خانه » خاطرات

خاطرات

سیاوشده

علی‌اکبر لبافی، آبان‌ماه ۹۶ سیاوشده یا سیاه‌وشته نام کوهی است به ارتفاع حدود ۳۳۳۳ متر از سطح دریا،

ادامه نوشته »

خاطره‌ی مصور از آبشار در یک روز زمستان

ادامه نوشته »

کویرنوردی – از تاریخ تا جغرافیا

علی‌اکبر لبافی، بهمن ۹۵ اتوبوس ساعت ۸:۱۰ صبح ۱۳ بهمن از خیابان دهقان (کوکاکولا) با ۱۰ دقیقه تاخیر شروع به حرکت کرد.

ادامه نوشته »

کوه‌پیمایی بر لبه‌ی کوه پُش‌بالابا

علی‌اکبر لبافی، مهرماه ۱۳۹۵ پس از نشر عکس‌های آقای داود طوسی که از کوه گزواره تهیه کرده بودند و استقبال خوانندگان از آن،

ادامه نوشته »

کاش هیچ آب‌انباری توی دنیا نبود!

داود کوشکستانی، اردیبهشت ۱۳۹۵ به‌نام حامی تمام بی‌کسان خانه‌ی ما سرآسیاب دولاب، خیابان شیوا، خیابان لرستان، کوچه الله‌پناه، شماره ۱۹ بود.

ادامه نوشته »

پتوی پیچازی

 غلام‌حسین آذری‌مهر،  اسفند ۱۳۹۴ خیلی کم مهمان به منزل ما می‌آمد. وضع مالی آن‌چنان رضایت‌بخشی نداشتیم که کسی را دعوت به ناهار یا شام بکنیم.

ادامه نوشته »

وقتی که من خر بودم

پیندیگ، ۳۱ خرداد ۸۹ خیلی دوست داشتم ناشناس باشم و ناشناس باقی بمانم.

ادامه نوشته »

به یاد ۶۱ سال پیشِ مدرسه‌ی برگ‌جهان

محمد تقی اثباتی، مرداد ماه ۱۳۹۴ – سوئد ۶۱ سال پیش(سال ۱۳۳۳) مدرسه دولتی برگجهان در خانه‌ی فردی نیکوکار از طایفه طوسی، و در محله بسداقون دایر بود.

ادامه نوشته »

شبی با مجید

علی اکبر لبافی، ۱۷ فروردین ۱۳۸۹ در کوچه‌ی گلشن سیزده – چهارده نوجوان و هم‌بازی بودیم.

ادامه نوشته »

یاد‌ها وخاطره‌ها

محمدتقی اثباتی، اردیبهشت ۱۳۹۴ فرار بزرگ  نمی‌دانم کلاس سوم بودم یا چهارم، هیچ وقت از مدرسه جیم نشده بودم.

ادامه نوشته »

حاج غلام و گالشِ توگ دِروشگ

علی اکبر لبافی، ۱۱ بهمن ۹۳ تقدیم به پسر عموی بزرگوارم و خواهرزاده عزیزم آب تنی یکی از تفریحات بچه‌های برگجونی بود. آب تنی را شاید بتوان شنا کردن معنا کرد. اما وضعیت استخرهای برگجونی به گونه‌ای نبود که شنا کردن معنای درستی برای آب تنی باشد. آب تنی بیشتر شبیه آب بازی بود و تنی بر آب زدن.

ادامه نوشته »