خانه » طبیعت و کالبد » روستای چشمه ساران (بخش ۲)

روستای چشمه ساران (بخش ۲)

مجید جان‌نثاری، تیرماه ۹۷

۴۸- چشمه دنبال ولدره

ولدره دره‌ای است در انتهای شمالی منطقه‌ای که به اندار مشهور است.

۴۹- چشمه هنزکی

۵۰- چشمه زیرسیاغار

سمت شرق دره ولدره کوهی است که گفته می‌شود در کمرکش آن غاری وجود داشته است. در خصوص این غار داستان‌های عجیب و غریبی نقل می‌شود که یکی از آنها وجود یخ در انتهای آن در ماههای تابستان است. گفته می‌شود غار هنوز وجود دارد وتنها دهانه‌اش بسته شده است. چند سال قبل کوشش عده‌ای برای یافت دهانه‌ی غار با آتش گرفتن پیک‌نیک و سوختن چادر و ترس از طلسم بودن غار نیمه تمام ماند.

این کوه در سمت اندار به سرسیاغار معروف است. این کوه در سمت میان‌رود به سیاوشده معروف است که یکی از بلندترین قله‌های روستای برگجهان است.

۵۱- چشمه کمر سیاه‌غار

۵۲- چشمه لته‌بونک

لَت به معنی هر چیز پهن و مسطح است. مانند لَت سنگ : سنگ پهن و بزرگ. بونک از بار و بونه مشتق می‌شود و به معنی چادر است. لته‌بونک منطقه‌ای هموار که در آنجا هداوندها اطراق کرده و چادر می‌زدند. لته‌بونک منطقه‌ای وسیع و بزرگ مابین اندار و میان‌رود و در سمت چپ دره کلندر قرار گرفته است و در اوایل بهار محل رویش والک و تره‌کوهی است و این چشمه در این قسمت قرار دارد.

در فرهنگ گویش برگیجانی “لت” به معنای زمین و بستر سنگی تعریف شده است. زمینی که به طور یکپارچه از سنگ است.

۵۳- چشمه یورد (یورد) علی

یورد به صورت یُرد واژه‌ای ترکی مغولی است و به نوعی از چادر که به آسانی نصب و برچیده می‌شود (و هیچ گونه ضرری به محیط زیست وارد نمی‌سازد) می‌گویند. در زمان قدیم که امکاناتی برای تامین سوخت برای پخت نان و غذا نبود، گیاهانی که قابلیت سوخت زیادی داشتند مانند گون مورد استفاده زیادی برای اهالی روستا داشت و برای آنکه همه اهالی روستا به طور مساوی از این گیاه استفاده کنند بنابراین هر قسمت از مراتع که دارای گون بوده و آنرا یورد می‌نامیدند به صورت قانون نانوشته به اسم یکی از افراد روستا نام‌گذاری می‌کردند و فقط همان شخص می‌توانسته در آن محدوده گون کنده و به مصرف برساند و دیگران حق تعرض به یورد دیگری را نداشتند. مثل یورد علی که چشمه مورد نظر در آن قرار داشت.

در فرهنگ گویش برگیجانی یورد محل توقف معنا شده که برای محل استراحت گله گوسفندان و دوشیدن آنها یا چیدن پشم گوسفندان و نظایر آن مورد استفاده بوده است. یوردعلی یعنی جایی که مورد استفاده گله گوسفندان علی بوده است.

۵۴- چشمه دره سیاه وشده

در میان‌رود و در سمت غرب آن کوهی به نام سیاه وشده است که خط‌الراس این کوه از سمت دره میان‌رود به سمت بالا امتداد پیدا می‌کند و در سمت چپ این کوه چشمه دنبال سیاه وشده قرار گرفته است.

۵۵- گَل چمن میان‌رود

این چشمه در میان‌رود و در قسمت هموار و پر از علف که سمت پایین آن مشرف به آب چشمه یورد می‌باشد، و محل رویش گلپر (خلرج) است قرار دارد. ارتفاع این گیاه به دو متر هم می‌رسد و هنگام رشد این گیاه جنگل انبوه و زیبایی را می‌توان در آن شاهد بود. تنها درخت میانرود درخت بیدی است که در این محل توسط علی‌محمد لبافی کاشته شده است.

۵۶- چشمه دنبال میان‌رود

چشمه‌ای است که در سمت شمال میان‌رود و در پایین کوه فراغ‌کش و در منطقه‌ای که بسیار بهمن‌گیر است قراردارد. در سال‌هایی که برف فراوان در این قسمت می‌بارد آثار بهمن در بالای این چشمه مشاهده می‌شود.

چشمه فراغ‌کَش نام دیگر چشمه‌ می‌یُن‌رو است. این چشمه به دلیل گوارایی و خنکی آب در روستا زبانزد است و برای توصیف خنکی آن بیان می‌شود نمی‌توان ۶ سنگریزه را از درون آب بیرون آورد. این چشمه منشا یکی از سه شاخه اصلی رودخانه برگ‌جهان است. این چشمه به چشمه یورد خلرجی نیز معروف است.

۵۷- چشمه نیدور

۵۸- چشمه گووینی

در گویش برگ‌جهان در بسیاری از موارد حرف “ب” و “و” بدل می‌شود:

بینی —> وینی

بره —>  وره

شب —> شو

کبک —> کوک

برف —> ورف

بیراهه —> ویراهه

چشمه گاوبینی یا گووینی در کناررود و در قسمت بالای چشمه شیرین و در ارتفاع ۳۲۳۰ متری از سطح دریا قرار گرفته است و فاصله این چشمه تا قله گووینی فقط ۲۰ متر است و نکته مهم نقطه ایستابی این چشمه است که در آن آب تشکیل سفره‌ی زیرزمینی را می‌دهد که در خصوص این چشمه سنگ‌های سیاه و به شکل بینی گاو است آن را گووینی نام نهاده‌اند.

مسیر آب این چشمه به طرف برگ‌جهان جاری است اما اهالی لواسان بزرگ تصمیم گرفتند تا این آب را تغییر جهت بدهند. گویا جنگ بر سر آب دوره‌ای که شغل کشاورزی و زراعت رواج داشته، مرسوم بوده و در حال حاضر به علت کمبود آب بار دیگر این جنگ در آینده برپا خواهد شد.

مردم لواسان بزرگ به علت آنکه آب چشمه گووینی هیچ‌گونه شیبی برای سرازیر شدن به سمت لواسان بزرگ نداشته با این وجود دست به کار شدند تا با هر ترفندی که شده آب این چشمه را به سمت لواسان‌بزرگ تغییر مسیر بدهند و چون در آن زمان خبری از لوله نبود، بنابراین با آوردن نمد که آب به سختی در آن نفوذ می‌کرد و نقش لوله را می‌توانست ایفا نماید، با تحمل رنج فراوان کوشش کردند آب چشمه گووینی را به طرف لواسان‌بزرگ ببرند که کوشش آنها به ثمر نرسید و اهالی روستای برگ‌جهان با خبر شده و عباسعلی یکی از مردان دلاور و شجاع آن روز برگ‌جهان دستور داد تا هر چه نمد در خانه دارند آورده در مسیر چشمه گووینی قرارداده تا ذره‌ای آب این چشمه به هدر نرفته و تمام آب به سمت برگجهان جاری شود و مردم برگ‌جهان به خاطر این فداکاری عباسعلی شعر زیر را برای او سرودند:

خدا برکت بَده عباسعلی رِه   /   دَوَست اوِ چشمه گووینی رِه

اهالی لواسان بزرگ چون این وضعیت را مشاهده کردند تصمیم گرفتند تا نماینده‌ای را برای مذاکره و تعیین راه‌حل مسالمت‌آمیز به برگ‌جهان اعزام نمایند. این نماینده‌ی نگون‌بخت از طرف لواسان بزرگ به برگ‌جهان آمده و مردم برگ‌جهان بلافاصله پس از مشاهده‌ی ایشان در محل ایستگاه امروز که مسجد پاده قراردارد به او حمله‌ور شدند و با دازک و چوب و هر آنچه داشتند قاصد چشمه گووینی را مضروب کردند. فرق سر ایشان در اثر اصابت شکاف برداشت و این محل از آن تاریخ به بعد به نام سرپاره معروف می‌گردد.

۵۹- چشمه دره تپه سیاه

۶۰- چشمه کربلایی نقی

۶۱-چشمه گنگی

۶۲- چشمه جواد

۶۳- چشمه شیرین

در کناررود و پایین چشمه گووینی قرار گرفته است.

۶۴- چشمه دنبال کوه‌توفیق

۶۵- چشمه سوی میرزعلی

سو به معنی جا و مکانی که مشرف به سرزمینی بزرگ و پهناور است که از آن می‌توان در یک نظر آن زمین پهناور را مشاهده کرد و معمولا این مکان با اسامی افراد همراه است. مانند سوی ابول، سوی عبدالحمید، سوی حاج علی‌بابا، سوی رحمت، سوی بچه‌های کل مندلی. این چشمه در سوی میرزعلی قرار گرفته است.

۶۶- چشمه چال بهرون(وهرون)

چال بهرون منطقه‌ای است در پشت آفتابکوه و در بالای چالی‌سور. چال به معنی مکان و محل است. مانند توچال، اسبَ چال، پلنگ چال، گهچال یا گرچال. بهرون به معنی بهترین مکان. چال بهرون یعنی بزرگ و مناسب بودن این مکان. آب چال بهرون از نظر گوارا بودن همانند آب چشمه گووینی است.

برخی ریشه چال‌بهرون را واژه چال بهرام می‌دانند. چشمه قدیمی چال بهرون که در بالای محدوده بیدستان آن قرار داشت اکنون خشک شده و حدود ۱۰۰ متر پایین‌تر از آن قرار دارد.

۶۷-چشمه علی

۶۸- چشمه آمحمد

۶۹-چشمه لوار کوشکستون

این چشمه در قسمت پایین و غرب چشمه چال بهرون قرار گرفته است که به تنگه لوار کوشکستون منتهی می‌شود. لوار به معنی زمین پست و کوشکستون به علت آنکه کوه‌های این منطقه نسبت به سایر کوه‌های اطراف کوچک (کوشکک) و کوتاه‌تر بوده به کوشکک نام‌گذاری شده که به مرور زمان به کوشکستون تبدیل می‌گردد. زیرا کوشک به معنی قصر است اما نشانه‌ای از قصر در این منطقه وجود ندارد. لذا به نظر می‌رسد معنی کوشکک قابل قبول باشد.

درباره وجه تسمیه کوشکستان نظر دیگری هم وجود دارد. کوشک در گویش مردم فیروزکوه و اطراف آن به معنای صخره است و احتمال دارد کوشکستان به این معنا اشاره دارد. جالب است بدانیم منطقه کوشکستان از هر سو با صخره‌های بزرگی محصور شده است و به همین علت لوار آن همواره پر از سنگ بزرگ و کوچک است.

۷۰- چشمه اون‌دست او

در شرق رودخانه برگجهان و در محل پیوند لوار کوشکستان، منطقه‌ای است که به اون‌دست‌او (به معنای آن سمت آب) معروف است. در شمال محل پیوند یاد شده و زیر باغ عزیزاله پلویی چشمه اون‌دست‌او قرار دارد.

۷۱- چشمه عبداله بند

۷۲- چشمه گل‌خونی

این چشمه در شاهان و پشت مسجد قرار گرفته است. شاهان به معنای بالاترین نقطه روستا در آن دوره در روستاهای ایران به کار برده می‌شد.

این چشمه از قناتی سرچشمه می‌گرفت که در بالای شاهان قرار داشته و برای احداث قنات و انتقال آب آن به پشت مسجد شاهان زنی نیکوکار که متاسفانه اسناد و مدارکی مبنی بر نام ایشان به دست نیاورده‌ایم اقدام کرد. این زن با فروش گردن‌بند خود هزینه احداث قنات و انتقال آب از بالا شاهون را تامین می‌کند و این چشمه به نام چشمه گلوبندخانم (گَلبندخانم) معروف می‌گردد که به مرور زمان با شکستن آن تبدیل به گلخونی می‌شود.

۷۳- چشمه حاج علی یا قنات حاج علی

۷۴- چشمه لیلون

چشمه‌ای واقع در زیر منطقه‌ی چالی‌سُول

۷۵قلاچ(قلاش) توکه

قلاش توکه از گویش اهالی شاهان است. قلاچک نام یک گیاه است و در مکانی دیگر در برگ‌جهان و در مسیر افجه به برگجهان جایی که راه میانبری بود به نام “قلاچه زانو” فراوان می‌رویید. رشد این گیاه در آن محل تا حدی زیاد بود که تا زانو می‌رسید و به آنجا قلاچه زانو می‌گفتند.

توکه به معنی نوک است که در گویش قدیم “ت” به جای “ن” قرار می‌گرفت. مانند توک دماغ یعنی نوک دماغ. قلاچ توکه یعنی بالاترین و بلندترین نقطه‌ای که گیاه قلاچک می‌رویید یا وجود داشت.

۷۶- چالی سور

چال به معنی محل بوده و نام سه مکان سور، سووَک و سوکه در منطقه اشمرغ قرار دارند به نظر می‌رسد که به معنی مکانی است که بر منطقه وسیعی احاطه دارند و اگر از نظر جغرافیایی به آنها بنگریم هر سه مکان همین حالت را دارند و در شب از این مناطق شهر لواسان و چراغ‌های شهر تهران مشخص می‌گردد.

۷۷- چشمه دره علیرضا

۷۸- چشمه دره وابیه‌در

محلی که دارای آب فراوان بوده و دره اشمرغ و سووَک را مشروب می‌کند. چهار روز از این آب سهم اشه‌مرغ و هشت روز آب به سووَک تعلق دارد.

۷۹- چشمه وابیه‌در پایین

۸۰- چشمه اشه‌مرغ

اشَه‌مَرغ منطقه‌ای وسیع و هموار به متراژ ۱۵ هکتار و دارای منابع آبی فراوان است. اشه‌مرغ از دو قسمت اش+مرغ ترکیب شده و “اش” مخفف شرق روستا و یا شرقی‌ترین منطقه روستاست و “مَرغ” از مرغزار است و دشت گیاهی را گویند. بنابراین اشه‌مرغ دشت گیاهی و یا مرغزار شرقی را گویند.

۸۱- چشمه اشه‌مرغ پایین

۸۲- چشمه لش باهمی

لَش به معنی زمینی شل و سست است چنانکه لش آب محلی که در آن آب راکد جمع می‌شود و زمین خیلی سست است. باهمی به معنی مشترک است. لش باهمی یعنی زمین خیلی سست مشارکتی.

۸۳- چشمه چال واکن

این منطقه بیشتر متعلق به طایفه طوسی بوده و از قدیم در آن استخری وجود داشت که اکنون هم پابرجاست و محلی برای تفریح اهالی بود.

حکایت استخر چال واکن:

یکی از روزهای تابستان خانواده کربلایی حسن رجبعلی به همراه خانواده جواد و حسینقلی برای تفریح و صرف ناهار به چال واکن عزیمت می‌نمایند و در بدو ورود به محل و رسیدن به استخر بزرگ آن، جوان‌ها هوس کردند به درون استخر رفته و تنی به آب بزنند. لذا بدون معطلی لخت شده و به درون استخر پریدند. در این هنگام کربلایی حسن که فردی متعصب بود و از لخت شدن جوان‌ها در حضور خانواده به خشم آمده بود شروع می‌کنند به اعتراض به فرزندان خود. در این هیاهو ناگهان یکی از دختران کربلایی حسن به عنوان اعتراض به پدر سنگی را به طرف او پرتاب می‌کند. از قضا سنگ به سر کربلایی حسن برخورد کرده و سرش شکسته و خون سرازیر می‌شود. کربلایی حسن از این حادثه ناراحت شده و سفر تفریحی را نیمه‌کاره گذاشتند و با سر شکسته و به تنهایی به سمت خانه روان شدند. اما بقیه خانواده که از دست بداخلاقی و تعصب او راحت شده بودند به شادی و تفریح خود ادامه دادند.

۸۴- چشمه گرگه‌لو

لو به معنی غار است. خاطرم هست یک روز در محله‌سر دلمشا و جلوی منزل پدر بزرگم اکبر گل‌علی ایستاده بودم. مادر بزرگم در زیر ایوان و در چال بافندگی پشت دستگاه بافندگی مشغول کار بودند و اکبر گل علی برای انجام کاری وارد زیرزمین شدند ولی هنگام خروج حواسشان به کوتاه بودن در زیرزمین نبوده لذا پیشانی‌شان محکم به چارچوب در خورده و می‌شکند. او در حالی‌که یک دستش را به سر خود گرفته بود با عصبانیت بیرون آمده و گفتند: “خراب گَردِه این لوِ صاحاب بَمُرد”. چنانکه لوخمیره هم به معنی غار خمیره است و منظور از خمیر آن که به قدری این غار در یک سراشیبی و پرتگاه قرار گرفته که اگر خمیر را در این پرتگاه قرار دهیم نمی‌تواند در آن دوام پیدا کرده و به پایین فرو می‌ریزد. پشته‌لو نیز یعنی پشت غار.

۸۵- چشمه احمد ربیع

۸۶- چشمه کربلایی اسداله

۸۷- چشمه حیدر شیرمحمد

۸۸- چشمه مشهدی محمد کربلایی حسین

۸۹- چشمه اوراز سووگ

۹۰- چشمه عبدالرحمان

۹۱-چشمه حاج عزیز

۹۲- چشمه سرِراه

۹۳- چشمه سووک پایین

سو معنای مختلفی در گوی برگیجانی دارد. یک معنا محل عبور از گرده یک کوه است. منطقه‌ای است که نسبت به اطراف خود جلوتر یا مرتفع‌تر است. سووک یعنی منطقه کوچکی با این ویژگی که بیان شد. مزارع سووک در دامنه کوه مرتفع اشه‌مرغ دارای دو بخش بالا و پایین است. چشمه سووک پایین در اراضی سووک پایین قرار دارد.

۹۴- دَم چشمه

۹۵- چشمه چمند آیت

۹۶- چشمه زمین میرزعلی

۹۷- چشمه زمین غلامحسین

۹۸- چشمه لنگاور

این نقطه محل زندگی بوده و در آنجا مسجدی وجود داشته و آثاری از خانه در آنجا وجود داشته که از بین رفته است. نام آن مسجد، مسجد کوچیکک بوده و در سال‌های دور هنگام برگردان زمین دفینه پیدا شده است. کمی آن طرف لنگاور اسبَ کَمَرگ قرار دارد که قبرستان بوده است. در حفاری‌های از درون قبرها ظروف در کنار مردگان به دست آمد که نشانه‌ی قوم تپور است. آنها به قول پورداود دارای دین باطل بودند و آفتاب و ماه و ستاره را می‌پرستیدند و در تاریخ برگ‌جهان به طور مبسوط خواهد آمد.

۹۹- چشمه نرمه‌خاکک

۱۰۰- چشمه لزیم بره

این مکان به صورت کله قندی بوده و زمین هموار ندارد. لَزیم‌بره در ابتدا به نام لَم یزرع خوانده می‌شد. به علت آنکه این نقطه شیب زیاد داشته و این امر باعث بروز سقوط بهمن می‌گردید. بنابراین زمین‌های زیر این منطقه غیرقابل استفاده کشاورزی بود و آن را لم یزرع (غیر قابل استفاده برای زرع و کشت) نامیده که به مرور زمان به لزیم‌بره تبدیل گردید.

۱۰۱- چشمه قندی

۱۰۲- چشمه مشت‌ایمون‌قلی

چشمه‌ای واقع در دامنه زمین‌های بَن نسُم.

۱۰۳- چشمه چال دل‌موسی

چال به معنی مکان است و اولین کسی که این منطقه را آباد کرد به نام موسی بوده است. چون در آن زمان نهری برای آبیاری زمین‌های منطقه فوق وجود نداشت بنابراین وی با دلو آب را به منطقه آورده و درختان را آبیاری می‌کرد که به دلوموسی نامیده شده و به مرور زمان تبدیل به دَل‌موسی شده است. این منطقه مرز بین برگ‌جهان و روستای نیکنامده است. تعیین حدود روستای برگ‌جهان با سایر روستاهای اطراف توسط آحبیب صورت گرفته است. آحبیب با دعوت از اهالی لواسان بزرگ، چهارباغ، رسنان، نیکنام ده، سبو بزرگ و کوچک، انباج، هنزک، سینک و افجه حدود و مرز را بر روی کاغذ آورده و از کلیه معتمدین روستاهای فوق‌الذکر امضا گرفتند. بنابراین مرز بین روستای برگ‌جهان با روستاهای مختلف از جنوب به نیکنام ده، جنوب غربی به لوارک و سینک، از شمال غربی به افجه و از شمال به لار و شرق به لواسان بزرگ، توسط این مرد بزرگ تعیین حدود گردیده است.

۲ دیدگاه

  1. باسلام
    امیدوارم چشمه های روستایمان همیشه پر آب
    درختان روستایمان همیشه سرسبز
    کوه های روستایمان محکم و استوار باشند
    تشکر از آقای جانثاری
    بسیار زیبا خسته نباشی

  2. درودبرشما جناب جان نثاری
    معرفی منابع آبی برایم بسیار جالب بود چون گاها با این چشمه ها برخورد کردم ولی هرگز دلیل نامگذاری و یا حتی نام صحیح آنها را نمی دانستم و این زحمت شما موجب ثبت برای آیندگان می باشد.
    شادوسلامت باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *