خانه » ادبیات » ریشه‌یابی اسامی مکان‌های روستای برگ‌جهان

ریشه‌یابی اسامی مکان‌های روستای برگ‌جهان

مجتبی روح‌زنده، مهر ۱۴۰۰

بسیار برای شما پیش آمده به جایی تشریف برده‌اید که با اسامی ثقیل و ناآشنایی از نظر معنایی و یا هجایی نامگذاری شده است.

یا در محل زندگی خود با نام‌هایی روبرو شده‌اید که از استفاده نام آن مکان اکراه داشته و یا معنی آن همیشه به صورت علامت سئوالی در ذهن شما وجود داشته و در پی مفهوم آن بوده‌اید. حال وقتی با معنای آن مکان آشنا می‌شوید از ذکر و تکرار آن لذت برده و بعضا با افتخار نسبت به طرح آن اقدام می‌نمائید.

من به شخصه از کودکی دنبال فلسفه‌ی نام برگ‌جان بودم و وجه تسمیه نام برگ‌جان همیشه علامت سئوالی در ذهنم بود. علاوه بر نام خود روستا، در این روستا بی‌شمار اسامی باستانی و پرمحتوا هست که همیشه علامت سئوالی در ذهن من بود. علی ایحال با مطالعه هزاران صفحه کتابهای تاریخی و باستانی و ادبیات موفق به ریشه‌یابی اکثر اسامی این روستا شدم. قصد دارم به مرور آنها را ارایه کنم. امیدوارم مورد پسند خوانندگان و اهالی این منطقه قرار گرفته و باقیات و صالحاتی برای شادی روح پدربزرگم حاج محمود رضایی‌پور باشد.

پیشتر در ذیل مقاله ریشه‌ها و پیشینه‌های نام روستای برگ‌جهان، وجه تسمیه برگ‌جان را که به قدمت و قدیمی‌ترین نام این روستا اشاره داشت، به رشته تحریر درآوردم. آن را دوباره در زیر ارایه کرده‌ام. در ادامه مطالبی را در مورد دو منطقه دیگر یعنی سراسو و سو‌آستانه به سمع و نظر می‌رسانم.

نام و ریشه‌ی برگجان

در ابتدا باید بگویم ،همان طوری که در مقاله یادشده آمده، پسوندهای جن، جان و جین در پایان بسیاری از اسامی شهرها و روستاهای ایران وجود دارد که دلالت بر باستانی بودن این نقاط و قدمت چند هزار ساله آنها از زمان میترائیسم در ایران دارد. پسوندهای جین- جان – جن دلالت بر زایش و به معنای زن می باشد، هنوز هم در کردستان به زن ghen می‌گویند که واژه زن و هم ژن در زبان پهلوی به کار رفته است و چون پس از اسلام حرف ژ به ج تبدیل شده است از اینرو کلماتی مانند ژن به جن دگرگون گردیده است. ناگفته نماند که در زبان لاتین هم ژن به معنای زایش است و کلمه ژنتیک اقتباس از این واژه می‌باشد. نام‌هایی از قبیل ارسنجان ، اردجین، لاله‌جین، ارجان، لاهیجان، هندیجان و … همگی بر ایزدبانو آناهیتا که الهه و نماد زایش در باستان و نزد میترائیسم بوده است، دارد و این شهرها و روستا در هزاران سال قبل پایگاه این ادیان و جایگاه معابد این اقوام بوده است.

شما اگر در لغت نامه‌ها به معنی کلمه نرگ توجه کنید (نرگ: نرگ دره‌ای است عمیق مابین سلسله کوه‌های بلند که در آن پرتگاه و اشکفت و آودون و شیب و فرازهای گوناگونی وجود دارد). خروجی تحقیقات من بر این است که روستای برگ‌جان قدمتی پنج هزار ساله در طول تاریخ داشته، نام این روستا در زمان مهرپرستان (میترائیسم) نرگ‌جن بوده که دارای معبد بوده است و گمان من این است معبد آنها در محل امامزاده امروزی بوده است. ایرانیان باستان برای الهه آناهیتا هدایایی پیش‌کش می‌کردند که متاسفانه این هدایا که می‌توانست گواه و صدق این گفتار باشد از امامزاده به یغما رفته است. به دلیل جایگاه عالی این عبادتگاه هزاران سال بعد، از این مکان برای تدفین فرزند امام استفاده شد. عکس ساختمان قدیمی امامزاده دارای گلسنگ بوده و نوع معماری که از سنگ و ملات و در بعضی نقاط از ساروج بوده مربوط به دوره مهرپرستی می‌باشد.

البته همان طور که در مقاله یادشده آمده است، مهاجرت از این روستا به شهر و بالعکس باعث شده که همه دنبال نام زیباتری برای این روستا باشند و برگ‌جهان شایع شده است، در صورتی که نام (نرگ‌جن) عظمت و شکوهی در حد ایران زمین دارد.

معنای سو

سو در فرهنگ لغات دهخدا و عمید به معنای روشنایی یا پرتو نور می‌باشد. سو در فرهنگ جهانگیری به روشن و روشنی اشاره می‌کند. در لری بختیاری سو به دو معنی صبح و طلوع روشنایی استفاده می‌شود. در گویش دشتی استان بوشهر سو به روشنی صبح اشاره دارد. در گیلکی به روشنایی سو گفته می‌شود. برخی سو را به معنای نور و روشنایی گرفته اند چنان‌که می‌گویند سوی چشمانم کم شده است، این عبارت به معنای کم شدن دید شخص است. کورسو نیز اشاره به نور کم و باریک دارد.

نظر نگارنده بر این است که ریشه‌ی زبانی سو از سول نماد خورشید در باستان اخذ شده است و سو پرتوهای نور سول (خورشید باستانی) است.

در بسیاری از شهرها و مکان‌های ایران پسوند و پیشوند سو( Su_ So) نیز دیده می‌شود و در استان‌های شمالی از آن استفاده شده است. اسامی چون سوما، سوماموس، سوما‌سرا (صومعه سرا) و …

این اسامی از آن رو برای این مناطق انتخاب شده است که روشنایی بس خیره کننده‌ای در بعضی ساعت‌های روز و یا سال در این نقاط قابل مشاهده بوده است، زیرا این مناطق در هنگام طلوع خورشید و یا بعد از زمان بارش برف در هنگام برخورد تابش آفتاب، بسیار خودنمایی می‌کرده است و بازتاب نور خورشید در آن منطقه واقعا دیدنی و جذاب بوده است.

سراسو

سراسو از دو واژه سرا به معنای خانه، جایگاه، منزل و سو نیز به معنای نور و روشنایی تشکیل شده است. پس زیباترین معنا برای نام این منطقه جایگاه و منزل نور خورشید، و جایگاه روشنایی می‌باشد.

سوآستانه

سوآستانه نیز از دو بخش سو و آستانه تشکیل شده است. گفتیم سو به معنای روشنایی خورشید، و پرتو نور می‌باشد. آستانه هم به معنای بارگاه، درگاه و گذرگاه و توقف‌گاه و حتی زیارتگاه (آستانه قدس رضوی) معنا شده است.

به این ترتیب سوآستانه بارگاه نور و روشنایی یا توقف‌گاه روشنایی معنا می‌شود و حتی می‌توان از این مکان به زیارتگاه نور نام برد. احتمال این هم وجود دارد در زمان مهرپرستی و دوره رواج دین زرتشت از این منطقه برای مناسک مذهبی استفاده می‌شده است.

۲ دیدگاه

  1. سلام آقا مجتبی عزیز از اینکه نسبت به روستای مادری و پدربزرگ خود مرحوم حاج محمود و مرحومه حاجیه خانم توجه نشان داده‌اید بسیار خرسندم و از شما تشکر مینمایم. در مورد وجه تسمیه بلکه جان توضیحات بسیار ارزنده‌ای مرقوم فرمودید. جهت تکمیل مطلب شما لازم است بیان کنم که نماد میترا یا آناهیتا در امامزاده نبوده بلکه امامزاده نماد ورود اسلام به روستا ست. نماد آناهیتا در گردنه سول بوده که به آن قلعه دختر می گویند و آثار کمی از جمله آجرهای پخته و تکه های کوزه به رنگ آبی فیروزه‌ای باقیمانده

  2. مجید آقا سلام ممنون که مطالب پر از ایراد من رو خوانده و مورد نقد قرار دادید. همانطوری که مستحضرید قراردادن هدایا در قبور از رسوم اعتقادی قبل از اسلام بوده، مهرپرستان به روز قیامت اعتقاد داشته و برای همین برای مردگان خود در قبور توشه سفر آخرت قرار می دادند. ارزش این هدایا متناسب با جنسیت، جایگاه اجتماعی و شغل متوفی بود. مثلا معتقد بودند زنان در قیامت حوری می شوند. برای همین برای زنان و دختران گردنبند، گوشواره، النگو و یاره و پابند می بستند. برای مردان ابزار کار او در زمان حیات را در قبور گذاشته تا در مسیر آخرت کمک حال او باشد. یک کوزه آب و یک کوزه گندم هم برای همه عمومیت داشته است، برای روحانیون بزرگ قوم هم هدایای ویژه در قبور گذاشته و در معابد نیز برای الهه ها هدایا و نذورات قرار می دادند. امامزاده دارای هدایا بوده شما میدانید مسلمانان داخل قبور به همراه مردگان چیزی قرار نمی دهند. علی ایحال پیش بینی جنابعالی مبنی بر زیارتگاهی دیگر در گردنه سول نیز مورد تایید است. در حال حاضر روستا چند مسجد دارد در باستان هم معابد و زیارتگاهها در روستا پراکنده بوده و بیش از یکی قابل تصور است. ضمنا در مورد پسوند دختر برای قلعه ها لازم به توضیح است ایرانی باستان به قلعه های بکر و غیر قابل دسترسی پسوند دختر میداد. همانگونه در اکثر شهرها قلعه با پسوند دختر وجود دارد. مطالب زیاد ولی دور از حوصله جنابعالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.