خانه » خاطرات » به یاد ۶۱ سال پیشِ مدرسه‌ی برگ‌جهان

به یاد ۶۱ سال پیشِ مدرسه‌ی برگ‌جهان

محمد تقی اثباتی، مرداد ماه ۱۳۹۴ – سوئد

۶۱ سال پیش(سال ۱۳۳۳) مدرسه دولتی برگجهان در خانه‌ی فردی نیکوکار از طایفه طوسی، و در محله بسداقون دایر بود. محمدتقی در آن مدرسه دانش آموخت. (تصاویر درج شده از مدرسه برگجون در طول نوشته‌ی حاضر برای ایجاد تنوع و جذابیت بیشتر متن، توسط مدیران سایت تهیه و افزوده شده‌اند و ارتباطی به نویسنده محترم متن ندارند. این تصاویر مربوط به مدرسه‌ی دولتی همایون است) مدرسه همایون به کوشش و هزینه‌ی محمدخان همایون ساخته و در سال ۱۳۳۶ به بهره‌برداری رسید. در آن سال مدرسه بسداقون تعطیل و به این مکان در ضلع جنوبی محله پاده منتقل شد. این مدرسه سپس در سالهای نخست انقلاب دو طبقه شد ولی اکنون سالهاست که تعطیل است. از سه سال گذشته ساختمان اصلی مدرسه در اختیار شرکت پیمانکار شبکه گازرسانی است. ساختمان یا خانه آموزگاران نیز به پایگاه مقاومت بسیج اختصاص یافته است. باری، به‌زودی تصویر واضحی از نخستین دانش‌آموزان مدرسه همایون به صورت مسابقه در سایت منتشر خواهد شد. خود را برای شناسایی این کودکانِ سالخورده آماده کنید!

تصاویر مدرسه‌ی سوئد را سرکار خانم افتخاری فرستاده‌اند که از ایشان برای زحمتی که کشیده‌اند تشکر می‌گردد.

مدیران سایت برگجون

روز چهارشنبه نهم جون برابر ۱۸ خرداد قرار شد من و همسرم پروین همراه دوستانی بسیار صمیمی و قدیمی در مراسم یا جشن پایان سال تحصیلی نوه‌ی ۹  ساله‌شان شرکت کنیم . نخستین بار بود چنین آیین گسترده‌ای را می‌دیدیم. بچه‌های خودمان هم سال‌ها پیش که دانش‌آموز دبستانی بودند، جشن پایان سال تحصیلی داشتند. اما ساده و مختصر بود، نه به این گستردگی که این بار دیدیم.

yademadrese 1مکان برگزاری داخل مدرسه بود و دانش‌آموزان سال‌های اول تا چهارم در آن جمع شده بودند. چون مدرسه چهار کلاسه بود، ناگاه به یاد مدرسه خودمان در برگ‌جهان افتادم.

این مدرسه درون محوطه بسیار بزرگ و بیشه‌مانندی که به گمانم  بیش از چهل هزار متر مربع بود، بنا شده بود. چندین ساختمان جدا از هم و به شکل ویلا کلاس‌ها را تشکیل می‌داد. سالن‌های ورزشی و موسیقی و تآتر و استخر هم در بخش‌های کناری محوطه به چشم می‌آمد. دوستمان گفت می‌گویند این مدرسه به این تمیزی و قشنگی صد سال پیش ساخته شده است.

دوستان ما چند نفری از پدر و مادرها را می‌شناختند و با آن‌ها سلام و احوال‌پرسی کرده به یکدیگر تبریک گفتند. اما برای ما هیچ آشنایی نبود.

دخترها و پسرها لباس‌های بسیار زیبا پوشیده بودند. دختر بچه‌ها خود را با گل‌های طبیعی و زیورآلات کودکانه آراسته بودند.

yademadrese 2سر ساعت ۹ دانش‌آموزان هرکلاس کنار آموزگار خود جمع شده سپس همراه پدر و مادرها یا پدر بزرگ و مادر بزرگ‌ها راهی کلاس شدند. در آغاز آنچه ما دیدیم و گفتند کلاس‌های دیگر هم همین کار را انجام می‌دهند. این بود که بچه‌ها از طرف  والدین خود هدایای کوچک و ارزان‌بهایی چون شکلات و از این دست به آموزگاران درسی و  ورزشی و موسیقی خود دادند و جلو کلاس در دو ردیف روی صندلی‌ها، پشت به دیوار و رو به والدین و همراهان نشستند.

yademadrese9نخستین برنامه این بود که بچه‌ها یکی‌یکی با اشاره خانم آموزگار بهترین یا بدترین خاطره‌ی خود را درسال تحصیلی کوتاه و در چند دقیقه بیان می‌کردند و بیشتر سبب خنده‌ی حاضرین می شدند. سپس  دسته‌جمعی  در حالی‌که معلم موسیقی‌شان همراهی می‌کرد چند آهنگ خواندند. پس از پایان این بخش دوباره خانم آموزگار که برای همه‌ی بچه‌ها مهربانیِ مادرانه داشت، یکی یکی را نام برد و فراخواند و به گردن هر یک از آن‌ها مدالی بزرگ و طلایی‌رنگ آویخت و دو پاکت رنگی که درون آن‌ها کارنامه و کارت اعتباری برای خرید از فروشگاه‌ها بود به آنان داد و آنها را در آغوش گرفت و بوسید. در حالی‌که حاضران برای هر یک کف می‌زدند، بچه‌ها سر جایشان نشستند.

yademadrese 3در پایان این بخش خانم آموزگار درباره‌ی مدرسه و  بچه‌ها سخنرانی کوتاهی کرد.

 این بخش که برای هر کلاس جداگانه انجام می‌شد پایان گرفت. سپس هر یک از بچه‌ها صندلی خود را برداشته همراه آموزگار و دیگر همراهان داخل محوطه بزرگی (حیاط مانند) شدند که بین چند ساختمان جدا از هم قرار گرفته بود. بخشی از سطح این محوطه نسبتا صاف بود. اما کناره‌های آن پستی و بلندی داشت. تک و توک درختچه‌های گوناگون و بوته‌ها و سنگ و صخره‌های کوچک و بزرگ، زیبایی طبیعی و جالبی به آن داده بودند.

بچه‌های تمام کلاس‌ها و دانش‌آموزان مدرسه‌ی موزیک هم که به عنوان مهمان شرکت کرده بودنددر میانه روی صندلی‌های خود نشستند و چند مادر بزرگ یا پدر بزرگ پیر را هم کنار بچه‌ها روی صندلی نشاندند. دیگران کنار هم ایستادند.

yademadrese4روبروی جمعیت سن تآتر قرار داشت که حدود یک متر از زمین بالاتر بود. عده‌ای از بچه‌های نوازنده که همراه چند نفری هم از مدرسه موسیقی تعدادشان حدود سی نفر بود، همه با سازهای خود در سه ردیف ایستاده بودند. دو نفر هم پشت پیانو و ساز برقی دیگری نشسته بودند. خانم معلم موسیقی که ارکستر را هم رهبری می‌کرد با  چوب کوچکی در دست جلو آن‌ها ایستاده بود. سکوت برقرار شد. سپس دست‌های رهبر ارکستر بالا رفت و پایین آمد و سازها به صدا درآمدند. همراه صدای سازها بچه‌ها سرودی را با هم خواندند و مورد تشویق همگان قرار گرفتند و دقیقه‌ای کف زدند. چند سرود دیگر هم خوانده شد. یکی از آن‌ها را که طولانی بود، همگی – شاید غیر از چند نفری از جمله ما دو نفر- می‌دانستند و در خواندن بچه‌ها را همراهی می‌کردند. با تمام شدن سرود کف زدند و بچه ها را تشویق کردند.

yademadrese5پس از انجام این بخش مدیر مدرسه که مردی شصت و چند ساله به نظر می‌آمد، سخنرانی گرم و طولانی ایراد کرد و بارها همگی برایش کف زدند. مدیر به این نکته هم اشاره کرد که این مدرسه صدساله شده است و از چند جهت این جشن ویژگی دارد. هم مدرسه صدساله شده، هم از مدرسه دیگر مهمان داریم.

هنگامی که مدیر بیان داشت سال آموزشی آینده دیگر در این مدرسه نیست و به شهری دیگر منتقل می‌شود، بچه‌ها و والدین هر یک به گونه‌ای افسوس خود را نشان دادند. مدیر تعظیم کرد و حاضرین برایش بسیار کف زدند و هورا کشیدند.

نوازندگان آخرین بخش را اجراکردند و سرودی بلند را که مطالب جالبی را بیان می‌داشت، خواندند. این سرود را هم بیشترحاضرین می‌دانستند و با گروه همراهی کردند. ساعت ۱۱ پایان برنامه بود.

بچه‌ها صندلی‌های خود را به کلاس خودشان بردند و با شادمانی رهسپار خانه‌های خود شدند. از یاد برده بودم بگویم درگروه نوازندگان و کُر، دخترها اکثریت چشم‌گیری داشتند.

yademadrese6آخرین نکته جالب برای من این بود که هنگام بازگشت به خانه – توی ماشین – دیدم پسر دوستمان مدال خودش را دندان می‌زند. خواستم دلسوزی کرده بگویم این کار را نکند، چون دندانش آسیب می‌بیند. اما چه خوب که نگفتم. چون فهمیدم آن مدال‌ها شکلات است.

  yademadrese7yademadrese8

 

 

یک دیدگاه

  1. کاربرد امروز مدرسه برگجون چیست؟ آیا بعد از پیمانکاران گازرسانی، نقشی برای آن در نظر گرفته‌اند؟
    چه خوب است اگر همچنان بتواند میزبان دانش‌آموزان به صورت اردو و گردش علمی ـ تفریحی باشد و با همان هزینه، خود را مرمت کند و سرپا نگه دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *