خانه » اخبار » طرح واکسیناسیون، انگل‌زدایی و عقیم‌سازی سگ‌های روستای برگ‌جهان

طرح واکسیناسیون، انگل‌زدایی و عقیم‌سازی سگ‌های روستای برگ‌جهان

علی‌اکبر لبافی، تیر ۹۸

موضوع طرح واکسیناسیون، انگل‌زدایی و عقیم‌سازی سگ‌های روستای برگ‌جهان چیست؟

سابقه موضوع

با درج اخباری از حضور و مزاحمت گرازهای وحشی موجود در روستا در گروه دوستداران برگجون، و طرح این پرسش اساسی که بین موافقان و مخالفان کشتن این حیوان در روستا نظر درست کدام است؟ و برای رفع مزاحمت این حیوانات برای کشاورزان و باغداران از یک سو و موضوعات محیط زیستی از سوی دیگر چه باید کرد؛ موضوعات و مشکلات مشابهی درخصوص حضور سگ‌های ولگرد در روستا مطرح شد و البته موضوع گرازها و کشتاری که از آنها به صورت غیررسمی در حال انجام است به بوته‌ی فراموشی سپرده شد.

در این میان اما بحث و گفتگو در مورد سگ‌های ولگرد بسیار داغ شد و اختلاف نظرها در این مورد بروز یافت. تقریبا افراد گروه در ایجاد مزاحمت سگ‌های ولگرد برای روستاییان از نظر دید و منظر و امنیت و سلامت افراد به ویژه کودکان و آلودگی ناشی از فضولات و همچنین انگل‌ها و پخش زباله‌ها توسط آنها هم عقیده بودند ولی در شیوه‌ی برخورد مناسب با سگ‌ها اتفاق نظر وجود نداشت.

نظرات در مورد شیوه برخورد با سگ‌ها دارای طیف بسیار گسترده‌ای به شرح زیر بود:

  • عدم لزوم برخورد با سگ‌ها چرا که آنها نیز مخلوق خدا بوده و حق زندگی و زاد و ولد دارند.
  • عدم برخورد با سگ‌ها چرا که مهمترین موجودی که به طبیعت لطمه می‌زند انسانها هستند نه سگ‌ها.
  • ضرورت عقیم‌سازی با توجه به کاهش نسبی جمعیت سگ‌ها و ترویج فرهنگ پرهیز از خشونت در رفتار با حیوانات.
  • ضرورت گرفتن سگ‌ها و بیرون بردن آنها از روستا.
  • عدم ضرورت کنترل جمعیت سگ‌ها چرا که هر نوع دخالتی در طبیعت سبب برهم خوردن نظم موجود و تغییر جمعیت حیوانات دیگر می‌شود.
  • عدم ضرورت کنترل جمعیت سگ‌ها چرا که بهتر است کاری نکنیم تا اینکه کاری غیرکارشناسی بکنیم. نهادهای مسئول و کارشناس در این امور باید وارد شوند نه مردم عادی.
  • هزینه کردن در این خصوص هدر دادن منابع است چرا که سگ‌های عقیم نشده به سرعت از مناطق دیگر وارد روستا شده و جایگزین می‌شوند.
  • هزینه کردن در این خصوص هدر دادن منابع است چرا که با کاهش جمعیت سگ‌ها، شرایط برای زاد و ولد بیشتر سگ‌های دیگر بهبود یافته (مثلا محدودیت تامین غذا برای سگ‌های باقیمانده برطرف می‌شود) و با زاد و ولد بیشتر سگ‌ها، اثر طرح عقیم‌سازی عملا خنثی می‌شود.
  • انجام کار عقیم‌سازی سگ‌ها به دلیل هزینه سرسام‌آور، عدم امکان زنده‌گیری سگ‌ها و عدم امکان سرشماری تعداد سگ‌ها و همچنین عدم امکان عقیم‌سازی حدود ۷۰ درصدی آنها کاری است که انجامش در برگجون و توسط اهالی ممکن نیست.
  • بهتر است بجای عقیم‌سازی سگ‌ها، از غذا دادن به آنها پرهیز کرد و همچنین زباله‌ها را به سرعت جمع کرد تا سگ‌ها نتوانند تغذیه کنند و شرایط برای زندگی و زاد و ولد آنها سخت شود. به این ترتیب جمعیت سگ‌ها کاهش می‌یابد.
  • جای سگ در طبیعت نیست. چون سگ باید در خدمت انسان و همراه صاحبش زندگی کرده و تحت کنترل باشد نه اینکه در طبیعت رها باشد. سگ‌های ولگرد و رها شده غذا یا خود یا توله‌ی گونه‌های دیگر حیات وحش (مانند خرگوش و شغال و گرگ و پلنگ) را می‌خورند و سبب انقراض جمعیت آنها شده و گاهی برعکس به دلیل خورده شدن سگ‌های ولگرد و بیمار توسط پلنگ، آنها نیز مریض شده و می‌میرند. سگ‌های ولگرد اساسا باید از بین بروند.
  • هزینه کردن در خصوص عقیم‌سازی و دیگر موارد هدر دادن منابع است و کار ساده‌تر و کم هزینه‌تر کشتن سگ‌هاست.

بحث فوق پایان نپذیرفت و در حالی که هرکس قصد قانع کردن دیگری را داشت، هیچ‌کس از نظر خود برنگشت و در آخر آقای اسماعیل اثباتی نوشت:

تا عاقلان بخواهند راهی برای خندیدن بیابند، دیوانه‌ها هزار بار خندیده‌اند.

تصمیم به عقیم‌سازی

پس از گفتگوهای چالشی مفصل و طولانی در گروه دوستداران برگجون، اکثریت افراد یا دست‌کم عده‌ای از اعضای گروه تصمیم گرفتند در خصوص عقیم‌سازی، واکسیناسیون و پلاک‌گذاری سگ‌ها اقدام کنند (در ادامه موضوع انگل‌زدایی نیز به طرح افزوده شد).

افراد داوطلب در این خصوص به ویژه خانم‌ها سونیا و نیلوفر اثباتی نسبت به یافتن تیم پزشکی و برآورد هزینه‌های طرح اقدام کردند. از سوی دیگر لازم بود که تعداد سگ‌ها برآورد شود. در ابتدا هزینه جراحی هر سگ ماده ۵۰۰ هزارتومان اعلام شد و قرار بود سگ‌های ماده عقیم شوند. بعدا تیمی یافت شد که به ازای هر سگ ۴۰۰ هزارتومان دستمزد می‌گرفت. از سوی دیگر باید تعداد سگ‌ها برآورد می‌شد. این رقم در حدود ۳۰ قلاده برآورد گردید.

مقدمات کار چه بود؟

برای شروع کار باید:

  • پول کافی
  • مکان مناسب
  • وسایل لازم
  • و افراد داوطلب

مهیا می‌شد. همچنین لازم بود با شورا و دهیاری برای تامین محل و بخشی از هزینه‌ها درخواست کمک می‌شد. دهیار محترم روستای برگ‌جهان در این کار هیچ همکاری نکرد و یکی از اعضای محترم شورا نیز که با ایشان چندین مرتبه تماس گرفته شدریال هیچ پاسخی به تماس‌های مکرر افراد ندادند.

برای جمع‌آوری پول، شماره کارتی در گروه دوستداران و همچنین کانال برگ‌جهان اعلام شد و مقرر شد هر کس به هر میزان که می‌تواند کمک کند و تاکید شد نام وی و مبلغ خودیاری نیز محرمانه خواهد ماند. طولی نکشید که مبالغ لازم برای شروع کار فراهم شد. زیرا تیم پزشکی اعلام کرده بود در هر مرحله در حدود ۷ تا ۸ سگ را می‌توانند جراحی و واکسینه کنند.

یافتن مکان مناسب چالش مهمی بود. برای این کار بهداری و محوطه ساختمان مخابرات و مدرسه پیشنهاد شد. مخابرات در اختیار عموم نبود و بهداری نیز به دلیل احتمال بازگشایی آن در آینده!! مناسب تشخیص داده نشد بنابراین تمرکز بر ساختمان مدرسه بیشتر بود. اما نه تنها برخی اعضای گروه با ورود سگ به مدرسه مخالف بودند، بلکه کم و بیش صداهای مخالف افراد غیر عضو در گروه دوستداران نیز به من مخابره می‌شد.

در نهایت پارکینگ منزل آقای عبداله لبافی و انباری ما دو مکان پیشنهاد شد که هریک مزایا و معایب خاصی داشتند. قرار شد از محل بازدید شده و شرایط برای تیم پزشکی گزارش شود. بازدید از مکان‌های پیشنهادی در سوم خرداد توسط خانم‌ها سونیا، و نیلوفر اثباتی و پگاه انصاری انجام و تصاویر و شرایط برای تیم پزشکی ارسال و در نهایت پارکینگ منزل آقای عبداله لبافی که دارای آب و برق و سرویس بهداشتی بود انتخاب شد.

اما چالش مهم و بلکه مهمترین چالش یافتن افراد حاضر به کمک در تامین وسایل کار و گرفتن سگ بود. به دلیل عدم مشارکت افراد، تنها همان افرادی که پی‌گیر تیم پزشکی بودند و سایر افراد خانواده‌شان نسبت به خرید قلاده و طناب، پلاک، تفنگ نصب پلاک، وسایل تجهیز اتاق عمل مانند میز و پلاستیک و … و همچنین غذای سگ اقدام کردند و تیم لازم برای گرفتن سگ‌ها را شکل دادند.

روز ۶ خرداد من و آقای عبداله لبافی و چندین نفر از زنان و مردان (و یک کودک) از فرزندان و نوادگان مرحوم محمود اثباتی چادر اتاق عمل را برپا کردیم. شایان ذکر است برخی وسایل نیز در محل توسط آقای عبداله لبافی در اختیار ما قرار گرفت.

روز ۹ خرداد و بامداد ۱۰ خرداد تا ساعت ۳ بعد از نیمه شب تیم زنده‌گیر شامل نوادگان مرحوم اثباتی و دوستان آنها تعداد ۳ سگ را برای این کار گرفتند. روز بعد خوشبختانه این تعداد تا ۱۰ قلاده سگ افزایش یافت.

بجز خانم‌ها نیلوفر اثباتی، پگاه و پانته‌آ انصاری، و مینا آشتیانی، آقایان نیما آشتیانی، اشکان سرلک، مزدک لامعی، کامبیز مقدم‌فر و فرنود اثباتی، و مدتی هم آقای علیرضا کوشکستانی و آقای مهدی لبافی و همسرشون خانم آرزو رسولی به گروه کمک کردند.

دور نخست عقیم‌سازی

تیم پزشکی ظهر روز جمعه ۱۰ خرداد وارد محل شد. این تیم که در دانشگاه گرمسار در حال تدریس یا تحصیل بودند با قیمت کمتری نسبت به استعلام‌های قبلی کار را انجام دادند. در ضمن آنها پیشنهاد دادند چون همه سگ‌ها را نتوانستیم بگیریم، در عوض هم نرها و هم ماده‌ها را عقیم کنند. ۱۰ سگ نر و ماده عقیم سازی و پلاک‌گذاری شدند و شماره‌های ۳۰۱ تا ۳۱۰ روی گوش چپ آنها نصب شد.

عقیم‌سازی نرها ساده‌تر بوده و قرار شده بود با قیمت ۲۰۰ هزارتومان انجام شود. عقیم‌سازی ماده‌ها با جراحی بیشتری همراه بوده و قرار شده بود با قیمت ۲۵۰ هزار تومان انجام شود. در نهایت دکتر حسین‌زاده و سه دستیارش در مجموع برای ۱۰ جراحی و واکسیناسیون ۲ میلیون تومان دریافت کردند.

اگرچه من حدود ساعت ۷ عصر محل را ترک کردم اما کار جراحی تا حدود ساعت ۸٫۵ شب و نگهداری سگ‌ها برای به هوش آمدن تا ۱۰٫۵ شب به طول انجامید.

سگ‌های نر در مدت زمان کوتاه‌تری به هوش آمده و قادر به حرکت می‌شدند. اما سگ‌های ماده دیرتر به هوش آمده و دیرتر قادر به حرکت می‌شدند. به همین علت تعدادی از سگ‌ها در محل ماندند تا تحت مراقبت قرار گیرند.

سه اتفاق خاص

  • فرار سگ زبل

یکی از سگ‌ها بسیار خشن و زبل بود و از دست تیم پزشکی که قصد داشتند با تزریق آمپول بی‌هوشش کنند چندین بار فرار کرد. گویا در فرار آخر مقداری آمپول وارد بدن سگ شده بود و سگ فرار کرد و دویدن دنبال سگ نتیجه‌ای نداشت. بعدا خبر دادند که سگی در روستا (ظاهرا در محله دل‌مشا) بی‌هوش شده بر زمین افتاده است. تیم وقتی به محل می‌رود متوجه می‌شود این همان سگ فراری است. آن را به محل آورده و جراحی کردند.

  • سگ باردار

یکی از سگ‌های ماده بدون آن که آثاری از بارداری در آن مشهود باشد، بی‌هوش شده و به اتاق عمل برده شد. در این هنگام آقای محمد طوسی که به طرف تنگه می‌رفت به سگ نری اشاره کرد و گفت این سگ بزرگ که جراحی کردید سگ من است. او اضافه کرد یک سگ ماده هم دارد که در میان سگ‌ها نیست. گفت دو هفته قبل برای تولید سگ گله این سگ ماده را باردار کرده‌اند. پرسیدیم سگ ماده به چه رنگی است؟ وقتی رنگ سگ را گفت متوجه شدیم همان سگی است که درون اتاق عمل است. سریعا به دکتر اطلاع دادیم که سگ باردار است و چه باید کرد؟ وقتی زمان بارداری را پرسید به ما گفت اولا به دلیل بی‌هوش شدن سگ، این توله‌ها ماندنی نیستند و در ضمن با توجه به مدت ۱۴ روزه زمان بارداری، هنوز توله‌ها شکل نگرفته‌اند و در حد تکثیر سلولی هستند. وی گفت ناچاریم رحم را تخلیه کنیم. توده‌ای دراز مانند رشته سوسیس با ۹ زایده‌ به اندازه گردو از رحم سگ ماده تخلیه شد.

  • تکرار عمل یک سگ ماده

یکی از سگ‌های ماده پس از جراحی سرپا شده و از محل خارج شد. روز بعد که گروه برای رسیدگی به سگ‌های درون محوطه و غذا دادن به آنها مراجعه می‌کنند متوجه بازگشت دوباره‌ی این سگ ماده به محل شدند. وقتی دقت کردند متوجه شدند سگ یاد شده شکم ورم شده‌ای دارد و گویا خونریزی کرده است. فورا به پزشک خبر داده و تیم پزشکی به سرعت عازم محل شده و چون خون‌ریزی داخلی شدید بود، مجبور به جراحی مجدد سگ شده و داروهای ضد عفونت و تقویت برای این سگ تجویز کردند. این سگ باید تحت مراقبت قرار گرفته و هر ۱۲ ساعت دارو می‌خورد. گروه اجرایی زحمت بسیار زیادی برای درمان این سگ عهده‌دار شد چرا که باید بین تهران و برگجون به طور نوبتی و دادن دارو به سگ آمدوشد کنند. یک نوبت از غذادهی و دارودهی به این سگ را خانم عذرا لبافی انجام داد.

پزشک علت خون‌ریزی داخلی بعد از عمل را پرت شدن سگ به دلیل بی‌حالی از ارتفاع یا ضربه زدن به سگ (توسط انسان یا حیوان دیگر!) تشخیص داد.

سگی با بیماری خاص

یکی از سگ‌ها به تشخیص پزشک دارای بیماری مقاربتی خاصی بود. بنابراین برای تصمیم‌گیری در این مورد، چند روز این سگ درون محوطه عقیم‌سازی نگهداری شد. باید امکان تامین داروی مربوط به درمان این سگ مورد بررسی قرار می‌گرفت زیرا پزشک احتمال می‌داد این دارو باید از طریق روش‌های خاص تامین دارو (سفارش از طریق هلال احمر و …) فراهم گردد. در نهایت به دلیل اینکه داروی مربوطه کمیاب و بسیار گران قیمت بود، و پزشک نیز احتمال سرایت این بیماری را به سگ‌های دیگر (به دلیل عقیم شدن سگ بیمار) کم اعلام کرده بود، تیم اجرایی برخلاف میل باطنی تصمیم به انصراف از درمان این سگ گرفت.

همه‌ی سگ‌های ولگرد بی‌سرپرست نیستند!

از ۱۰ سگ دور نخست، متوجه شدیم ۶ سگ دارای صاحب هستند، یعنی رقمی معادل ۶۰ درصد! البته افرادی که صاحب سگ‌ها هستند اغلب آنها را به صورت ولگرد و رهاشده در کوچه‌ها پیدا کرده یا از زمانی که توله بوده‌اند تحت سرپرستی قرار داده‌اند. به عبارت دیگر صاحب آنها به طوری که از آنها به صورت کامل نگهداری کنند نیستند و شاید واژه‌ی سرپرست برای این افراد بهتر باشد، چرا که این سگ‌ها مانند سگ‌های ولگرد در معابر رها هستند و تعهدی که یک صاحب سگ به طور متعارف برای تامین مکان مناسب، غذای مناسب، و واکسیناسیون و درمان آنها دارد، در خود احساس نکرده‌اند.

دور دوم عقیم‌سازی

دور دوم عقیم‌سازی برای روزهای ۲۳ و ۲۴ خرداد برنامه‌ریزی شد. با توجه به این که در دور نخست سگ‌های آرام‌تر و نزدیک‌تر (سرده و پاده و دشتاها) گردآوری شدند، قابل پیش‌بینی بود در دور دوم نتوان به راحتی ۱۰ سگ را گرفت. بنابراین کمک گرفتن از یک گروه زنده‌گیر با تجهیزات حمل سگ ضروری به نظر می‌رسید. این کار انجام شد و گروه اجرایی عصر پنج شنبه ۲۳ خرداد تا حدود ساعت ۱ شب موفق به گرفتن ۶ سگ شد.

این سگ‌ها اغلب از محله شاهون گرفته شدند. مشکل زنده‌گیری با داروی بی‌هوشی این بود که به دلیل درست یا نادرست، پس از شلیک تیر، سگ دریافت کننده داروی بی‌هوشی پا به فرار گذاشته و وارد باغات اطراف محله شاهون شده و تیم اجرایی سگ را گم می‌کردند. بنابراین روش مذکور در محیط بدون راه و غیرهموار و باغات برگجون و محله شاهون موفقیت‌آمیز نبود. البته وجود آمبولانس برای حمل سگ‌ها کمک مناسبی بود. هزینه زنده‌گیری هر سگ توسط فرد اول که به دلیل تصادف نتوانست حاضر شود ۱۵۰ هزارتومان اعلام شده بود و بعد از آن فرد دیگری حاضر شد با رقمی در حدود ۱۰۰ هزارتومان به ما کمک کند که با توجه به کارا نبودن این روش در نهایت مجموعا ۳۰۰ هزارتومان دریافت کرد.

روز جمعه ۲۴ خرداد از صبح مجددا افراد تیم اجرایی با همان روش قبلی (بدون حضور زنده‌گیر با داروی بی‌هوشی) برای گرفتن سگ‌های بیشتر مشغول به کار شدند ولی در نهایت تا ساعت ۱ ظهر تنها موفق به گرفتن یک سگ شدند. آنها برای گرفتن سگ به دشتاها و شیرون و شاهون رفتند. تعداد سگ‌هایی که مشاهده می‌شد بسیار کم بوده و اغلب سگ‌های زبل و غیر آرام بوده که نزدیک انسان نمی‌شدند.

از سگ‌های باقیمانده یکی در محله روبار آقانور دارای توله بود و یکی هم باردار بود. دو تا سگ هم در شاهون به دام تیم افتادند ولی افرادی اعلام کردند این‌ سگ‌ها را برای تکثیر توله جهت سگ گله لازم دارند و اجازه عقیم‌سازی آنها را ندادند. یک سگ زبل و فراری هم در پاده بود که اطلاع دادند سگ پیری است و باردار نمی‌شود. بنابراین به طور حتم تعداد سگ‌هایی که امکان و ضرورت عقیم‌سازی آنها وجود داشت به حدود ۷-۸ سگ محدود می‌گردد. در این شرایط تکمیل تعداد ۱۰ سگ برای عقیم‌سازی و واکسیناسیون امکان‌پذیر نشد.

تیم اجرایی این دوره نیلوفر اثباتی، پگاه انصاری، مینا و نیما آشتیانی، اشکان سرلک، و مزدک لامعی بودند. خانم مهدیس رضوی (پلویی) نیز روز جمعه به گروه پیوستند. آقایان عبداله و عباس و خانم ناهید لبافی نیز در گرفتن یکی از سگ‌های زبل که چند بار از دست تیم اجرایی فرار کرده بود، کمک شایانی کردند.

دو اتفاق خاص

  • سگ عفونی شده

از همان ابتدا متوجه شدیم درون آمبولانسی که سگ‌ها را حمل می‌کند بوی بدی می‌آید. گمان کردیم این بوی بد مربوط به استفراغ یکی از آنهاست. شب هم بعد از رهاسازی سگ‌ها، بوی بد در محوطه استشمام می‌شد. در عین حال متوجه شدیم یکی از سگ‌ها از ناحیه دم دارای مشکل یا شکستگی است. همین سگ از بینایی کمی هم برخوردار بود. فرد زنده‌گیر اعلام کرد دم سگ عفونی است.

روز جراحی پزشک اعلام کرد عفونت دم بسیار زیاد است و نه تنها درون آن کرم گذاشته است بلکه سگ که دمش را خارانده، درون لثه‌اش هم کرم نفوذ کرده است. ایشان راه حل را بریدن دم سگ اعلام کرد. مدیر اجرایی در جراحی دم تردید داشت چرا که نگران هزینه بود و اینکه شاید افرادی که برای عقیم‌سازی کمک مالی کرده‌اند، راضی به هزینه این جراحی نباشند.

ما البته اعلام کردیم بعید است افراد ناراضی باشند ضمن آنکه تیم پزشکی در هر حال هزینه ۱۰ عمل جراحی را می‌گیرد. چون تنها ۷ سگ داریم چه بهتر که این جراحی هم انجام شود چرا که در واقع هزینه‌ای ندارد. بنابراین تصمیم بریدن دم سگ گرفته شد. لثه سگ هم از آلودگی کرم پاکسازی شد.

  • سگ گر

یکی از سگ‌هایی که در شاهون گرفته شد کاملا مشخص بود بیمار است و به دلیل ریخته شدن پشم در بخش‌هایی از بدنش، ظاهری زشت داشت و اهالی شاهون می‌گفتند از دیدن این سگ چندشمان می‌شود. این سگ را که آن‌ شب “گری” خطاب می‌کردیم دارای انگل زیر پوستی بود، بیماری جرب. پزشک اعلام کرد اگرچه وضعیت بیماری بسیار پیشرفته است ولی قابل درمان است. او گفت خارش شدید بدن توسط انگل‌ها سگ را وادار به خاراندن بدنش می‌کند و در اثر این وضعیت پشم سگ می ریزد و سگ زشت دیده می‌شود. پزشک اشاره کرد سگ از این وضعیت بسیار درد کشیده و رنج می‌برد.

اما درمان سگ هم کار ساده‌ای نبود. بجز هزینه‌ها باید سه هفته تحت مراقبت دایمی باشد. هر روز باید قرص بخورد و هفته‌ای یک بار تزریق بشود و همچنین با شامپوی ویژه شستشو شود. باید فرد شستشو کننده مراقبت‌های لازم را داشته باشد چرا که بدن سگ مملو از انگل است. این سگ اگر درمان نشود احتمال دارد بسیاری از سگ‌های دیگر را نیز بیمار کند.

تصمیم سختی بود. با این وجود ۳ نفر برای این کار داوطلب شدند، بقیه افراد از جمله خودم فکر درمان این سگ را نمی‌کردیم. حتی از پزشک درمورد کشتن سگ با دارو به صورتی که سگ رنج و دردی نداشته باشد، گاه شوخی و گاه جدی پرسش می‌کردیم.

جالب است بدانید تیم پزشکی همان روز شیوه تزریق آمپول را به خانم نیلوفر اثباتی آموزش دادند تا برای تزریق نیاز به حضور مجدد پزشکان نباشد.

مشکل جدی دیگر این بود که باید این هفته محل فعلی عقیم‌سازی تحویل می‌شد و امکان نگهداری سگ تا ۳ هفته در آنجا وجود نداشت. بنابراین تامین محلی که این سگ باید تحت درمان قرار می‌گرفت چالش دیگری بود. در نهایت این سگ به محل جدیدی منتقل شده و تاکنون (حدود یک هفته بعد از ۲۳ خرداد) تحت درمان است و در همین مدت کوتاه آثار بهبود بیماری در آن دیده می‌شود.

اثربخشی طرح

برای اینکه متوجه شویم کار انجام شده تا چه حد اثربخش بوده است، شاخص‌های استانداردی در دست نداریم. اما همین که افراد می‌گویند با دیدن سگ‌های دارای پلاک احساس امنیت بیشتری می‌کنند این نخستین تاثیر اقدام ما بوده است.

از افراد ساکن در روستا شنیدم که مقدار و شدت صدای پارس سگ‌ها بعد از جراحی کاهش زیادی داشته است و این موضوع به آرامش استراحت ساکنان در شب می‌افزاید.

در گفتگوهای چالشی گروه دوستداران اعلام شده بود برای اثربخش بودن اقدام باید دست‌کم ۷۰ درصد ماده‌ها یا نرها عقیم شوند، یعنی ۳۵ درصد کل سگ‌ها. اینکه تا چه حد این موضوع درست است اطلاعی ندارم ولی با برآوردی که از سگ‌های برگجون داریم ۱۷ سگ از میان حدود ۲۵ سگ عقیم شده‌اند. درواقع ۷۰ درصد کل سگ‌ها عقیم شده‌اند که چیزی حدود ۲ برابر شاخص اعلام شده است.

در اطلاعیه‌ای که ۲۳ خرداد در خسروآباد (جاجرود) دیدم خوشبختانه طرح عقیم‌سازی و واکسیناسیون و انگل‌زدایی سگ‌های این روستا نیز اجرا شده است. در مشاهدات میدانی در مسیر جاجرود تا برگجون تعداد زیادی سگ هم در نیکنامده وجود دارند. لذا اگر سگ‌های نیکنامده نیز عقیم شوند، اثربخشی طرح جاجرود و برگجون دوچندان خواهد شد و کریدور جاجرود- نیکنامده- برگجون پاک‌سازی خواهد شد.

در این خصوص با یکی از اعضای شورای اسلامی روستای نیکنامده پیام دادم و آنان را به اجرای این طرح تشویق کردم. هنوز پاسخی در این خصوص دریافت نکرده‌ام.

در محور لواسان- افجه- برگجون به دلیل اینکه مسیر از میان کوهها و مراتع می‌گذرد، احتمال ورود سگ‌ها از افجه به برگجون به اندازه مسیر نیکنام‌ده نیست. بنابراین نباید از وجود تعداد زیاد سگ در افجه به عنوان خطر ورود به برگجون زیاد نگران باشیم.

مشارکت در تامین مخارج

با توجه به اعلام فراخوان کمک به طرح در گروه تلگرامی و کانال برگجون مبالغ واریزی به حساب اعلام شده به شرح جدول زیر بوده است.

نخستین مبلغ واریزی با رمز یا علی در تاریخ ۲۲ اردیبهشت انجام شد. در آن زمان هنوز اجرای طرح قطعی نبود و از دوستان خواسته بودیم از واریز پول خودداری کنند. با قطعی شدن طرح در تاریخ ۲۵ اردیبهشت فرایند واریز پول شدت گرفت.

با توجه به برآورد ۱۰ تا ۱۲ میلیونی طرح، به سرعت و البته با فراز و فرودهایی، مبلغ ۱۰ میلیون تومان در مدت ۱۰ روز جمع آوری شد و از دوستان درخواست شد دیگر مبلغی واریز نکنند. زیرا از یک سو با کوشش قابل تقدیری که تیم اجرایی داشت، هزینه‌ها بسیار کمتر از برآورد اولیه شد و از سوی دیگر تعداد سگ‌ها نیز کمتر از ۳۰ سگ برآورد شده‌ی اولیه بودند. با این وضعیت مبالغی نیز بعد از این اعلام واریز شده است.

از دوستان درخواست شده بود هر میزان که توانایی دارند کمک کنند و لذا قرار شد نام افراد محفوظ بماند ولی برای کنترل حساب و مشخص شدن اینکه مبلغی جابجا نمی‌شود لازم بود تاریخ دقیق و مبالغ و کدهای رهگیری ثبت و ضبط شوند تا چنانچه فردی مبلغی واریز کرده است که در فهرست اعلامی وجود ندارد بتواند موضوع را پی‌گیری کند.

در جدول فوق مواردی که نوشته شده “شناسایی شده” مربوط به افرادی است که نام خود را اعلام کرده و کدرهگیری را ارسال نکرده‌اند.

اگرچه نام افراد را کماکان به طور محرمانه نزد خود خواهم داشت، اما برای تحلیل وضعیت روستا لازم دیدم شیوه‌ای از همکاری را به خوانندگان منتقل کنم. مشابه این کار را برای افرادی که کتاب گویش برگیجانی را خریداری کردند هم ارایه داده‌ام. اگرچه من هرگز به موضوع طایفه‌ها و تفکیک مردم از روی نژاد و قوم و قبیله اعتقادی ندارم ولی در تحلیل روابط اجتماعی و روحیات خانوادگی و خلقیاتی که به طور ژنتیکی منتقل می‌شود، اطلاع از این موضوعات ممکن است برای علاقمندان و به ویژه آقای مجید جان‌نثاری (نویسنده خلقیات طوایف روستا) جذاب است.

در این زمینه شاهد اختلاف معناداری در میان طوایف برگ‌جهان، در خواندن و استقبال از مطالب سایت برگجون، در عضویت در گروه دوستداران برگجون، خرید کتاب گویش برگیجانی و در نهایت کمک به طرح عقیم‌سازی وجود دارد. نمودار زیر مشارکت طوایف را برحسب مقدار ریالی کمک‌ها نشان می‌دهد. جالب است که طایفه اثباتی و دوستانشان به تنهایی حدود ۸۵ درصد بار مالی طرح را برعهده داشته‌اند.

از نظر تعداد نفرات مشارکت کننده نیز تحلیل متفاوتی وجود دارد. تعداد نفرات مشارکت کننده در دوستان خانواده اثباتی (احتمالا) ۸ نفر (به این معنا که فرض شده است به طور جمعی وجه واریز نکرده باشند)، طایفه اثباتی ۱۰ نفر، طایفه پلویی ۴ نفر، طایفه لبافی ۳ نفر، و طوایف کوشکستانی، جان‌نثاری، مجاوری، و مقدس هر کدام ۱ نفر مشارکت داشته‌اند.

شایان ذکر است در تقسیم بندی فوق هر واریز یک نفر منظور شده‌است. مثلا اگر زن و شوهری با هم وجهی واریز کرده باشند یک نفر محسوب شده‌اند ولی برعکس اگر مادر و دختری هرکدام مبلغ جداگانه‌ای واریز کرده باشند دو نفر محسوب شده‌اند.

در شمارش افراد طوایف، فامیل‌های غیربومی به عنوان فامیل بومی مربوطه منظور شده است. به طور مثال واریزی آقای محمود فیض‌آبادی (از نوادگان طایفه لبافی) به عنوان طایفه لبافی درج شده است.

توضیحات فوق از این نظر هم قابل توجه است که برخی افراد گمان کردند طرح فوق طرحی متعلق به طایفه لبافی و اثباتی است. در زمانی که به شدت با استفاده از مدرسه برای اقامت سگ‌ها در این طرح مخالفت شد، فرد محترمی از طایفه پلویی مطلبی قریب به این مضمون را با یک واسطه به من پیام فرستاد:

خبردار شدیم قراره لبافی‌ها و اثباتی‌ها سگ‌ها رو برای عقیم کردن ببرند مدرسه. شما بگید ما نمی‌گذاریم این کار رو بکنند.

گفتنی است این فرد برای من بسیار قابل احترام است و نمی‌دانم چه ضرورتی داشت که این گونه محکم و با صلابت پیامی ارسال کنند. جالب است که می‌دانم ایشان در سالیان گذشته در روستا سگ داشتند و حتی ممکن است همین حالا هم داشته باشند.

هزینه‌ها

فهرست هزینه‌ها نیز در زیر ارایه شده است. هزینه‌های عمده و مهم این فهرست دارای فاکتور و یا رسید است ولی برخی از آنها به دلیل تهیه در محل یا ارقام کوچک بدون رسید هستند. شایان ذکر است تیم اجرایی هزینه‌هایی را نیز داشته‌اند که به دلیل نداشتن فاکتور یا یادداشت نکردن مبلغ مربوطه، از ارایه صورت هزینه به من خودداری کرده‌اند. به طور مثال که من شاهد بودم دو شیشه الکل از برگجون توسط یکی از اعضا خریداری شد ولی هزینه مربوطه برای پرداخت به من اعلام نشده است. همچنین اقلام متعددی توسط تیم در طول کار به ویژه از سوی آقای عبداله لبافی تامین می‌گردید که از درون منزل و وسایل خودشان بوده و لذا مبلغی به عنوان هزینه اعلام نشده است.

مجموع عوامل فوق و استفاده از تیم پزشکی که تخفیف ویژه‌ای به جهت حمایت از حیوانات به تیم اجرایی داد، سبب کاهش هزینه‌ها شده و در مجموع هزینه هر سگ با وجود چند عمل جراحی مازاد بر عقیم‌سازی و واکسیناسیون، به حدود ۳۱۰ هزارتومان کاهش یافت. هزینه جراحی (دستمزد تیم پزشکی) برای ۱۹ جراحی (۱۷ عقیم‌سازی و واکسیناسیون که یکی از آنها همراه با تخلیه رحم بود- ۱ مورد عمل مجدد برای خونریزی- ۱ مورد بریدن دم و نسخه‌های مربوط به عفونت و درمان بیماری انگلی) در مجموع ۴ میلیون و ۵۰ هزار تومان بود که به ازای هر سگ حدود ۲۱۳ هزارتومان می‌شود.

به این ترتیب حدود ۵۰ درصد از مبالغ گردآوری شده در صندوق باقی است و باید برای آن تصمیم‌گیری کرد.

با تشکر از خانم نیلوفر اثباتی برای مطالعه و تصحیح گزارش فوق قبل از انتشار آن در سایت برگجون

و با تشکر از آقای علی پلویی همسایه‌ی محل که در مدت اجرای طرح مزاحمت‌های ما و سگ‌ها را تحمل کرده و در مواردی نیز به تیم کمک کردند.

و ادمین محترم کانال تلگرام برگجون که دو مرحله برای این طرح خبررسانی کردند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *