خانه » کار و پیشه » دشتبان

دشتبان

علی اکبر لبافی، ۴ اردیبهشت ۱۳۸۸

سرپاره میدان اصلی روستای برگجهان است. این نامگذاری خود داستان شنیدنی و دلخراش دیگری است. مسجد جامع روستا در کنار این میدان است و هر بار که سیستم حمل و نقل عمومی در روستا دایر شده آنجا پایانه بوده است.             

و اما در ضلع شمال غرب میدان خانه‌ای است که هنوز هم نمایی کاهگلی دارد و سقف آن از تیر و پردوست و مانند هر خانه‌ی قدیمی دیگر روستا دروازه‌ای دارد و حیاطی و ایوانی با ستون‌های چوبی و پنجره‌های کوچک و بدون شیشه. همین خصوصیات است که این بنا را به عنوان بنایی با معماری سنتی ، سوژه عکاسان و موضوع تحقیق دانشجویان کرده است.

بیخ دیوار و در پناه لووسی این بنا، مبل کهنه‌ای مشاهده می‌کنی که با جان‌گرفتن آفتاب بهاری بار نشستن پیرمردی را تحمل می‌کند: حسن شبون. حاج حسن جان‌نثاری فرزند شعبان امروز پیرمرد فرتوتی است که آرام و خاموش روی صندلی و بیخ دیوار کاهگلی می‌نشیند و جنب وجوش دیگران را می‌نگرد. دریغ از زمانی که لحظه‌ای آرام نبود و صدای قیه‌کشی او مزارع و کوهها را در می‌نوردید و با اشاره‌ای شکار ابوطالب را بر دوش گرفته تا آبادی یک نفس حمل می‌کرد. او آخرین دشتبان روستا بود.

hasanjannesariاین واژه که در زبان محلی دشته‌بُن یا دشتبون  تلفظ می‌شد، در لغت‌نامه دهخدا نگاهبان دشت و پاسبان کشتزار و مزرعه و مامور محلی ده که وظیفه‌ی حفاظت از مزارع را به عهده داشته است، معنا شده است. این وازه مکرر در آثار شعرا استفاده شده است. ابیات زیر به ترتیب از فردوسی و نظامی گویای این مطلب است:

چو درسبزه دید اسب را دشتبان / گشاده زبان شد دمان و دنان

بیابانیان پهلوانی کنند/ ملک زادگان دشتبانی کنند

اگرچه در قدیم اهالی روستا همدیگر را به اسم می‌شناختند و از والدین و فرزندان آنان مطلع بوده و حتی خر و گاو و مرغ و خروس همدیگر را، اما دشتبان به علت وظیفه‌ای که داشت بهتر این موارد را می‌شناخت و علاوه بر آن می‌دانست هر باغ و مزرعه‌ای متعلق به کیست. او نام همه محله‌ها، همه باغها و همه کوهها و جزییات آنها را می‌دانست. برای بازشناسی روستا و ثبت نام و نشان جای‌جای آن چه کسی بهتر از حسن شبون، یا همان حسن  دشتبون .

روزگاری وجب به وجب روستا اسم داشت و در گفتگو‌ها از این نامها استفاده می‌شد. اما امروز عده‌ای حتی نام کوهها و رودها را هم نمی‌دانند. تا دیر نشده باید جنبید وکوشید، وگرنه روزی خواهد آمد که شهرداری لواسان با تابلویی گذر خاطره انگیز پانارون را چهارراه سهروردی، درمچّد را میدان فلسطین، دشتاها را شهرک حافظیه و آبشار آب‌دزدگ را فوّارت‌المِئه می‌نامد. ما خودمان گزک به دست شهرداری می‌دهیم. چون نامهای اصیل را فراموش می‌کنیم و آنها را ثبت نمی‌کنیم.

از این که بگذریم نکته دیگر امنیت است. در قدیم امنیت در روستا بالا بود و جرم و دزدی در حداقل. چرا که همه همدیگر را می‌شناختند و اداره امور امنیتی نیز به صورت خودجوش به عهده خود اهالی بود. دشتبان یا پلیس محلی از جمله این موارد بوده است.


حاج حسن جان‌نثاری مدت زمان زیادی وظیفه دشتبانی و برقراری امنیت و جلوگیری از تخلفات را در سطح روستا و باغهای آن برعهده داشت و از این کار نیز به خوبی برآمده بود.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *