خانه » ادبیات » جشن کتاب در نشست هیات‌مدیره شرکت پلویی‌ها

جشن کتاب در نشست هیات‌مدیره شرکت پلویی‌ها

علی‌اکبر لبافی، بهمن ۹۶

مراسم خاطره‌انگیز جشن و تحویل کتاب گویش برگیجانی به اعضای هیات مدیره شرکت برادران امین (پلویی‌ها) برگزار شد.

پیرو پیش‌خرید ۱۰۰ جلد از کتاب “فرهنگ جامع گویش برگیجانی” توسط هیات مدیره شرکت پلویی‌ها، و چاپ کتاب مذکور، اینجانب طی مراسمی رسمی کتاب‌ها را تحویل داده و طی آن با همکاری و همراهی هیات مدیره شرکت شرایطی فراهم شد که از این شرکت و سایر افراد پلویی که در چاپ کتاب صمیمانه همراهی کردند تشکر کنم. این مراسم در روز سه‌شنبه سوم بهمن ۹۶ در محل نشست ماهانه‌ی شرکت و با حضور اعضای هیات مدیره به شرح زیر، همراه با سایر علاقمندان به کتاب از طایفه پلویی برگزار شد.

آقایان حجت سیف‌محمدی، قاسم بهرامی، احمدپلویی، علی سیف‌محمدی، شعبان پلویی، میثم سیف‌محمدی، ایرج پورفرد، ، عباس خوشپور و خانم‌ها فاطمه خوشپور، و فاطمه کاشانی.

ابتدا نظر پر مهر و محبت آقای حجت سیف‌محمدی را در این باره بخوانیم.

بیانات آقای حجت سیف محمدی

“به پاس قدردانی از زحمات آقای مهندس علی‌اکبر لبافی و چاپ کتاب گویش برگجونی برآن شدم مطلبی را یاد‌آور گردم.

قبل از هرچیز بایدگفت دو نوع نویسنده وجود دارد: یکی آنهایی که بخاطر خود موضوع و نفس نوشتن می‌نویسند وکسانی که بخاطر نفس پول و درآمد قلم به دست می‌گیرند. درحالیکه دسته اول، اندیشه‌ها و یا تجاربی دارند که به نظرشان ابلاغ آنها باارزش است، دسته دوم خواهان پول درآوردنند. آری، آنها بخاطر نفس پول درآوردن می‌نویسند. برای این دسته اندیشیدن، جزئی از کار نوشتن است. لذا نوشته آنها از نظر وضوح و قطعیت دارای نقائصی است و طولی نمی‌کشد که خواننده پی می‌بردکه یگانه هدف آنها از نوشتن، پرکردن صفحات است.

ولی درمورد نویسندگان گروه اول باید گفت که نفس خود موضوع آنها را به اندیشیدن برمی‌انگیزد. در نتیجه مستقیما نفس خودشان در اطراف موضوع به تفکر و تفحص می‌پردازد. این تنها طبقه‌ای است که نویسندگانی را با شهرت پایدار بوجود می‌آورد.

اثر یک نویسنده ارزش ندارد، مگراینکه موادی که وی درباره‌اش می‌نویسد از کله‌ی خودش و یا به عبارت دیگر از مشاهدات خودش سرچشمه گرفته باشد. کتاب نمی‌تواند چیزی غیر از مهر و نشان اندیشه‌ی نویسنده باشد. ممکن است کتاب درباره‌ی موضوعاتی باشد که دردسترس همه هست و در نزد همه شناخته شده است. دراینجا نحوه‌ی بیان و نحوه اندیشیدن نویسنده درباره‌ی آن موضوع دم‌دستی است که به کتاب ارزش مخصوص می‌دهد. این امتیاز از نفس خود نویسنده سرچشمه می‌گیرد. در اینجا فقط یک نفر واقعا برجسته، قادرخواهد بود چیزی که واقعا ارزش خواندن را دارد، بوجود آورد.

نوشتن یک اثر کاری آسان نیست، سال‌ها خون جگر باید خورد و فکر و مطالعه کرد تا از نوک قلم گوهر شهوار ریزد. بقول صائب:

دامن فکر بلند آسان نمی‌آید به‌دست / سرو می‌پیچد به‌خود تا مصرعی موزون کند

یک اثر خوب نه تنها محصول نبوغ، شور، هیجان و خلاقیت است؛ بلکه نتیجه‌ی اعجاز کار و اراده می‌باشد. با در نظرگرفتن حقایق فوق درمی‌یابیم که نوشتن کتاب گویش برگیجانی کار آسانی نبوده و نویسنده‌ی آن دارای اطلاعات وسیع  و صاحب ذوق و حال بوده است.

تجربه، پختگی، حوصله، ذوق  و قریحه لازم بوده است تا ایشان بتواند در راه نویسندگی گام نهد و اثری جاویدان از خود باقی گذارد.”

نگارنده در میان این همه توجه و بذل محبت شرکت پلویی‌ها و زحماتی که برای پذیرایی میهمانان و ثبت مراسم به صورت صوتی و تصویری بر عهده گرفتند به رسم ادب سخنانی عرض کردم که خلاصه آن در زیر آمده است:

تقدیر و تشکرو اعلام موضوعات

ضمن تشکر از هیات مدیره که پذیرای من و همراهان من که درواقع دوستداران کتاب از همین طایفه پلویی هستند ابتدا زمینه‌ها و ریشه‌های تدوین مطالب و چاپ کتاب را بیان می‌کنم، سپس از همراهان کتاب یاد می‌کنم، درمورد نام روستا و قدمت آن سخن گفته و در نهایت فرازهایی از کتاب را خواهم خواند. سعی می‌کنم سخنانم را در نیم ساعت مختصر کنم و در پایان به بنده افتخار دهید با هم عکس یادگاری بگیریم.

پیشینه‌ی تدوین کتاب

من از دوران دبیرستان دوست داشتم کتابی درباره روستایمان نوشته شود. در زمانی که شرکت تعاونی خانواده‌های لبافی قرار شد کار فرهنگی بکند این را پیشنهاد دادم ولی در میان پیشنهادات دیگر فراموش شد. وقتی خودم عضو هیات مدیره بودم دوباره مطرح کردم ولی از زبان حاج سیف‌اله شنیدم که فرمودند این موضوع دیگر منتفی است زیرا آقای مجید جان‌نثاری با کمک گروهی این کار را کرده‌اند و کتاب تایپ و در دست چاپ است.

باری بنده که منتظر این کتاب بودم خبری از آن نشنیدم. اما مصادف شد با بازگشایی وبسایت برگجهان که آنجا یکی از مطالبی که بنده بسیار وقت گذاشتم تدوین فرهنگ لغات برگجونی بود. این فرهنگ پس از تاسیس وبسایت برگجون به صورت کامل‌تری در این وبسایت منتقل شد و علاوه بر آن مقالات دیگری درخصوص گویش به آن افزوده شد. همزمان خوشبختانه همکاری با آقای جان‌نثاری فراهم شد و چون متن کامل کتاب مورد اشاره حاج سیف‌اله از بین رفته بود تصمیم بر آن شد مطالب دوباره از ذهن و نوارها و دست‌نوشته‌های موجود توسط آقای جان‌نثاری گردآوری شود و با درج در وبسایت برگجون به کمک دیگر دوستان کامل شود و در نهایت به کتاب فرهنگ و گویش برگجهان تبدیل شود.

جای دوستم آقای جان‌نثاری در این مراسم خالی است اما باید یادآوری شود کتاب حاضر صرفا درباره گویش است و جای کتاب مدنظر آقای جان‌نثاری هنوز خالی است. بیفزایم که آنچه در بخش گویش کتاب ایشان وجود داشت ۳۰۰ واژه بود که هیچگاه نیز آن  واژه‌ها در اختیار من قرار نگرفت. اما در همان زمان تعداد واژه‌های فرهنگ لغات وبسایت برگجون بیش از ۷۰۰۰ واژه بود. کتاب گویشی که اکنون به چاپ رسیده با افزودن افعال و واژه‌های تکمیلی به بیش از ۱۳۰۰۰ واژه رسیده است.

فرایند چاپ کتاب

چاپ کتاب گویش خیلی سریع و اتفاقی بود. زیرا در مهرماه امسال همکاری به جمع ما در محل کارم پیوست که مادرشان انتشارات و پدرشان چاپخانه (غیر افست) دارند. ایشان مرا دلگرم کردند که کار چاپ ساده است. قول دادند با هزینه مختصری مجوزهای لازم را برای ۱۰۰ نسخه بگیرند و چاپ کتاب را متناسب با تعداد مشتریان ۲۰ جلد- ۲۰ جلد، انجام دهند تا هم سرمایه‌ی زیادی لازم نباشد، هم اگر مشتری نبود کتاب روی دستم نماند.

همزمان، ناشر پیشنهاد داد که اگر تعداد تیراژ بالا برود هزینه‌ها سرشکن شده و قیمت تمام شده‌ی هر جلد کاهش می‌یابد. بنده به فکرم رسید از هم ولایتی‌ها کمک بگیرم. در گفتگو با دوستان، این کار را تایید کردند. به این ترتیب این درخواست از طریق وبسایت برگجون به اطلاع همگان رسید.

بیش از ۱۵ نفر دعوت را اجابت کرده با واریز نقدی به عنوان کمک بلاعوض مرا یاری کردند. افراد معدودی هم برای چاپ عکس بستگان خود درکتاب با چاپ این کتاب همراه شدند. این استقبال سبب شد که بنده تیراژ کتاب را زیاد کنم.  تیراژ ۳۰۰ نسخه برای کتای انتخاب شد. همزمان هیات شرکت پلویی‌ها ۱۰۰ جلد کتاب را پیش خرید کرد و مبلغ را به حسابم واریز نمود.

این اقدام شرکت اگرچه از نوع کمک بلاعوض نبود، اما تاثیری مهم در فرآیند چاپ کتاب داشت:

  • مجموع کمک افراد دوستدار کتاب و مبلغ شرکت پلویی‌ها هزینه‌ی نقدی مرسوم قرارداد، قبل از چاپ و تحویل کتاب را تامین کرد.
  • درجا بر تعداد تیراژ ۱۰۰ جلد افزوده شد.
  • قوت قلبی برای من شد که کتاب با استقبال سایر طوایف هم روبرو خواهد شد. لذا تیراژ کتاب از ۳۰۰ به ۵۰۰ جلد افزایش یافت.
  • با رسیدن تیراژ به ۵۰۰ جلد هزینه‌های چاپ افست توجیه‌پذیر شد. لذا نحوه چاپ و صحافی کتاب با هدف افزایش کیفیت تغییر کرد.

کتاب به کمک تمام دوستداران آن از اغلب طوایف و به ویژه طوایف پلویی و اثباتی در کنار طایفه لبافی به چاپخانه رفت و به کمک افرادی مانند خانم‌ها ارمغان اثباتی و افسانه پلویی کامل شد و به کمک خانم عمرانی‌پور به سرعت مراحل اخذ مجوزش پی‌گیری شد و به کمک خانواده لاری صحافی شد و ظرف حدود دو ماه و نیم از بدو ایده‌ی خانم فرج‌پور در انتشارات آزاداندیشان که استارت کار زده شد، چاپ و آماده توزیع گردید.

لطف دوستان هنوز هم ادامه دارد چرا که همین امروز دوستی از اهالی برگ‌جهان خبر انتشار این کتاب را در خبرگزاری فارس منتشر کرده‌است که جا دارد از ایشان هم یاد و قدردانی کرده باشم.

تشکر ویژه از هیات مدیره و افراد طایفه پلویی

باید در اینجا از جسارت هیات مدیره تشکر کرد. تصمیمی جسورانه که پذیرفت امانت اعضای شرکت را برای خرید کتابی نادیده هزینه کند. این ناشی از اعتمادی بود که افراد هیات مدیره به بنده‌ی حقیر داشت و مرا شرمنده‌ی خویش کردند و بار تعهد سنگینی را بر دوشم گذاشتند. در مقابل این اعتماد نگران بودم که نکند نتوانم به طور شایسته آن را پاسخ دهم. امروز مفتخرم که خدمتشان هستم و شاهد رضایت آنان باشم.

از شما اعضای هیات مدیره صمیمانه تشکر می‌کنم. من فرصت را مغتنم شمرده از سایر افراد پلویی مانند آقای فریدافشین و خانم‌ها افسانه و زهره پلویی و خانم عمرانی‌پور ( که دعوت کردم ما را در این مراسم همراهی کنند) تشکر می‌کنم. خوشبختانه آقای فریدافشین همراه همسرشان افتخار داده با تشریف‌فرمایی خود بنده را سربلند کرده‌اند. تلفنی مطلع شدم برای سایر دوستان هم مقدور نشد در جلسه حاضر شوند. اما کاش فرصتی پیش می‌آمد تا از همه‌ی افراد همراه و دوستدار کتاب به ویژه افراد طایفه اثباتی که خوشبختانه یکی از آنان اینجا تشریف دارند نیز تشکر کنم.

وجه تسمیه روستا

برگجان یا برگیجان مرکب از دو بخش برگ و جان است. جان پسوندی است مکان‌ساز به معنای جایی که آن چیز مورد اشاره زیاد است. در واژه‌ی برگجان یعنی جایی که برگ زیاد است. در عین حال اغلب واژه‌هایی که به این شکل ساخته شده است مکان‌هایی هستند که از سایر مناطق پیرامون خود سردتر است. پس برگجان یعنی جایی که برگ زیاد است و سردتر از جاهای دیگر است.

در اسناد مکتوب روستا در فاصله سال‌هایی که دولت مرکزی به ثبت املاک و سجل احوال روستاییان پرداخته است، نام نوظهور برگ‌جهان دیده می‌شود. لذا نام برگ‌جهان که از روی نام اصیل برگیجان جعل شده است، بدون ریشه‌ی تاریخی و استنادی منطقی در این دوره‌ی تاریخی متولد می‌شود و به دلیل زیبایی بیشتر و فهم ساده‌تر معنای آن به سرعت فراگیر شد و اکنون به نام رسمی روستا تبدیل شده است.

قدمت روستا

در این باب البته صاحب نظران باید تحقیق و اعلام نظر کنند. بنده فقط دو شاهد بیاورم که عمر روستا یا گویش روستا را به بیش از ۵۰۰۰ سال قبل برمی‌گرداند. واژه “سومَه” در گویش روستا هست. و آن درختی است که روستاییان معتقد بودند نباید آن را کند یا شکست. معتقد بودند اگر کسی این کار را بکند بلایی به سرش می‌آید. من شنیده بودم مرحوم داش سیف‌اله از طایفه شما پشته هیزمی در گرگه‌نو داشت که پرت شد. بعدا متوجه شدند در پشته هیزم او شاخه‌ای از درخت سومه بوده است!

من در جستجویی که برای شناخت درخت مقدس زرتشتیان – به نام هوم- داشتم متوجه شدم هوم که در اوستا از آن یاد شده، همان سومَه – درخت شوم- برگجونی‌هاست! چه رابطه‌ای بین هوم و سومَه وجود دارد؟ متوجه شدم هوم یا هومَه نام درخت مقدس به زبان آریاییان ایرانی است و سومَه نام درخت مقدس به زبان آریاییان هندی است. سوال جدید این است که چه رابطه‌ای بین گویش برگجونی و هندیان هست؟

یک نظریه برای حل این معما این است که  نام کهن گیاه مقدس همان سومَه است، اما این نام در میان زرتشتیان متمدن و شهری ایران به هومَه یا هوم تبدیل شد ولی در گویش روستاییان برگجونی و یا زرتشتیان هندی اصالت خود را حفظ کرده است. اگر بپذیریم اوستا متعلق به ۵ تا ۸ هزارسال قبل است پس نام سومَه مربوط به قبل از آن است. یعنی این واژه در گویش برگجونی عمری بیش از ۵ هزار سال دارد.

شاهد دیگر وجود گورستان‌هایی با دفن جنینی اجساد در برگ‌جهان است. یعنی دفن اجساد در حالت خوابیده به پهلو، در حالی که زانوان مرده به سینه‌اش چسبیده است. این شیوه‌ی دفن اجساد مربوط به اقوامی است که ۵ تا ۷ هزار سال قبل می‌زیسته‌اند.

غنی بودن و اصالت گویش برگیجانی

گویش روستای ما انواع مشخصات یک گویش غنی را دارد. قواعد مختلف، پسوندهای اسم‌ساز و مکان‌ساز، افعال متعدد و قابل صرف در زمان‌ها و ضمیرهای مختلف و به ویژه مثل‌ها و ضرب‌المثل‌های قدیمی و جدید.

به طور مثال ضرب‌المثل‌هایی هست که در گویش برگجونی درست‌تر از ضرب‌المثل رایج و امروزی است. مانند: “تا گوساله گو گرده دل صاحابش او گرده”. این ضرب‌المثل در گویش برگجونی دارای ردیف و قافیه است درحالی که در گویش امروزی فارسی فاقد قافیه است.

ضرب‌المثل دیگر برگجونی “چولو اشکنگ داره سرشکستنگ داره”. اشکنگ غذایی است که با تخم مرغ یا همان چولو تهیه می‌شود. بنابراین ضرب‌المثل برگجونی معنادار است. درحالی که این ضرب‌المثل امروزه به صورت بازی اشکنگ داره بیان می‌شود که فاقد معنا است. درواقع ضرب‌المثل‌های برگجونی هنوز اصالت خود را حفظ کرده‌اند.

از سوی دیگر گویش برگجونی مثل‌های معاصر هم دارد که نشان از زنده بودن گویش تا همین اواخر بوده است. گو اینکه این گویش اکنون در حال پیوستن به تاریخ است. مثل‌هایی مانند چوب‌دست مشدآقا، پشت بالابا خرگوش دَره و مِثل خونه صفرعلی می‌مونه و …

جلد کتاب

جلد کتاب نتیجه‌ی عشق و هنر خانم افسانه پلویی است. عشق به روستا و هنری که به شایستگی جلوه‌ای خاص به کتاب داده است. جلد کتاب آن چنان جذاب است که در همین مدت کوتاه نظر صاحب‌نظرانی هم‌چون آقای آذری‌مهر و دکتر فرهی را چنان جلب کرد که شوق خود را از دیدن آن به سرعت بر زبان آوردند. رنگ‌های جذاب که بهار روستای رنگارنگ ما و روحیه روستاییان شاد را القا می‌کند. گو اینکه رنگ سفید جلد شکایت جدی کارگران صحافی را به دنبال داشت! آنان معتقد بودند بیش از آنکه به کار جلدسازی بپردازند، به تمیز کاری جلد پس از صحافی مشغول بوده‌اند!

مقدمه‌ی خانم اثباتی

خانم اثباتی نویسنده و مترجم هم‌ولایتی با وجود آن‌که جوان هستند اما سابقه‌ی درازی در این امور دارند و قبول زحمت مقدمه‌نویسی کتاب از سوی ایشان برای من افتخاری است. ایشان توصیف مبالغه‌آمیزی از من داشته‌اند که به آنها نمی‌پردازم. اما بخشی از متن ایشان در مقدمه که درباره کتاب است را می‌خوانم:

“در این فرهنگ لغت هم رودخانه‌های خروشان وجود دارد، هم سایه‌ی درخت، هم دیگ و هم دیگ‌بَرهست و هم عروسی و خرابکاری. دنیایی قدیمی و جدید. در یک کلام قصه‌ی مردمانی که به ترتیب حروف الفبا نوشته شده است.”

شعرخوانی در پایان مراسم

در پایان اشعار عامیانه روستا و شعری از نگارنده به عنوان سرود ملی روستا خوانده شد که مورد استقبال گرم حاضران قرار گرفت. آنجا آرزو کردم ای کاش هنرمندانی با صدای خوش و نواختن موسیقی متناسب با ترانه‌ها و سرودها و اشعار روستایی بتواند این بخش از فرهنگ روستا را نیز در تاریخ ثبت و ضبط کنند.

درخواست اعلام نظر از خوانندگان کتاب

از عزیزانی که کتاب را دیده‌اند یا آن‌را می‌خوانند تقاضا دارم نظرشان را در ذیل همین گزارش یا به هر صورت که ترجیح می‌دهند به من اعلام کنند. اگر نقدی بر موضوعات کتاب یا تصاویر و اسناد و متن نوشته‌ها دارید اعلام بفرمایید. چرا که هیچ کاری کامل و خالی از اشکال نیست، و این نقدها و نظرات شماست که می‌تواند در کاهش اشکالات کمک کند.

در گروهی که چند شب پیش حاضر بودم یکی از دوستان گفت کتابت خیلی از واژه‌ها را ندارد. ایشان به دو مورد اشاره کرد: دَچّوق بَپُّرگ: که یک نوع بازی است، و چُرَک که حیوانی شبیه شغال است. بله به طور قطع واژه‌های دیگری هم هستند که از قلم افتاده‌اند.

در همین مراسم شرکت پلویی‌ها دوستی بیان کرد که ما تصور می‌کردیم این کتاب درباره طوایف و افراد طوایف روستا است. چرا درباره افراد طوایف روستا مطلب ننوشته‌اید؟ این پیشنهاد در واقع خواسته‌ای خارج از موضوع کتاب حاضر است و می‌تواند در فهرست برنامه‌ها و اقدامات آینده‌ قرار گیرد. در این خصوص شجره‌نامه طوایف می‌تواند مدنظر قرار باشد که خوشبختانه با تمام سختی‌های کار در دست انجام است.

نسخه های معیوب:

با توجه به فویلدار بودن کتابها امکان کنترل تک تک آنها وجود نداشت. بنابراین اگر کتابی دارای نواقص چاپ و صحافی بود برای تعویض آن به شماره ۰۹۱۲۳۰۵۷۵۵۸ تماس بگیرید.