خانه » کار و پیشه » استَل در برگجون

استَل در برگجون

نویسنده: علی اکبر لبافی، دی ماه ۱۳۹۳

در گویش برگجونی به استخر “اَستَل” (astal) می‌گویند. در مقاله‌ی گویش برگجونی برخی از قواعد این گویش بیان شده است. در واژه‌ی استل سه قاعده از قواعد گویش برگجونی به شرح زیر همزمان دیده می‌شود:

  • جابه‌جایی بعضی حروف با هم. مانند: بَرفوشن(بِفروشند)، بَرفوختن(بفروختند)، گول لَه(گلُوله)، کرسی(کسری).
  • تبدیل حروف به یکدیگر که تنوع زیادی دارند. در این میان تبدیل “ر” به “ل” فراوانی بیشتری دارد. مانند: لوواس(ریواس)، زهلَه(زهره)، غلبیر(غربال)، بلگ(برگ)، اوسال(افسار)، سول(سرو)، انجیل(انجیر)، چمبل(چنبر)، سولاخ(سوراخ).
  • حذف بعضی از حروف واژه‌ها. مانند:گسنه(گرسنه)، ممّد(محمّد)، ربی(ربیع)، امرو(امروز)، مجر(معجر)، برار(برادر)، تل(تلخ).

در واژه استخر ابتدا حروف “خ” و “ر” جابه‌جا شده‌اند: استرخ(astarkh). سپس “ر” به “ل” تبدیل شده است: استَلخ(astalkh). کما اینکه برخی از گویشوران همین واژه را به کار می‌برند. اما در گویش غالب بومیان حرف “خ” حذف شده و واژه استل(astal) به کار می‌رود.

جالب است بدانیم این واژه در اغلب آبادیهای حوزه جنوبی البرز کم و بیش به همین شیوه بیان می‌شود. وجود جای‌نام‌های متعددی به نام استلک (به معنای استخر کوچک) در این محدوده بیان از این موضوع است، و متاسفانه اغلب به اشتباه به صورت اصطلک نوشته می‌شود.

astal3 
واژه استل برای من تداعی‌کننده‌ی دو خاطره‌ی کاملا متضاد است. یکی خاطرات شیرین شناکردن در روزهای گرم تابستان و استخرهای دست – ساخت کودکانه در رودخانه که امیدوارم در جایی دیگر به آن بپردازم و دیگری روزهای سخت و تکراری  و طاقت فرسای آبیاری باغها با این سیستم آبیاری.

می‌دانیم اغلب زمین‌های زراعی و همه‌ی باغهای برگجون آبیاری می‌شوند. شیوه‌ی آبیاری عمده‌ی زمینها در گذشته با استفاده از نهرهای منشعب شده از رودخانه برگجهان و با استفاده از حرکت ثقلی آب در نهرها و جوی‌ها و کرتها بوده است که ذکر کامل آن در مقاله‌های “آب و آبیاری” و همچنین “روزگ” بیان شد. گفته می‌شود در اراضی زیاده‌باد یک حلقه قنات نیز وجود داشته است. این قنات به گمان من چشمه‌ای بوده است که با حفاری به صورت نقب در دل کوه ایجاد شده است و مانند قنات‌های مرسوم نبوده است. نوع سوم شیوه‌ی آبیاری در برگجون که بعد از نهرها مهم‌ترین شیوه‌ی آبیاری اراضی روستای برگجهان بوده‌اند، آبیاری با استخر است.

از استخرها در زمین‌هایی استفاده شده است که آب نهرهای منشعب از رودخانه آن‌ها را مشروب نمی‌کنند، ولی در بالادست آن‌ها چشمه، یا آب جاری و کم حجم دره‌ای موجود بوده است. در این نقاط آب جاری کم حجم را به درون استخرهدایت کرده تا به مرور زمان در آن جمع شده و حجم قابل توجهی را ایجاد کند. آنگاه با رها کردن آب استخر، مبادرت به آبیاری زمین‌های پایین‌دست آن می‌کنند.


OLYMPUS DIGITAL CAMERAدر برگجهان همه‌ی باغها و زمینهایی که در ارتفاعات بالای نهرهای چالیمبیری، دشتاها(سرده)، و شاهُن قرار گرفته‌اند از طریق استخر آبیاری می‌شوند. البته در این میان زمین‌های کناررو، می‌یُن‌رو و اندار و زمین‌های مختصر واقع در حاشیه رود-دره‌های فوق که با نام‌های تنگه کناررو یا تنگندار نامیده می‌شوند استثنا هستند. در این زمین‌ها به دلیل دسترسی به سرشاخه‌های پرآب رودخانه از یک سو و محدود بودن وسعت اراضی، کشاورزان مجبور به ساخت استخر نشده‌اند.

بجز این موارد استثنا، مهم‌ترین اراضی بالادست نهرها که با سیستم استخر آبیاری می‌شوند به این شرح دسته بندی می شوند:

  • مجموعه زمین‌های واقع در دامنه اشه مَرغ
  • زمین‌های پُش بالابا و تنگه مَرغ
  • زمین‌های نادرَه و سلوسینگ
  • زمین‌های شیرُن دنبال

تشریح اجزای سیستم آبیاری با استخر

پیش از پرداختن به هر یک از زمین‌های مورد اشاره در بالا لازم است توضیحی خلاصه از اجزای سیستم آبیاری با استخر بیان شود.

astal9در گذشته که سیمان و اندود ماسه – سیمان و یا عایق رطوبتی در روستا وجود نداشت، همه‌ی استخرها گلی بود و به‌صورت برکه یا گودال بزرگی آب را در خود جمع آوری می‌نمود و چنانچه برای آن نیاز به دیوارسازی بود این کار با سنگ و ملات گل انجام می‌شد. بدیهی است چنین استخری دارای نشت آب زیادی بود. با ورود سیمان و رایج شدن مصالح بنایی جدید به مرور اغلب استخرها سیمانی با اندود ماسه – سیمان و عایق‌های رطوبتی ساخته شد.

اما مشکل دیگر استخرهای قدیمی شیوه بستن دریچه خروج آب از استخر بود. بدیهی است در گذشته نه چندان دور چیزی به نام لوله و فلکه در روستا وجود نداشت و این وظیفه به عهده گنگ(gong) و چوب گنگ بود.

گنگ که همان دریچه خروج آب از کف استخر بود در استخرهایی که به‌طور اساسی ساخته شده بود عبارت از تخته سنگی بود که در وسط آن سوراخی به قطر ۳ تا ۵ سانتی متر قرار داشت. در استخرهای کم اهمیت گنگ از تخته‌ی چوبی ساخته می‌شد. اشکال این نوع گنگ این بود که تخته به مرور پوسیده و ساییده شده و قطر گنگ زیاد شده و گاهی نیز به کلی می‌شکست.

چوب گنگ عبارت بود از چوبی به طول کمی بزرگتر از عمق استخر و قطر کمی بزرگتر از سوراخ گنگ. گنگ کار لوله یا راه خروج آب از استخر را به عهده داشت و چوب گنگ  کار فلکه را می‌کرد وعمل قطع و وصل راه خروجی استخر را برعهده داشت.

برای بستن سوراخ باید انتهای چوب گنگ را که نوک آن باریکتر شده بود، داخل سوراخ گنگ می گذاشتند. اما با این کار سوراخ آب – بند (خشکه بند در گویش محلی) نمی‌شد و لازم بود کمی خاک نرم در اطراف چوب  و سوراخ گنگ ریخته شود. هر زمان که استخر از آب پر می‌شد و لازم بود آب آن تخلیه شود، چوب را که به دلیل طول زیاد آن بالاتر از دیوار یا لبه استخر قرار داشت گرفته و با کشیدن به سمت بالا از سوراخ خارج می‌کردند. گاهی لازم بود مقدار آب خروجی تنظیم شود. اگر مقدار آب خروجی می‌بایست خیلی کم باشد، تنها چوب گنگ را لق کرده تا خاک کنار آن شسته شود و آب کمی از گنگ خارج شود. گاهی لازم بود حجم بیشتری آب خارج شود. برای این کار باید چوب گنگ را به طور کامل خارج کرده و چوب دیگری که از چوب گنگ نازکتر بود در داخل سوراخ گنگ قرار می‌گرفت. متناسب با قطر چوب جدید تنظیم فشار یا حجم آب خروجی ممکن می‌گردید.

OLYMPUS DIGITAL CAMERAاستخرها غیر از راه خروجی از کف (گنگ) دارای راه خروج از روی استخر هم هستند تا وقتی استخر پر از آب شد، آب مازاد از آن خروجی به سمت دلخواه سرریز شود. این آب مازاد را سراو می‌گویند.

در مقابل به آب ورودی به استخر ته‌او گفته می‌شود. گاهی به مقدار ناچیز آب استخر قبل از تخلیه کامل هم ته‌او گفته می‌شود. زیرا در این حالت مقدار آب خروجی از استخر در حدود همان مقدار آب ورودی است.

سیستم آبیاری با استخر کاری طاقت فرسا بود. برخلاف افرادی که هرگز این شیوه آبیاری را تجربه نکرده‌اند، نگارنده حدود نیمی از تجربه آبیاری‌اش در برگجون مربوط به این سیستم آبیاری بوده است. این سیستم نیازمند مراحل زیر است:

  • در اوایل بهار باید استخر را ترمیم کرد. اگر درز و شکافی در آن ایجاد شده ترمیم شود و گل و لای ته‌نشین شده در آن لایروبی شود. چوب گنگ اگر شکسته یا گم شده است، جایگزین شود و راه آب ورودی به استخر و خروجی از گل و لای و برگ و خاشاک پاکسازی شود.
  • روز قبل از نوبت آبیاری باید به استخر و راه ورودی آن سرکشی کرد. باید توجه داشت این سیستم مربوط به زمین‌هایی است که آب کافی ندارد و بنابراین آب در این نقاط ارزشمند است و باید جلوی هر گونه هدر رفتن آن را گرفت. در زمان سرکشی دقت می‌شود که آب ورودی قبل از ورود به استخر هرز نرود و یا در اثر برگ و خاشاک راه آن مسدود نشده باشد. به ویژه چوب گنگ به خوبی نصب و خاکریزی یا خشکه‌بند شده باشد تا آب نشت نکند.
  • در زمانی که آب فراوانتر است، احتمال آن که استخر در طول شبانه روز پر شود و سراو داشته باشد زیاد است. در این زمان‌ها افرادی که به استخر سرکشی می‌کنند مسیر سراو را به جایی هدایت می‌کنند که نیازمند به آبیاری است تا چنانچه سراو راه افتاد به هدر نرود.
  • اغلب زمین‌ها به دلیل وسعت زیاد نسبت به حجم آب استخر با یک مرحله تخلیه کردن آب به طور کامل آبیاری نمی‌شوند. به اصطلاح با یک استخر آب زمین در نمی‌رود. در این موارد لازم است فرد آبیار بیش از یک مرحله برای آبیاری مراجعه کند.
  • به دلیل کمبود آب این مناطق و هم به واسطه ارزشمند بودن آب و احتمال لق کردن چوب گنگ توسط افراد غریبه و هدر رفتن آب، لازم بود آب استخرها در صبح بسیار زود تخلیه شود. زیرا در این زمان به دلیل خنکی هوا آب در کرتها بهتر جلو رفته و زمین زودتر آبیاری می‌شد و اصطلاحا در هوای خنک آب بهتر کار می کرد و زمین زودتر در می‌رفت.OLYMPUS DIGITAL CAMERA
  • احتمال اینکه افراد ناآشنا به این سیستم و کودکان و افراد مردم‌آزار با لق کردن چوب گنگ یا درآوردن آن از جایگاهش سبب به هدر رفتن بخشی یا کل آب ذخیره شده در استخر شوند زیاد است و باید در چنین مواردی بیشتر به استخر سرکشی می‌شد.
  • احتمال آنکه جوانان برای شنا کردن وارد استخر شده و در اثر تلاطم ناشی از شنا کردن آب هدر برود یا چوب گنگ لق شود زیاد بود.
  • علاوه بر اینکه باید به دفعات برای آبیاری مراجعه می‌شد، حجم آب خروجی از استخر کم است و آبیاری با استخر نیازمند صبر و حوصله‌ی بیشتر است.
  • در بعضی جاها خاک نرم برای ریختن کنار چوب گنگ وجود نداشت و باید آن را تهیه کنند. باید توجه داشت اگر سنگ در کنار سوراخ گنگ قرار
    می‌گرفت ممکن بود به داخل سوراخ رفته و سوراخ را مسدود کند. لازم به ذکر است اگر زمانی که استخر پر از آب بود سوراخ می‌گرفت، امکان باز کردن آن از داخل استخر ممکن نبود؛ و چنانچه امکان باز کردن سوراخ از بیرون فراهم نبود کار بسیار سخت می گردید. هرچند باز کردن سوراخ از زیر استخر هم کار ساده‌ای نبود.
  • به دلیل تغییر فشار آب استخر در طول زمان آبیاری، حجم آب خروجی دایم رو به کاهش بود. بنابراین گاهی لازم بود محل آبیاری را براساس حجم آب تنظیم کرد. یعنی کرتهای بزرگ را در ابتدای باز کردن گنگ استخر آبیاری کرد و کوزها یا کرتهای کوچک را به زمان انتهای آب در استخر که فشار آب کم است موکول کرد.
  • در اواخر تابستان و اوج کم آبی هر گونه خطا و هدر رفت آب سبب می‌شد که بخشی از باغ آبیاری نشود و نوبت آب تمام شود. برای کشاورزی که درختان را چون اعضای خانواده‌اش می‌پنداشت این وضعیت بسیار سخت بود.

مجموعه زمینهای واقع در دامنه اشه مَرغ

astal2زمین‌های واقع در دامنه کوه اشه مرغ در جنوب غرب روستا شامل مزارع و باغهای متنوع و متعدد و نزدیک به هم است که با نامهای سووگ، چال واکن، لولاستنگ، چال سول، اشه مرغ ، پشته لو، چال وهرن و … مشهورند(۱). این زمین‌ها مرتفع‌ترین زمین‌های باغی و بعد از آبادیهای می‌ین‌رو و کناررو مرتفع‌ترین اراضی زراعی روستا هستند. مالکان و نوبت آب این اراضی متنوع و متعدد است. در گذشته عمده این اراضی متعلق به محمد همایون بوده و امروزه اغلب مالکان آن(بجز دو مالک عمده از طایفه لبافی و پلویی) از اهالی محله‌های شاهن و روبارهستند.

زمینهای پُشبالابا و تنگه مَرغ

astal5دره تنگه مرغ و چشمه‌های آن شرایط مناسبی را برای تامین آب مورد نیاز زمین‌های تنگه مرغ و دامنه کوه پش‌بالابا فراهم آورده است. آب جاری در دره به کمک آب چشمه‌هایی که در چند استخر جمع آوری می‌شوند در حدی است که نهری را به نام کیله پش‌بالابا برای آبیاری بخشی از زمین‌های تنگه مرغ و پش‌بالابا پرآب می‌کند. در واقع این نهر بزرگترین نهر روستاست که منشا آن رودخانه نیست. دوره‌ی نوبت آب زمین‌های این نهر۱۳ روز است. زمین‌های پش‌بالابا به دلیل کمبود آب گاهی دیم کاری شده یا به محصولاتی اختصاص داشت که در ماههای اول تابستان و قبل از شروع کم آبی برداشت می‌شد. امروزه به مرور در این زمین‌ها به ساخت بنا پرداخته‌اند. عمده مالکان زمین‌های تنگه مرغ و پش‌بالابا که از این نهر و استخرهای آن مشروب می‌شوند متعلق به خانواده‌های پلویی و اثباتی است.

بجز این نهر و استخرهای وابسته به آن، چند استخر دیگر در این محدوده وجود دارد که مختص آبیاری زمینهای تنگه مرغ است. مهمترین این استخرها مربوط به ورثه مرحوم حاج محمد لبافی است که بین ۶ قطعه زمین مشاع است.

زمینهای نادرَه و سلوسینکastal6


سومین ناحیه عمده آبیاری با استخر مربوط به زمین‌های نادره و سلوسینک است که در سرچشمه‌های دره تادر و در دامنه کوه مازهن و تپه‌های سرخه کوهک و سلوسینگ واقع‌اند. مجموعه زمین‌های نادره و سلوسینک توسط دو استخر آبیاری می‌شوند. استخر بالا با استفاده از ته‌آب چاروادارگ و چشمه‌ی گته‌لش پر شده و استخر پایین نیز توسط چشمه‌ای که در آن وجود دارد پر می‌شود. آبیاران با باز کردن خروجی هر دو استخر به طور همزمان نسبت به آبیاری باغها و زمین‌ها اقدام می‌کنند. چرخه نوبت آب یا روزگ این زمین‌ها ۱۳ روزاست که یک روز آن متعلق به زمین‌های مرحوم عزیزالله پلویی و بقیه روزها عمدتا مربوط به اعضای خانواده های طوسی بوده است. امروزه به دلیل شرایط مناسب برای ویلاسازی این زمین‌ها که زمانی جزو زمین‌های نامرغوب روستا به حساب می‌آمد به زمین‌های گران‌قیمت تبدیل شده‌اند.

زمینهای شیرُن دنبال

زمین‌های شیرن دنبال که در دره‌ی شیرن قرار دارند با آب جمع آوری شده در استخر شیرن آبیاری می‌شوند. آب جاری در این دره از چشمه‌های پادارمهدی در دامنه مازهن و چشمه‌های حاشیه دره و دامنه‌ی کهو نشأت می‌گیرند. نوبت آب زمین‌های این استخر ۱۰ روزه است. این مجموعه متعلق به مرحوم حاج محمد لبافی بوده است.astal7


در گذشته، در سرچشمه‌های دره‌ی شیرن (دره پادارمهدی و دره شرقی آن) هم به کشت و زراعت مشغول بوده اند. در این دره‌ها نیز هرکدام یک استخر وجود داشت که اولی مربوط به خانواده لبافی و دومی متعلق به خانواده اثباتی بود. امروزه این استخرها و زمینهای زراعی ازبین رفته و تنها چند درخت بید و توت و اوجا پابرجاست.

زمینهای کوشکستُن

astal8دره کوشکستن واقع در حدفاصل آفتابکوه و پش چالیمبیری و کوه سیابند می‌باشد و اغلب زمین‌های آن سنگلاخ و صخره‌ای است. زمین‌های محدودی در دره کوشکستن وجود دارد که قابل کشت بوده و در سه بخش به نامهای کوشکستن دنبال و کوشکستن می‌ین و کوشکستن جلوو می‌باشند. حجم آب با توجه به زمین‌های محدود کافی بوده و تاکنون استخری در آن ساخته نشده است. لذا از این نظر می‌توان این زمین‌ها را مشابه آبادیهای اندار و می‌ین‌رو و کناررو محسوب کرد، با این تفاوت که به مراتب به روستا نزدیکتر است. سهام زمین‌های ۵ برادر در این دره متعلق به حاج حسینقلی پلویی فرزند مرحوم عزیزاله بوده و سهم یک خواهر در اختیار آقایان عباس و علی کوشکستانی (ورثه شادروان نوراله) است. روزهای شنبه آب دره متعلق به آقایان کوشکستانی و سایر روزهای هفته متعلق به جناب پلویی است. زمین‌های دیگری نیز در این دره هست که به روستا نزدیکترند و متعلق به آقای کوثری است اما فاقد سهم آب از دره است.

اراضی دره کوشکستن به دلیل دوری از روستا و سنگلاخی بودن و کم آبی سالهای اخیر مورد بی‌توجهی قرارگرفته و به ویژه زمین‌های کوشکستن جلوو به دلیل دوری از منشا آب در سالهای اخیر خشکیده‌اند. گفته می‌شود مالکان قصد احداث استخر در این منطقه دارند.

(۱) مجموعه این زمینها دارای یک سری ویژگیهایی است که به گمان من این مجموعه را برای طرحهای ملی و بین المللی در استان تهران منحصر به فرد کرده است. افسوس که با وجود زمین‌خواران و نهادهای قانونی و مردمی! مترصد و منفعت طلب نمی توانم به این قابلیتها اشاره کنم، زیرا به فاش کردن نقشه گنج برای گنج یابان طماع می ماند. امیدوارم بلایی که دارد بر سر برگجهان نازل می شود از سر این زمینها دور بماند تا شاید نسلی آنها را به ارث برد که اینقدر دچار خودبینی و تنگ نظری نباشد و قدر این گوهر را آن چنان که شایسته است بداند و منافع جمعی و بلکه ملی قابل استحصال از این مجموعه را با داد وستد رشوه و در سایه بی برنامگی مطلق به باد فنا نسپارد.

 

 

۷ دیدگاه

  1. با سلام از نگاه تخصصی و ریزبینانه شما به مطالب تشکر میکنم.
    پرداختن به این گونه مطالب باعث حفظ و عدم فراموشی ریشه ها و آداب و سنن اهالی می شود.

  2. تصاویر هوایی به همراه نامگذاری مکان‌ها نکته خیلی خوبی بود
    ممنون

  3. به شما دوست عزیز جناب آقای کلهر پیشنهاد می شود مقاله کوههای برگجهان را نیز ملاحظه بفرمایید. آنجا نام مکانها(کوهها) روی عکس آنها درج شده است.

  4. محمد سجاد کوشکستانی

    با سلام لطفا سریعا مطلب زمین‌های کوشکستُن تصحیح گردد نوشتید پلویی و شاهانی؟؟؟ چون شما با این کارتون اصلیت مارو زیر سوال بردید خوبه حالا ما هم فامیلیمون کوشکستانیه هم حق اب و زمین اونجا داریم

  5. علی اکبر لبافی

    با سلام و تشکر از دقت و اعلام اشتباه موجود
    جناب آقای کوشکستانی به نظر می رسد شما از خانواده مرحوم نورالله باشید. عرض کنم بنده وقتی در دوران کودکی همراه پسرهای دایی ام (حاج حسینقلی پلویی) به کوشکستان می رفتیم اغلب دو برادر به نامهای عباس و علی فرزندان مرحوم نورالله را زیارت می کردیم و از همانجا این دو فرد را می شناسم. می دانم عباس آقا کارمند آموزش و پرورش است و اتفاقا دو سال پیش با او گپ و گفتی هم داشتم. علی آقا هم گویا از فرماندهان سپاه است. باری بنده گمان می کردم فامیلی این عزیزان شاهانی است. با تذکر شما متوجه شدم این دوستان که اتفاقا منزلشان هم در محله روبار است باید کوشکستانی باشند. براین اساس متن فوق تصحیح شد. درست است؟

  6. محمد سجاد کوشکستانی

    متعلق به فرزندان پسر نورالله کوشکستانی:علی کوشکستانی و عباس کوشکستانی

  7. محمد سجاد کوشکستانی

    با تشکر متن صحیح است البته هردو الان بازنشسته شده اند :)))

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *