خانه » ادبیات (صفحه 3)

ادبیات

شنگول و منگول

محمدمهدی اثباتی، اردیبهشت ۱۳۹۴ قصه شنگول و منگول یا بزبزقندی قصه مشهوری است که انواع مختلفی از آن را همه خوانندگان تاکنون شنیده یا خوانده‌اند.

ادامه نوشته »

فراغ‌کش

قاسم طوسی، اردیبهشت ۹۴ کتاب اهدایی آقای قاسم طوسی فرزند مرحوم حاجی عیسی در ۲۰ اردیبهشت ۹۲ به دستم رسید.

ادامه نوشته »

درباره گویش

با درود بیکران به پیشگاه مردم برگ جهان و دوست داران آن در هر کجای جهان و آنان که با مردم این روستا پیوند خورده اند و با بیان شرمندگی از اینکه بسیاری از آنان را نمی شناسم .

ادامه نوشته »

سه خواهر

پیرمردی بود که سه تا دختر داشت. مادر این سه تا دختر مریض می‌شه و می‌میره و پیرمرد تصمیم می‌گیره که دوباره زن بگیره تا تنها نباشه.

ادامه نوشته »

دختر صحرا

مینا بهمن زاده، ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ سالهای سال پیش از این دختری توی برگجون زندگی می‌کرد که خیلی سر‌به‌هوا بود. یعنی همیشه تنها  صحرا می‌رفت.

ادامه نوشته »

پادشاه و سه تا پسر

محمدمهدی اثباتی، ۲۲ آذر ۱۳۹۱ داستان فوق را جناب آقای محمدمهدی اثباتی به من دادند و گفتند ما چنین هسبونگ‌هایی نیز داشتیم.

ادامه نوشته »

پیرزن و حیوانات

محمدمهدی اثباتی، ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ در زمان‌های قدیم، در یکی از روستاهای ایران، پیرزنی در یک خانه زندگی می‌کرد که خانه‌اش قدِّ یک غربیل بود.

ادامه نوشته »

ملک ابراهیم

محمدمهدی اثباتی – ۲ اسفند ۱۳۹۰ یکی از پادشاهان قدیم چندتا فرزند پسر و دختر داشت. پسر بزرگش که ملک ابراهیم نام داشت، پسری بسیار زیرک و دانا بود. از قضا مادر او به علت بیماری ناشناخته‌ای مرده بود و شاه بعد از مرگ مادر ملک ابراهیم همسر جدیدی ‌اختیار کرده بود.

ادامه نوشته »

زودباور

مینا بهمن‌زاده، ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ دو تا خواهر بودند که همدیگر رو خیلی دوست داشتند. یکی بزرگتر به نام فاطمه  و یکی کوچکتر به نام زهرا.

ادامه نوشته »

ننه‌پیرزن و درخت سنجد

محمدمهدی اثباتی، ۵ دی ۱۳۹۰ این هَسبُنگ از نخستین قصه‌هایی است که آقای مهدی اثباتی به صورت دست‌نوشته در اختیار من گذاشت.

ادامه نوشته »

مثل‌های برگجونی(۱): پُش‌بالابا خرگوش دَره

علی‌اکبر لبافی، ۱۸ آبان ۱۳۹۰ مثل‌ها میراثی هستند از گذشتگان که نشان‌دهنده‌ی زندگی پویا و سرزندگی و تجربه اندوزی مشترک مردمان‌اند.

ادامه نوشته »