خانه » چهره ها » شبکه آبرسانی با رسول پلویی

شبکه آبرسانی با رسول پلویی

علی‌اکبر لبافی، تیرماه ۹۹

شبکه آبرسانی روستای برگ‌جهان تاریخ کهن و متنوعی دارد.

شبکه سنتی توزیع آب روستا

از دوران کهن تا حدود ۶۰-۷۰ سال پیش، روستای برگ‌جهان فاقد شبکه لوله ­کشی‌‌ برای آب آشامیدنی بود. تا این زمان شبکه آبرسانی بافت مسکونی روستا از طریق شبکه­ ای به نام بی­ جی ­بر تشکیل می­ شد که از دره تنگه مرغ سرچشمه گرفته محله­ های سرده و پاده را تحت پوشش داشت. شبکه­ های آبرسانی نقطه­ ای دیگری هم مانند لوله­ کشی چشمه نظر تا پاده یا چشمه گلین در شاهان وجود داشت و سایر نقاط هم به صورت انحصاری یا مشترک از چشمه­ های موجود درون محله ­ها استفاده می­ کردند.

سابقه شبکه لوله­ کشی توزیع آب روستا

در حدود ۶۰- ۷۰ سال پیش ابتدا محله سرده توسط حاج ذبیح اله لبافی با ساخت مخزن یا آب انباری در راه سراسو به شبکه لوله­ کشی فلزی متصل شد. این شبکه از نهر دشتاها تغذیه می­ کرد. سپس محله پاده با ساخت آب انباری در محل چشمه نظر توسط اهالی در دشتاها به شبکه لوله کشی آب مجهز شد. در اوایل انقلاب آب انبار دیگری در مسیر نهر بی­جی­بر برای تقویت شبکه سرده ساخته شد زیرا چند روز که نوبت آب دشتاها نبود، آب انبار بدون آب می ماند.

مسئول شبکه آبرسانی و مراقبت از آب انبارها و حمام یک فرد بود. مرحوم منوچهر اثباتی و نجف پلویی از افرادی بودند که بیشترین سال ها به این کار مشغول بودند.

شبکه لوله­ کشی معروف به آب بهداشتی روستا

از حدود سال ۱۳۶۹ شورای اسلامی روستا و با همت آقای محمود اثباتی پیگیر ساخت شبکه آبرسانی بهداشتی برای روستا شد. پس از افت و خیزهای بسیار در نهایت مقرر شد آب چشمه گرگه ­نو به محل ساخت مخزن در ناحیه پشت تنگه منتقل گردد. هزینه برآورد شده برای اجرای پروژه با خودیاری ۳۰ درصدی مردم مشخص و ۴۶۰ کنتور با پرداخت هر انشعاب ۵۰۰۰ تومان تعیین شد. این پیگیری در نهایت در سال ۱۳۷۲ با بهره­ برداری از شبکه در هفته دولت و با حضور مقامات محلی شمیرانات و لواسانات به ثمر نشست. اسناد بسیار ارزشمند این طرح مهم روستا به طور منظم نزد آقای محمود اثباتی بایگانی گردیده است و تصاویر آنها در اختیار مدیران این وبسایت قرار دارد. اما متاسفانه از مراحل اجرای طرح عکسی موجود نیست.

امروزه مسئول شبکه آب و فاضلاب روستای برگ­جهان آقای رسول پلویی است.

آشنایی با خانواده و مشخصات فردی آقای رسول پلویی

آقا رسول فرزند علی آقا و خانم بتول محمدی و نوه حاج ایوب است. او متولد سال ۱۳۵۴ است. وی تا دوران ابتدایی همراه پدربزرگ و مادربزرگ در برگجهان سکونت داشت و تا سال چهارم در مدرسه محمدهمایون برگجهان تحصیل کرد. بعد از اینکه پای او شکست، پدرش او را نزد خود در تهران برد. در آن زمان علی آقا در محله نظام آباد سکونت داشت و رسول در دبستان ولی عصر نظام آباد ادامه تحصیل داد. وی دوره راهنمایی را هم در مدرسه هفت تیر نظام ­آباد تحصیل کرد.

آقا رسول دوران دبیرستان را در مدرسه جلال آل­ احمد در تجریش سپری کرد. در آن زمان منزل آنها در ولنجک بود. وی در سال ۱۳۷۵ دیپلم گرفت و سال ۱۳۷۶ به خدمت سربازی اعزام شد. یک سال که خدمت کرد در رشته مهندسی دامپروری دانشگاه آزاد شیراز قبول شد و به تحصیل پرداخت. وی در سال ۱۳۸۱ فارغ ­التحصیل شد و همان سال مشمول قانون معافیت از سربازی شد و لذا با یک سال سابقه خدمت معاف شد.

آقای رسول پلویی در سال ۱۳۸۶ با خانم طوسی فرزند اصغر (نوه آقا رضا) ازدواج کرد و دارای دو فرزند به نام های حسام و غزل است. حسام امسال به کلاس هفتم و غزل به کلاس دوم ابتدایی خواهند رفت.

مصاحبه با رسول پلویی

شما از چه سالی مسئول شبکه آب آشامیدنی روستا شدید؟

من در سال ۱۳۸۵ قرارداد بستم و تا امروز به این کار مشغول هستم.

قبل از شما در فاصله سال­های ۱۳۷۲ تا ۸۵ چه کسانی مسئولیت این کار را برعهده داشتند؟

در این ۱۲ سال افراد متعددی این مسئولیت را داشتند. افرادی مانند آقایان محسن محسنیان(آقانوری)، محسن پلویی(جعفر)، علی­ اکبر علیمردانی(رمضان)، مرتضی کوشکستانی(سیف­ اله)، و محمدآقا کوشکستانی(آیت ­اله) به این کار مشغول بودند ولی مسئولیت هیچکدام چندان دوام نداشت. سال­هایی نیز بین مسئولیت این افراد، کسی رسما این مسئولیت را نداشت و آقای رضا لبافی(علی­ محمد) این کار را انجام می­ دادند.

شما قبل از مشغول شدن در این کار، چه شغلی داشتید؟

من بعد از فارغ­ التحصیل شدن از دانشگاه، مدتی در تهران به انجام کارهای متفرقه مشغول بودم. اما چون در رشته دامپروری تحصیل کرده بودم تصمیم گرفتم به همین کار مشغول شوم. به برگجهان آمدم و در خانه­ ی خودمان به کار مرغداری مشغول شدم. بعدا دنبال جای مناسب­تری بودم و از افراد مختلف مانند آقای محمدحسین مجاوری یا رضاعلی کوشکستانی جا اجاره کرده و به کار مرغداری ادامه دادم. هر بار بین ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ قطعه مرغ پرورش می­ دادم.

اما این کار پایدار نماند. چون من از خودم جای مناسب نداشتم و باید جایی را اجاره می­ کردم. شرایط مرغداری هم نیازمند فضای مناسب و بهداشتی بود. باید با هزینه خودم فضا را مناسب می­ کردم اما چون جا اجاره­ای بود تا می­ خواستم پا بگیرم صاحب­خانه می­ گفت به آنجا نیاز دارد و باید تخلیه می­ کردم.

بنابراین بعد از ۲-۳ سال تغییر شغل دادم و به پرورش قارچ خوراکی مشغول شدم. در سلوسینک زاغه­ ای داشتم و این کار را آنجا پایه ­ریزی کردم. ۲-۳ سالی هم به این کار مشغول بودم.

چه شد که در اداره آب مشغول شدید؟

مدتی بود که شبکه آب مسئولی نداشت و وضعیت آبرسانی روستا نامناسب و بلاتکلیف بود. عمو علیِ من که دنبال سروسامان دادن به این وضعیت بود با شورای روستا که آن زمان آقای عیدی­ محمد کوشکستانی بود هماهنگ کرد و با من هم صحبت کرد و من را موقتا به عنوان مسئول آب تعیین کردند تا فرد مناسبی را برای این کار پیدا کنند. کاری که موقت به من واگذار شده بود از سال ۱۳۸۵ تا حالا ادامه پیدا کرده است.

شما استخدام رسمی هستید یا با شرکت­های پیمانکاری اداره آب قرارداد دارید؟

قراردادی هستم. البته نه با شرکتهای پیمانکاری بلکه مستقیم با خود اداره آب و فاضلاب روستایی استان تهران. با این وجود (جز در مدت کوتاهی)، بیمه هم نشده ­ام. قرارداد من اغلب سالانه و گاهی کمتر و بیشتر تمدید می شود. حتی گاهی ۶ ماهه یا ۲ ماهه تمدید می­ شود.

از ابتدای امسال هم شبکه آبرسانی روستاهای شرق تهران از اداره آب و فاضلاب روستایی استان تهران منفک شده و شهری شده ­اند و جزو زیرمجموعه اداره آب و فاضلاب شهر بومهن قرار گرفته ­اند. اداره مربوطه هم در شهر گلندوک است! بعد از این تحولات، بسیاری از امور بلاتکلیف مانده است. از جمله اینکه قرارداد من هنوز تمدید نشده. من چهار ماه حقوقم را از اداره قبلی طلب داشتم و الان هم حدود چهارماه است که برای اداره جدید کار می کنم و هشت ماه است که حقوق نگرفته­ ام. مردم هم اطلاعی از این موضوع ندارند و هر اتفاقی می­ افتد به من زنگ می­زنند. من هم ناچار کارشان را راه می ­اندازم.

فرآیند ثبت نام و دریافت کنتور آب چگونه است؟

الان به دلیل تغییر و تحولات اداری، موضوع بلاتکلیف است. اما پیش از این باید متقاضی ابتدا به سازمان آب مراجعه می­ کرد. سازمان آب نامه­ ای به شورا می ­داد که توسط شورا دریافت انشعاب آب بلامانع باشد. بعد از تایید شورا، باید کارشناس رسمی دادگستری از محل بازدید کرده و گزارش لازم را ارایه می­ کرد. زیرا حق انشعاب برحسب نوع و موقعیت و عمر بنا و داخل و خارج بافت بودن متفاوت است. متقاضی باید تعهد محضری هم تهیه و تسلیم می­ کرد. سپس باید هزینه ­های مربوطه را به اداره آب پرداخت کرده تا انشعاب دریافت کند.

آیا برای پرداخت هزینه ­ها تعرفه مشخصی وجود دارد؟ یادم هست وقتی من درخواست کنتور دادم سه تا قبض جداگانه فقط به اداره آب پرداخت کردم که بعضی از آنها به نام شخص بود و نه اداره. از آن زمان همیشه گمان می ­کنم شاید تخلفاتی در این پرداخت­ها وجود دارد.

ما براساس بازدید و گزارش کارشناسی، بر حسب طول مسیر و سایز لوله ­ها تعرفه­ های مشخصی داریم و مجموع هزینه را محاسبه و به متقاضی اعلام می­ کنیم. اما نمی­ دانم دهیاری یا شورا برای صدور تاییدیه تعرفه مشخصی دارند یا خیر.

دلیل اینکه اداره آب سه تا قبض صادر می­ کرد وجود ذینفعان متفاوت بود. یک قبض مربوط به هزینه انشعاب است که برای بناهای مختلف متفاوت است. یک قبض هم مربوط به خرید کنتور است و یکی هم برای هزینه بازدید میدانی و کارشناسی است که این هزینه غالبا در وجه اشخاص و کارشناسان مربوطه است.

در حال حاضر چند مشترک یا کنتور آب در برگجون هست؟

در حدود ۹۹۰ کنتور نصب هست و تعدادی هم در فهرست نصب هست و در مجموع به حدود ۱۰۰۰ تا ۱۰۱۰ مشترک آب می­ رسد.

مبلغ قبض­ های آب روستا در چه حدودی است؟

ما قبض ­هایی داریم که فقط آبونمان رو پرداخت می­ کنند. در حدود ۲۰۰۰ تومان. اما گاهی مبالغ بسیار زیاد هم داریم. مثلا ۲ تا ۵ میلیون تومان. البته چنین مبالغی هر چند سال یکبار اتفاق می­افتد.

آیا این مبالغ مربوط به کسانی است که استخر دارند یا شکستگی لوله است؟

نه. مربوط به استخرها نیست. مربوط به افرادی است که گمان نمی ­کردند آب­ بها در روستا زیاد هست و گاهی باغچه را با این آب آبیاری می ­کردند. مربوط به شکستگی ها هم نیست. چون مواردی که شکستگی هست ما اغلب مراعات کرده و هزینه کامل آب رو از آنها نمی­ گیریم.

نکته دیگر این است که تعرفه­ ی آب­ بها و آبونمان کنتورهای قدیمی با کنتورهای جدید فرق دارد و مبالغ زیاد قبض ها اغلب برای افراد جدید هست که اطلاع از بهای آب روستا ندارند.

محدوده تحت پوشش شبکه آب برگجون کجاهاست و چند کیلومتر شبکه دارید؟

تقریبا تمام جاهایی که مخزن آب سوار بر آن محدوده است ما کنتور آب داریم. از انتهایی­ ترین نقطه­ ی برگجون در دَلموسی و پولک و جیروا و بالانجو گرفته تا شیرون و تادر و نادره و سلوسینک و دشتاها تا بالاشاهون و زنگره­ جا. از این طرف هم تا تنگه­ مرغ و تنگه. بالاترین انشعاب مربوط به پسر مرحوم رمضان پلویی در تنگه و آخرین انشعاب متعلق به نوه مرحوم نجف پلویی در دَلموسی است. در این فاصله حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ متر اختلاف ارتفاع داریم. طول شبکه توزیع به طور تقریبی در حدود ۱۶ کیلومتر است.

ما در دانشگاه درس طراحی شبکه آبرسانی داشتیم. همزمان با تحصیل من در دانشگاه شبکه آب برگجون داشت توسط جهاد سازندگی اجرا می ­شد. من به استادم شرایط برگجون رو توضیح دادم و ایشون گفت در چنین شرایطی باید حتما چندین شیر فشارشکن در مسیر لوله­ ها قرار داده شود در غیر اینصورت فشار آب در نقاطی سبب ترکیدگی لوله خواهد شد و در نقاطی فشار آب خیلی کم خواهد بود. این مشکل چگونه برطرف شد؟

شیر فشارشکن در نقشه­ ها بود ولی نصب نشد. در طول سال­های گذشته برای رفع این مشکل اقداماتی انجام شده است. مثلا ۴ سال پیش در محله پاده یک شیر فشارشکن نصب کردیم. در لش­ میدان و راه بالانجو هم هرکدام یک شیر فشارشکن نصب کردیم. برای اینکه شیر فشارشکن باعث افت فشار شبکه محله شاهان نشود، یک انشعاب مستقیم از محله پاده به محله شاهان بردیم. لوله­ ها کیفیت یکنواختی ندارند. لوله ­های قدیم یا لوله­ های شورایی خوب بود ولی مثلا لوله­ هایی که جدید تحویل می ­شود با فشار ۱۰ بار است ولی اغلب تحت فشار شبکه می ترکند.

چه ویژگی­ها یا مشکلات دیگری بجز عدم نصب شیر فشارشکن در شبکه اجرا شده اولیه وجود داشت؟

هرچند هر طرحی نیازمند توسعه است اما طرح شبکه آبرسانی روستا از ابتدا اشکالاتی داشت. طبق نقشه­ ها و طرح اولیه باید مخزن آب ۴۰۰ مترمکعبی ساخته می ­شد ولی مخزنی که توسط پیمانکار ساخته و تحویل شد تنها ۲۸۰ متر مکعب گنجایش دارد. لذا طولی نکشید که باید مخزن جدید ساخته می­ شد. مخزن جدید با گنجایش ۳۰۰ متر مکعب طراحی شد ولی این بار  برعکس مرتبه اول، خودمان با پیمانکار هماهنگ کردیم و مخزن ۳۶۰ متر مکعبی ساخت. سقف مخزن اول با آجر سفال بود که به مرور پوسته پوسته و خُرد می­شد تا جایی که بخشی از سقف سوراخ شد و ما مرمت کردیم. اما سقف مخزن جدید بتنی است.

در نقشه اولیه ۵ شیر آتش­نشانی طرح شده بود که متاسفانه فقط یک شیر در محله پاده نصب شد و آن هم در حال حاضر باز شده است. با تمام توسعه جدید شبکه، همچنان این شبکه فاقد شیر آتش­نشانی است.

با توجه به رشد شدید ساخت و ساز و واگذاری انشعابهای جدید چه برنامه ­ای برای توسعه مخازن وجود دارد؟

ببینید واگذاری انشعاب زیاد بوده ولی مصرف آب متناسب با این افزایش انشعاب_ها نبوده. مثلا ما فقط در منطقه پولک ۱۱۰ تا ۱۲۰ انشعاب جدید واگذار کردیم ولی مصرف چندان زیاد نشد. چون هم آب­بهای کنتورهای جدید زیاد است و مردم صرفه­جویی می­کنند و هم اغلب واحدها در بیشتر روزها خالی هستند.

با این وجود مشکل کمبود حجم مخزن مشهود است و در روزهای تعطیل و به ویژه مواقعی که چند تعطیلی متصل به هم وجود دارد با کمبود آب روبرو می­ شویم. ما طرحی برای توسعه مخازن یعنی احداث مخزن جدید ۴۰۰ متر مکعبی داشتیم و خاکبرداری هم کردیم ولی در حال حاضر اداره منابع طبیعی شمیران مانع کار ما شده است. باید پیگیریهای قانونی برای واگذاری زمین از سوی منابع طبیعی به این کار را انجام دهیم و فعلا طرح توسعه مخازن متوقف است.

بجز توسعه مخازن و شبکه شاید موضوع تامین آب هم بسیار مهم باشد. طول شبکه تامین چقدر است و در این مورد چه کارهایی شده و چه برنامه ­هایی دارید؟

در طرح اولیه چشمه گُرگَه­ نو (در مسیر اندار) به عنوان محل تامین آب انتخاب شد و آب چشمه با خط لوله به صورت ثقلی تا مخزن منتقل شد. در مراحل بعدی آب چشمه زن داش­ قربان هم از بالادست به این لوله اضافه شد. بعد از آن آب چشمه بلنده­ بند تنگندار هم روی این لوله سوار شد. بهترین کیفیت آب مربوط به همین چشمه بلنده بند است. در مرحله بعد آب چشمه شنه­ دار اندار هم اضافه شد. اما باز هم با مشکل کمبود آب مواجه بودیم و قصد داشتیم آب چشمه حاج صدراله را از شوراب به مخزن اضافه کنیم ولی اهالی محله شاهان مخالفت کردند و مانع کار شدند. لذا مجبور شدیم آب چشمه عمو اسماعیلم را در بندگاه نهر دشتاها به درون مخزن هدایت کنیم. آب این چشمه زیاد هست ولی به دلیل ارتفاع کم چشمه، انتقال آن به صورت ثقلی و با فشار مناسب به داخل مخزن مقدور نیست. در شوراب انشعاب برق وجود ندارد و امکان پمپاژ آب هم وجود ندارد. طول شبکه لوله­ های تامین آب در حدود ۷ کیلومتر است.

برای من جالب یا بهتر بگویم تعجب برانگیز است که زمین  مخازن و چهار چشمه تامین آب را اهالی پاده و سرده به شبکه آب روستا اختصاص داده ­اند ولی چطور اهالی محله شاهان از انتقال آب چشمه حاج صدراله ممانعت کرده اند؟ چرا از چشمه­ های محله شاهان مانند چشمه گلین یا چشمه حاج علی و یا چشمه زنگره­ جا و غیره برای تقویت منابع آب روستا استفاده نمی ­شود؟

در مورد چشمه حاج صدراله نمی ­دانم ولی چون باید آب چشمه­ های جدید به داخل مخزن تنگه منتقل شود استفاده از چشمه­ های محله شاهان نیازمند طرح انتقال در مسیری طولانی است. برای استفاده از چشمه­ های شاهان باید در محله شاهان مخزن جدید ساخت و شبکه شاهان و روبار را از شبکه پاده و سرده جدا کرد.

الان چند لوله ورودی به مخازن وجود دارد؟

دو لوله آب را به مخازن می­ آورند. لوله­ ی اول آب چشمه­ های دره تنگندار یعنی زن داش­ قربان، شنه­ دار، گرگه­ نو و بلنده ­بند را منتقل می­ کنند. لوله­ ی دوم هم آب چشمه عمو اسماعیل در دره سرشن شوراب را به مخازن منتقل می­ کند.

آب این لوله ­ها بعد از رسیدن به مخزن چه فرآیندی دارند و کلرزنی چگونه و کجا انجام می­ شود؟

چون فقط مخزن اول به شبکه توزیع آب مستقیما متصل هست باید آبها در نهایت به این مخزن منتقل شوند. اتاق کلرزنی هم به این مخزن مربوط هست. مخزن دوم مستقیم به شبکه وصل نیست و به مخزن اول وصل هست و باید برای مصرف آب مخزن دوم ابتدا آب آن وارد مخزن اول بشود.

در اتاق کلرزنی چند بشکه حاوی کلر هست که توسط یک دستگاه برقی ابتدا کلر با آب مخلوط شده و به تدریج با لوله ای که به ورودی مخزن اول متصل است وارد مخزن می­شود. هر ۳ یا ۴ روز یکبار این کار انجام می ­شود.

چرا در مواقع بارندگی آب گل­ آلود می ­شود. مگر آب چشمه نیست؟

منبع تامین آب، آب چشمه­ هاست. اما در چشمه گرگه ­نو آب از چند نقطه و در طول یک کانال روباز جمع­ آوری و وارد لوله می­ شود که هنگام بارندگی آب سطحی اطراف هم وارد این شبکه می ­شود. در چشمه عمو اسماعیل هم چون محل حفاری چشمه قبلا پایین بود، به محض سیلابی شدن رودخانه آب گل ­آلود وارد چشمه و لوله می­ شد که این مشکل را اخیرا با دیوار­چینی در دهانه­ ی چشمه برطرف کردیم ولی مشکل چشمه ­ی گرگه ­نو و چشمه­ های دیگر در مسیر تنگندار هنوز پابرجاست. برای رفع این مشکل فلکه­ ای قبل از ورود لوله­ ی تنگندار به مخزن نصب کرده ­ام و هر زمان که بارندگی شده و من در محل مخزن حضور دارم، این فلکه را می­ بندم که آب گل­ آلود وارد مخزن نشود. ولی اگر نباشم آب وارد مخزن شده و مدتها آب مخزن گل­ آلود خواهد بود.

آیا امکان شستشوی مخازن وجود دارد؟

بله مخازن دارای کف­شور هستند و هر وقت لازم باشد مخزن از آب تخلیه شده و آن را شستشو می­ کنم. سایز کف­شور مخزن اول ۱۰ است که تخلیه به کندی انجام می شود ولی مخزن دوم دو لوله ۱۰ و ۱۵ دارد که تخلیه را بسیار سریع کرده است.

آیا مخزن کنتور حجمی دارد؟ یعنی آیا مشخص است مصارف سالانه یا ماهانه آب چند لیتر است؟

متاسفانه کنتور حجمی نداریم. به دلیل شکستگی­ ها هم کاملا نمی­ توان برآورد دقیقی از مصرف داشته باشیم. مقدار مصرف هم در زمستان و تابستان بسیار متفاوت است. حتی در تابستان مصرف وسط هفته و آخر هفته خیلی فرق دارد. ما الان حتی در تابستان هم وسط هفته مشکل جدی کمبود آب نداریم و در این موقع سال که ورودی آب به مخازن در حدود ۱۰ لیتر در ثانیه است اغلب مخازن سرریز دارند. مگر آنکه شکستگی لوله داشته باشیم. اما برای پنج شنبه و جمعه بدون شکستگی لوله هم با کمبود مواجه هستیم و اگر تعطیلی چند روز ادامه یابد در نقاطی از روستا قطع آب خواهیم داشت.

من اطلاع دارم که مخازن آب شرب به لحاظ بهداشتی و امنیتی دارای حریم است و باید این حریم از مواد آلوده کننده محفوظ بماند و مانع از ورود افراد و خرابکاران باشد. در حالی که این مخازن سالها بدون حریم رها بود. خوبست که در سالهای اخیر حریم مخازن تا حدودی محفوظ شده ­اند.

بله زمانی بود که سقف مخزن خراب شده بود و آب باران وارد آن می­ شد. افراد مختلف می­ آمدند و روی سقف می­ خوابیدند. احتمال ورود حیوانات هم به داخل مخزن وجود داشت. در سال ۱۳۹۲ شروع کردیم و زمین­های اطراف مخزن را سروسامان دادیم و بالادست مخزن دیوار ساختیم و در اطراف زمین فنس کشیدیم. من ۳۵ میلیون تومان آن سال هزینه کردم و تمام اسناد اون رو برای اداره آب فرستادم ولی تنها تا حالا ۱۰ میلیون تومان آن را پرداخت کرده اند. من هنوز ۲۵ میلیون تومان برای محفوظ کردن حریم مخازن طلب دارم.

این موضوع آب دادن به نیکنامدهی­ ها چیست؟ افرادی به من اطلاع دادند و معترض بودند که چرا شورا و اداره آب به نیکنامدهی­ ها آب می­دهند در حالی که آب برای خود برگجونی­ ها کم هست و به بعضی از اهالی برگجون هم آب نمی­ دهند.

خبر واگذاری آب به اهالی نیکنامده درست است اما دقیق نیست. بله افرادی که اهل نیکنامده هستند از شبکه آب برگجون کنتور دارند اما ساختمان آنها در محدوده اراضی برگجونه. یعنی اونها از برگجونی­ها زمین خریده و داخلش ساختمان ساخته­ اند و آب گرفته ­اند. افراد غیربومی اهل تهران هم کنتور گرفته­ اند.

اما این موضوع جدید مربوط به تقاضای انشعاب آب در اراضی پایین دست پل جیرواست. اراضی بعد از پل رودخانه هم جزو زمین­های برگجونه. جالب است که اداره راه چون از سازمان آب و فاضلاب طلب داشت اجازه حفاری برای لوله ­کشی کنار جاده و عبور از پل را به ما نداد و واگذاری انشعاب فعلا منتفی شده اما مردم گمان می ­کنند به دلیل مخالفت آنها به این افراد آب نداده­ ایم.

وظایف شما در این شغل چیست؟

تمام امورات مربوط به شبکه آب شرب روستا با من هست. از سرزدن به چشمه ­ها و لوله­ های تامین آب تا مخازن و کلرزنی و شستشوی مخازن، تا کنتورخوانی و توزیع قبض (حدود ۱۰۰۰ مورد و در تمام سطح روستا) و همچنین مشکلات قطعی آب و تنظیم فشار و رفع شکستگی و …

هفته گذشته در سر چشمه بودیم که دیدیم آب لوله گل شد. باران نمی­ آمد و متوجه شدیم اتفاقی افتاده. فورا کارگری را فرستادم رفت دید یکی از اتصالات رابط لوله ­ها جدا شده و درست کرد. اما بارها این مشکلات توسط افراد و عمدی ایجاد شده است. البته گاهی هم ریزش سنگها سبب صدمه به لوله می­ شود. حتی یک بار ۵۰۰ متر لوله تامین آب را در مسیر اندار دزدیدند. در اثر دزدیدن لوله، آب جاری شده و راه اندار را تخریب کرده بود و آنها توقع داشتند من بروم و راه را درست کنم.

در زلزله بهار امسال هم آب چشمه بلنده ­بند پایین افتاده و سوار لوله نمی­ شود. باید برای این موضوع هم اقدام شود و با لوله­ کشی جدید آب این چشمه را دوباره به لوله انتقال متصل کنیم.

چه جالب. من در مقاله ­ای تاکید کردم بلنده ­بند و گمه­ آبشار محل یک گسل هست و احتمالا از شاخه­ های فرعی گسل مشا است. حالا می ­بینم که این نظریه درست بوده است. اگر این طور باشد­ با فعال­تر شدن گسل مشا نه تنها آب چشمه باز هم جابجا می­ شود بلکه خطر زلزله در بیخ گوش روستاست. بگذریم و به بحث خودمان برگردیم. از شکستگی­ ها چگونه با خبر می­ شوید و اگر هر یک از مشترکین با مشکل مثلا شکستگی لوله مواجه شد باید به شما زنگ بزند؟

در جاهایی که بستر زمین سخت است و لوله عمق زیادی ندارد آثار شکستگی و نشت آب در سطح زمین دیده می ­شود و مردم به من اطلاع می­ دهند. اما گاهی شکستگی مشخص نمی­ شود. به ویژه در سرده و روبار که زیر زمین زاغه (شهر زیرزمینی) یا شن هست هرگز شکستگی مشخص نمی­ شود. ما از روی مصرف زیاد آب متوجه شکستگی شده و با دستگاه باید آن را پیدا کنیم.

مردم در این مواقع و بروز مشکلات شکستگی و قطعی آب به من زنگ می ­زنند اما بهتر است به شماره ۱۲۲ زنگ بزنند تا این اتفاقات در اداره آب ثبت شود. البته آنها در نهایت به من اطلاع می­ دهند که برای رفع شکستگی یا مشکلات دیگر اقدام کنم.

چه مشکلاتی در کار دارید؟

مشکلات که زیادند. هنوز وضعیت انتقال مدیریت شبکه آب برگجون از اداره روستایی به شهری سامان نیافته است. من حدود ۸ ماه حقوق نگرفته­ ام. ۲۵ میلیون تومان هزینه­ کرد را از سال ۱۳۹۲ طلب دارم. شبکه روستا مطابق معمول شبکه­ های روستایی همه نوع سایز لوله ­ها را دارد ولی چون در شبکه شهری همه سایزها وجود ندارد الان با شهری شدن شبکه برای تامین لوله و اتصالات برخی سایزها با مشکل روبرو هستیم. شبکه روستا فرسوده شده و نیاز به تعمیرات زیاد شده است و من به تنهایی از پس همه کارها بر نمی­ آیم.

خوشبختانه در بعضی موارد هزینه­ ها را دهیاری می­ دهد وگرنه کارها گره می­ خورد. من هم صرفا بخاطر موضوعات حیثیتی تا حالا دوام آورده ­ام. و گرنه با این وضعیت مالی و اقتصادی نمی ­شود ادامه داد.

All-focus

یک دیدگاه

  1. درود فراوان به این هم وطن و دل سوز که باید ان را سقای بلگجون
    نامید.
    امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشه و تشکر قلبی منو از راه دور بپذیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *