خانه » ادبیات

ادبیات

جشن کتاب در نشست هیات‌مدیره شرکت پلویی‌ها

علی‌اکبر لبافی، بهمن ۹۶ مراسم خاطره‌انگیز جشن و تحویل کتاب گویش برگیجانی به اعضای هیات مدیره شرکت برادران امین (پلویی‌ها) برگزار شد.

ادامه نوشته »

به بهانه‌ی درج اطلاعیه چاپ کتاب برگ‌جهان

حجت سیف‌محمدی، آذر ۹۶ بر آن شدم تا بر ضرورت حفظ فرهنگ بومی و اهمیت کار عزیزانی که با زحمت چندین ساله‌ی خود در حال ماندگار ساختن و ثبت هویت فرهنگ بومی برگ‌جهان می‌باشند،

ادامه نوشته »

برگیجان؛ سرزمین زخمیِ من

قاسم طوسی، خرداد ۹۶

ادامه نوشته »

خاله سوسکه

ارمغان اثباتی، اردیبهشت ۹۶ فکر می‌کنم قصه‌ی خاله سوسکه را همه شنیده باشیم.

ادامه نوشته »

برادرانه

قاسم طوسی، فروردین ۹۶ با تـو هستـم برادر خوب‌ام              با تو هستم رفیق محبوب‌ام

ادامه نوشته »

طنز و نکته(۴)

محمد اثباتی، فروردین ۹۶ قوچ و چادر ما یک قوچ دست‌آموز داشتیم ( و درست‌تر است بگویم من داشتم) که نمی‌دانم چرا به چادر حسّاسیّت داشت و گاه دوست داشت به خانم‌ها حمله کند.

ادامه نوشته »

طنزهای برگجونی- بخش سوم

علی‌اکبر لبافی، دی‌ماه ۹۵ نقل وقایع شیرین روستا را با عنوان طنزهای برگجونی، دوست عزیزم آقای مجید جان‌نثاری بنا نهاد

ادامه نوشته »

طنزهایی از گویش برگجهان

مجید جان‌نثاری، آبان ماه ۹۵ قبل از آن که به طنز مربوط به گفتگوی بین افراد در روستای برگجهان بپردازم، لازم است که در باره‌ی گویش برگجهان چند نکته را توضیح دهم:

ادامه نوشته »

بَلگ یا برگ

محمدتقی اثباتی، تیرماه ۱۳۹۵ داشتم کتاب نمونه‌هایی از نظم و نثر فارسی تآلیف دکتر علی‌اکبر فرزام‌پور را می‌خواندم به داستان یا افسانه‌ای با عنوان «اندر پدید آمدن شراب» رسیدم.

ادامه نوشته »

سرو پیر

غلام‌حسین آذری‌مهر، خرداد ۹۵ “آقور به‌خیر، چطوری کدخدا؟” “به‌حمداله خوبم، خیلی خوب، عازم باغ بالا هستم، درخت‌ها تشنه‌اند، نوبت آب ما است.”

ادامه نوشته »

داستان یوسف مهربان

محمدمهدی اثباتی، بهمن ۱۳۹۴ یکی دیگر از قصه‌های مرحوم مادرم را جهت ثبت در سایت برگجون برایتان تعریف می‌کنم:

ادامه نوشته »