیست.

  5. گزارش جالبی بود
    سپاس از اینکه مکان دقیق را مشخص نکرده‌اید
    کاملا با بومی‌ها موافقم که فضای بکر روستا تا جایی که ممکن است باید بکر بماند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *