خانه » ادبیات » همه چیز درباره‌ی چاپ کتاب گویش برگیجانی

همه چیز درباره‌ی چاپ کتاب گویش برگیجانی

علی‌اکبر لبافی، خرداد ۹۸

تدوین و انتشار کتابی درباره برگجهان برای نخستین بار، تجربه جالبی بود.

هدف از نوشتن این مطلب، انتقال این تجربه و اشتراک وقایع و حواشی آن با خوانندگان محترم وبگاه برگجون است.

سابقه موضوع

در حدود ۲۰ سال پیش که شرکت تعاونی خانواده‌های لبافی در زمینه فرهنگی بسیار فعال بود تدوین و چاپ کتابی درباره برگجون را به هیات مدیره شرکت پیشنهاد کردم. در همان جلسه حاج سیف‌اله لبافی بیان کرد کتابی درباره برگجون توسط تیمی به سرپرستی آقای مجید جان‌نثاری تدوین شده و مراحل پایانی قبل از چاپ را سپری می‌کند. لذا این پیشنهاد من در همان جا منتفی شد. به ویژه آنکه در آن زمان مطالب مهمی درباره برگجون توسط من گردآوری نشده بود.

پس از اقدام بی‌سابقه آقای محمود فیض‌آبادی و تاسیس سایت برگ‌جهان، گردآوری مطالب درباره برگجون نظم و شدت بیشتری یافت و به ویژه فرهنگ نسبتا کاملی از گویش برگجونی توسط اینجانب تدوین و در سایت منتشر شد که با استقبال چند تن از دیگر اعضای سایت نیز مواجه گردید.

با مسدود شدن سایت برگ‌جهان اینجانب برای ادامه مسیری که در آن قرار گرفته بودم سایت برگجون را دایر کردم. چندی نگذشت که با همراهی آقای مجید جان‌نثاری قوت قلب یافته و بر غنای سایت افزوده شد. توسط آقای مجید جان‌نثاری مطلع شدم که مطالب آماده شده برای چاپ کتاب برگ‌جهان مفقود شده است ولی نوارها و بخشی از دست‌نوشته‌ها باقی مانده و قصد دارند آنها را دوباره احیا کنند. قرار بر این شد که مطالب کتاب ایشان به صورت مقاله‌های مختلف دوباره نویسی شده و در سایت برگجون منتشر شود تا معایب و اشکالات آنها به کمک خوانندگان مرتفع و در نهایت برای چاپ کتاب برگ‌جهان آماده شود.

طبق فهرستی که آقای جان‌نثاری برای کتاب نوشته بودند، البته بخش اول آن بسیار غنی و جذاب بود و مقالات آن یکی پس از دیگری از سوی ایشان دریافت و در سایت تحت صفحه‌ای مستقل به نام کتاب برگ‌جهان منتشر می‌شد. این فرآیند همچنان ادامه دارد و امیدواریم با اتمام آن روزی فرارسد که شاهد چاپ این کتاب باشیم.

بخش دوم کتاب آقای جان‌نثاری به گویش اختصاص یافته بود. ایشان تعداد واژه‌های گردآوری شده برای این بخش را درحدود ۳۰۰ واژه و البته واژه‌های خاص ذکر کردند. در حالی که فرهنگ گویشی که در سایت برگجهان و سپس در سایت برگجون منتشر شده بود بیش از ۶۰۰۰ واژه داشت. بنابراین برخلاف بخش اول کتاب، بخش گویش چندان کافی و رضایت‌بخش به نظر نمی‌رسید.

در اواسط سال ۱۳۹۶ با همکار جدیدی در محل کار آشنا شدم که انتشارات آزاداندیشان متعلق به مادرشان بود و خود نیز بخش عمده‌ای از کار نشر را برعهده داشتند. به محض اینکه از سایت برگجون و مطالب آن اطلاع پیدا کردند پیشنهاد چاپ کتابی درباره برگجون را پیشنهاد کردند. با توجه به اینکه مطالب کتاب آقای جان‌نثاری آماده نبود من تنها بخشی که برای چاپ مناسب دیدم، کتابی تحت عنوان گویش برگجونی بود که البته نیاز به ویرایش جدید با هدف چاپ داشت. بدین ترتیب قرارداد اخذ مجوز و چاپ و انتشار کتاب را با انتشارات آزاداندیشان منعقد کردم.

از همان ابتدا البته متوجه بودم چاپ کتابی صرفا با عنوان فرهنگ لغت یا واژه‌نامه به دلیل آنکه کتاب مرجع محسوب می‌شود جذابیت زیادی برای عموم نخواهد داشت. به ویژه آنکه در سایت برگجون شاهد بودم که تعداد افرادی که مطالب فرهنگ لغت را می‌خوانند بسیار کمتر از افرادی است که مقالات دیگر را مطالعه می‌کنند. لذا برای اینکه چاپ کتاب با موفقیت همراه باشد و دست کم هزینه چاپ و انتشار را تامین کند چند اقدام به شرح زیر انجام شد:

  • چندین مقاله دیگر درباره گویش برگجونی که قبلا تهیه کرده یا در دست تهیه داشتم تکمیل کرده و به انتهای کتاب افزودم تا واژه‌نامه به فرهنگ جامع‌تری درباره گویش تبدیل شود.
  • صرف افعال گویش برگجونی که بسیار سخت و وقت‌گیر بود به فرهنگ اضافه شد.
  • مقدمه‌ای بسیار مختصر با هدف معرفی روستا به ابتدای کتاب اضافه شد.
  • برای جذاب شدن کتاب، حسب مورد از تصاویر مرتبط استفاده شد تا حدودی که مقدور بود، فرهنگ مصور تهیه شود.
  • پیش‌بینی شد برای تامین هزینه‌های کتاب، برای چاپ برخی از عکس‌ها در کتاب از فرستندگان آنها وجه دریافت شود.
  • برای کاهش هزینه‌های مولف و در راستای کاهش قیمت پشت جلد کتاب از خوانندگان سایت برگجون درخواست کمک مالی شد.

اخذ مجوز چاپ و تعیین جزییات چاپ

دو هفته بعد از عقد قرارداد با ناشر، مجوز چاپ کتاب دریافت شد. این در حالی بود که هنوز بخش‌هایی از مطالب کتاب نهایی نشده بود. لذا کار تکمیل مطالب و تصاویر و صفحه‌بندی به سرعت انجام می‌شد.

همزمان با پیش برد این کارها تعیین مشخصات چاپ مهم بود. چون چاپ کتاب رنگی و با کاغذ مرغوب بسیار گران بود، قرار بود که چاپ کتاب با تعداد محدود و متناسب با تقاضای خرید با تیراژ ۲۰۰ جلد و به صورت پرینت انجام شود. این موضوع ضمن افزایش قیمت هر جلد کتاب، دو مشکل همراه داشت. یکی اینکه جلد کتاب باید به صورت ته‌چسب می‌شد که به دلیل ضخامت زیاد کتاب احتمال باز شدن ته کتاب وجود داشت. مشکل دیگر کاهش کیفیت پرینت در اثر کاهش ریبون یا جوهر پرینتر بود که سبب می‌شد کیفیت کتاب‌ها یکسان نباشد.

به دلیل پیش‌خرید کتاب توسط شرکت تعاونی برادران امین (هیات پلویی‌ها) و حمایت مالی که شرح خواهم داد از فروش مجلدات بیشتر کتاب و هم چنین تامین هزینه‌ها اطمینان یافتیم لذا شیوه تکثیر کتاب را از چاپ توسط پرینتر به چاپ توسط فیلم و زینک تغییر دادیم که هم کیفیت یکسانی به دست می‌آمد و هم هزینه تمام شده هر جلد را کاهش می‌داد. با این وجود تامین هزینه برای کاغذ گلاسه و چاپ رنگی مقدور نشد.

حامیان چاپ کتاب

قطعا اگر حمایت مالی دوستانِ همراه و پیش‌خرید کتاب اتفاق نیفتاده بود، این کتاب در آن سال چاپ نشده بود زیرا برای من تامین هزینه چاپ مقدور نبود. این حامیان قبل از چاپ کتاب به شرح زیر بودند:

خانم ارمغان اثباتی (فرزند علی‌اکبر)،

خانم هما اثباتی (فرزند علی‌اکبر)،

خانواده‌ی شادروانان محمود اثباتی و ملک مجاوری،

خانم افسانه پلویی (فرزند حسین)،

خانم زهره پلویی (فرزند علی)،

آقای سعید جان‌نثاری (فرزند تقی)،

خانم پوران حسامی (فرزند حیدر)،

آقای حجت سیف‌محمدی (فرزند باقر)،

آقای محمدرضا شاهانی (فرزند علی‌اکبر)،

خانم فاطمه عمرانی‌پور (فرزند محمدحسن)

آقای حسین فریدافشین (فرزند حسن)،

آقای مایک (محمود) کاشانی (فرزند محمداسماعیل)،

آقای محمد کلهر (نوه یزدان کوشکستانی)

آقای وحید کوشکستانی (فرزند رضا)،

خانواده‌ی علی‌رضا لاری (فرزند حبیب‌اله افجه‌ای)

آقای سعید لبافی (فرزند سیف‌اله).

اغلب افراد فوق با کمک نقدی بلاعوض به چاپ کتاب کمک کردند. خانم ارمغان اثباتی علاوه بر کمک نقدی در نوشتن مقدمه، خانم افسانه پلویی در طرح روی جلد، خانم فاطمه عمرانی‌پور در راهنمایی و کمک به اخذ مجوزهای انتشار و ثبت اثر، و خانواده لاری در جلد و صحافی با تخفیف ویژه در انتشار کتاب و آقای وحید کوشکستانی در تبلیغ چاپ کتاب در تلگرام برگجهان و آقای محمد کلهر در چاپ خبر انتشار کتاب در خبرگزاری فارس مرا همراهی کردند.

در این میان جناب آقای حجت سیف‌محمدی به نمایندگی شرکت تعاونی برادران امین با پیش خرید ۱۰۰ جلد کتاب و پرداخت مبلغ مربوطه قبل از چاپ کتاب، کمک بسیار زیادی در ایجاد اطمینان در من برای چاپ تعداد بیشتر کتاب و همچنین تامین هزینه‌های خرید کاغذ برای چاپ کردند.

بجز یاران همراه کتاب که قبل از چاپ مرا یاری کردند، آقایان مایک کاشانی و همچنین اردشیر پورفرد بعد از چاپ کتاب نیز کمک مالی قابل توجهی داشتند که از همه این عزیزان تشکر می‌کنم.

چاپ کتاب

پس از اخذ مجوز انتشار کتاب از وزارت ارشاد، مجوز مربوطه از کتابخانه ملی نیز دریافت شد.

سایر مراحل چاپ مانند تهیه فیلم و زینک و طرح جلد و نوع جلد نیز به کمک ناشر و خانم افسانه پلویی و خانواده لاری هماهنگ و نهایی شد و کتاب به تعداد ۵۰۰ جلد چاپ شد.

جشن رونمایی کتاب

برخی از عزیزانی که به موضوعات مرتبط با برگجون و فرهنگ روستا علاقمند بودند پیشنهاد برگزاری جشن رونمایی کتاب را داشتند که به دلیل کمبود منابع مالی این پیشنهاد پیگیری نشد. در عوض با توجه به همراهی شرکت برادران امین جشن مختصری با حضور اعضای هیات مدیره شرکت مذکور و چند تن دیگر در دفتر آن شرکت برگزار شد. همزمان ۱۰۰ جلد کتاب خریداری شده توسط شرکت مذکور تقدیم حضورشان گردید.

انعکاس خبر چاپ کتاب

خبر چاپ کتاب در سایت برگجون و در خبرگزاری فارس منتشر شد. متعاقب آن بسیاری از سایت‌ها و خبرگزاری‌ها به نقل از خبرگزاری فارس چاپ این کتاب را منتشر کردند.

افرادی نیز حسب علاقه و لطفی که داشتند به نوعی این خبر را پوشش دادند. در این میان باید از آقای علی اثباتی و حجت سیف‌محمدی به خاطر درج مطالب ویژه در این باره تشکر کنم.

حضور در نمایشگاه کتاب سال ۱۳۹۷

با توجه به تقارن زمان چاپ کتاب و نمایشگاه بین‌المللی کتاب سال ۱۳۹۷، این کتاب توسط انتشارات آزاداندیشان در نمایشگاه مذکور ارایه شد.

ثبت اثر

ثبت اثر موضوع اختیاری است. مولفان آثار فرهنگی و ادبی می‌توانند آثار خود را ثبت کنند تا امکان سرقت آثارشان را کاهش دهند و در صورت بروز چنین اتفاقی بتوانند به طور قانونی موضوع را پی‌گیری کنند.

تمام مراحل این اقدام تقریبا به صورت الکترونیکی یا از طریق پست انجام می‌شود که شامل ثبت نام و ارسال مشخصات اثر و درج آگهی در روزنامه رسمی کشور و در نهایت دریافت لوح ثبت اثر است.

خوشبختانه این کار هم به سرعت انجام شد و روزنامه رسمی و لوح مربوطه دریافت شد.

خریداران کتاب

بیشترین خرید را شرکت طایفه پلویی داشت که شامل ۱۰۰ جلد بود. با توجه به پیش خرید این کتاب توسط این شرکت و لطف بزرگی که در انجام این کار داشتند، قیمت فروش کتاب به شرکت مذکور معادل هزینه تمام شده انجام شد. این شرکت نیز کتاب را با قیمت ۳۵۰۰۰ تومان به اعضای علاقمند خود فروخت.

بدیهی به نظر می‌رسید که میزان خرید این کتاب در میان طوایف ده‌گانه روستا متفاوت باشد. اما این تفاوت بسیار زیاد و معنادار است. شاید از نظر توجه به خلقیات طوایف که آقای مجید جان‌نثاری به آن پرداخته‌اند هم دانستن این اطلاعات مفید باشد. ما کم و بیش شاهد رفتار مشابه طوایف روستا از این نظر در همکاری با سایت برگجون، همراهی در جلسات تنگل‌خانه و نیز کارهای مشابه مانند جمع‌آوری پول برای واکسیناسیون و عقیم‌سازی سگهای ولگرد هستیم.

با احتساب پیش خرید کتاب، طایفه پلویی در صدر خریداران کتاب هستند. اگر ۱۰۰ جلد پیش‌خرید را در نظر نگیریم، طوایف لبافی و اثباتی و پلویی به ترتیب رتبه اول تا سوم را دارا هستند. البته بخشی از فروش زیاد در طایفه لبافی بی‌ربط با موضوعات فامیل بودن آنها با من نیست. اگر این موضوع را در نظر بگیریم طابفه اثباتی و پلویی در صدر قرار می‌گیرند.

طوایف طوسی، جان‌نثاری، کوشکستانی و علیمردانی با اختلاف نسبتا زیاد با دسته اول، در رده‌های چهارم تا هفتم قرار دارند. در پایان این فهرست نیز طوایف شاهانی، مقدس و مجاوری قرار می‌گیرند.

خرید ۱۰۰ جلد کتاب توسط وزارت ارشاد

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای تجهیز کتابخانه‌های عمومی و مساجد سراسر کشور در هر سال تعدادی از کتابهای مرتبط با اهداف توسعه فرهنگی را از ناشران خریداری می‌کند.

در جلسه ۵۸۹ مورخ ۳۱/۶/۹۷  هیات انتخاب و خرید کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خرید ۱۰۰ جلد از کتاب گویش برگیجانی مورد تصویب قرار گرفت. اگرچه این خرید با تخفیف ۳۵ درصدی انجام ‌شد و پرداخت وجه مربوطه هم مدت زمان زیادی به طول ‌کشید (و در نهایت با افزایش شدید قیمت کاغذ پولی که به من رسید در حد بهای کاغذ باطله بود) ولی برای من از این جهت مهم بود که این کتاب بجز منازل افراد برگجونی در سایر نقاط کشور نیز توزیع گردد و این اتفاق مهم نیز رخ داد.

تهاتر کتاب با پهن الاغ

پرداخت مبلغ خرید کتاب نیز داستان‌های جالب و متفاوتی دارد. از پیش‌پرداخت نقدی کتاب و کمک مالی قبل از چاپ تا کمک‌های نقدی و غیرنقدی و پرداخت‌های درجا یا با تاخیر و در نهایت سفارش کتاب و دریافت آن و نپرداختن وجه مربوطه پس از ۲ سال تا امروز، شقوق مختلف خرید کتاب از من بوده است. در این میان اما یکی از کتاب‌ها به شیوه جالبی فروش رفت. وقتی هم‌ولایتی عزیزی سفارش کتاب داد و در مقابل وقتی من از او وجه مربوطه را درخواست کردم گفت: “معادل قیمت کتاب برایت کود الاغ می‌آورم” و البته چند هفته بعد چند بار کود الاغ در باغم تخلیه شده بود.

انتشار ۱۵ نسخه و کپی غیرمجاز

یکی از هم‌ولایتی‌ها هم یک جلد کتاب سفارش داد و چند روز بعد گفت در فامیل ما از این کتاب خوششان آمده است. گفتم سفارش بده برایشان بیاورم. گفت لازم نیست چون یکی از نزدیکان آنها دستگاه تکثیر و صحافی داشت و ۱۵ نسخه از روی کتاب کپی کرد و به هر نفر یک نسخه کتاب را داده است!

چالش‌های چاپ کتاب

چاپ کتاب گویش برگیجانی با تمام کمک‌ها و تشویق‌هایی که از سوی دوستان به همراه داشت، البته با چالش‌ها و مخالفت‌ها و حاشیه‌های از نوع دیگری هم مواجه بود که به برخی از آنها اشاره می‌کنم.

آقای مرتضی لبافی

آقای مرتضی لبافی خواهرزاده‌ام که از ابتدای تاسیس سایت برگجهان توسط آقای فیض‌آبادی همراه‌مان شد و پس از درج واژه‌نامه گویش برگجونی، زبانی و عملی (با نوشتن تکمله واژه‌نامه) مرا تشویق کرد و بر غنای واژه‌نامه افزود، به دلایلی که نمی‌دانم چیست کم‌کم از من فاصله گرفت تا جایی‌که در وبلاگهای مختلف و وبسایت‌های دیگر مکرر نسبت به آنچه در وبسایت برگجون منتشر می‌شد ایراد گرفته و در این ایرادگیری از الفاظ نه چندان خوشایند هم دریغ نمی‌نمود.

اما دانش ایشان در پاره‌ای از موضوعات در حدی بود که قطعا مرا به خود جذب می‌کرد و شیفته خواندن مطالب ایشان بودم. تا اینکه در یکی از همین وبلاگها یا وبسایت‌ها خبر انتشار کتابی به نام “روستای من” از ایشان را خواندم. اما چون مشخص نبود این کتاب را چگونه می‌توان تهیه کرد ذیل خبر مربوطه درخواست کردم نشانی محل فروش کتاب یا انتشارات مربوطه را معرفی کنند. کتابی که هرگز نتوانستم پیدا کنم و تلاش افرادی که برای این کار هم واسطه شدند به نتیجه نرسید. در واقع به این نتیجه رسیدم که چنین کتابی وجود خارجی ندارد.

پس از چاپ کتاب گویش برگیجانی اخبار مکرری مبنی بر اشتباه بودن مطالب این کتاب از نزدیکان خودم می‌شنیدم که البته می‌توانست ریشه‌ی آنها همه از یک سرچشمه آب بخورد. من البته باور ندارم که کتاب فاقد اشتباه است. اگر چنین اعتقادی داشتم قبل از چاپ در سه نوبت آنرا در وبسایت برگجون تصحیح و تکمیل نمی‌کردم. اما اینکه به طور کلی گفته شود کتاب پر از اشتباه است هم غیر منصفانه بود و وقتی از گوینده مطلب می‌پرسیدم مثال بزن کدام موضوع اشتباه است آدرس افراد و محفلی را می‌دادند که نشان از سرچشمه‌ای واحد بود.

با این وجود آقای مرتضی لبافی در موضوع چاپ کتاب محتاطانه‌تر از مطالب دیگر رفتار کردند و تنها در مقدمه مقاله‌ای با عنوان “اشکنگ چیست، اشکنه کدام است؟” به یک اشتباه در کتاب گویش برگجونی (مربوط به اشکنگ) در وبسایت لواسانی‌ها اشاره کردند. البته نظر ایشان در این مورد درست، و حدس و گمانی که من با تردید در کتاب زده‌ام، اشتباه بوده است.

بدیهی است حرف منطقی پاسخی ندارد و باید آن را پذیرفت. اما این اشتباه موضوعی فرعی و “حدسی” اشتباه بود و خدشه‌ای به اساس کتاب آن چنان که ادمین وبسایت لواسانی‌ها بیان کرده است، وارد نمی‌کند.

آقای محمد لبافی

آقای محمد لبافی برادرزاده‌ام و از موسسین و گردانندگان وبسایت‌های مختلف مرتبط با لواسان نیز از افرادی است که درباره کتاب گویش برگجونی مطلب نوشته‌اند. ایشان هم البته نظر خود را نه مستقیم به من یا در سایت برگجون بلکه در ذیل یک مقاله از آقای مرتضی لبافی در تیرماه ۱۳۹۷ نوشته‌اند و از خونندگان سایت خود خواسته‌اند در آنجا نسبت به این کتاب (کتابی که خوانندگان آن وبسایت از محتوای آن بی‌خبر هستند)، نظر دهند! بی هیچ پیش‌داوری عین نوشته ایشان را در زیر بخوانید:

“با عرض سلام وعرض ارادت خدمت مخاطبین سایت لواسانی‌ها

چندی پیش کتابی با عنوان “فرهنگ جامع گویش برگیجانی” توسط انتشارات آزاداندیشان به چاپ رسیده است و چون این کتاب درباره گویش روستایی از لواسانات می‌باشد بر آن شدم تا به نکاتی در این باره اشاره کنم.
متاسفانه این کتاب در بخش گویش با اشتباهات فراوانی همراه است که نشان از ضعف و عدم تسلط نویسنده کتاب به این موضوع دارد. به نظر بنده نوشتن کتابی که داعیه جامع بودن را دارد نیاز به آشنایی و مطالعه و تحقیقات بیشتری دارد. البته به عنوان یک طرح این که بخواهیم فهرستی از واژگان گویش تهیه کنیم که علی‌الخصوص روز به روز هم در حال نابودی است خوب و قابل تقدیر است ولی زمانی که نتیجه‌ی تحقیقاتی به صورت کتاب منتشر می‌شود باید احتیاط لازم برای درستی مطالب‌مان را داشته باشیم. چرا که نشر مطالب اشتباه صدماتی بر پهنه‌ی فرهنگ می‌زند که ترمیم آن بسیار دشوار خواهد بود.

در فضای درهم و برهم فرهنگ این روزها که حتی خبرگزاری‌ها هم دیگر حساسیتی برای صحت و سقم پدیده‌یی ندارند و آنرا منتشر می‌کنند و همین طور انتشاراتی که تنها درآمد حاصله از نشر برایشان اولویت دارد نیز مقصر بوده و همین طور تمامی افرادی که در چاپ این مطالب مربوط به حوزه‌ی بسیار مهم و اساسی فرهنگ نقشی را ایفا کرده‌اند. بنده هیچ گونه خصومتی با دست اندرکاران چاپ این کتاب ندارم ولی موضوعی که هدف بنده است بسیار با اهمیت‌تر از اشاره به شخص یا جمع خاصی است.

ما با گویش سرزمینی مواجهیم. علی رغم این که نمونه‌های بسیاری می‌توان نام برد که امروزه در حوزه‌های گوناگون به چاپ چندم هم می‌رسد اما عقیده بنده این است که اگر قصد کاری را داریم بهتر است در حوزه‌هایی فعالیت داشته باشیم که شناخت ما از آن کافی و وافی باشد. این گونه، خدمات بهتری می‌توانیم عرضه کنیم. باید در نظر داشت اگر نسل جدید که چندان هم حوصله‌ی ریشه‌یابی امور را ندارد {و به راحتی همه چیز را به عنوان چیز درست می‌پذیرد (البته استثنائاتی نیز وجود دارد)} به سادگی به اشتباه افتاده و آنوقت مسئول تمامی این انحرافات اشخاصی هستند که بدین امور دامن می‌زنند.

در زیر به بعضی از این نکات اشاره می‌کنم:

به عنوان نمونه برای واژگان به منابعی استناد نشده است و این طور به نظر می‌آید که نگارنده صرف پرس وجوی شفاهی از اهالی روستا واژه‌ها را معنا کرده و برای معنا کردن لغات سلیقه‌یی عمل کرده است که هرگز علمی نیست.
در این کتاب از مصادری نام برده شده که کاملاً جعلی و بی‌معنی است. مثلاً برینی‌ین. (رینیدن معادل آن انگاشته شده) که اگر فارسی زبانی را بگوییم رینیدن را شنیده‌یی متعجب خواهد شد. بزمنی‌ین. بچینی‌ین. بدنی‌ین. بربینی‌ین. بریزی‌ین. بزنی‌ین (معادل فارسی آن زنیدن نوشته شده!) و …

در نام روستا هرگز واژه‌ی برگ هیچ نقشی نداشته و ریشه‌شناسی واژه‌ی بلگیجان نیازمند تحقیقی گسترده‌تر و تدوین مقاله‌یی مفصل است.

آیا این قول مقدمه نویس محترم که [این کتاب خاصیت تمام فرهنگ‌های لغت دنیا را دارد] صحیح است؟ آیا نباید سر سوزنی در این فرمایش خود تردید می‌نمودند؟ فی‌المثل در مورد اتیمولوژی واژگان یا بحث‌های مربوط به آواشناسی، حتی یکی از واژه‌ها حداقل توضیحی داراست؟ کتاب به واقع [حاصل تلاشی چندین ساله و ثمره‌ی سال‌ها و دهه‌ها دانش و خردورزی است]؟ آیا نباید در انتخاب واژگان خود دقت و تأمل بیشتری بنماییم؟ مولف محترم حقیقتاً تفاوت معنایی عظیم فرهنگ (آن هم فرهنگ جامع) با واژه نامه را نمی‌داند! بسیار خوش اقبال بوده‌ایم که ایشان نام انسیکلوپدیا بر نوشته خود ننهادند. این یادآوری لازم است صاحب این قلم هرگز قصد نادیده گرفتن زحمات مداوم نویسنده را نداشته و نخواهد داشت. اما مگر زحمت صرف لزوماً حقیقت یا نظریه‌ی صحیح علمی را در پی دارد؟ چه زحمات بسیاری که متأسفانه نتایج فوق‌العاده سطحی و مخربی را در پی داشته است.

یادآور می‌شویم که تک تک اشتباهات فاحش که نقض آشکار فرهنگ نویسی با شیوه‌های علمی است نزد ما محفوظ است و بنده جهت جلوگیری از اطاله کلام از ذکر تفصیلی آن خودداری می‌کنم. اما در صورت لزوم و اثبات ضرورت همه جانبه‌ی طرح آن آماده‌ی انگشت نهادن بر یک یک آنها هستم.”

پاسخ به آقای محمد لبافی در سایت لواسانی‌ها

من همان‌طور که گفتم قایل به بی‌خطا بودن کتاب نیستم ولی نه در این حد که بخواهم به افرادی که نه گویش برگیجانی را بلد هستند و نه مقالات مرتبط با آن را خواند‌ه‌اند و فقط براساس یافتن چند واژه غیرمصطلح نتیجه‌گیری از پیش مشخصی را ارایه کنند هم پاسخ بدهم. آقای محمد لبافی که البته به طرز خنده‌داری که گویا دارند به دست کودکی آب نبات چوبی می‌دهند، چند بار از تلاش من تقدیر کرده است ولی شمشیر زبان از نیام کشیده و نه تنها من، بلکه بر فضای فرهنگی کشور، خبرگزاری‌ها، انتشاراتی‌ها، نسل جدید و بی‌حوصله امروز، و تمام دست اندرکاران این کتاب که بجز راننده وانتی که کتابها را جابجا کرده شامل صحافی لاری و وزارت ارشاد و کتابخانه ملی و مردمانی که به گویش برگجونی سخن می‌گویند و کسانی که به طور شفاهی واژه‌ها را برای من ترجمه کرده‌اند و شرکت تعاونی برادران امین و افرادی که کمک مالی کردند، طراح جلد و ادمین تلگرام برگجهان نیز می‌شود لطف کرده اند و در این میان البته الطاف خاص خود را از مقدمه‌نویس کتاب دریغ نکرده‌اند.

لذا در خود چنین توانی ندیدم که در برابر این همه استدلال منطقی! از راه منطق پاسخ ایشان را بدهم. بنابراین به راه طنز رفتم و پاسخ شوخی‌وار دادم و برای ایشان و خوانندگان سایت لواسون نوشتم:

“دیشب مرحوم علی‌اکبر دهخدا به خوابم آمد. گفتم: استاد کجایید؟ گفت: چه شده؟ گفتم: ۷۰۰۰ سال از قدمت روستای برگیجان می‌گذرد و چشمان ما به در ماند تا استادی فرهیخته بیاید و با دانش وافی و کافی و کاملا علمی و ارجاعات دقیق به سخن بزرگان و اساتید ادب، واژه‌نامه‌ی گویش بلگیجان را برای جوانان جویای علم جهان به رشته‌ی تحریر درآورد.

دریغ از اینکه کسی به این مهم دست زند. شما دیگر چرا؟ چرا پیش از دست بردن به فرهنگ دهخدا به فرهنگ ده ما مشغول نشدید؟ این کم‌کاری شما سبب شد من که فردی بی‌ دانش کافی و بی علم و بی ارجاع و بی ادبیات هستم این کار گزاف را بکنم و گمان می‌کردم همین که نامم علی‌اکبر است می‌توانم پا جای پای علی‌اکبر دهخدا نَهَم.

دهخدا گفت: من برای تمرین قبل از شروع کار اصلی دست به نوشتن فرهنگ دهخدا زدم تا کار بیاموزم و توان و دانشم را بیفزایم و سپس رسالت اصلی‌ام که نوشتن فرهنگ گویش برگیجان بود را آغاز کنم و دریغا که اجل مهلتم نداد. اما برای شما باکی نیست چون افراد زبردست و اساتیدی گران دارید. چرا به آنان رجوع نمی‌کنید؟

پرسیدم: منظورتان کیست؟

گفت: م-ل

گفتم: ایشان کتابی را که قبلا چاپ کرده بودند به قدری نایاب شد که یک نسخه‌اش را هم خودشان ندیدند تا چه رسد به من.

گفت: نه منظورم از م-ل شاگرد آن یکی م-ل است که اخیرا از استادش هم پیش افتاده است.

از خواب بیدار شدم و یک راست رفتم سراغ خبرگزاری‌ها تا شرح این خواب را منتشر کنند.

گفتند: از ادمین سایت لواسون اجازه گرفته‌اید؟

گفتم: نه

گفتند: ما اجازه درج اخبار دروغ را نداریم. همان دروغ قبلی کافی بود.

گفتم: یعنی انتشار کتاب فرهنگ گویش برگیجان دروغ بود؟ من که یک نسخه اصل کتاب چاپ شده را همراه مجوز انتشارش برایتان فرستادم. دروغ بود؟

گفتند: بله دروغ بود. راست آن است که کتابی مانند “روستای من” بنویسید و اخبارش را در سایت‌های مجازی منتشر کنید نه خبرگزاری.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *