خانه » اخبار » وجود و مشاهده اجنّه در شوراب

وجود و مشاهده اجنّه در شوراب

می‌دانیم که برگجون چندین نقطه هول انگیز، ترسناک و رازآلود دارد. گردوک، دره تنگه هول، دره تادر، دره الیاس و جعفرصادق از جمله این نقاط هستند که هریک به واسطه سابقه در رویت و حضور اجنّه، از ما بهترون، غول بیابونی و یا رویت نور و شنیدن صداهای نا‌شناس در آن‌ها مشهوراند. شوراب اگرچه شاهد اتفاقهای غیر منتظره بوده است، ولی هیچگاه به عنوان نقطه‌ای از نوع نقاط یاد شده مشهور نبوده است. اما تحقیقات چندساله و اتفاقهای اخیر در این منطقه چیز دیگری می‌گویند.

سوابق وقایع خاص در شوراب بیشتر به اتفاقهایی می‌مانست که به ترتیب تاریخی در قالب حضور خرس، شغال، گراز و گردشگران و بازدیدکنندگان از آبشار شوراب قابل تفسیر بوده است. نمونه‌هایی از این اتفاق‌ها در زیر فهرست وار بیان شده‌اند که برخی از آن‌ها نیز به افسانه شبیه‌اند:

افسانه دختر صحرا و مفقود شدن او طی چندسال در محدوده شوراب و تنگندار که به ربوده شدن او توسط یک خرس و ازدواج با دختر نسبت داده شده است (داستان کامل این واقعه در سایت مسدود برگجهان نقل شده است) یکی از این وقایع باور نکردنی است. اما تجارب تاریخی بشر نشان داده‌اند که اغلب افسانه‌ها رخدادهای واقعی کم و بیش مشابه خود را شرح می‌دهند.

داستان جابجا شدن هر روزه سماور ذغالی و قند و چای مرحوم حاج علی اصغر لبافی و وسایل باغبانی مرحوم اباذر و ابوطالب لبافی در تنگندار که مربوط به ۲۰ تا ۴۰ سال گذشته است، همواره توسط خود ایشان به وجود و حضور خرس یا شغال در آنجا نسبت داده می‌شد. اتفاقهای مشابه برای وسایل آقای رجب لبافی در شوراب که مربوط به ۵ تا ۲۰ سال گذشته است، به روباه و گاهی به گردشگران آبشار نسبت داده می‌شود. واقعه مربوط به آقای حمید فریدافشین از نوع دیگری است: او تعریف می‌کند در چند نوبت وقتی برای آبیاری زمین شوراب مراجعه می‌کند می‌بیند که باغ آن‌ها تازه آبیاری شده است و هربار تصور می‌کند آقای رجب لبافی همسایه او این عمل را از روی خیرخواهی انجام داده است. اما چند ماه بعد که از او تشکر می‌کند، آقای رجب لبافی اعلام می‌کند او این کار را نکرده است و هنوز هم آقای فریدافشین نمی‌داند چه کسی شوراب را آبیاری کرده است.

واقعه قدیمی‌تر و مرموز‌تر درباره این زمین به زمانی برمی گردد که سیل تنگندار نهرآب و بندگاه مربوط به آبیاری این زمین را چنان تخریب می‌کند که امکان بازگشایی مجدد مسیر نهر به دلیل سنگی و صخره‌ای بودن مسیر فراهم نشد. از مرحوم حاج حسن فریدافشین نقل شده است که یک روز متوجه می‌شود مسیر یادشده در داخل صخره حفاری شده است و در‌‌نهایت متوجه نمی‌شود این کار را چه کسی انجام داده است.

چیده شدن هرساله گردوهای باغ پلگ روباف حاج تیمور طوسی واقعه مرموز دیگری است که به گردشگران نسبت داده می‌شود. نکته عجیب فقدان هرگونه اثرضربه چوب به شاخه‌های درختان گردو است. یعنی گردو‌ها حتی در بلند‌ترین نقطه و نازک‌ترین شاخه با دست چیده شده‌اند که از عهده آدمیزاد خارج است.

آقای حسین پلویی نقل می‌کند که چگونه و به طرز خارق العاده‌ای کمرسنگی به وزن چندین تن روی پشت بام خانه شورابش قرار گرفته و سقف را تخریب کرده داخل بنا می‌افتد. تاکنون اثری از ریزش کوه و پرت شدن کمرسنگی به پشت بام خانه مشاهده نشده است.

وجود رد سمهای متعدد در زمینهای منطقه در قدیم الایام به گاو‌ها و گوساله‌های‌‌ رها و سرگردان در کوههای منطقه و در دهه گذشته به گوسفندان فرزندان مرحوم حاج ایوب پلویی و در سالهای اخیر به گرازهای وحشی نسبت داده می‌شود. اما افراد متبحر در این زمینه به لحاظ اندازه رد پا‌ها، فاصله برابر و منظم بین آن‌ها (عدم ردپای جفت جفت) و میزان عمق فرورفت در داخل گل و لای از تایید این ردپا‌ها برای چارپایان یاد شده اکراه دارند.

شنیده شدن صدای رقص و پایکوبی و نور و صداهای مختلف در شب‌ها، دسته شدن انواع لباسهای پاره و کثیف و پارچه‌ها و فرشهای کهنه به صورت جای خواب و استراحت، له شدن علفهای روییده در سطحی از کرت‌ها، خورده شدن انواع میوه‌های درختان حتی به صورتی که هسته و دم یا تفاله آن‌ها روی درخت باقیمانده است و اتفاقهای مشابه در سالهای گذشته برای باغهای محدوده شوراب همه و همه به حضور و عبور و نشستن گردشگران و جوانان بی‌قید و بند نسبت داده می‌شد که برای دیدار از آبشار یا چادر زدن در رودخانه یا شکار کبک و گراز به این منطقه می‌آیند. گاهی نیز سروصدا‌ها را هریک به حضور فرد دیگر نسبت می‌دهد: آقای رسول پلویی که برای سرکشی به لوله‌های آب آب انبار می‌رود آن‌ها را به آقای آیت الله لبافی و او به آقای حسین پلویی و او به آبیارانی که برای بستن آب به نهر دشتا‌ها یا چالیمبیری شب و نیمه شب آمده‌اند… نسبت می‌دهند.

آقای علی میرزا پلویی با صراحت بیشتری سخن می‌گوید. او معتقد است کارگران افغانی مراعات وقت و بی‌وقتی زمان کار را نکرده و در غروب و اوایل شب (که به اعتقاد روستاییان بی‌وقتی است) حتی با استفاده از کلاههای دارای چراغ قوه نسبت به گرفتن سنگ در رودخانه اقدام کرده و این کار سبب آسیب دیدن و آزار و اذیت ازما بهترون شده است و اتفاقهای یاد شده واکنش آنان به این کار در بی‌وقتی است. او به همین سبب از استخراج سنگ در رودخانه توسط کارگران جلوگیری می‌کند.

عکسی از کوههای حاشیه شمالی رودخانه شوراب در مسیر تنگه میان رود پیش روی شماست که در آن صخره‌های مرموز و شکل دار مشاهده می‌شوند که به نظر آشیانه‌ها یا خانه‌های صخره‌ای است (ماخذ: سایت پرشن بلاگ).sakhreh

آقای آیت الله لبافی که در این منطقه ساختمانی بنا کرده و گاهی سکونت داشتند به نقل قولی از همسایه روبرویی خود (در سمت شمال رودخانه تنگه میان رود) بیان می‌کنند که بی‌ارتباط با موضوع نیست. آقای لبافی بیان می‌کنند که همسایه ایشان تلاش زیادی برای آبادی زمین خود کردند. ضمن ساخت کلبه‌ای زیبا و کرت بندی زمین مبادرت به لوله کشی آبیاری قطره‌ای می‌نمایند. اما مدتی است که به باغ و کلبه خود سر نمی‌زند. وقتی دلیلش را جویا شدم ابتدا از پاسخ امتناع کردند اما در مقابل اصرار من در ‌‌نهایت گفتند افراد نا‌شناسی به شدت او را اذیت می‌کنند. لوله‌های آبیاری قطره‌ای را جابجا و شیر‌ها را بازوبسته می‌کنند. اما این اواخر وقتی من در زمین حضور داشتم این کار را کردند و من نتوانستم علی رغم تلاش فراوان و کشیک کشیدن آن‌ها را ببینم. ادامه این وضعیت برایم مقدور نیست.

آقای لبافی با وجود آنکه مسلّح است و خود نیز هزینه زیادی در شوراب کرده است، اما کمتر در ساختمانشان سکونت دارند. او صداهای خرخری که شب‌ها می‌شنید ابتدا به صدای جریان آب در لوله‌های آب نسبت می‌داد اما هر بار که برای شناسایی منبع صدا تلاش کرده است آن را نیافته و معتقد است منبع صدا جابجا می‌شود.

gen1

نویسنده مطلب که نمی‌خواهد نامش فاش شود معتقد است که در رودخانه شوراب اجنّه را به چشم دیده است و خیلی به طور اتفاقی توانسته از سر یکی از آن‌ها عکسی تهیه کند و آن را در اختیار ما قرار دهد. واقعی بودن عکس توسط کار‌شناسان امر عکاسی و فتوشاپ تایید شده است.

داستان چیست؟ آیا می‌توان برای سلسله وقایع فوق و اخبار دریافتی دلایل قانع کننده ارایه کرد؟ نویسنده این مطلب قضاوت را به خوانندگان واگذار کرده است.

سیزده به در فرخنده و پاینده باد.