خانه » کار و پیشه » تعاونی روستایی شیر همدو(همدوش)

تعاونی روستایی شیر همدو(همدوش)

محمدتقی اثباتی، ۸ تیر ۱۳۹۰

بدون تردید تعاونی موسوم به شیر “همدو” از ابتکارات جالب خانم‌های قدیم روستا یعنی مادران نسل گذشته بوده است. نحوه‌ی کار بسیار ساده ولی با ارزش و عادلانه بوده است. خانواده‌هایی از یک محل که نزدیک هم زندگی می‌کردند و گاو و گوسفند شیری داشتند، چنین تعاونی را برپا می‌داشتند. بدون ثبت نام و نشان و دفتر و دستک و دفتردار و حسابدار. نه نوشته و سند و مهر و امضایی لازم بود و نه بهره و جریمه‌ای داشت و هرگز کوچک‌ترین اختلاف و اشتباهی نیز صورت نمی‌گرفت. نحوه‌ی کار بدین قرار بود:

hamdu1فرض بفرمایید اعضای این تعاونی ۶ نفر بودند و میزان شیرگاو یا گوسفندان به ترتیب ۱-۲-۴-۸ و ۱۶ لیتر در روز بوده است. اعداد را روند و قابل بخش به یکدیگر فرض کردیم تا موضوع روشن شود. سپس به ریزه‌کاری‌ها اشاره می‌شود.

روز آغاز مشارکت فرض کنید همه‌ی افراد شیر را تحویل نفر اول می‌دهند و ایشان با ۳۱ لیتر شیر، ماست و پنیر و دیگر فرآورده‌ی دلخواه را درست می‌کند. از ۳۱ لیتر شیر فقط ۱ لیتر متعلق به خودش بود و ۳۰ لیتری را که وام گرفته می‌بایست بازپس دهد. یعنی ۲ روز شیر تحویل نفر دوم بدهد، ۴ روز تحویل نفر سوم، ۸ روز تحویل نفر چهارم و ۱۶ روز تحویل نفر ششم. در نتیجه پس از ۳۰  روز بدهی خود را تصفیه می‌نماید و روز سی و یکم دوباره نوبتش فرا می‌رسد.

hamdu2روز دوم همه شیر را تحویل نفر دوم می‌دهند. او هم با جمع ۳۱ لیتر شیر هرچه می‌خواهد درست می‌کند و هرگونه  دلش خواست مصرف می‌کند و برای بازپس دادن ۲ روز شیر تحویل نفر سوم می‌دهد(۴=۲*۲) و چهار روز تحویل چهارمی(۸=۴*۲) و ۸ روز به پنجمی(۱۶=۸*۲). سپس با همه بی‌حساب می‌شود. او پس از ۱۴ روز دوباره نوبتش فرا می‌رسد. سومی که خود دارای ۴ لیتر شیر است باید ۲ روز شیر تحویل چهارمی بدهد و ۴ روز به پنجمی. پس بعد از ۶ روز دوباره نوبتش فرا می‌رسد.

چهارمی ۲ روز به پنجمی شیر تحویل دهد بی‌حساب است و پنجمی در ۱ روز تمام قرض خود را می‌دهد. نتیجه این‌که نفر پنجم که روزانه ۱۶ لیتر شیر دارد ۲ برابر چهارمی، ۴ برابر سومی، ۸ برابر دومی و ۱۶ برابر اولی نوبت دارد. از یک دوره ۳۱ روزه ۱۶ روز متعلق به پنجمی، ۸ روز سهم چهارمی، چهار روز سهم سومی، ۲ روز سهم دومی و ۱ روز سهم اولی است.

hamdu3لازم نبود نوبت‌ها پی‌درپی باشد. مثلا نفر پنجم ۱۶ روز پی‌درپی از شیر استفاده کند. بلکه بیشتر نیاز شرکا روزها را تعیین می‌کرد. به عنوان مثال و با توافق که همواره به سادگی به‌دست می‌آمد، یکی از شرکا چند روزی مهمان داشت و نیاز حتمی به شیر، لذا بیش از سهم خود هم استفاده می‌کرد و بعدا آن را پس می‌داد. ممکن بود روزی گاو ظرف شیر(گاودوش) را دمر کند یا حادثه‌ای دیگر رخ دهد که شیری در کار نباشد. این امر فاجعه نبود و بهره دیرکردی هم نداشت و در روزهای آتی جبران می‌شد.

اساس کار و محاسبه به شکلی بود که بیان شد، ولی مقدار شیر هیچ وقت با پیمانه یا لیتر یا وزن اندازه‌گیری نمی‌شد، بلکه روش ویژه‌ی خودش را داشت که با کم و زیاد شدن میزان شیر و مقدار نامشخص آن سازگار بود. اندازه‌گیری در ظرفی انجام می‌شد که بیشتر ویژه‌ی این کار بود و هر کس ظرف ویژه‌ی خود را داشت. با آن ظرف شیر تحویل همسایگان می‌داد و با همان ظرف تحویل می‌گرفت. فرض بفرمایید ظرفها به شکل‌های زیر بودند:                   

hamdu5وسیله‌ی اندازه‌گیری نیز شاخه‌ی درخت بود و این شاخه‌ها “چوب‌شیر” نام داشت. ظرف شیر را روی زمین صاف می‌گذاشتند و عمق مقدار شیر را با این شاخه‌ها اندازه می‌کردند. اگر مقدار شیر بیش از بلندی ساقه‌ی شاخه تا زیرِ سرشاخه بود، آن را دور انداخته شاخه‌ی بلندتری انتخاب می‌کردند و اضافه‌ی آن را از پایین ساقه‌ی شاخه می‌شکستند تا طول شاخه درست به اندازه‌ی عمق شیر در ظرف شود. این چوب‌شیر نگهداری می‌شد، چون معیار اندازه‌گیری بود.

hamdu4به فرض اگر شیر ظرف پنجم را در ظرف اول بریزیم ۱۰ بار تا زیر شاخه پر می‌شود و یک نیمه هم اضافه می‌آید. این مقدار اضافی را با چوب‌شیر دیگری اندازه می‌کردند و نفر اول می‌بایست معادل ۱۰ چوب شیر بزرگ و ۱ چوب شیر کوچک شیر بازپس دهد.

نکته‌ی بسیار بسیار مهم این بود که نیاز و احترام به نیاز شرکا، حرف اول را می‌زد و هیچ‌گونه نظرتنگی و خسّت وجود نداشت و دقت و اندازه‌گیری میلی‌متری را نمی‌طلبید و معمولا آنهایی که شیر بیشتر داشتند، هوای کم‌شیرها را داشتند. به کسی که شیر نزد او جمع می‌شد “ همدومار” می گفتند که به معنای مادرهمدو بود (مثل مادر‌خرج).

با مثال عددی که آورده شد در یک دوره ۳۱ روزه حساب‌ها تصفیه می‌شد و دور بعد آغاز می‌گردید. می‌توان اعداد را در جدولی به شکل زیر نمایش داد: 

hamdu 7

هر شریک (یا عضو تعاونی) شیر خودش و سایر شرکا (همسایه‌ها) را مصرف کرده و اگر در مدت ۳۱ روز شیر گوسفند و گاو خودش را جمع می‌کرد همان مقدار می‌شد، که در ستون آخر(سمت راست) و دو ستون قبل از آن مشاهده می‌شود.hamdu6

تایپ: علی‌اکبر لبافی
گردآوری و تهیه تصاویر: گروه تایپ و تصویر سایت برگجون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *