خانه » تاریخ، جامعه و فرهنگ » تشخیص اوقات شرعی

تشخیص اوقات شرعی

مجید جان‌نثاری، دی ماه ۱۳۹۹

در سال‌هایی که بیدار شدن مردم روستای برگ‌جهان با صدای بلندگوی مسجد، ساعت، رادیو، تلویزیون، یا تلفن همراه باب نشده بود،

آنها اوقات شرعی را چگونه و با چه وسایلی تشخیص می‌دادند؟

ابزار تشخیص سحر و اذان صبح

۱-بانگ سوم خروس

هنگام سپیده‌دم خروس سحری  /   دانی که چرا همی کند نوحه گری؟

یعنی که نمودند در آیینه‌ی صبح   /    کز عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری.

این اشعار را با صدای استاد آواز ایران در لینک زیر بشنوید:

https://www.aparat.com/v/mu3Vww…..

در قدیم در هر خانه‌ای حداقل یک خروس و تعدادی مرغ نگهداری می‌شد. نگه‌داری خروس در خانه به جز تولید تخم مرغ‌های بارور برای جوجه‌کشی، بر اساس اعتقادات مردم روستا به منظور دو نوع کارکرد این پرنده بوده است:

کارکرد اول:

مردم روستا از دیرباز اعتقاد داشتند که این پرنده نماد سروش و دشمن دیوِ خواب است و با برآوردن بانگ خود مردم را به برخاستن از بستر خواب و شروع به فعالیت وا می‌دارد. مردم روستا همچنین اعتقاد داشتند که اجنه از خروس وحشت دارند. بنابراین نگهداری خروس در خانه باعث دوری جن و مصونیت خانواده از اذیت و آزار آنها می‌گردد.

کارکرد دوم:

خروس به عنوان ساعت خانواده بوده برای فعالیت روزانه و همچنین کاربرد بانگ خروس در ماه مبارک رمضان اهمیت حیاتی در جهت انجام صحیح فرایض دینی مثل روزه و خواندن نماز در ساعات شرعی داشته است. زیرا بانگ خروس در شب اعلام وقتی از نیمه شب بوده است. خروس در سه مرحله از شب تا صبح بانگ برمی‌آورد:

بانگ اول خروس: بانگ اول از نیمه شب به بعد است که مردم روستا با شنیدن آن خود را برای تهیه غذای سحری آماده می‌کردند.

بانگ دوم خروس: در بانگ دوم که مابین نیمه شب تا اذان صبح است مردم روستا شروع به خوردن سحری می‌کردند و پس از پایان خوردن سحری آماده می‌شدند تا بانگ سوم فرا برسد. در بانگ دوم خروس افرادی از روستای برگ‌جهان که دارای صدای خوشی بودند به پشت‌بام رفته و به خواندن مناجات مشغول می‌شدند. حاج علی‌اکبر فرزند کربلایی حسین‌علی، حاج علی‌اکبر فرزند مشهدی عبداله، آشیخ حسین، ملا محمدابراهیم و حاج مظفر (اهل روبار) از جمله افرادی بودند که مناجات می‌خواندند.

بانگ سوم خروس: بانگ سوم خروس نشان‌دهنده اذان صبح بود و مردم روستا از خوردن و آشامیدن دست کشیده و روزه گرفتن را آغاز می‌کردند تا اذان مغرب فرارسیده و افطار کنند.

۲- باد شبنم

در نزدیکی صبح هوا به اندازه‌ای سرد می‌شود که بخار آب درون هوا اشباع شده و به صورت قطره‌های آب (شبنم) تبدیل می‌شود که بر روی برگ گیاهان و درختان قرار می‌گیرد. این فرآیند همراه وزش نسیم خنکی است که به باد شبنم معروف است و نشانه‌ای از فرا رسیدن سحر است. در مواردی که افراد روستا در خانه نبودند تا از طریق بانگ خروس به زمان پی ببرند از این شیوه استفاده می‌کردند.

۳- ظاهر شدن شیشگ

در پاییز و زمستان مجموعه ستاره‌ای به نام شیشگ (شامل شش ستاره) در سر کوه کهو ظاهر می‌شود که نشان فرارسیدن صبح است. شیشگ یا خوشه پروین (به زبان فارسی) و ثریا (به زبان عربی) مجموعه‌ای از ستاره‌ها متشکل از ۲۵۰ ستاره است که فقط شش یا هفت ستاره با چشم غیرمسلح دیده می‌شود. به همین دلیل این مجموعه در برخی نقاط به هفت خواهران معروف است. بعد از شیشگ ستاره‌ای می‌آید به نام ستاره روشنک که باعث روشن شدن هوا می‌گردد. ستاره روشنک همان سیاره زهره یا ناهید است که در مواقعی بسیار به خوشه پروین نزدیک می‌شود.

تشخیص افطار و اذان مغرب

زمانی‌که زردی از پهنه آسمان به سمت مغرب در حال فرود آمدن بود، با دیدن اولین ستاره علامت مغرب و وقت اذان مغرب بوده و در هنگام ماه مبارک رمضان پس از مشاهده سه عدد ستاره در آسمان، زمان افطار فرا می‌رسید.

برخی اصطلاحات زمانی در برگ‌جهان

شفق: صبح صادق، حدود نیم ساعت قبل از اذان تا بعد از اذان صبح. قبل از صبح صادق، صبح کاذب است که هوا کمی روشن و سپس تاریک می‌شود.

اُفتوکَشَه: تازه آفتاب زده و زمان ناشتایی صبح است.

چاشت: حدود ساعت ۱۰ صبح است. بُلند گَرد روز چاشت گَردی!

صلات ظهر: حدود ساعت ۱۲٫ وقت نماز ظهر.

گرگ و میش: قبل از اذان مغرب. تنگ غروب

سَرِشو: اول شب

شونیشین: حدود ساعت ۹ شب. زمان شب نشینی.

سَرداس یا سُنبُلَه: اول شهریور

گَتَ چلُّه: چله بزرگ

کوشکگ چلَّه: چله کوچک

چلَّه پیرزن: هفته آخر زمستان

۳ دیدگاه

  1. بسیار مختصر و مفید بود.
    برای تشخیص ظهر کار اغلب ساده بود زیرا مردم روستا به تجربه می دانستند خورشید در کجای آسمان که باشد و سایه ها در کدام راستا قرار گیرد ظهر است. گمونم بسته به فصل اگر خورشید حدودا بالای کوه پشت لزیم بره قرار میگرفت ظهر بود. در خانه هم ظهر اغلب با سایه ستون ایوان مشخص می شد.
    در آمدن شیشک و همچنین غلو زدن (شبنم زدن) علف ها نشانه شروع فصل خنکا یعنی ماه شهریور و عدم نیاز درختان به آب فراوان بود.
    درباره اصطلاحات مرتبط با زمان یادم هست اوفتو سر لووه بگیت. یعنی دیگه کاملا روز شده تا حدی که آفتاب کوههای مرغ و مازهون رو پوشانده. یا اوفتو بشا پشت کیله شاهون، یعنی پایان عصر و نزدیکی غروب. اوفتو بشا سر لو. یعنی آخرین اشعه های غروب آفتاب بر سر کوه های گوبینی و سیابند

  2. حمید جان نثاری

    با سلام خدمت اقای مجید جان نثاری دست شما درد نکنه بسیار عالی

  3. سلام عالی بود ،تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *