خانه » خاطرات (صفحه 3)

خاطرات

ازآبسردارتا سرده بادوچرخه – تحقق یک آرزوی بچّگانه

منتظر ماندن در ایستگاه اتوبوس برایم سخت بود. یک ربع انتظار عادی بود، اما گاهی نیم ساعت منتظر می‌ماندم. نه اینکه اتوبوسی نیاید، نه. اتوبوس می‌آمد اما یا جا نبود یا در ایستگاه نگه نمی‌داشت.

ادامه نوشته »

خرنا‌شناسی و ضعف سیستم آموزشی کشور

علی اکبر لبافی، ۴ مهر ۱۳۹۰ خدا رحمت کند مرحوم مشهدی رضی لبافی را که شوهر دو خواهرم بود و چارواداری ممتاز و متبحر. روحش شاد و یادش گرامی باد. بی‌اغراق، و تعریف از خود نباشد – که هست – جزو شاگردان ممتاز (خرخون) دبیرستان بودم.

ادامه نوشته »

خاطرات یک کِر

پیندیگ، ۲۰ شهریور ۱۳۹۰ آنچه در پی می‌آید شنیده‌هایی است از یک کِر (صخره).

ادامه نوشته »