خانه » طبیعت و کالبد » مدیریت روستایی- یک یا دو گام مانده به صفر

مدیریت روستایی- یک یا دو گام مانده به صفر

علی‌اکبر لبافی، آذر ۹۴

موضوعاتی در علم ریاضی هست که ناممکن است. مثلا نمی‌تواند ۱ مساوی ۵۰ باشد. در علم منطق و فلسفه هم این قبیل موضوعات وجود دارد. مثلا جمع ضدین محال است. اما در علومی مثل مدیریت روستایی و تجارت و سودجویی و ویلاسازی هر ناممکنی ممکن است ممکن شود!1=55(1)1=55(2)

می‌دانیم در طول تاریخ برگجون، باغداری و زراعت دچار افت و خیزهای زیادی بوده است. روزگاری که مزارع برگجون قوت خوردونمیر روستاییان را تامین کرد تا از قحطی بزرگ بگذرند و روزگاری که کشت جو و گندم جای خود را به باغ سیب داد روزگاران دوری نبودند. پس از انقلاب نیز باغهای سیب جای خود را به گیلاس دادند و سپس درختان گردو بر فراز آنها رویید. در کنار این میوه‌های با تولید انبوه، دیگر محصولات زراعی و باغی نیز همواره تولید می‌شد. اما اکنون آنچه کشت می‌شود آجر و سیمان است و جز ویلا و ساختمان تولید نمی‌شود. سالیانی نه چندان دور در دهه‌ی ۷۰ اگر ۷۰۰ تن گیلاس از روستا به شهر حمل می‌شد، این رقم سال گذشته به زحمت به ۷۰ تن رسید. محصول سیب و آلو و دیگر میوه‌ها نیز کیمیا شده اند. محصول گردو نیز چندی نخواهد گذشت که به برکت سیمان و سنجاب، گرما و دود و غبار، و سایر آفات به میزان خوراک کشاورزان تقلیل می‌یابد.

باری در این مقاله نه بنا داریم که تاریخ کشاورزی و باغداری روستا را بیان کنیم و نه می‌خواهیم بگوییم ساخت و ساز بی‌برنامه و افسارگسیخته خوب است یا بد. نمی‌گوییم جاده‌سازی سبب از بین رفتن درختان و محیط زیست روستایی است و باید یا نباید جاده ساخت. نمی‌گوییم مقایسه نقشه جاده‌ها و مناطقی که ساختمان‌سازی شده یا ساخت و ساز شدت یافته نشان می‌دهد که نسبت مستقیمی میان جاده‌سازی و خانه‌سازی وجود دارد.

نمی‌گوییم این تنها علت نیست و تب زمین و ویلا و سودجویی فراگیر شده است و افرادی که باغ و زمین ارزان روستا را اسباب تجارت و کسب سود خود کرده‌اند، چه‌ها که نکرده‌اند. افرادی که قیمت زمین‌های کشاورزی روستا کمتر از وسیله‌ای است که زیر پایشان قرار دارد و چرا مدیریت شهری و روستایی مانع آنان نمی‌شوند.1=55(11)1=55(12)

تنها می‌خواهیم بگوییم راهی که در پیش گرفته‌ایم کی به پایان می‌رسد. حدس و گمانی می‌زنیم مانند آنچه درباره سال ۲۰۰۰ گفتند. سال سقوط، سال فرارِ برگجون چه سالی است؟ سالی که خون تو برگا نیست، قلب سیمانی تو دره‌هاست! چه سالی خواهد بود؟

در برداشت تقریبی مساحت باغها و کوهها و مراتع روستا و عرصه‌ی بناها با استفاده از امکاناتی که گوگل- ارث در اختیار ما نهاده است، به جداول زیر دست یافته‌ایم.

جدول سطوح باغهای فعلی روستا:

ردیف

نام منطقه باغی

مساحت(مترمربع)

ردیف

نام منطقه باغی

مساحت(مترمربع)

۱

اندار

۲۲۰۰۰

۱۳

سلوسینگ

۱۷۰۰۰

۲

تنگندار

۳۵۰۰۰

۱۴

تادر و باغ ملک

۷۴۵۰۰

۳

سرشن

۱۳۰۰۰

۱۵

سواستونه

۸۰۰۰

۴

دره کوشکستان

۵۵۰۰

۱۶

دره شیرون

۴۴۵۰۰

۵

شوراب و چالیمبیری

۱۲۰۰۰۰

۱۷

شیرون پایین و لش غفار

۶۸۵۰۰

۶

تنگه پی

۶۳۰۰۰

۱۸

لیمادر و جیروا

۱۷۳۰۰۰

۷

گته زمین و باغارو

۴۰۰۰۰

۱۹

لزیم بره

۸۹۵۰۰

۸

شاهُن

۴۱۰۰۰

۲۰

بالانجو

۱۰۴۰۰۰

۹

بالابا

۹۱۵۰۰

۲۱

دره سووگ

۹۰۰۰۰

۱۰

دره تنگه مرغ

۳۹۰۰۰

۲۲

دره اشه مرغ

۱۳۰۰۰۰

۱۱

پش بالابا

۱۷۵۰۰

۲۳

اشه مرغ

۳۳۵۰۰

۱۲

دشتاهایه پی

۱۴۹۰۰۰

۲۴

چال‌سول،سووگ‌و …

۸۹۵۰۰

 

جدول سطوح ساخته شده‌ی روستا:

ردیف

نام محله

مساحت(مترمربع)

۱

سرده

۱۲۰۰۰

۲

پاده

۶۰۰۰

۳

روبار و روبارگ

۵۰۰۰

۴

شاهُن

۷۰۰۰

 جمع بافت قدیم روستا

۳۰۰۰۰

 ۵

توسعه جدید متصل به بافت قدیم

۵۲۰۰۰

 ۶

توسعه منفصل

۷۴۰۰۰

جمع توسعه جدید

۱۲۶۰۰۰

 

جدول مقایسه سطوح ساخته شده، باغها و کوههای روستا:

ردیف

نام کاربری

مساحت(مترمربع)

سهم از کل(درصد)

مقایسه نسبی

۱

بافت قدیم

۳۰۰۰۰

۰٫۰۸

۱

۲

توسعه جدید

۱۲۶۰۰۰

۰٫۳۳

۴

۳

باغهای باقیمانده

۱۵۵۸۰۰۰

۴٫۱

۵۲

۴

کوهها و مراتع بایر

۳۵۷۸۶۰۰۰

۹۵٫۴

۱۱۹۳

جمع

۳۷۵۰۰۰۰۰

۱۰۰

۱۲۵۰

 1=55(3)1=55(4)

در جداول بالا دیده می‌شود که مساحت روستا بیش از ۳۷۰۰ هکتار است. اما تنها ۴ درصد این مساحت اراضی باغی است. این چهار درصد، همه‌ی سرمایه طبیعی روستاست. بافت قدیم روستا را اگر بافت سال ۱۳۵۷ فرض کنیم، در حدود ۳ هکتار بوده است. ظرف مدت ۳۷ سال بر مساحت این بافت از درون و پیرامون بیش از ۵ هکتار افزوده شد. این تنها اتفاقی نبود که در این ۳۷ سال رخ داد. توسعه‌های منفصل و پراکنده و دور از بافت با سرعت بیشتری باغ‌ها را بلعیدند، تا جایی که اکنون بیش از ۷ هکتار از باغ‌ها را بلعیده‌اند. مجموع ساخت و سازهای جدید در این ۳۷ سال نزدیک به ۱۳ هکتار برآورد می‌شود. یعنی آنچه در سال ۱۳۵۷ از ساخت و ساز موجود بود، اکنون بیش از ۵ برابر شده است. به عبارت دیگر در طی ۳۷ سال به ازای هر واحد ساختمان معادل ۴ واحد دیگر ساخته شده است.1=55(6)1=55(7)

حال این روند به کجا می‌انجامد و چه سالی تمام باغ‌های روستا زیر ساخت خواهند رفت؟

حدود ۱۵۶ هکتار باغ در حال حاضر باقی مانده است. به سرعت جاده‌سازی در گوشه و کنار روستا توسعه یافته است.. پول‌های سرگردان و غیرمولد افراد زیاد است و بازار بورس و تولید کارخانه‌ها و سکه هم کساد است. زمین‌های شمال هم دور است و نظر سودجویان را اغنا نمی‌کند. با قیمت بنزین و راه‌بندان‌های گذشته و آینده به خوبی می‌توان حدس زد که بازار زمین و ویلا در روستا کماکان داغ خواهد ماند. روند تصاعدی گذشته آیا همچنان تداوم می‌یابد؟ اگر چنین شود ما ۳۷ سال دیگر هیچ باغی در روستا نداریم: مرحله‌ای به نام باغ- صفر. یعنی کافی است پرش ۳۷ سال گذشته فقط یکبار دیگر تکرار شود!1=55(8)1=55(10)

اگر کسادی ملک در کشور و تهران به برگجهان هم سرایت کند و روند گذشته به صورت خطی ادامه یابد و مدیریت روستایی کماکان با بی‌برنامگی مطلق افسار را به دست مردم و سرمایه‌های معطل مردم بسپارد، ما دو دوره ۳۷ سال دیگر، یعنی ۵۴ سال دیگر به مرحله باغ- صفر می‌رسیم. یعنی کافی است پرش ۳۷ سال گذشته دوبار دیگر تکرار شود!

در فرایند نخست، مرحله‌ی باغ- صفر سال ۱۴۳۱ است و در فرایند دوم ۱۴۶۸٫ سالی که در هر حال فرزندان ما آن را خواهند دید، اگرچه علی‌اکبر لبافی آن سال زنده نیست.

آیا باید شیوه‌ی مدیریتی دیگری داشت؟! آیا برای این مشکل (اگر باور داشته باشیم مشکلی هست!) کلیدی در دست کسی هست؟  ویا اینکه: این ناگزیره واسه ما… سیر صعودی تا سقوط!

 1=55(9)1=55(5)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *