خانه » طبیعت و کالبد » روستای چشمه ساران (بخش ۱)

روستای چشمه ساران (بخش ۱)

مجید جان‌نثاری، تیرماه ۹۷

در این مقاله با چشمه‌های روستای برگ‌جهان آشنا می‌شوید.

پیش‌گفتار

این مقاله را جناب آقای مجید جان‌نثاری نوشته‌اند. موضوع پرداختن به چشمه‌ها هم از نظر نام و هم مکان و هم سابقه آنها موضوع جذاب و مهمی است که هم در فهرست کتاب فرهنگ و گویش برگجهان (موضوع کتاب در حال تدوین آقای جان‌نثاری) قرار دارد و نشان می‌دهد ایشان از دیرباز به جمع‌آوری نام و اطلاعاتی درباره آنها پرداخته است و هم من در جستجوی آنها بوده و در سالیان گذشته به گردآوری آنها پرداخته‌ام. تمرکز من بیشتر در شناسایی دقیق جغرافیایی چشمه‌ها و گرفتن عکس از آنها بوده است. اما این کار بسیار وقت‌گیر و زمان‌بر بود و هنوز هم برای ارایه کامل نشده است.

اکنون آقای جان‌نثاری این زحمت را کشیده‌اند و کار ایشان هم کامل نیست، اما این مقاله برای کمک گرفتن از شما خوانندگان در سایت منتشر شده است. شما خواننده‌ی محترم می‌توانید بر این فهرست (که نزدیک به ۱۰۰ چشمه را نام برده است) بفزایید، درباره‌ی این چشمه‌ها توضیحات تکمیلی و وقایع تاریخی و خاطره بفرستید. به ویژه عکس‌های جدید و قدیمی از آنها فرستاده و مکان دقیق آنها را روی نقشه (مانند گوگل‌ارت) مشخص کنید.

من نیز به نوبه‌ی خود اطلاعات تکمیلی و به ویژه عکس‌هایی را که تاکنون از درون آرشیو خود یافته‌ام به مقاله آقای جان‌نثاری افزوده‌ام. چون در مواردی بین نظرات ایشان و من اختلاف هست برای اینکه به اصل متن ایشان خللی وارد نشود، هرجا که متن توسط من اضافه شده به رنگ قرمز است و متن آقای جان‌نثاری سیاه است.

علی اکبر لبافی

هشدار کم آبی:

اگرچه ما در روستایی قرار گرفته‌ایم که بی‌اغراق می‌توان آن را روستای چشمه‌ساران نامید، اما دوران پرآبی در کشورمان به انتها رسیده است و باید بدانیم چگونه با کم‌آبی زندگی کنیم. کشور ما به علت موقعیت جغرافیایی تحت تاثیر خشکسالی قرار گرفته است که این کم‌آبی می‌تواند سبب بروز مسایل اجتماعی در کشور بشود. متوسط بارش‌های ما به ۲۰۰ میلی‌لیتر رسیده است. این درحالی است که متوسط بارش جهانی حدود ۷۵۰ تا ۸۰۰ میلی‌لیتر است. بارش‌های ایران ۲۰ درصد نسبت به سال‌های گذشته کاهش یافته است و باید توجه داشته باشیم فقط سهم ما ساکنان روی زمین از استفاده‌ی آب برای شرب ۱ درصد از منابع آبی جهان می‌باشد، چون وضعیت آب در کره‌ی زمین:

  • ۹۷ درصد آب‌ها درون اقیانوس‌هاست،
  • ۲ درصد آب ها یخ زده است،
  • ۱ درصد باقیمانده آب مورد نیاز شرب می‌ماند،

که این ۱ درصد به دو شکل آب‌های سطحی مانند رودخانه، دریاچه‌ها و نهرها و سدها و دیگری آب‌های زیرزمینی است که ساده‌ترین و کم هزینه‌ترین روش استحصال آن چشمه‌هاست.

بنابراین باید نقش و ارزش مهم چشمه‌ها را بدانیم و در حفظ و مراقبت آنها بکوشیم و همچنین از آلودگی و خشک شدن آنها به علت حفر چاه‌های بی‌رویه جلوگیری به عمل آوریم.

چشمه‌ها چگونه به‌وجود می‌آیند؟

آب حاصل از بارش برف و باران در زمین نفوذ کرده تا به لایه‌ای که نفوذناپذیر است (مانند صخره‌های سنگی مختلف از جنس ماسه‌سنگ، کنگلومرا و …، و بسترهای رسی و هر بستر غیر قابل نفوذ دیگر) جمع شده و اصطلاحا تشکیل سفره‌ی آب زیرزمینی می‌دهند. لازم به توضیح است قسمت نفوذناپذیر که آب در آن تشکیل سفره زیرزمینی می‌دهد به نقطه ایستابی معروف می‌باشد و چشمه‌هایی که در دامنه کوه‌ها یا بستر رودخانه‌ها و دامنه کوهها قرار دارند محل تلاقی این نقطه ایستابی و سطح زمین هستند. در واقع آبهای زیرزمینی از محل‌هایی که دارای مقاومت کمتر بوده مانند درز و شکاف سنگ‌ها یا درز گسل‌ها به بیرون از زمین هدایت می‌شوند که به آن چشمه می‌گویند.

انواع چشمه‌

چشمه‌ها انواع مختلفی دارند که آنها را به طور کلی می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

  • چشمه‌هایی که در جهت امتداد دامنه‌ی کوه به طرف پایین جریان دارند.
  • چشمه‌هایی که در اثر فشار ایستابی به طرف بالا حرکت می‌کنند(آرتزین).
  • چشمه‌هایی که آب به سرعت و فشار زیاد به علت داشتن گاز به خارج فوران می‌کند (آب‌فشان).

چشمه‌های برگ‌جهان

معرفی چشمه‌های برگ‌جهان را از جنوب غرب روستا و مکانی به نام پولک در غرب رودخانه‌ی برگجهان شروع کرده  با حرکت در جهت عقربه‌های ساعت پیرامون روستا چرخیده به غرب، شمال غرب،  شمال، شمال شرق، شرق و در نهایت به جنوب شرق در محلی به نام دل‌موسی پایان می‌دهیم.

۱-چشمه‌ی پولک

در جنوب‌غرب روستای برگ‌جهان منطقه‌ای به نام جیروا قرار گرفته است. “جیر” در گویش برگ‌جهانی به معنی زیر است و چون در قدیم “ج” به جای “ز” قرار می‌گرفته، لذا “زیر” تبدیل به “جیر” شده است. بنابراین جیروا یعنی منطقه زیر یا پایین روستا در مقابل جوروا به معنی بالای روستاست.

در ضلع جنوب‌غربی جیروا منطقه‌ای قرار گرفته است به نام پولک و چشمه پولک در این نقطه قرار گرفته و محلی بوده برای استراحت اهالی روستا تا پس از کار روزانه و سخت در زیر آفتاب گرم تابستانی به آن پناه برده و پس از صرف لقمه‌ای نان و پنیر به خواب فرو رفته تا پس از رفع خستگی به ادامه‌ی کار خود بپردازند.

در گویش روستا به پل، پول گفته می‌شود و پولک به معنای پل کوچک است. اغلب این پل‌های کوچک مربوط به عبور نهر آب از روی دره‌ها و مسیل‌هاست و احتمال دارد در گذشته چنین پلی در منطقه بوده است.

حکایت طنز چشمه پولک

در یک‌صد سال پیش رابطه بین افراد روستا بسیار نزدیک و صمیمی بود و در میان آنها افرادی پیدا می‌شد که اهل شوخی و طنز بودند و گاهی اوقات دست به کارهایی می‌زدند و به افراد با شوخی کارهایی را انجام می‌دادند که بهانه‌ای بود برای خنده‌ی شوخی کننده و شخصی که مورد طنز قرار می‌گرفت.

در یک روز تابستانی اسفندیار پسر جواد مَدِر که نگهبان بانک کشاورزی شعبه مرکزی واقع در ضلع شمال شرقی پارک شهر بودند آقای رحمت قاسم (رحمت بانکی) را که یکدست کت و شلوار خاکستری بر تن داشته و یک کیف چرمی اداری در دست داشتند را در جلوی در بانک که در آن نیز یک باغچه با چمن و درختانی در اطراف آن بود مشاهده می‌نمایند و پس از سلام و احوال‌پرسی اسفندیار از ایشان سوال می‌کنند که: آقای پلویی پدر بزرگم مدر با شما سر چشمه‌ی پولک چه کرد؟

در این هنگام رحمت بانکی کیف چرمی خود را به سمتی از چمن انداخته و خود روی زمین می‌نشینند و شروع می‌کنند به خندیدن و پس از تمام شدن خنده، گفتند بیا تا برات تعریف کنم و گفتند: ما در پولک مشغول خرمن کوبیدن بودیم. مدابراهیم (مَدر) هم کمک ما بود. هنگام ظهر من احساس خستگی کردم و گفتم مدابراهیم من می‌رم سر چشمه پولک آبی بخورم. وقتی به چشمه رسیدم، پس از خورد آب از خستگی و گرمای ظهر تابستان در زیر سایه و کنار چشمه دراز کشیدم و مچ پای راستم را روی مچ پای چپم قرار دادم که کمی از گرما و خستگی دور شوم. در همین هنگام خواب بر من مستولی شد و من به خواب عمیق فرو رفتم.

از آن طرف مد ابراهیم بر روی چَپَر گاو ایستاده و ریسمانی را که یک سر آن برای هدایت گاوها به دو سر یک جفت گاو بسته بود در دست داشت.

لازم به توضیح است کسی که بر روی چپر قرار داشت به صورت ایستاده بر روی چپر گاوها را هدایت می‌کرد، او دو وظیفه‌ی مهم بر عهده داشت. یکی اینکه یک جفت گاو می‌بایست حول محوری که گندم‌های چیده از مزرعه ریخته شده بود(خرمن) و زیر دست و پای گاوها و چپر کوبیده می‌شد، حرکت کنند و از این محور که بیرون آن گندم نبود و زمین “جنگاه” بود منحرف نشوند. بنابراین هدایت کننده بلافاصله پس از مشاهده‌ی انحراف گاو به بیرون باید ریسمان گاو دومی که در داخل محور بود بکشد تا گاو بیرون محور به درون خرمن بازگردد. فرد هدایت کننده هم‌زمان با کشیدن ریسمان با صدای بلند می‌گفت: لودا، لودا.

“لو” به معنای لب و لبه است و “دا” مخفف داد است. خرمنکوب با ادای “لودا” گویی دارد گاو خاطی را به صورت سوم شخص مفرد مورد عتاب قرار می‌دهد که چرا دوباره حرکت دورانی گروه را به سمت لبه حرکت داده است. شایان ذکر است این اتفاق بارها در طول خرمنکوبی پیش می‌آمد.

وظیفه‌ی دوم اینکه اگر گاوها خواستند مدفوع کنند، باید فرد هدایت کننده حواسش باشد و برای جلوگیری از ریختن مدفوع گاو روی گندم بلافاصله خم شده و یک دسته از کاه‌ها را برداشته و سریع آن را زیر دم گاو گرفته تا مدفوع روی کاه‌ها قرار گرفته سپس آن را به اطراف خرمن که خالی از گندم است پرتاب کند تا گندم‌های خرمن عاری از مدفوع گاو باشد.

مَدابراهیم از دور رحمت را می‌بیند که به خواب فرو رفته و در همین هنگام یکی از گاوها مدفوع کرده و او طبق توضیح فوق مدفوع را گرفتند و به جای آن که به اطراف جنگاه پرتاب کند، آن را داغ داغ  دویده و بر روی مچ پاهای رحمت که روی هم بود قرار می‌دهد.

رحمت می‌گوید من همین‌طور که خواب بودم روی پاهای خود گرمی خاصی را احساس کردم و ناگهان از خواب بیدار شدم و دیدم که مدابراهیم در حال فرار به سمت جنگاه است و من همانجا فهمیدم که او شیرین کاری کرده است و دیدم که گرمی مج پای من در اثر قرار گرفتن مدفوع روی آن است.

از طرفی خنده‌ام گرفته بود و از طرف دیگر باید پایم را تمیز می‌کردم ولی این شوخی باعث ناراحتی من نشده بلکه بعد از شستن پا و آمدن به جنگاه تا شب موضوع ما حکایت مدابراهیم و خودم بود و می‌خندیدیم.

۲-چشمه گندم‌مجه

این منطقه که در غرب کوه کهو و شمال پلگدین قرار گرفته است، محلی است مساعد برای کشت گندم با مقدار کمی آب. گویا “مِجَه” یعنی مقدار کمی آب و نام‌گذاری گندم‌مجه به این دلیل است. در این محل درخت توتی کهن‌سال و استخری وجود داشت که آب درون آن در همه فصول و به ویژه تابستان گرم بود که اصطلاحا به آن “پتو” (پَت‌او) می‌گفتند. اما این آب دارای خاصیت به سزایی بود و آن اینکه هر چقدر از این آب  می‌نوشیدند، معده دچار نفخ نمی‌شد.

۳-چشمه دره ملارضا

۴-چشمه کهو

کهو چند کوه متصل به هم و کوتاه است که از شرق به جیروا و پولک و از غرب به گندم‌مجه و از جنوب به زیادآباد (یعنی جایی که زیاد می‌شود در آن آبادانی کرد) متصل است. این کوه چون کبود است به این نام خوانده می‌شود (کوه کبود) که به مرور زمان به کهو تبدیل شده است. در این کوه چشمه‌ای قرار داشت که به چشمه کهو معروف بود.

شایان ذکر است برای زیادآباد وجه تسمیه‌های دیگری هم بیان شده است. زیادآباد به معنای جایی است که زیاد آباد است. اما این واژه در گویش روستا زیادَه باد گفته می‌شود که معنای باد زیاد است. شاید در این منطقه باد زیاد می‌وزد. با توجه به مشرف بودن بین کوه و رودخانه و واقع بودن در نزدیک گردنه‌ای که منطقه نسبتا گرم و خشک گندم‌مجه را از منطقه سرد و پرآب رودخانه برگجهان جدا می‌کند وزش دایمی باد بسیار محتمل است.

اما در خصوص وجه تسمیه کهو به نظر می‌رسد معنای آن کوه کوچک باشد. می‌دانیم کهو بعد از تپه‌هایی مانند تنگلخانه و سوته کم ارتفاع‌ترین کوههای روستاست.

۵-چشمه گردنه کهو

کوههای کهو سه قله دارد. بین قله اول و دوم گردنه‌ای قرار دارد که دو قله جنوب آن را کهو پایین و قله شمالی را کهو بالا می‌گفتند. چشمه گردنه کهو در این محل قرار دارد.

۶- چشمه لیمادر

در جنوب روستای برگ‌جهان منطقه‌ی لیمادر قرار گرفته است و به احتمال قوی یکی از درهای ورودی غذا به راه‌های زیرزمینی روستا بوده است. چون استراتژی دفاعی در آن دوره به صورت پناهگاه زیرزمینی با درهای مختلف بوده و معمولا بعضی از این درها به سمت زمین‌های حاصلخیز باز می‌شده تا مواد غذایی از این درها به پناهگاه انتقال یابد. مانند لیمادر که به سمت زیادَباد که در آن گندم و جو و حبوبات کشت می‌شده یا کُلِندر که به سمت زمین‌های حاصلخیز اندار باز می‌شده است. درهای دیگری وجود داشته که برای ورود افراد روستا بوده مثل لُندُنَه‌در و تادر.

۷- چشمه جیروا

این چشمه در تپه رجبعلی‌کُرد قرار داشته و آب آن نیز گرم بود.

۸- چشمه لش‌دعوایی

در منطقه‌ی پشت “بالاغ چاق” یا پشت “بالاغ شاه” یعنی پشتِ باغ شاه قرار داشته و چون منطقه‌ای وسیع بوده آن محل را برای دعوا برگزیده بودند.

۹-چشمه دلّووَگ

در محدوده شیرون‌پایین و همین محدوده‌ی لش دوایی چشمه‌ای در کنار دره شیرون هست به نام چشمه دلّووگ. دلّووک احتمالا دلوَک یا دلو کوچک است.

۱۰- چشمه شیرون

این منطقه محل سکونت مردم روستای برگجهان پس از کوچ از زیادَباد می‌باشد. شایان ذکر است که زمان تعریض جاده قبرهای زیادی در زمین‌های شیرون ظاهر گردید. شیران به معنای شیرها می‌باشد و زمانی‌که هنوز اهالی روستا به این منطقه نقل مکان نکرده بودند حیواناتی مانند شیر در این مکان زندگی می‌کردند.

در این که شیران و زیادآباد هر دو محل سکونت افرادی بوده است شکی نیست. بناهای قدیمی و آثار به دست آمده گواه بر این موضوع است. اما تقدم و تاخر سکونت در شیران و زیادآباد به شرح فوق نیازمند اسناد بیشتری است. موضوع دیگر این است که الزاما نباید تصور کرد مردم روستا زمانی در زیادآباد و زمانی دیگر در شیران و سپس در محل فعلی روستا اقامت کرده‌اند. به نظر می‌رسد این منطقه همزمان افراد مختلفی در زیادآباد، شیران و پلنگان سکونت داشته اند ولی به مرور زمان در اثر بلایای طبیعی یا حمله بیگانگان مجبور شده‌اند همگی در روستای فعلی (احتمالا پلنگان) مجتمع شوند.

۱۱- چشمه وراوجارگ

چشمه‌ای در انتهای شیرُن در موضع وراوجار شیرُن دُنبال که در کمرکش کوه کهو قرار دارد. در فرهنگ گویش برگیجانی وراوجار چنین تعریف شده است: موضعی که در آن گیاهان (به ویژه نخود و مرجو) را به صورت دیم کاشته و آبیاری نمی‌کنند.

۱۲- چشمه پادارمهدی

این چشمه در محلی به نام پادار مهدی قرار دارد که یکی از دو سرشاخه اصلی دره شیرون است. این محل ممکن است دارو درختی متلق به مهدی بوده است که به پادارمهدی معروف شده است. در ۱۰۰ سال قبل اینجا مجموعه‌ای از درخت بید متعلق به حاج محمد لبافی وجود داشت.

۱۳- چشمه بابا

چشمه‌ای است که بالا دست خاک پاشُن قرار دارد.

۱۴-چشمه سوته

این چشمه در دامنه غربی کوه سوته بالا مشرف به دره شیرون قرار دارد. سوته به معنی سوخته استو خاک این کوه سیاه است.

۱۵-چشمه سلوسینک

این چشمه در منطقه سلوسینک قرار دارد. این چشمه به درون استخر هدایت می‌شد و با آن مزارع محدودی آبیاری می‌شد. سلوسینک ترکیبی از واژه‌های سر+لو+سینک است که به معنی روی کوه سینک است. مسیر بین روستای برگجهان و سینک از این منطقه عبور می‌کرد.

۱۶- چشمه چالگور

پایین دست زمین‌های چالگور و سوتادر درست در محل پیوستن دره سلوسینک و نادره به یکدیگر چشمه چالگور قرار دارد. گفته می‌شود در این منطقه گورستان قرار داشت.

۱۷- چشمه تادر

دره تادر از دره‌هایی است که در طول آن چندین چشمه وجود دارد. یکی از مهمترین آن چشمه‌ای است که در غرب زمین‌های چالگور و ابتدای زمین‌های تادر قرار دارد.

۱۸- چشمه الیاس

این چشمه در جای سرویس بهداشتی فعلی امامزاده قرار داشت و یک زمین شیب‌دار بود که در پایین این زمین چشمه الیاس قرار داشت و به صورت یک حوضچه کوچک بوده برای ریختن آب بر روی قبر فوت شدگان از این چشمه استفاده می‌شد.

۱۹- چشمه خاله بتول

این چشمه در روبارک و در زیر تاقی بود که بر روی کوچه قرار گرفته و در جلوی منزل خاله بتول است.

۲۰- چشمه تل حموم

این چشمه در روبارک در جنب مغازه‌ی قهوه‌خانه بود و توسط مرحوم محمدخان بازسازی شده بود.

۲۱- چشمه نظر

این چشمه در دشتها قرار دارد. کربلایی اسماء مادر کربلایی محمدعلی که زنی ثروتمند بود اعلام کرد برای آب آشامیدنی محله پاده حاضرند آب چشمه را با هزینه خود به پاده بیاورند. تا آن زمان آب شرب مردم پاده از چشمه تِلَه‌حموم تامین می‌شد که کاری دشوار بود. چون در آن زمان لوله وجود نداشت از تخته سنگ استفاده کرده آنها را به صورت گُنگ در آورده و به این ترتیب آب از چشمه نظر به پاده آورده می‌شود ولی چون مسیر آب به نوعی بود که به سرپاره سوار نمی‌شد، آن را به پایین زمین حاج قربان هدایت کردند که یک نو (ناودان افقی) بزرگ داشت و چارپایان از آن می‌خوردند. یک نودونک (ناودان کوچک) هم پایین دیوار مسجد پاده قرارداشت برای خوردن آب. حدود سال ۱۳۴۰ برای آن آب‌انباری ساخته شد ولی به علت ساختن مسکن در بالای این چشمه، بعدا این آب غیربهداشتی شناخته شد.

۲۲- چشمه نادره

این چشمه در زمین‌های نادره قرار دارد که آب آن وارد استخر گلی شده و بخشی از زمین‌های نادره را مشروب می‌کرد. “نادره” را هم می‌توان جایی که “درّه” نیست معنا کرد و هم جایی که “در” نیست. وجود مکان‌هایی با کاربرد واژه “در” در برگجهان و به ویژه این منطقه زیاد است که ارتباط با کانال زیرزمینی روستا را فراهم می‌کرد. اما در نادره زاغه‌ای خاص وجود داشت که احتمال می‌رود این نام اشاره به ورودی این زاغه دارد. در این زاغه سنگی مکعب مستطیل به رنگ سفید وجود داشت که روی قاعده مربع ایستاده و چهار سوی آن منقش بود.

۲۳- چشمه بغل مازهون

در شمال غرب روستا کوهی قرار گرفته است به نام مازهون که قله‌ی آن به نام سر مرغ معروف است. نرسیده به قله فضای وسیع و همواری وجود دارد که محل چرا و استراحت گاوهای رها شده در کوه بود. این کوه از دید اهالی قدیم روستا کوه پربرکتی است چون در نقاط مختلف آن آب در حال خروج از درز و شکاف کوه می‌باشد. در قدیم به قدری آب از این کوه سرازیر می‌شد که زمین‌های شمال دشتها از این آب مشروب می‌شد و یک نهر (کیله) در دامنه آن به سمت دشتها جاری بود که به آن کیله چاربدارک می‌گفتند.

سرمرغ تعیین‌کننده مرز بین سه روستای برگجهان، سینک و افجه است و قانون تعیین مرز از طریق شیب باران صورت می‌گرفت که مبنای حقوقی هم دارد. این روش توسط آحبیب که در آن زمان کدخدای روستا بود پیشنهاد و مورد قبول اهالی سه روستا قرار گرفت. یعنی بخشی از مازهون و مرغ که باران جاری در آن به زمین‌های اهالی برگ‌جهان می‌رود متعلق به روستای برگجهان است. سهم کوه روستاهای سینک و افجه نیز به همین شیوه مشخص شد.

معنی مازهون

به علت آن که برگ‌جهان در مسیر همسایه شمالی خود یعنی مازندران یا طبرستان قرار داشته است بنابراین از همسایه خود در بسیاری از موارد تاثیر پذیرفته است. چه این تاثیر در گویش یا نام مکانی از این روستا باشد.

در کتاب تاریخ طبرستان و رویان اثر ابن اسفندیار آمده است که (موز) نام کوهی در منطقه بوده که از حد گیلان کشیده شده است تا به لار و قصران و همچنین تا شهر جاجرم مرکز شهرستان جاجرم در خراسان شمالی امتداد داشته است. بنابراین منطقه‌ای که کوه موز در آن قرار دارد به (موز + اندرون) معروف شده که به مرور زمان به (ماز+اندران) تبدیل گردیده است.

مرعشی نیز در کتاب تاریخ طبرستان و رویان می‌گوید: ماز به معنی دژی است که به فرمان مازیار ابن قارن یکی از سرداران معروف طبرستان برای جلوگیری از رخنه‌ی اعراب در نقاط حساس این منطقه ساخته شد و مازندران به صورت (ماز+اندران) به معنی (دژ در آن) و یا کسانی است که طرفدار مازیار بوده و درون این دژ قرار داشتند. یکی از این دژها که پابرجاست اکنون به قلعه مازیار یا قلعه امامه است که قدمت ۱۱۰۰ ساله دارد و در ضلع شمال شرقی روستای امامه قرار دارد.

با توجه به نامی که از قلعه مازیار و روستای امامه به زبان آمد کمی هم درخصوص ریشه نام این روستا می‌پردازیم. در کتاب همدان‌نامه که بیست گفتار درباره مادستان است آمده است که یونانیان در مادستان چند شهر بنا کرده‌اند مانند لائودیکیه – هراکلیه- اپامیه که دو شهر اولی در اطراف ری قرار داشتند و اما اپامیه که به معنی ارض مرطوب یا زمین آبدار و آبزار باشد کلمه‌ای مادی-پهلوی است و در تداول فارسی به گونه‌ی انبامه – انبابه – امامه درآمده است و روستایی است در منطقه رودبار قصران با قلعه‌ای عتیق (مخروبه) و امیرنشین که در سال ۴۳۰ ق پناهگاه فناخسرو دیلمی شد. بنابراین امامه به معنی روستایی است که بر روی زمین آبدار بنا شده است.

مازهون ابتدا به صورت (ماز+اون) تلفظ می‌شده است چون در گویش برگ‌جهانی کلماتی که به (ان) ختم می‌شده “الف” قبل از نون مضموم تلفظ می‌شود. مانند آن—> اون . آن اشاره به دور دست دارد. بنابراین (ماز+اون) یعنی به سمت ماز یا به سمت مازندران. می‌دانیم که دامنه این کوه از سمت افجه و منطقه خرسنگ محل عبور از ری به سمت مازندران بود.

۲۴- چشمه گته‌لش

گَت به معنی بزرگ است. چنانکه در تعارفات آن دوره مرسوم بود که می‌گفتند: ” ایشااله مرغاتون چولوی گت گت بَکنه”. لَش هم به معنی زمین ناهموار است. این چشمه در سینه‌کش (بین قله و دامنه‌ی کوه) مازهون که چند عدد بید در آن قرار گرفته و متعلق به حاج محمد لبافی بود قرار گرفته است. پایین گته‌لش کیله چاربدارک قرار داشت.

در کتاب فرهنگ جامع گویش برگیجانی “لَش” چنین تعریف شده است: موضعی با انبوه درختان وحشی و خودرو شبیه جنگل که معمولا نیاز به آبیاری دستی و هرس ندارد. زمین‌هایی با سراشیبی زیاد که به هردلیلی قابل کشت یا تبدیل شدن به باغ نبود یا مالک آن برای استحصال چوب موردنیاز بجای کشاورزی و باغداری در آن، درختانی چون اوجا، پامرغک، بید، کبوتر، تبریزی، جودون و… کاشته و‌‌ رها می‌کرد، به لش تبدیل می‌شد.

به عبارت دیگر لش اراضی با انبوه درختان غیرمثمر و رهاشده است و چون این زمین‌های مشجر در جای نامرغوب (شیب دار و مانند آن) وجود داشت اغلب لش‌ها در زمین شیبدار هستند و نباید گمان کرد لش یعنی زمین شیب‌دار. برای زمین شیب‌دار از واژه‌هایی مانند “تِل” یا “اوراز” استفاده می‌شد.

۲۵-چشمه نسوم مازهون

این چشمه در بخش پشت به آفتاب (نسار) کوه مازهون که بیشتر روز سایه است و در گویش برگجهانی نسوم خوانده می‌شود قرار دارد.

۲۶- چشمه‌های مرغ و چشمه سارُن

در انتهای باغات تنگه‌مرغ سه دره که سرشاخه‌های دره تنگه‌مرغ هستند قرار دارد. در جاهای مختلف این دره‌ها و به ویژه در نقاطی که به هم پیوند می‌خورند چشمه‌های متعددی وجود دارد. یکی از این چشمه‌ها به چشمه سارُن معروف بود. چشمه سارن می‌تواند هم به معنی چشمه ساران باشد که نشان از تعدد چشمه‌هاست هم می‌تواند اشاره به یکی از اعتقادات قدیم داشته باشد که وقتی ملخ به روستا جمله می‌کرد آب برخی از چشمه‌ها را در روستا می‌پراکندند تا سارها را به خود جلب کند. با آمدن سارها که از ملخ تغذیه می‌کردند این آفت بزرگ محصولات زراعی از بین می‌رفت.

۲۷- چشمه کبوتری

چشمه‌ای در دامنه‌ی کوه مازهُن و انتهای دره‌ی تنگه‌مرغ که یکی از سرچشمه‌های نهر پش‌بالاباست.

۲۸- چشمه کَل‌بُنبی (کل بانبی)

چشمه‌ای در دامنه‌ی کوه مازهُن و حوالی بندسیفید.

۲۹- چشمه دنبال تنگه‌مرغ

تنگه دنبال یا باغهای انتهایی دره تنگه‌مرغ سرشار از چشمه‌های متعدد است که تعدادی از آنها به درون استخرهای مختلف هدایت شده برای آبیاری باغها از آن استفاده می‌شود و برخی نیز به چشمه کبوتری و آب چشمه‌های مرغ پوسته و نهر پشت‌بالابا را تشکیل می‌دهند.

۳۰- چشمه نی‌دُر (لون‌دره‌در)

چشمه‌ای در بالادست زمین‌های پشت‌بالابا در حاشیه دره لون‌دره‌در است. در اغلب جاهایی که زمین مرطوب است و نشان از چشمه دارد گیاه نی بسیار می‌روید و این نام اشاره به نی دارد. شاید نی‌دور اصل این نام‌گذاری باشد. چشمه‌دیگری به همین نام در مسیر میان‌رود وجود دارد.

۳۱- چشمه بی‌جی‌بر

نهر بی‌جی‌بر در محله سرده از دره تنگه‌مرغ منشعب می‌شود. درست در همین نقطه انشعاب چشمه‌ای قرار داشت. در روزهای تابستان که مصادف با ماه رمضان بود برای برداشتن آب از چشمه راه بالابا، صف طولانی تشکیل می‌شد. افرادی که حوصله ایستادن در صف آن چشمه را نداشتند، از این چشمه آب بر می‌داشتند.

۳۲- چشمه تنگه‌مرغ

مَرغ به معنای مرغزار یا دشت گیاهی و سبزه‌زار است. مرغ را به صورت مرو نیز به کار می‌برند که نام شهری در خراسان نیز بوده است. مرغ به معنی دشت یا علفزار در مقابل راغ به معنی بیابان و خشکزار قرار دارد. ری نیز که شهری معروف در ایران بود در اصل راغ بوده است و به معنای بیابان و خشکزار. تنگه‌مرغ به معنای تنگه‌ای است که به مَرغ و مکان دارای پوشش گیاهی و سرسبز منتهی می‌شود.

تنگه‌مرغ مسیری بسیار زیباست که به علت اینکه دامنه‌های کوه از دو طرف به هم نزدیک هستند تشکیل یک دره یا رودخانه کوچک را داده و وجود انبوه درختان که برای دست‌یابی به نور آفتاب از یکدیگر پیشی می‌گیرند تاثیر آفتاب را در این تنگه کم رنگ کرده و زیبایی خاصی را به آن داده است. اما متاسفانه به علت ساخت و سازهای بی‌رویه از زیبایی‌های قدیم آن کاسته شده است.

چشمه تنگه‌مرغ در این نقطه قرار دارد که در قدیم چشمه‌ای برای تامین آب آشامیدنی اهالی سرده بوده است. در تابستان‌ها که برگ‌جهانی‌های مقیم تهران برای فرار از گرمای تابستان به روستا پناه می‌آوردند در هنگام غروب اکثر دختران جوان با دردست داشتن ظرف برای آوردن آب به این چشمه می‌آمدند و این پدیده از دید پسران روستا پنهان نبود. بنابراین به دیگر سخن می‌توان این چشمه را میعادگاه عشاق جوان دانست و چه ازدواج‌هایی که از این چشمه‌ی زیبا سرچشمه گرفته است.

این چشمه در راه بالابا قرار داشت و هنگامی که در مسیر این راه روی دره تنگه‌مرغ پل احداث شد، در پایه شرقی پل قرار گرفت و پس از آن با ساخت و ساز بالادست آن و آلوده شدن به چشمه‌ای متروکه تبدیل شده است.

۳۳- چشمه کل‌محمد

در محل تلاقی دره تنگه‌مرغ و نهر شیران در دامنه زمین‌های کربلایی محمد پلویی چشمه‌ای قرار داشت که افراد محدوده ده‌مشا و بسداغون و پاده برای برداشتن آب شرب و خنک تابستانها از آن استفاده می‌کردند. روی این چشمه در اوایل انقلاب آب انباری احداث و اب آن برای مصرف محله‌های پاده و روبار و روبارک استفاده شد.

۳۴- چشمه فیلی‌لُن

چشمه‌ای است در دامنه کوه پش بالابا و در محدوده باغ‌های بالابا و در جنوب پاهمرو‌ها و شمال بندگاه کیله شیرن. در روزگار قدیم که زمین بالابای وقفی به دلیل وسعت و همواری آن یکی از جنگاه (محل خرمن‌کوبی) مهم منطقه بالابا بود، وجود این چشمه برای افراد شاغل در این محل بسیار حیاتی بود.

۳۵- چشمه باغ تلونه

چشمه‌ای در زیر راه تنگه و آبک بین چشمه‌های فیلی‌لن و کل عبدالعظیم (یا حاج عبدالعظیم)

۳۶- چشمه حاج عبدالعظیم

چشمه‌ای در بالای زمین وقفی حمام سرده، در زیر راه آبک در محدوده تنگه عم‌رفیع.

۳۷- چشمه شوراب

این چشمه در دامنه کوه “سیکی‌نو” قرار گرفته که آب آن دارای مزه و کمی شور است. چندین سال این چشمه خشک بود که خوشبختانه امسال (سال ۹۷) این چشمه پرآب و احیا شده است.

۳۳- چشمه صدراله

چشمه‌ای است در کف رودخانه شوراب و در دامنه زمین‌ حاج صدراله در انتهای زمین‌های چال‌عنبرین که دارای آب بسیار گوارا می‌باشد.

۳۴- چشمه سرشن

چشمه‌ای است در کف رودخانه شوراب و محل پیوند رودخانه‌های اندار(تنگندار) و سرشن و دامنه زمین‌های معروف به پلگ‌روباف.

۳۵- چشمه گرگه نو

چشمه ای است در تنگندار نرسیده به اندار که آب آن برای شرب به مخزن جدید آب شرب روستا منتقل شده است.

۳۶- چشمه لوار شنه‌دار

لوار زمین پستی است که از شن ریزه و ماسه و لجن به وجود آمده است. لوار شنه‌دار نیز زمین پستی در منطقه اندار است. منطقه شنه‌دار در اندار و در امتداد سر مرغ قرار گرفته است که از مازهون تا لوار شنه‌دار امتداد دارد.

۳۷- چشمه زن‌داش قربون

این چشمه نیز  که همراه تعدادی درخت بید و تبریزی در منطقه اندار قرار دارد به نام نرگس‌خاتون همسر داش قربان پلویی مشهور است.

۳۸- چشمه دنبالِ‌شنه‌دار

این چشمه نیز در منطقه شنه‌دار و در انتهای دره شنه‌دار قرار گرفته است.

۳۹- چشمه یورد اندار

چشمه‌ای است در انتهای زمین‌های قدیم اندار و در نزدیکی کومه.

۴۰- چشمه لوار مگس‌خُن

از دشت اندار به سمت شمال، دره‌ای وجود دارد که به آن دره‌ی کلندر می‌گویند. کُل یعنی کوتاه مثل کله‌دُم: دم کوتاه. بنابراین کلندر به معنی درِ کوتاه است و (ن) کوتاهی را به در نسبت می‌دهد. سمت چپ دره‌ی کلندر منطقه‌ای به نام مگس‌خُن قرار گرفته و علت نام‌گذاری این قسمت وجود زنبورانی است (به زنبور در گویش برگ‌جهان مگس گفته می‌شود) که در فصل بهار برای استفاده از شیره‌ی گلهای این منطقه به ویژه گل‌های ریواس- این گیاه ترش و خوشمزه- به آنجا هجوم می‌آورند. زنبورها هنگام استفاده از شیره‌ی این گیاه به صورت جمعی وز وز کرده و به همین علت آنجا را مگس‌خُن (جایی که زنبورها آواز می‌خوانند) نامیده‌اند. چشمه مذکور در این منطقه است.

۴۱- چشمه شترگردنی مگس‌خُن

بالاتر از مگس‌خُن خط‌الراسی به صورت گردن یا کوهان شتر می‌باشد که به آن شترگردنی مگس‌خُن می‌گویند و این چشمه در آن قسمت قرار گرفته است.

۴۲- چشمه سر ولدره

وَل به معنی پهن است. بنابراین ولدره یعنی دره‌ی پهن که در انتهای اندار قرار گرفته است. ابتدا می‌گفتند این محل متعلق به روستای برگ‌جهان بوده اما اسناد و مدارک حاکی از آن است که متعلق به اقبال سلطان – به احتمال قوی همان اقبال آذر معروف به اقبال سلطان- است. اقبال آذر ابوالحسن قزوینی فرزند ملاموسی معروف به اقبال سلطان در دوره قاجار و اقبال آذر در دوره‌ی پهلوی است که در ۱۳ آبان سال ۱۲۴۲ در الوند قزوین به دنیا آمد و در اسفند ۱۳۴۹ فوت می‌کند.

در فرهنگ جامع گویش برگیجانی واژه‌ی “وَل” به معنای کج و معوج و چپ تعریف شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *