خانه » تاریخ، جامعه و فرهنگ » بازی‌ها و سرگرمی‌ها

بازی‌ها و سرگرمی‌ها

مجید جان‌نثاری،علی اکبر لبافی، بهمن ماه ۱۳۹۹

بازی و سرگرمی بخشی از فرهنگ قدیمی بوده که اجداد ما آن را معرفی کرده‌اند.

بازی راه‌کاری برای لذت بردن و تندرستی و همچنین تحولاتی در زندگی شده و یکی از نیازهای اجتماعی است. بازی در واقع ناشی از مصرف انرژی اضافی بدن است که می‌بایست سوخته شود. مردم قدیم روستای برگجهان بازی‌های متعددی را انجام می‌دادند که به بعضی از آنها اشاره می‌شود. البته بسیاری از آنها به بوته فراموشی سپرده شده است. بعضی از این بازی‌ها جنبه ورزشی و تحرک داشته بعضی جنبه نمایشی و بعضی جنبه هدف‌گیری و تمرکز و بعضی نیز جنبه‌های دیگری داشتند.

تپ‌بازی (توپ بالاپایینک)

این بازی که جنبه هدف‌گیری و نمایش داشت با بیس‌بال آمریکای شمالی شباهت زیادی دارد. این بازی از دو گروه ۴ نفره و بیشتر تشکیل می‌شد. گروه اول یک چوب (معمولا پهن و بلند) و گروه دوم تپ یا همان توپ را در اختیار می‌گرفت. افراد گروه اول در کنار محل زدن توپ با چوب مستقر شده و افراد گروه دوم در کل زمین بازی پخش می‌شدند. یک نفر از گروه دوم به نام اوستا توپ را به بالا پرتاب کرده و فردی از گروه اول که چوب در دستش بود باید به توپ محکم ضربه می‌زد. محدوده پایین‌دست محل ضربه زنی به توپ برای نفرات گروه اول امن است و نفرات این گروه باید در این محدوده استقرار یابند.

اگر فردی از گروه دوم توپی را که توسط گروه اول پرتاب شده است روی هوا می‌گرفت (اصطلاحا بُل گرفتن توپ) گروه اول می‌باخت و جای بازیکنان عوض می‌شد. اما اگر توپ در زمین بازی سقوط می‌کرد افراد گروه دوم باید به سرعت آن را یافته و به بازیکنان گروه اول که در حال فرار به سمت ایستگاه‌ها (نشانه‌ها) بودند ضربه می‌زد. افراد گروه اول باید به نوبت به توپ ضربه بزنند و پس از ضربه زدن به توپ فرد سوخته خواهند شد. برای اینکه این افراد سوخته دوباره زنده شده و حق بازی پیدا کنند باید خود را در فاصله‌ای که گروه دوم در پی پیدا کردن توپ هستند خودشان را به نشانه برسانند و دوباره برگردند. دو ایستگاه یا نشانه در محدوده زمین بازی تعیین می‌شد. یکی در نزدیکی محل ضربه زدن به توپ که در واقع نقطه شروع فرار افراد سوخته در گروه اول است و دیگری در فاصله دورتری از آن متناسب با وضعیت زمین بازی و قدرت دوندگی بازیکنان که انتهای مسیر فرار بود. افراد سوخته گروه اول که همزمان و در طول دویدن و برگشتن به سمت نشانه‌ها هستند اگر توسط افراد گروه دوم با ضربه توپ مورد اصابت قرار گیرند از بازی اخراج می‌شوند. ولی اگر این افراد بدون اینکه مورد اصابت توپ قرار گیرند به نقطه شروع بازی برگردند زنده شده و دوباره می‌توانند به توپ ضربه بزنند. هنگامی که افراد گروه اول در ایستگاه‌ها یا در محدوده امن ایستاده‌اند مصون هستند و گروه دوم نمی‌توانند با توپ به آنها ضربه بزنند.

بدیهی است افراد فرز و دونده تحت هر شریطی سعی می‌کردند فرار کرده و مسیر بازی را برای زنده شدن طی کنند. اما بچه‌ها و افراد کم تحرک باید تا زمانی که یک نفر توپ را به دوردست پرتاب کرده و پیدا کردن توپ طولانی شود، برای فرار صبر کنند. بازی گروه اول تا زمان بُل دادن یا سوختن و اخراج تمام یاران آن گروه ادامه می‌یابد. در این صورت گروه اول می‌بازد و جای دو تیم در بازی عوض می‌شود.

جمله‌ای که اغلب بین بازیکنان رواج داشت:

 حسین، حسین، بُل ندی؟

نحوه ساختن تَپ:

در آن زمان توپ و انواع آن به صورت آماده وجود نداشت لذا بچه‌های روستا مقداری پشم گوسفند را به صورت فشرده درآورده و سپس با نخ دور آن را می‌بستند و یک پارچه به دور آن پیچیده و از رو آن را می دوختند تا به حالت توپ درآید و به آن تَپ می‌گفتند. این بازی بعدها با توپ‌های پلاستیکی کوچک و به ویژه توپ تنیس که به توپ کُرکی معروف بود اجرا می‌شد.

تُرمَه (دُرمَه) کوکو

این بازی جنبه ورزشی و رزمی داشت. یک بازی پر تحرک و درگیرانه که جنبه ورزشی و نمایشی داشت و با تشکیل دو گروه در دسته‌های چهارتایی یا پنج‌تایی صورت می‌گرفت. پس از یارگیری یک دایره به قطر دو تا سه متر روی زمین می‌کشیدند.

ابتدا گروه الف درون دایره و گروه ب بیرون دایره قرار می‌گرفتند. سپس یکی از افراد گروه الف مثلا  فرد شماره ۱ یک شال را زیر پای خود قرار می‌داد و منتظر بود تا هریک از افراد گروه ب خارج از دایره به سمت او حمله‌ور شود تا شال زیر پای شماره ۱ را بیرون بکشد. در ضمن ۳ نفر دیگر از گروه الف حق هیچ گونه دخالتی برای کمک به فرد شماره ۱ را ندشت. بازی با سوت داور شروع می‌شود و چهار نفر بیرون دایره می‌بایست با تبحر و زرنگی خاص خود باعث گمراه شدن فرد شماره ۱ داخل دایره می‌شدند تا بتوانند شال زیر پای او را بدون خطا بگیرند. در زمان درگیری سه نفر یار شماره ۱ گروه الف حق هیچگونه دخالت را ندارد. فردی که شال زیر پایش هست در صورت حمله افراد بیرون دایره اگر بتواند و موفق شود تا لگدی به حمله‌کنندگان بزند و لگد به هدف وارد شود بازی خاتمه یافته و جای دو گروه با یکدیگر عوض شده و این بار گروه ب به داخل دایره و گروه الف خارج دایره قرار می‌گیرد و بازی از ابتدا همانند اول که گفته شد شروع می‌شود.

اما اگر یار شماره ۱ از گروه الف درون دایره نتواند به حمله‌کنندگان گروه ب لگد بزند و یار گروه ب شال را از زیر پای فرد شماره ۱ درون دایره بیرون بکشد در این موقع بقیه یاران گروه الف در داخل دایره فریاد می‌زنند: دور دور. یعنی سه نفر یاران دیگر گروه الف که آنها تا این زمان حق دخالت و دفاع از یار خود را نداشتند از این زمان به بعد شالی که در دست دارند در زیر پا قرار داده و وارد معرکه شده و یاران گروه ب را مورد تهاجم قرار می‌دهند و به این علت است که یاران گروه ب هم فریاد می‌زنند: دور دور. یعنی مواظب حمله یاران گروه الف باشید و به این ترتیب اگر شال‌های دوم و سوم و چهارم توسط گروه ب از زیر پای تک تک گروه الف کشیده و برده شود گروه بیرون دایره فریاد می‌زند بَروش بَروشَکه. یعنی بزَن بزَن است و تا می‌توانند با شال‌های تابیده که دارای ضربات مهلک و دردناکی است اعضای گروه الف را کتک می‌زنند تا داور اعلام توقف کند و گروه ب برنده شده بازی از نوع شروع می‌شود.

خَرَک جوزوا

این بازی جنبه ورزش پرشی دارد. دو گروه که هر کدام از ۴ نفر تشکیل گردیده است در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. اولین نفر از گروه اول پشت خود را به دیوار تکیه داده و انگشتان دو دست خود را درون هم قلاب کرده و نفر دوم مقابلش خم شده و سر خود را روی دستان نفر اول که به هم قلاب کرده است، قرار می‌دهد و دستانش را به ران پاهای وی حلقه می‌کند. نفر سوم هم پشت نفر دوم خم شده سرش را بین پاهای نفر دوم قرار داده و دستانش را دور پاهای او حلقه می‌کند. نفر چهارم هم همین کار را پشت نفر سوم می‌کند و یک ستونی از کمرهای دولا شده سه نفره توسط گروه اول تشکیل می‌گردد.

نفرات گروه دوم باید یکی یکی دورخیز کرده و از فاصله‌ای که به نام خط پرش است بدون خطا و اینکه پایشان به زمین برخورد کند به روی کمر نفرات خم شده در گروه اول پرش کنند. گروه دوم همیشه اولین نفر از یاران خود را از میان افرادی انتخاب می‌کند که جثه‌ای باریک و پرشی خوب دارد تا بتواند روی کمر نفر اول بپرد و جا برای نفرات بعدی وجود داشته باشد. به همین صورت سه یار بعدی پرش می‌نمایند.

اگر یکی از افراد این گروه هنگام پرش از روی کمر نفرات گروه اول به زمین بیفتد یا پایش به زمین بخورد گروه دوم سوخته است و باید جایشان را با گروه اول جابجا کنند و بازی از اول آغاز شود. اما اگر همه افراد گروه دوم بدون خطا روی کمر گروه اول پریدند باید افراد گروه اول، نفرات گروه دوم یا برنده را تا مسافتی کولی دهند.

باغال‌نایک

این بازی که جنبه ورزشی و ضربه‌پذیری و ضربه‌زنی دارد، بیشتر در مراسم عروسی رواج داشته است. یک نفر را به عنوان شاه انتخاب می‌کردند که او یک وسیله مهلک برای ضربه زدن به افراد را در اختیار داشت که به آن تُرمَه می‌گفتند. ترمه عبارت بود از یک لنگ حمام که آن را تا جایی که ممکن بود می‌تاباندند و سپس آن را دولا کرده و بر روی هم قرار داده و یک شلاق یک متری به وجود می‌آمد، با گره‌های متعدد که در صورت ضربه وارد کردن به کف دست، تا مغز استخوان را به درد می‌آورد. شاه علاوه بر ترمه یک شئی کوچک مانند گردو یا حبوباتی مانند لوبیاچیتی در اختیار داشت.

شاه بدون آن که کسی متوجه شود آن شئی را به زیر بغل (باغال) تک تک مهمانان حاضر در جمع یا بازیکنان قرار داده و سپس دست خود را بیرون می‌آورد و لذا کسی از شرکت کنندگان متوجه نمی‌شد که این شئی را شاه زیر بغل چه کسی قرار داده است.

شاه شروع می‌کرد از تک تک مهمانان سوال کردن که: باغال نایک زیر باغال کی دَره؟ آن فرد بر فرض می‌گفت در نزد خودتان و اگر شئی نزد خود شاه نبود با ترمه یک ضربه به خودش می‌زد و باز سئوال می‌کرد. آن فرد بر فرض می‌گفت: پیش حسین دَره. شاه نزد حسین رفته و اگر شئی نزد او نبود یک ترمه محکم به کف دست حسین زده و او پس از خوردن ضربه فرد دیگری را معرفی می‌کرد. این بازی به همین صورت ادامه پیدا می‌کرد تا اینکه شئی زیر بغل فردی پیدا می‌شد.

اینجا شاه عوض می‌شد و کسی که باغال نایک را درست گفته بود شاه می‌شد و به این ترتیب بازی ادامه پیدا می‌کرد.

مرد مردِ من باقَلی به چند من؟

این بازی جنبه تخمین در تعیین وزن داشت. دو گروه ۴ نفره تشکیل و یک نفر از گروه اول و یک نفر از گروه دوم به عنوان استاد انتخاب می‌شدند تا وزن باقالا (باقَلی) را تعیین کنند.

گروه اول و دوم در یک فاصله ۲۰ متری از یکدیگر و در مقابل هم قرار می‌گرفتند. دو نفر استاد از نمایندگان گروه اول و دوم در حد فاصل دو گروه و در وسط آنها یعنی ۱۰ متری از هر گروه قرار داشتند. دو استاد وزنی را بر فرض ۲۰ من (۶۰ کیلو) تعیین می‌کردند، بدون آن که اعضای گروه‌ها از آن آگاهی داشته باشند. بازی شروع می‌شد. استاد گروه اول از گروه خود خود سئوال می‌کرد: مرد مرد من باقلی به چند من؟ گروه اول جواب می‌داد به ۱۰ من. استاد جواب می‌داد پایین. یعنی وزنی که شما گفتید از وزنی که ما تعیین کرده‌ایم پایین‌تر است.

نوبت استاد گروه دوم بود. او از گروه خود می‌پرسید: مرد مرد من باقلی به چند من؟ بر فرض گروه دوم جواب می‌داد به ۲۰ من. در این صورت استاد گروه دوم بلافاصله می‌گفت: خر خر شیرازی، خر خر شیرازی. این جواب استاد یعنی گروه دوم درست جواب داده و باید افراد گروه اول، افراد گروه دوم یا برنده را تا مسافتی کولی بدهند.

خرم از روی پل یکسر چو بگذشت   /   دگر از خر سواری توبه کردم  (ابوالقاسم حالت)

الک دولک

این بازی جنبه ورزشی و توان پرتاب اشیا به نقطه دور و همچنین نشانه‌گیری دقیق داشته است. وسایل این بازی شامل یک چوب بلند به نام دولک و یک چوب کوتاه به نام الک می‌باشد. البته برای اینکه در بازی وقفه ایجاد نشود معمولا از تعداد بیشتری چوب به ویژه الک استفاده می‌شود.

بازی با دو گروه انجام می‌شود. گروه اول الک را در حدفاصل دو سنگ قرار داده و سپس دولک را زیر الک قرار داده آن را به بالا پرتاب کرده سپس در حالی که الک بین هوا و زمین قرار دارد با دولک ضربه‌ای به آن وارد کرده تا آن را به طرف زمینی که گروه دوم در آن پراکنده هستند پرتاب شود. اگر هر یک از افراد گروه دوم بتوانند آن را در هوا بگیرند (اصطلاحا بُل بگیرند) کل گروه اول بازی را باخته و جای گروه دوم و اول در بازی عوض می‌شود.

اما اگر الک را نتوانند بل بگیرند و آن روی زمین بیفتد، گروه دوم باید الک را از همانجا به سمت دولک که به صورت افقی روی زمین و در محل ضربه به الک قرار داده می‌شود پرتاب کند. اگر الک به دولک برخورد کند فردی که الک را از گروه اول زده است، سوخته و از دور بازی حذف می‌شود. اما اگر الک به دولک برخورد نکند همان فرد گروه اول بازهم به الک زدن ادامه می‌دهد. اگر چهار مرتبه این عمل بدون بل دادن یا برخورد به دولک ادامه یابد گروه اول برنده شده و گروه دوم می‌بایست گروه اول را تا مسافتی که آخرین الک رفته کولی بدهد.

زننده الک چهارم هنگام زدن الک کُری خوانده و می‌گوید:

اینَه الک کوله  /  هر جا بَشو قبوله (این الکی است که باید کولی بدهید و تا هر کجا هم بره برای ما مناسبه)

زنده کردن افراد سوخته:

اگر الک پرتاب شده توسط گروه دوم به دولک قرارداده شده روی زمین برخورد نکند می‌توان یک نفر از افرادی که در گروه اول سوخته‌اند زنده کرد. این کار را تا زنده شدن همه یاران سوخته می‌توان ادامه داد و بعد از آن چهار الک را تا الک کول شمارش کرد.

هفت قدم:

اگر الک پس از ضربه دولک نفرات گروه اول به زمین خورده و دوباره از روی زمین به هوا پرتاب شود و قبل از افتادن روی زمین توسط افراد گروه دوم بُل گرفته شود، وی می‌تواند هفت قدم به سمت دولک پرش کرده سپس الک را به سمت دولک روی زمین پرتاب کند.

آلو:

اگر زننده الک وقتی آن را با دولک به هوا پرتاب می‌کند به هر دلیل دولک را به قصد ضربه زدن به الک حرکت ندهد می‌تواند دوباره زدن الک را تکرار کند. به این عمل یک آلو گفته می‌شود. زننده الک تنها مجاز است دوبار آلو کند و آلوی سوم مجاز نیست. یعنی ضربه سوم باید حتما زده شود. در غیر این صورت وی می‌سوزد.

خط چُس:

برای اینکه روند بازی بهتر پیش برود، در فاصله‌ای از محل زدن الک خط کشیده به آن خط چُس می‌گویند. اگر الک پس از ضربه با دولک قبل از این خط به زمین بیفتد، زننده الک می‌سوزد.

سوختن گروه:

گروهی که الک‌ها را می‌زند در دو حالت می‌بازد. یکی اگر به گروه دوم بل بدهند و دیگر اگر تمام افراد گروه بسوزند.

هشدار:

یکی از اتفاقات متداول شکسته شدن سر در اثر برخورد دولک زننده الک به سر بازیکنان گروه خودی است که ناخودآگاه در اطراف محل ضربه زدن به الک پرسه می‌زنند. لذا هنگام بازی حتما به این موضوع توجه کنید.

الک دولک زو

این بازی هم دارای الک و دولک است ولی نحوه ضربه زدن به الک ساده‌تر است لذا این بازی برای بچه‌ها مناسب‌تر است. در این بازی به دو روش الک پرتاب می‌شود. یا با هُل دادن شدید الک توسط دولک یا با ضربه زدن روی یک لبه‌ی الکی که روی سک سنگ قرار داده شده است. بقیه موارد مانند الک دولک معمولی است.

تفاوت عمده این بازی با الک دولک معمولی در نحوه کولی گرفتن از گروه بازنده است. نفرات گروهی که برنده بازی می‌شوند با دولک باید به الک روی هوا ضربه بزنند به نحوی که الک نیفتد. به این عمل اصطلاحا گیلان گیلان می‌گویند. هر فرد به تعداد ضربه‌ای که به الک روی هوا می‌زند مجاز است با ضربه به الک آن را به دور پرتاب کند. این کار در دو حالت از روی پا و زیر پا انجام می‌شود. مثلا اگر نفر اول گروه برنده بتواند الک را سه بار در هوا بزند مجاز است از محل بازی به یک سمت سه بار از روی پا به الک ضربه بزند و مثلا در مجموع ۲۰ متر از محل بازی دور شوند. بعد سه بار هم از زیر پا به الک ضربه می‌زند و در مجموع ۱۵ متر دیگر دور شوند. بعد نوبت نفر دوم گروه برنده است. این کار تا تمام شدن نفرات گروه اول ادامه یافته و ممکن است حتی چند کیلومتر از محل بازی دور شوند. در انتها نفرات گروه بازنده به ترتیب شروع به کشیدن زو می‌کنند و به طرف محل بازی می‌دوند. هر جا نفس نفر اول تمام شد نفر بعدی زو می‌کشد تا نفرات گروه دوم تمام شوند. از این نقطه افراد گروه دوم باید به گروه اول کولی بدهند.

بدیهی است گاهی ممکن است نفرات گروه دوم به محل بازی برسند و کولی دادن منتفی شود. نکته جالب بازی این ایت که گاهی نفرات گروه بازنده ممکن است با کشیدن زو از محل بازی به سمت دیگر بروند. در این صورت نفرات گروه اول باید از نقطه انتهایی تا محل بازی به گروه دوم کولی بدهند.

 

قایم موشک (قایم باشک) دسته‌ای

این بازی جنبه سرگرمی داشت. بازی قایم باشک، بازی معروفی است و اغلب خوانندگان با قواعد آن آشنا هستند. لذا از توضیح این بازی صرف نظر می‌شود. بجز بازی قایم باشک، نوع دیگری نیز در روستای برگجهان بازی می‌شد که به صورت گروهی بود و به آن قایم موشک دسته‌ای می‌گفتند.

در این بازی بازیکنان به دو دسته یا گروه مساوی تقسیم شده و با پِشک (قرعه) اندازی یا شیرخط سکه گروهی که باید چشم گذاشته و گروه مقابل که باید قایم می‌شدند، تعیین می‌شد. علاوه بر گروه بندی و تعیین گروه چشم‌گذار و قایم شونده باید محدوده و مدت بازی هم مشخص می‌شد که اغلب یک محله یا بخشی از روستا و مدت آن نیم تا یک ساعت بود.

سپس گروه اول چشم گذاشته و گروه دوم با هم مشورت می‌کردند که برای قایم شدن به کجا بروند. در قایم موشک دسته‌ای همه افراد در یک جا قایم می‌شدند که معمولا در طویله یا یک باغ یا پشت بام یا انباری و بنای متروکه یا حتی منزل شخصی افراد و بالای درختان بود.

افراد گروه اول برای پیدا کردن گروه دوم در محدوه بازی پخش شده و آنقدر می‌گشتند تا یکی از آنها افراد گروه دوم را پیدا کند تا بازی را ببرند. اگر تا مدت مشخص شده افراد گروه دوم پیدا نمی‌شدند گروه اول بازنده بود و باید دوباره چشم می‌گذاشت.

در این بازی چون گروه دوم با هم بودند در مدتی که قایم می‌شدند حوصله‌شان سر نمی‌رفت و گاهی خودشان در این مدت با هم مشغول بازی دیگری می‌شدند. در یکی از بازی‌ها که مدت زمان برای آن تعیین نشده بود بازی به شب کشیده و گروه اول که گمان می‌کرد افراد گروه دوم به خانه‌هایشان رفته‌اند ادامه بازی را رها کردند. اما افراد گروه اول که در یک انباری مخروبه قایم شده بودند بازی را ترک نکرده بوده و همانجا خوابشان برده بود و موجبات نگرانی خانواده را سبب شده بودند و در نهایت نزدیک صبح که از خواب بیدار شده بودند به خانه‌های خود رفتند.

نکته پایانی

در پایان باید این نکته را متذکر شوم تا اینکه به ارایه و معرفی بازی‌ها بر اساس جنسیتی محکوم نشوم. اشتباه نشود این بازی‌ها به غیر از باغال نایک یا خرک‌جوزوا همه به صورت مشترک بین دختران و پسران روستا انجام می‌شد. بدون آن که کوچکترین نظر بدی به یکدیگر داشته باشند. این وضعیت در سایر امور هم حکمفرما بود و تنها به افراد کمتر مذهبی در روستا هم اختصاص نداشت و افراد مذهبی هم این اعتقاد را داشتند.

چنانچه مکتب‌خانه ملاباجی با دختر و پسر مختلط دایر بود و یا یکی از مذهبی‌ترین افراد روستا در آن زمان یعنی کربلایی ابوالقاسم نقل می‌کردند که در زمان کودکی به همراه کربلایی فاطمه که بعدا همسرشان شدند، برای چراندن گوسفندان به صحرا می‌رفتند و فاطمه با یک روسری در جلو و ایشان هم از پشت سر وی گله را همراهی می‌کردند.

یک دیدگاه

  1. سلام طاها جان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *