خانه » اخبار » یلدا/خورروز

یلدا/خورروز

حجت سیف محمدی، آذر ۹۷

آیین‌ها و آداب و رسوم هرملت، سازنده عناصر فرهنگی و تنوع آن دلیل غنای فرهنگی است.

شناخت  آیین ها و بازگشت به آنها در دوران بحران هویت یکی از راههای حفظ هویت فرهنگی است. به مناسبت نزدیک بودن شب یلدا برآن شدم تا جهت بازشناسی عناصر فرهنگی این شب که ما را با فرهنگ کهن این مرزوبوم آشناتر خواهد کرد، مقاله‌ای را از آقای آردین آرتا و با رسم امانت‌داری تقدیم عزیزان نمایم، باشد که در این شب شاهد دوباره شادی‌ها، شادی‌هایی ازعمق جان باشیم.

یلدا/خورروز- کهن الگوی زایش خورشید، یادگارکهن ایرانشهر

نوشته: آیدین آرتا

شب یلدا به زودی فرا می‌رسد و این شب از منظر کهن الگویی Archetypal بازگو کننده یکی از کهن‌ترین باورهای ناخودآگاه مردمان جهان ایرانی است. باور به نبرد نور و ظلمت و پیروزی نهایی نور بر تاریکی. یلدا را در ناخودآگاه جمعی ایرانیان می‌توان تجسم امید جمعی ایرانیان به پیروزی نهایی نور بر ظلمت تعبیر کرد و شاید حتی فراتر از آن به ایمان ما به تحقق این وعده ازلی.

ما میلاد آن نور را که درگسترده‌ترین، نیرومندترین و طولانی‌ترین استیلای شب و تاریکی متولد می‌شود جشن می گیریم. جشن پر نور ما در طولانی‌ترین شب سال نشان از ایمان تاریخی ماست به پیروزی نور، حتی اگر تاریکی و سیاهی را در اوج سیطره و قدرت خود ببینیم.

در جستاری که پیش روی شماست و چندسال پیش نگاشته شده است، من نگاهی داشته‌ام به اهمیت تاریخی و جهانی این جشن و گستره شگفت‌انگیز جغرافیایی آن. زمانی که این جستار را می‌نوشتم نگاهم بیشتر بر گستره‌ی این جشن درجهان کهن ایرانی و ایرانشهر باستانی بود، ولی امروز بر این باورم که این کهن‌الگو، کهن الگویی بی‌مرز و جهانی است که ارتباطی با هیچ ملیت و نژادی ندارد، اگرچه هم چنان بر این باورم که این کهن‌الگو در خاطره جمعی مردمان جهان ایرانی بسیار زنده و نیرومند است و پاسداشت آن اهمیتی فراتر از یک سنت تاریخی دارد.

یلدا/چله/خورروز، یادگار کهن ایرانشهر

یلدا جشنی است پیچیده در رازهای باستانی که یادآور جاودانه‌ی غلبه‌ی نور برتاریکی است. جشنی که بخش بزرگی از مردمان جهان کهن ایرانی از جنوب روسیه و فلات ایران تا شبه قاره‌ی هند این شب را جشن خواهند گرفت، بی‌آنکه اغلب این مردم از وسعت جغرافیایی این جشن و تقدس تاریخی و رازهای نهفته‌ی درآن آگاه باشند.

جشن‌هایی چون یلدا و نوروز که از ایران تا غرب چین جشن گرفته می‌شوند به یاد ما ایرانیان می‌آورند که “ایرانشهر” نه یک سرزمین جغرافیایی که گستره‌ای فرهنگی است که مرزهای حقیقی آن بسیار فراتر از مرزهایی است که مردمان این جهان کهن را از یکدیگر جداساخته است.

شبِ یلدا فرصتی است برای دوباره به یادآوردن رویای فراموش شده‌ی ایرانشهر که در جهان تکه‌تکه شده‌ی امروز ما، خود را در دل اسطوره‌ها، سنن و آیین‌های باستانی تداوم می‌بخشد و در این تداوم زنده خواهد ماند، حتی اگر که هزارتکه شده باشیم. این رویا چون نیرویی یگانگی‌بخش همه‌ی ما را چه در خانه و چه در هجرت و در هر سرزمینی که باشیم به یکدیگر پیوند می‌زند. جشن‌هایی چون یلدا در طی هزاره‌ها ما را در مقابل ویرانگرترین تندبادهای تاریخ که نام وخاطره‌ی ملت‌ها و تمدن‌های بسیاری را از صفحه‌ی تاریخ زدوده‌اند، حفظ کرده‌اند و همچنان توان تداوم پاسداری از بذرهای هویت ما را دارا هستند.

درتقویم ایرانی این شب مقارن شامگاه ۳۰ آذر و انقلاب خورشیدی است که به عنوان طولانی‌ترین شب سال جشن گرفته می‌شود. ولی آن چه به این شب معنایی ویژه می‌بخشد نه طول آن، بلکه این حقیقت است که سراسر این شب چون نبردی است میان تاریکی در قدرتمندترین شب فرمانروایی خود که با تولد خورشید و غلبه‌ی نور بر این طولانی‌ترین و گسترده‌ترین تاریکی‌ها، استیلای آن به پایان می‌رسد.

یلدا نمادی از پیروزی نهایی نیکی و نور بر نیروهای اهریمنی است. نبرد میان نور و ظلمت که یکی از بنیادی‌ترین باورها در جهان‌بینی ایرانی است. ظلمت شب یلدا یادآور تاریخ ما مردمی است که شب طولانی تاریخ را با رنج و تاریکی دست و پنجه نرم کرده‌ایم ولی هرگز باور نکرده‌ایم که این رنج از ما نیرومندتر و این تاریکی پایدار و ابدی است. یلدا یادآور ایمان ماست به این وعده‌ی هورمزد که سرانجام اهریمن با تولد نور نابود خواهد شد.

یلدا و یا خورروز باستانی نمادی از کهن‌الگوی زایش خورشید و نابودی تاریکی است. کهن‌الگوی نبرد نور و ظلمت و پیروزی نور بر تاریکی یکی از قدیمی‌ترین و نیرومندترین کهن‌الگوها در جهان کهن ایرانی است.

اگرچه جشن گرفتن اعتدال زمستانی در بعضی ملت‌های دیگر به جز ایرانیان باستان نیز مشاهده شده است، ولی می‌توان آن را فصل مشترک اقوام هندوایرانی و یادگار فرهنگ مشترک کهن آنها در زمانی دانست که در کنار یکدیگر می‌زیسته‌اند.

از ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌توان این جشن آیینی را در شاخه‌های مختلف آریاییان مشاهده کرد. از اقوام شمالی نوردیک و ژرمن و از ایران تا آلمان و لیتوانی، تا هند و مردمان سرزمین‌های جنوبی روسیه. می‌توان حتی تاثیر این جشن را بر مردمان سرزمین‌های دوردست چون ژاپن، ازطریق اقوام آریایی آینو که از روسیه وارد ژاپن شدند و برسلسله مهم یاماتو تاثیر بسیارگذاشتند و همچنین در مصر از طریق مصریان با اقوام آریایی هیتی مورد مطالعه قرارداد.

دراین میان سرزمین‌هایی وجود دارند که ارتباط آنها با این سنت چون رازی دور از دسترس باقی مانده است. چون تمدن شگفت‌انگیز مایا درآمریکای جنوبی که آنان نیز این شب را با درکی یکسان از تولد ایزد خورشید جشن می‌گرفته‌اند که در ادامه به آنها بیشتر خواهیم پرداخت.

در این جستار من تصمیم دارم نگاهی داشته باشم به اقوامی که این شب را جشن می‌گیرند و تلاش خواهم کرد تقارن‌های جالب توجه در میان سنن این اقوام را مورد توجه قرار دهم.

این شب مقارن است با آیین باستانی خورشیدروز “خورروز” که آیین باستانی مهر (میتراییسم) ایرانی و سپس رومی جشن گرفته می‌شد و هم نزد ایرانیان و هم رومی‌هایی که بر این آیین بودند مصادف بود با روز تولد میترا “مهر” که نزد ایرانیان و هم چنین رومی‌ها پیش از میلاد مسیح روزی مقدس به شمار می‌رفته است.

ایرانیان باستان این روز را خورشیدروز “خورروز” نامیده و این شب را به عنوان شب زایش مهر یا خورشید جشن می‌گرفته‌اند و به عنوان یک آیین باستانی در دامنه‌های البرز تا دمیدن سپیده به انتظار طلوع خورشید می‌نشسته‌اند و پیروزی مهر و شکست اهریمن را با خواندن دعایی با نام “نی ید” جشن می‌گرفته‌اند.

مردمان این شب را از فلات ایران تا شبه قاره‌ی هند جشن می‌گرفته‌اند و حتی مردم بنگلادش نیز هنوز این شب را “شب نور” دانسته و گرامی می‌دارند. در دوره‌های بعدی نیز مزدکیان و خرم‌دینیان این روز را “خرم روز” نامیده و گرامی داشته‌اند. شاید توجه به این نکته نیز جالب باشد که ما ایرانیان کلمه “مهر” را هم به معنای خورشید و هم به معنای عشق و محبت به کار می‌بریم و نور دانستن محبت نشان از اهمیت ویژه‌ی این واژه و انطباق این مفاهیم نور و عشق در فرهنگ ایرانی دارد.

این روز هم‌چنین در تقارن نسبی است با زادروز (میلاد) عیسی مسیح در تاریخ ۲۵ دسامبر که توسط تمام مسیحیان جهان جشن گرفته می‌شود. جالب است بدانیم مطابق روایت انجیل لوقا، عیسی مسیح نه در زمستان و ماه دسامبر بلکه در فصل تابستان متولد شده است.

مطابق تقویم یهود ماهی که جبرییل بر مریم ظاهر شد ماه پایانی تابستان است و به همین دلیل تولد عیسی مسیح باید درآغاز تابستان بعد باشد و در تایید این موضوع مجددا در انجیل لوقا هم‌چنین روایت تولد مسیح همزمان با فصل چرای گوسفندان ذکر شده است، حال آنکه هیچ شبانی گوسفندان خود را در زمستان به چرا نمی‌برد! و دیگر اینکه هیچ اشاره‌ای به نشانگان زمستان در تولد عیسی مسیح وجود ندارد.

نکته اینجاست که دراین مورد نیز امپراتور کنستانتین پس از پذیرش مسیحیت به دلیل وجود اختلافات در تاریخ میلاد مسیح در سال ۳۲۵ میلادی شورایی به نام شورای اول نیکائا (First Council Of Nicaea) را تشکیل داد تا اصول دین مسیح را بنیان گذارند. در این شورا و شورای بعدی بود که اناجیل اربعه رسمیت یافت و در مورد زمان تولد حضرت مسیح تصمیم گیری شد. اگرچه هنوز نیز در این مورد اختلاف وجود دارد و کلیسای گریگوری و ارتدوکس ۶ ژانویه را زادروز مسیح می‌شمارند.

ولی چرا ۲۵ دسامبر به عنوان زادروز میلاد مسیح برگزیده شد؟

حقیقت این است که این موضوع نیز بازمی‌گردد به گسترش میتراییسم در روم و محبوبیت آیین “خورشیدروز” و باور شکست تاریکی در این شب. روزی که آن را زادروز تولد میترا یا مهر می‌دانستند. گاه‌شمار مورد استفاده‌ی رومیان گاه‌شماری یونانی بوده است و دلیل جابجایی تاریخ تولد مسیح از ۲۱ دسامبر به ۲۵ دسامبر ناشی از یک خطای محاسباتی بوده است که امروزه مورخین بسیاری این احتمال را مورد تاکید قرار داده‌اند.

آیا هرگز از خود پرسیده‌ایم که چرا روز مقدس و تعطیل درهفته، نزدمسیحیان sunday یعنی ترکیبی از sun یعنی خورشید و day به معنی روز است؟ آیا این صرفا تقارنی تصادفی است که هم میتراییسم(آیین مهر) و هم مسیحیت هر دو روز مقدس هفته خود را خورشیدروز نامیده‌اند (درآیین مهر روز آخر هفته نیز مهرشید یا روزخورشید نامیده شده است)؟

جالب است بدانیم که این روز نیز نخستین بار توسط کنستانتین نخستین امپراتور روم در سال ۳۲۱ میلادی و با نام روزخورشید تعطیل شد. دلیل آن گسترش میتراییسم در روم و مقدس بودن مهرشید نزد مردم و سربازان رومی بوده است که برای گسترش مسیحیت بهترین راه استفاده ازسنت‌های جاری و تغییر معنای آنها بوده است!

روز ۲۱ دسامبر یا همان شب یلدا یکی از بزرگترین جشن‌های ملی رومیان در امپراطوری روم پیش از پذیرش مسیحیت بوده است که بانام “دیوالیا Divalia” و به افتخار خورشید بازگردنده (returning sun) در غالب یک فستیوال ملی جشن گرفته می‌شده است.

درسال‌های اخیر بقایای معابد و مهرابه‌های میترایی که نه تنها در آسیای صغیر و فلات ایران که حتی با وسعت بسیار در اروپا از ایتالیا تا آلمان، ایرلند و انگلستان به‌دست آمده‌اند و تصاویر منقوش در این معابد کمک کرده‌اند تا اطلاعات جدید از میترا – این چهره‌ی مرموز تاریخ – حاصل گردد.

اطلاعاتی که به روشنی نشان از شخصیتی مستقل از ایزد باستانی با عنوان مهر نجات‌بخش و پیامبر ایرانی می‌دهدکه آیینی بسیار مدون و البته رازآمیز را نمایندگی می‌کند، پیامبری که تحت تاثیر نشانگان میترا و بازگشت او ظهور می‌کند و دهها تصویر، مجسمه و معابد باقیمانده ازآیین او نشان از گسترش منحصر به فرد این آیین، اندکی پیش از تولد مسیح به ویژه در امپراطور روم دارد. آیینی که امروز کلیسای کاتولیک و به طبع آن بسیاری حتی در دانشگاه جهان غرب با اطلاق نام کلی پاگانیسم یا شرک و زندقه می‌کوشند آنرا به فراموشی بسپارند و به سادگی از آن بگذرند.

در رابطه با ارتباط سنت‌های کلیسای کاتولیک و آیین‌های میترایی به ویژه در رابطه با آیین‌های مرتبط با جشن سال نو(کریسمس) سخن بسیار است که آن را به بعد موکول می‌کنیم. ولی ذکر این نکته دارای اهمیت است که روزهای ۱۷تا ۲۵ دسامبر در سنت‌های مسیحی به عنوان آخرین هفته پیش از تولد مسیح جشن گرفته می‌شوند و هر روز نامی ویژه و آوازهای مخصوص به خود و عبادتهای خاص خود را داراست و نکته‌ی بسیار جالب در این رابطه این است که روز ۲۱ دسامبرکه درسنت‌های باستانی هند و اروپایی زادروز خدای خورشید (مهر/ میترا) است در این مراسم عبادی که آنتیفون antiphon نامیده می شود با نام اورینس Oriens یا خورشید طلوع‌کننده شناخته می‌شود و خود کلمه اورینس درلاتین “شرق” معنا می‌دهد که نقطه ظهور و تولد خورشید(مهر) است.

شعر بسیار معروف زیر در رابطه با این روز به عنوان یک پیشگویی درقالب یک سرود کلیسایی در این روز خوانده می‌شود که نظرتان را به متن لاتین و هم چنین ترجمه انگلیسی این متن و یک اشتباه عجیب‌ ترجمه که به طور وسیع در دنیای انگلیسی زبان مورد استفاده قرار می‌گیرد جلب می‌کنم.

:Latin

,O Oriens

 ,splendor lucis aeternae,et sol justitiae

veni,et illumina sedentes in tenebris

et umbra mortis

:English

O  Morning Star

splendour of light eternal and sun of

righteousness

Come and enlighten those who dwell in

darkness and the shadow of death

همان‌طور که دیده می‌شود در تصنیف فوق کلمه شرق در زبان لاتین Oriens که به استعاره از خورشید و نقطه تولد آن استفاده می‌شود به دلایل نامعلومی به ستاره ترجمه شده است. ولی تصویر و نماد این روز که در زیر می‌بینید به خوبی معنای این روز را آشکار می‌سازد.

در رابطه با جشن گرفتن شب یلدا توسط رومیان به این اشاره شد که آنها این جشن را دیوالیا می‌نامیدند و جالب این که این جشن با نام مشابه دیوالی و یا دیپاوالی در میان هندوها نیز با عنوان جشن غلبه نور بر روشنایی شناخته شده و هندوها، سیک‌ها و چینی‌ها این روز را به عنوان غلبه نور بر تاریکی جشن می‌گیرند و تصاویر زیر مربوط به مراسم سالانه این جشن ملی هندوهاست.

شب یلدا هم‌چنین با روز جشن میلاد دیلاماخ Deela-Malkh خدای خورشید باستانی مردم ویناخ Vainakh که قزاق‌های شمالی و مردم ساکن در مناطق امروزی چچن اینگوش و شمال گرجستان هستند متقارن است. اغلب این مردم امروزه مسلمان هستند ولی هم‌چنان این آیین باستانی را در این شب جشن می‌گیرند. سمبل خدای خورشید این مردم یعنی دیلاماخ را درتصویر زیر می‌توانید مشاهده کنید که شباهت آن با سوایستکا swastika (   Sanskrit) نماد شناخته شده‌ی آریاییان که بعدها توسط هیتلر و حزب نازی آلمان برای تاکید بر ریشه آریایی ژرمن‌ها مورد استفاده قرار گرفت نیازمند توضیح بیشتر نیست.

روز ۲۱ دسامبر به عنوان جشن یوله Yule در آلمان نیز جشن گرفته می‌شده است و امروزه نیز در کشورهای نوردیک فارغ از پیشینه متفاوت، این جشن نام دیگری برای کریسمس محسوب می‌شود. در شکل باستانی این جشن، هدف این جشن گرفتن تولد خدای بزرگ شاخدار شکار-خدای خورشید در آیین ویکا Wicca بوده است که به عنوان آیینی نئوپاگان احیاء مجدد یافته است.

در لیتوانی درست در همین روز یعنی ۲۱ دسامبر که مصادف با شب یلداست جشنی گرفته می‌شود که زیماسوتکی Ziemassvetki  نامیده می‌شود و هدف از آن شادی به دلیل باز زایش خورشید است و غذاهایی خورده می‌شوند که همگی اشکالی دارای انحناء و یادآور شکل خورشیدند، مانند نخود، لوبیای گرد، تخم مرغ و سوسیس‌هایی که به شکل گرد درست می‌شوند. درتمام طول مدت جشن آتشی روشن نگاه داشته می‌شود که باور دارند به تولد خورشید کمک خواهد کرد.

گروهی از بومیان اسکاندیناوی نیز که آنها را سامی sami می‌خوانند و خود را فرزندان خورشید “parneh paiven” می‌دانند و حتی پرچمشان که در زیر مشاهده می‌کنید خورشیدی را در مرکز خود نقش بسته است و از سوئد و فنلاند و نروژ تا غرب روسیه پراکنده‌اند نیز این روز را با نام الهه خورشید بی‌وه Beiwe جشن می‌گیرند.

و اما نگاهی داشته باشیم به ملت‌های دیگری که این آیین را جشن می‌گیرند و کهن‌الگوی میلاد نور و خورشید در این روز ویژه بخشی از فرهنگ تاریخی این مردم بوده است. اقوام دورتری که ظاهرا تماس مستقیمی با فرهنگ هندوایرانی نداشته‌اند.

نخست مصریان:

بررسی اسطوره شناسی و تاریخی اسطوره-ایزد میترا موضوعی بسیار مفصل وخارج از مقدورات این مکتوب است ولی به همین اندازه بسنده می‌کنیم که این ایزد(میترا) که پاسدار آریاییان و ایزد خورشید بوده است با ارابه چهاراسبه خود آسمان را می‌پیموده و در روز رستاخیز نیز آناهیتا ایزدبانوی آب درکنار او بر این ارابه ظهور خواهدکرد. تصویری مشابه از این خدای باستانی در یونان در ردای ژوپیتر و در مصر با عنوان هوروس (خدای خورشید) با همانندی بسیار ظهور مجدد پیدا کرده است که درباره انتقال ایزد میترا به مصر شاید بتوان به فرعون آریایی‌نژاد “آخن‌آتون” اشاره کرد که مادرش و همسرش”نفرتی‌تی” هر دو از نژاد میتانی بودند و هم او بود که آیین یکتاپرستانه آتون را با شنیدن سرود خورشید در مصر بنیان گذارد که به اعتقاد بسیاری از جمله فروید ریشه مستقیم درآیین‌های باستانی هندوایرانی داشته است.

حدود ۴۰۰۰ سال پیش یلدا، با عنوان شب باززاییده شدن خورشید در مصر جشن گرفته می‌شده است و این روز را روز بازگشت هورس Hors خدای خورشید می‌دانسته‌اند و جالب این که این روز در تقارن با افسانه پیشگویی پیروزی نهایی هورس خدای ردشنایی برخدای سث/سوتخ  Sutekh که معادل اهریمن در اساطیر مصر است نیز می‌باشد. شباهت حیرت‌انگیز شاهین نقش بسته بر پرچم شاهنشاهی هخامنشیان و تصاویر منتسب به هورس در مصر باستان شگفت‌انگیز است.

نبردی که در دریاچه اوزیریس یا همان دریاچه آتش رخ می‌دهد و برای همیشه با شکست سوتخ به قلمرو تاریکی پایان می‌بخشد. نکته‌‌ی جالب توجه دیگر این که هورس یا خدای خورشید مصر باستان “مات” است که خود هم قانون و هم یک ایزد است. “مات” خدای راستی، پیمان و عدالت است و هورس فراعنه را برای پاسداری از این قانون/خدا به عنوان نگهبانِ “مات” برگزیده است و به همین دلیل بوده که فراعنه نیز لباس”مات” را در بر می‌کردند تا این وظیفه را یادآوری کنند. شباهت آوایی و زبان‌شناختی Maat و ایزد آریاییMither مشابهت بسیار با مات ایزد راستی، پیمان و عدالت دارد که بعدها در”مهر” که پیامبری در تجسم این ویژگی‌هاست تولد می‌یابد.

نکته‌ی جالب دیگر این است که هر دو ایزد “مات” و “میتر” وظیفه قضاوت ارواح مردگان و داوری را برعهده دارند و درتصویر زیر نقشی از ایزد مات و در آن ایزد مهر/ میترا را سوار بر ارابه خود می‌بینید که عرصه آسمان را می‌پیماید. مجسمه‌ی طلایی میترا بر ارابه‌ی آسمان‌پیمایش که آناهیتا ایزد آبها و زایش او را همراهی می‌کند تندیسی از دوران مادهاست که همراهی این دو را در روز نبرد پایانی به تصویر کشیده است. روزی که هر دو باهم ظهور خواهند کرد.

تمدن دومی که این روز را جشن می‌گرفته است تمدن مایاها (از بومیان آمریکای مرکزی) و چند فرهنگ دیگر باستانی در این منطقه هستند. در تقارنی شگفت تمدن مایایی که تمدنی دورافتاده در قاره آمریکا بوده است در تقویم خویش این روز یعنی ۲۱ دسامبر را مقدس دانسته و نخستین دوره‌ی تمدن مایایی که آن را “نور و زمان light and time” نامیده‌اند و معتقد بودند که در ۲۱ دسامبر ۳۳۱۴ قبل از میلاد آغاز شده است. تقارن یلدا با روز مقدس تقویم مایایی شاید برای اولین بار است که در این مقاله طرح می‌گردد که توسط نگارنده در بررسی تقویم مایایی و دوره‌های ۱۳گانه آن حاصل شده است.

گروهی دیگر از بومیان قاره آمریکا به نام زونی Zuni که امروز تنها نزدیک به ۷۰۰۰ نفر از آنان در نزدیکی مرزهای مکزیک زندگی می‌کنند و آنها را باقی‌مانده از قبیله و مردم پوبلو pueblu می‌دانند نیز روز ۲۱ دسامبر و تولد خدای خورشید را جشن می‌گیرند.

این مردمان معتقدند که از دروازه‌ای مخفی و از بعدی دیگر صدها سال پیش اجدادشان به آمریکا آمده‌اند و این دروازه مخفی را شیپاپو shipapu می‌نامند. زبان این مردم هیچ قرابتی با سایر زبانهای بومیان آمریکا ندارد و سنتهای آنان نیزکه به آن شدیدا دل بسته‌اند منحصر به خود آنهاست. در زیر تصویر دو نماد مقدس آنان را می‌بینید.

این جشن در ژاپن نیز در حدود قرن هفتم میلادی به افتخار آماتراسو اوکامی Amaterasu-omikami الهه خورشید که نام او نیز به معنای نوری که در بهشت می‌درخشید بر پا می‌شده است. او حافظ خاندان سلطنتی ژاپن نیز شمرده شده است. درابتدای این جستار به تاثیر آینوهای آریایی‌تبار بر نخستین تمدنهای شناخته شده‌ی ژاپن اشاره شد ولی در این  رابطه کتاب “سلسله یاماتو در ژاپن و تمدن باستانی پاس” نوشته‌ی‌ دکتر شهاب ستوده‌نژاد تحقیقی بسیار جامع و قابل توجه و خواندنی است.

پیش از به پایان بردن این جستار، نیک است اگر نگاهی دوباره داشته باشیم به استفاده از نماد خورشید در اسطوره/ایزدان ایرانی.

به تصاویر زیر توجه کنید. دایره نمادی از خورشید است و حلقه که نمادی از مهر که همزمان ایزد مهر و پیمان است، در این تصاویر قابل مشاهده‌اند. آنچه ریشه‌ی ایرانی/آریایی این نماد که در دستان و یا در بالای سر فروهر، میترا، هورس و ویکا و مغان مادی دیده می‌شود را می‌تواند تایید کند قدمت این نماد نزد آریاییان است.

نزدیک‌ترین احتمال دیگر به دلیل قدمت تمدنی مصریانند که ممکن است استفاده از این نماد نخست از سوی آنان صورت پذیرفته باشد و سپس سایر ملل از آنان اقتباس کرده باشند که به دلیل روشنی قابل رد است. زیرا این نماد در قوم هیتی که آریایی‌نژاد بوده و توسط مصریان نابود شده‌اند نیز دیده شده است، با تاریخی کهن‌تر از مصریان. و هم چنین این نماد بر مقبره کیاکسار(cyaxares) بنیان‌گزار پادشاهی ماد که در کردستان دفن است نیز موجود است که نشانگر وجود این نماد پیش از هخامنشیان در میان اقوام ایرانی است.

در پایان شاید مناسب باشد به این مهم نیز اشاره شود که ریشه‌ی کلمه مسیح را می‌توان در واژه سانسکریت “می” بازجست که “دوستی” معنا می‌دهد و هم‌چنین “میتر” نیز با همین معنا به کاربرده شده و”میذ” نیز میانجی‌گری و شفاعت معنا شده است. کلمات medium,medicine,media,mediator در زبان انگلیسی هم چنان این معنا را حفظ کرده‌اند. این واژه‌ها بعدها با شکل “میشی”  و “میسی” و درنتیجه “مسیح” به کار برده شده است و احتمالا ارتباطی با کلمه مسح عربی به معنای آب یا روغن مالیده شده ندارد.

در نوشته‌های پهلوی نیز میترا به تمام اشکال میئر، میهر، میر نوشته شده است. می‌توان گفت باور به ظهور یک نجات دهنده یکی از ریشه‌ای‌ترین باورهای اقوام ایرانی است که در جشن مهر(یلدا) تجلی یافته و برای هزاره‌ها ایمان آنها را به غلبه پایانی نور بر تاریکی و نیکی بر بدی و دفع اهریمن از جهان و پیروزی یکتاپرستی بازتاب داده است.

از همین رو می‌توان کهن‌الگو “Archetype” زایش خورشید و نابودی ظلمت را کهن‌الگویی ریشه‌دار در اقوام هندوایرانی و شاخه‌هایی از آنان که به اروپا کوچ کردند دانست که هم چنان در گستره‌ی این جهان فرهنگی به صورت نمادین جشن گرفته می‌شود. قدرت این کهن‌الگو تا اندازه‌ای در این جهان نیرومند بوده است که حتی به تغییر تاریخ مسیحیان برای انطباق میلاد مسیح با شب زایش نور منجر شده است.

۳ دیدگاه

  1. با درود فروان از زحمات شما عزیزان
    شب یلدا خوبى مملو از شادى براى همگى از ایزد مهر خواهانم

  2. باسلام خدمت آقای سیف محمدی و عرض خسته نباشید و تشکر از انتخاب و ارسال این مقاله‌ی زیبا و آگاهی‌بخش.
    آشنایی با تنوع اقوام و آیین‌ها در گذشته‌های دور جذاب و شیرین و البته مهم است. آیین‌هایی که سبب هم‌بستگی میان افراد قوم شده و بهانه‌ای بود برای دور هم بودن و شاد بودن و هدف‌دار و معنادار کردن زندگی رازآلود و سخت گذشتگان.
    این آیین‌ها که ملهَم از طبع بشری و همچنین طبیعت و جغرافیا بود، با وجود تاثیر وحدت‌بخشی که در میان یک قوم داشتند، اما اقوام را در مقابل هم قرار نمی‌داد. زیرا در این آیین‌ها کشتن افراد از اقوام و آیین‌های دیگر مقدس تلقی نمی‌شد. در عقب‌افتاده‌ترین آیین‌ها هم که موضوع قربانی افراد برای خدایان مطرح بود، قربانیان را از میان خود انتخاب می‌کردند.
    اما عمق مفاهیم و تاثیرات این آیین‌ها بسیار متفاوت بودند. آیین میترائیسم آیینی بود که با توجه به گستردگی و عمق تاثیر آن توانست محبوبیت جهانی یافته و در اغلب اقوام و مذاهب آینده رسوخ کند. نوع بشر اغلب به داشتن همین آیین‌ها قانع بوده و از آن فراتر نمی‌رفتند. اما به نظر می‌رسد مردم خاورمیانه و پیرامون آن ذهن خلاق خود را رها نکرده و این آیین‌ها را پرورانده و از میان آنها ادیان مختلفی را پی در پی بنا نهادند. ادیانی که با گرفتن اجزایی از آیین میترائیسم و دین قبلی و تغییر اجزای دیگری از آن به عنوان دین برتر ایجاد شدند و با تاسسد ظاهری دین قبلی ولی با نفی عملی آنها منشا بسیاری از جنگها در طول تاریخ بشریت شدند. منشا این ادیان دین مغان زردشتی و انتهایش مذاهبی است که به طور مستمر در حال ایجاد هستند و از درون آنها انواع مذاهب افراطی موجود خلق شده اند که در دو سوی جنگهای امروزین جهان قرار دارند.
    راز شیرین بودن آیین گذشتگان از هالووین و سپندارمذگان و یلدا و نوروز و کریسمس و … در این است که انسان امروزینِ خسته از جنگ و دشمنی با خود و طبیعت را به دوران دوستی و عشق به انواع بشر و دوستی با طبیعت بازمی‌گرداند.

  3. با سلام و ممنون از مقاله ای که انتحاب و ارسال داشتید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *